• 5:56 قبل از ظهر

  • 1400-04-05

  • کد خبر: 12987

معادلات روسیه و ترکیه در کریدور زنگه‌زور

با محدودتر شدن امکان‌پذیری توسعه سیاست خارجی اسلام‌گرایی ترکیه در منطقه، آنکارا سیاست تُرک‌گرایی و اوراسیاگرایی خود را به شدت تقویت کرده و اتحاد راهبردی با جمهوری آذربایجان را سنگ زیربنای آن می‌بیند؛ امضای بیان‌نامه شوشا و توافق بر سر «دفاع مشترک» را می‌توان مهم‌ترین مصداق آن دانست.

آناج-گروه ترکیه و قفقاز؛ با وجود گذشت بیش از ۶ ماه از امضای توافق آتش‌بس میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان با وساطت روسیه، پایبندی و یا عدم پایبندی به مفاد آتش‌بس به از سوی ارمنستان آینده وضعیت حقوقی و دموگرافیک منطقه را در هاله‌ای از ابهام قرار داده است.

در این اثنا، به دلیل اهمیت وافر ژئوپلیتیکی و اقتصادی، وضعیت زنگه‌زور و لاچین مندرج در موافقت‌نامه آتش‌بس ابعاد بین‌المللی به خود گرفته است، به گونه‌ای که وضعیت دو کریدور فراتر از منافع ملی جمهوری آذربایجان و ارمنستان می‌باشد.

از یکسو باز شدن دو کریدور به ویژه کریدور زنگه‌زور (ارتباط‌دهنده جمهوری آذربایجان با نخجوان و ترکیه) مورد حمایت برخی قدرت‌های جهان مانند چین و انگلیس قرار گرفته است. چین باز شدن این کریدور را به نفع پروژه بزرگ خود موسوم به «کمربند» و انگلیس نیز آن را کریدور جدید برای همکاری بین‌المللی در آسیای مرکزی و قفقاز می‌بیند.

از سوی دیگر روسیه منافع متعارضی در باز شدن این کریدور (زنگه‌زور) دارند. روسیه مطابق سیاست قدیمی‌این کشور مبنی بر «برد نامحسوس و باخت نامحسوس» به هدف خود در این کریدورها رسیده است.

از یک‌سو و روسیه برای اولین بار پس از فروپاشی شوروی توانست چندین هزار نیروی نظامی‌خود را تحت نام صلح بانی (به همراه تجهیزات راداری و شناسایی) وارد قفقاز جنوبی کند و بار دیگر خود را ناجی جمهوری‌های گسسته از شوروی نشان دهد. اما ناگفته پیداست که بزرگ‌ترین هدف روسیه در این امر در دست داشتن کنترل چنین شاه‌راه‌هایی (در صورت باز شدن و یا عدم باز شدن آن‌ها) می‌باشد.

روسیه بر این باور است که اگرچه که کشورهایی مانند چین و انگلیس منافع تعریف‌شده‌ای در این دالان دارند اما کنترل این دالان برای منافع روسیه حیاتی می‌باشد.

در موضعی کاملاً متقابل، ترکیه اهداف خرد و کلان، کوتاه‌مدت و بلندمدت گوناگونی برای کریدور زنگه‌زور  تدوین کرده است.

با محدودتر شدن امکان‌پذیری توسعه سیاست خارجی اسلام‌گرا در منطقه، ترکیه سیاست تُرک‌گرایی و اوراسیاگرایی خود را به شدت تقویت کرده و اتحاد راهبردی با جمهوری آذربایجان را سنگ زیربنای آن می‌بیند. امضای بیان‌نامه شوشا و توافق بر سر «دفاع مشترک» رامی‌توان مهم‌ترین مصداق آن دانست.

به‌عنوان برآیند پیچیده‌ای از منافع اقتصادی و حیثیت ملی، کریدور زنگه‌زور قفقاز به منافع محل تلاقی منافع قدرت‌های منطقه‌ای و فرا منطقه‌ای تبدیل شده است.

در این میان رقابت میان ترکیه و روسیه را می‌توان پیش برنده تحولات در آینده خواند. ترکیه از یک‌سو بر منافع اقتصادی و فرهنگی حضور خود در این منطقه تأکید دارد و از سوی دیگر نیز به طور متوسط هر هفته ۸ فروند هواپیمای تجاری نظامی‌خود را به جمهوری آذربایجان می‌فرستد. در مقابل نیز روسیه در حال مستحکم‌تر کردن جای پای خود در معادلات امنیتی ارمنستان می‌باشد.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *