• 5:59 بعد از ظهر

  • 1400-06-27

  • کد خبر: 16255

حقیقتِ شهریار؛ اسیرِ تحریف، تمسخر و تحریم

دو گروه با دو روش مختلف سعی نمودند وجه ادبی شهریار را تخریب کنند. نخست پان ایرانیست‌ها و سلطنت طلب‌ها که اساسا به فرهنگ اقوام هیچ اعتقادی نداشته و ندارند.از سوی دیگر جریان وابسته قومگرا با تکیه به چند شعر، بدون در نظر گرفتن مقتضیات و مقدمات و موخرات زمانی، شهریار را شاعری قوم‌گرا معرفی کنند.

گروه فرهنگی آناج/نوید مستفیضی؛ 27 شهریور سالروز درگذشت محمد حسین بهجت تبریزی است که به حق او را شهریار ملک سخن می‌دانند. با وجود جایگاه درخشان شهریار و منظومه جامع شعر وی، شخصیت فکری و ادبی شهریار در طول سالیان متمادی مورد بی‌مهری، بایکوت، تمسخر و در نهایت تحریف قرار گرفته است.

حق پرستی نخستین چالش شهریار

یکی از عمده‌ترین علل بایکوت شهریار، صداقت و حق پرستی وی بود که حاضر نشد شعر و هنرش را به خاطر مسائل مالی و مادی مثل کالا بفروشد، رهبر انقلاب که علاقه عجیب به شاعر دلسوخته تبریزی داشت، در این باره می‌فرمایند: «شهریار یک شخصیت نظیف و پاکیزه و دارای خصال برجسته اخلاقی بود. یک انسان متواضع، حق پرست،‌ پارسا، صمیمی‌و صادق بود که حاضر نشد کالای شعرش را به کسی بفروشد؛ در زمان حیاتش به اوج شهرت رسید اما تسلیم درخواست طاغوت نشد.»

عزت نفس شهریار آنچنان بالا بود هیچگاه حاضر نشد هدیه دربار پهلوی را بپذیرد. مرحوم اصغر فردی از شاگردان استاد در این باره می‌گوید: «در سال ۱۳۴۹ دربار پهلوی برای انتخاب شاعر ملی توسط شجاع‌الدین شفا و مهرداد پهلبد به شهریار پیغام می‌دهد که شاه عزم اعلان استاد در مثابه شاعر ملی ایران را دارد. آنها برای شهریار که در آشیانی پای در تنگ دامن کشیده بود؛ خانه‌ای در شمیران خریده و سند را در جوف خفیه آورده بودند. شهریار این بیت را مترسلا به پیشگاه شهبانو بداهه‌‌نویس می‌شود:

میکده چون به باد شد، دعوت من به باده کرد
روغن ریخــته‌ اسـت کو، نــذر امــام‌زاده کرد

البته شهریار در دوران پس از انقلاب هم که 2 بار از سوی رئیس جمهور وقت با هدایای مالی مورد تفقد قرار گرفت اما در هر دو مرتبه مبالغ هدیه‌ها را بی درنگ صرف امور خیریه می‌کند.»

تمسخر به خاطر برهم زدن جشن‌‌‌های 2500 ساله سلطنتی

فاصله گذاری شهریار با حکومت پهلوی فقط به امتناع از هدیه‌ها نبوده است. مبارزات فرهنگی وی با برنامه‌های ضد فرهنگی رژیم پهلوی قابل توجه است. شهریار در مهرماه سال ۱۳۵۰ برای تحت پوشش دادن جو جشن‌های ۲۵۰۰ ساله سلطنت (برابر با ۲۰ تا ۲۴ مهر ۱۳۵۰) و پیشگیری از حضور شعرا در این مراسم شخصا و با امضای کارت دعوت توسط خود به برگزاری «کنگره سراسری شعر فارسی» اقدام کرد و ۳۰۰ تن از شعرای کشور را به جای شیراز به تبریز کشانید که برخی از نوپردازان معلوم‌الحال مانند اخوان، شاملو، براهنی و اسماعیل خویی آن کنگره را تحریم کردند.

اقدام فرهنگی که به مذاق شاعران وابسته فکری دربار اعم از روشنفکران و سلطنت طلب‌ها خوش نیامد و نشریات مختلف با درج کاریکاتورهای موهن از شهریار کینه خود را نسبت به این سید بزرگوار نشان دادند.

جالب اینجاست این خط توهین و تمسخر استاد شهریار با وجود گذشت سال‌ها از درگذشت وی همچنان فعال است که نمونه‌‌‌های آن را در پست‌های صفحات و کانال‌های شبکه‌‌‌های اجتماعی یک جریان خاص مشاهده می‌شود.

علاوه بر این در آن سال‌ها که غزل عاشقانه و عارفانه رونق خاصی در محافل هنری و موسیقایی در رادیو و تلویزیون داشت، شهریار با وجود سرودن غزل‌‌‌های شورانگیز از این برنامه‌ها سهمی‌نداشت!

معنویت و مذهب؛ جایی که خط فکر شهریار از روشنفکران جدا شد

شهریار بر خلاف غالب جریان شعرای هم دوره خود انس عجیبی با قرآن و معنویات داشت، بهره گیری وی از مفاهیم بلند دینی، سرودن اشعار بی نظیر آیینی وی را در تراز شعرایی چون حافظ در تاریخ ادبیات فارسی ایران قرار می‌دهد، ماجرای رویای صادقه وی و مرحوم آیت الله مرعشی نجفی در سرودن شعر علی ای همای رحمت مساله ساده ای نیست که بتوان از آن گذشت. مشخص است در جو جریان فکری منحط دوران طاغوت شهریار با این روحیه بایکوت میشود، همانگونه که هم شد.

انقلابی گری شهریار اوج بایکوت و تحریف

شهریار از جمله شخصیت هایی بود که وقوع انقلاب اسلامی‌را پیش بینی کرده بود و در تمامی‌مبارزات با پشتوانه فکری و ادبی خود رستاخیز قیام مردم ایران را همراهی کرد. رهبر انقلاب در این باره می‌فرمایند: «وقتی انقلاب پیروز شد، او با همان روحیه‌ی دینی و ذهنیت صاف و روشن خودش، از انقلاب استقبال کرد.

در همه‌ی مواقع حساس انقلاب، او نقش موثری ایفا کرد. یک جنگ هشت ساله بر ما تحمیل شد که یکی از سخت‌ترین تجربه‌های ما بعد از انقلاب بود. تعداد شعرهایی که شهریار برای جنگ گفته؛ حضوری که او در مراکز مربوط به جنگ، مثل همایش‌‌‌های مربوط به جنگ و شعر جنگ پیدا کرده و مدحی که او از بسیج عمومی‌مردم یا از سپاه یا ارتش کرده، به قدری زیاد است که اگر انسان نمی‌دید و نمی‌شنید و خودش لمس نمی‌کرد، به دشواری می‌توانست آن را باور کند.

مردی در حدود هشتاد سال سن – بلکه بیش از هشتاد سال – در مجامع شعری حضور پیدا کند و برای هر مراسمی، شعر یا شعرهایی بگوید! این در حالی بود که از مثل او، چنین توقعی هم نبود. این، نشان ‌دهنده‌ی نهایت اخلاص و صفا و بزرگواری آن مرد بود.

به‌هرحال، شهریار یک شاعر اسلامی‌و انقلابی بود. من خبر داشتم در همان اوقاتی که شهریار برای انقلاب می‌سرود، یک عده از روشنفکران وابسته به رژیم گذشته که با او سابقه‌ی دوستی داشتند، مرتب فشار می‌آوردند، نامه برایش می‌نوشتند و شعر در هجوش می‌گفتند. حتی اطلاع داشتم که رفته بودند و او را ملامت کرده بودند که تو چرا برای انقلاب اسلامی، این‌طور دل می‌سوزانی!؟ و او مثل کوه ایستاده بود.»

با این وجود این بُعد مهم شخصیت شهریار به شدت مغفول مانده است. گویا همان جریانی که روزی پیش از انقلاب شهریار را روی جراید با کاریکاتور به سخره میگرفت پس از انقلاب این وجه شهریار را در پستو نگاه داشته است و یک شهریار ملول و خسته از عشق زمینی را به نسل‌‌‌های امروز معرفی می‌کند.

اصغر فردی در این خصوص می‌گوید: «خیلی‌ها از گرایش مرحوم شهریار به انقلاب اسلامی‌ناراضی و ناراحت بودند و هستند؛ در حالی که اگر بزرگترین شاعر فرانسه همراه و همدل انقلاب کبیر این کشور بود، اشعار او را بر ورق زر می‌نوشتند، آن هم همزمان با سرایش شعر نه پس از ۳۰ سال.»

اصالت فرهنگ آذربایجانی شهریار در میان تحقیر پان ایرانیست‌ها و تحریف قومگراها

شعر هیچ شاعری به اندازه شهریار در میان محاورات مردم آذربایجان نچرخیده است، صفا، خیال پردازی شاعرانه، صمیمت، تصویر سازی و لطافت شعر ترکی شهریار چنان بالاست که همراه همیشگی مردم منطقه آذربایجان شده است.

با این وجود دو گروه با دو روش مختلف سعی نمودند این وجه ادبی شهریار را تخریب کنند. نخست پان ایرانیست‌ها و سلطنت طلب‌ها که اساسا به فرهنگ اقوام هیچ اعتقادی نداشته و ندارند. به همین بهانه شهریار را با آنکه در شعر فارسی تبحر بی‌نظیری داشت او را شاعری درجه 2 و 3 معرفی میکنند. عمق کینه توزی این جریان تا آنجا بود که ساواک با یورش به خانه شهریار دیوان حیدر بابا را به سرقت برد تا مانع انتشار آن شود!

از سوی دیگر در سال‌های اخیر جریان وابسته قومگرا با تکیه به چند شعر بدون در نظر گرفتن مقتضیات و مقدمات و موخرات زمانی شهریار را شاعری قوم‌گرا معرفی کنند! این تحریف فقط مربوط به این جریان نبوده، استفاده از ملودی سرود رسمی‌دولت دست‌ نشانده‌ پیشه‌وری (سال‌های تجزیه‌ آذربایجان) را برای بخشی از موسیقی متن فیلم شهریار متاسفانه تلاشی در همین راستا بوده است.

شعر شهریار یک منظومه درخشان از معنویت، اصالت فرهنگی، حق گویی و زیبایی‌‌‌های ادبی است. شهریار یک شخصیت ملی است که باید همه ابعاد شخصیتی و فکری وی برای جامعه شناخته شود تا او را همانگونه بوده معرفی شود.

انتهای پیام/

دیدگاه ها:

    سلام‌درآذربایجان‌مگر‌قوم‌گرا‌داریم‌…اگر‌منظورتان
    کسانیست‌که‌از‌حاکمیت‌میخواهند‌زبان‌ملی‌ومادری
    ترکی‌درمدارس‌تدریس‌شود‌….خوب‌در‌دنیا‌حداقل
    چند‌میلیارد‌بشر‌به‌زبان‌مادری‌خود‌درس‌
    میخوانند‌‌‌‌الله‌الله‌‌این‌‌اتهام‌را‌بسنجید‌وتصحیح‌یا‌تاکید
    نمایید

    مرحوم شهریار هم برای تخت جمشید طاغوتیان شعر گفته هم برای بسیجیان انقلابی.مرحوم هم برای بزرگی زبان فارسی شعر سروده و هم برای مظلومیت زبان مادری اش که تورکی باشد. برداشتها متفاوت است ولی بنده به شخصه از نامگذاری روز وفات ایشان بنام روز شعر و ادب زبان فارسی گله دارم که این هم کار همان ایرانشهریها و یا پان ایرانیستهاست که اگر تدبیری نشود در آینده تبدیل به یک مساله خطرناکی خواهد شد که مملکت را به تجزیه سوق خواهد داد.چون نفوذ پان ایرانیستها در ارکان نظام بضوح قابل رویت است و با این کار میخواهند با تحریک مردم تورک ایران موجبات اعتراضات سراسری را فراهم آورند همانند کاریکاتور روزنامه ایران در سال 85….باید این نام نحس تغییر یابد و روز ملی شعر و ادب ایران نام بگیرد…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *