موسسه کوثر
مدرسه میثاق
آیا درد افزایش چند صد هزار تومانی عوارض خروج از کشور میلیاردرها را به داد آورده است؟
  • 1396/09/26 12:05
  • 94913
در هیاهوی اعتراض سلبریتی‌‌ها به سیاست‌‌های روحانی؛

آیا درد افزایش چند صد هزار تومانی عوارض خروج از کشور میلیاردرها را به داد آورده است؟

عجیب است که هنرمندان و بازیگران در برابر عوارض خروج از کشور فریاد می‌‌زنند اما پیش‌‌تر چشم‌‌هایشان را به سفره‌‌های تنگ محرومین بسته بودند.

گروه سیاسی آناج/حسین نجفی: چند روزی است که واکنش هنرمندان و ورزشکاران در قبال سیاست‌‌‌‌‌های اعلامی دولت، عموما پس از تصویب نرخ جدید هزینه‌‌های تعویض پلاک ، عوارض خروج از کشور و غیره، فضای مجازی را تحت تاثیر خود قرار داده است. در این واکنش بازیکنان یا بازیگرانی که خود را برای رای آوری روحانی پیش انداخته بودند ، امروز آرزوی پس روی تاریخ را دارند تا بتوانند حمایت خود را از ایشان پس بگیرند. اما مگر چه اتفاقی افتاده است که آنان را تا این حد آزرده خاطر کرده است؟ آیا صرفا دریافت چند ده هزار تومان بیشتر می‌‌تواند چنین واکنشی را بر انگیزاند؟

از بد روزگار و از قضا سرکنگبین صفرا فزوده است، آنان که یک عمر از پول لایزال بیت المال منتفع شده و طلبکارانه با دور زدن قانون مبالغ بیش از قراردادهای نجومی‌‌شان دریافت کرده‌‌اند، تا درقبال بازی‌‌های آبکی مبالغ میلیاردی بگیرند و در بهترین شرایط هم به زمین و زمان بد گفته‌‌اند ، امروز به پست اعمال فشارهای دولت سلبریتی‌‌ها برای کسری بودجه خورده‌‌اند.

بحث درباره پول‌‌های دریافتی آنان بابت دوران بازیکنی یا بازیگری‌‌شان مجال دیگری را می‌‌طلبد و فعلا مساله ما این نیست، بلکه بحث بر سر یک اتفاق تاریخی می‌‌باشد که قرار است خوش به حال‌‌های ما زیر چرخ‌های سیاست‌های نئولیبرالی کمی و کم‌‌تر از کمی رنجشی را تحمل کنند.

این بار قرار است عزیزان بالانشین فقط چند ده هزار تومان تحت فشار باشند تا بدین طریق صدای مظلومیت شان گوش فلک را کر، کرده باشد. نمی‌دانم چرا این اعتراضات هنگامی که پای طبقه پایین جامعه را می گرفت رخ نمی‌‌داد؟

ما در وضعیتی هستیم که کسری بودجه دولت باید جبران شود و اینجاست که دیگر حجم شیره کارگران و کارمندان همیشه مالیات ده، جواب گوی نیست. پس از بالا بردن چندین باره قیمت سوخت به نام هدفمندی ،و چندین سال بازی روانی با ذهن مردم بابت قطع و وصل یارانه‌ها، تحمیل تورم حاصل از سوء مدیریت رفقا به مردم، حال کمی هم احتمالا نوبت به باد آورده‌‌‌‌ها رسیده است.

اما آیا این عزیزان تا امروز کور بودند و نمی‌دیدند که دولت چکار می‌کند؟ آیا ایشان نمی‌دانستند که دولت طرفدار بازار آزاد به هیچ کسی و هیچ آرمانی رحم نمی‌کند؟ نه به صلح رحم می‌‌‌‌‌کند نه به آزادی؟ آنچه برای بازار مهم است حذف همه یارانه‌هاست، حذف همه حمایت‌‌هاست، دانشگاه‌‌ها باید آزاد باشد، بیمارستان‌ها و مدارس باید آزاد باشد، صنایع باید بدون هیچ حمایتی پیش بروند، یا شکست می‌خورند یا پیروز می‌‌شوند، اگر صنایع به کل زمین بخورد دولت نباید به آنان کمکی کند، حتی اگر این زمین خوردن‌‌ها به قیمت له شدن چند ده هزار نفر در زیر چرخ‌های توسعه باشد.

تجربه پینوشه، تاچر و ریگان احتمالا واضح و گویا باشد، وضعیت عراق با آن همه ثروت خدادادی ، وضعیت یونان ، اسپانیا و ... که هیچ مشکلی از بابت تحریم ، جنگ و منابع ندارند باید عبرت آموز باشد .

اما از بدبختی ما این خوش به حال‌‌های به اصطلاح سیلیبریتی‌‌های والاتبار ، فهمشان در حد فیلم های رویای آمریکایی (American Dream) است و برای همین تصوراتشان از دنیا فانتزی و موجه است. رویایی که در آن همه فرصت برابر دارند و هر خواهنده ای با تلاش بیشتر و مداومت می تواند آمال خود را تحقق ببخشد و می تواند با اصلاح درون و تلاش بیشتر آنچه را که می خواهد بسازد.

در رویای آمریکایی در بیرون مانعی وجود ندارد و این مائیم که باید بر خودمان فائق بیایم . برای همین است احساس کردند کسانی که شعار های عاج نشینان برابری و برادری را افاضه کنند ، از موسیقی والا ، هنر برای هنر،زبان گفتگوی عاقلانه با دنیا ، دم بزنند فتح بابی برای رفع این مانع درونی در کشور و حرکت به سوی سرزمین رویاهایشان خواهد بود. اما ای کاش ایشان به جای فیلم های فانتزی و عاشقانه چند مستند انتقادی درباره اقتصاد تاریخچه مختصر « یا » دکترین شک « جهان ، و به جای خواندن رمان های اخلاق مدارانه کمی هم کتابهای پولانی را می خواندند ، تا متوجه می » دگرگونی بزرگ « و اگر کمی سواد اقتصادی تاریخی دارند » نئولیبرالیسم شدند که بازار با کسی شوخی ندارد . ای کاش ایشان می دانستند که نه تنها ورزش بازار است بلکه هالیود خود مولد و مبلغ بازاری شدن هنر است ، آموزش و صنعت خود در خدمت بازار است .

آنان باید می‌‌فهمیدند که بازار ناموس دولت های نئولیبرال است نه آزادی . آزادای فردی ، جامعه مدنی ، حقوق شهروندی مفاهیم فانتزی و عشقولانه فرانسوی هستند که برای قصه ها هنگام خواب خوش به حال ها خوب است برای تخیل و تخدر. برای نئولیبرالها آزادی اقتصادی مقدم بر دموکراسی است ، برای ایشان عقل کل بازار است و جایی برای عقل کل وجود ندارد. صلح خود به خود توسط دست نامرئی بازار به وجود می آید ، اما باید می دانستند که این دست‌های چدنی در زیر دستکش های مخملی برای حفظ بازار به خط شده‌‌اند .

باید تاکید کنم که بحث بر سر لزوم صلح و صفا یا آزادی بیان و آزادی های فردی نیست، بحث بر سر اینکه باید بخش خصوصی باشد و مردم خود بتوانند اقتصاد را اداره کنند نیست ، بحث بر سر محدود کردن دموکراسی و جمهوریت نظام نیست ، بلکه بحث بر سر این است آنهایی که آن روز خود را برای رای آوری نئو لیبرالی ها فدا می کردند ، آیا می دانستند چه کار می‌‌کنند؟ بر فرض که این چند ده هزار تومان افزایش که خرج حیوانات خانگی ایشان هم نمی شود نمی بود آیا اینها نمی دانستند از چه چیزی حمایت می کنند ؟

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 1
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •