مدرسه میثاق
موسسه کوثر
30 سال تلاش کردم تا سبکم را در ایران به ثبت برسانم/ چرا اولینِ شهر اولین‌ها حمایت نمی‌شود؟
  • 1396/06/20 15:28
  • 90401
بنیانگذار سبک جوکای کونگ‌فو در گفت‌وگوی تفصیلی با آناج/ بخش اول؛

30 سال تلاش کردم تا سبکم را در ایران به ثبت برسانم/ چرا اولینِ شهر اولین‌ها حمایت نمی‌شود؟

بنیانگذار تبریزی سبک رزمی «جوکای کونگ‌فو» می‌گوید بعد از 30 سال تلاش بی‌وقفه توانسته است این سبک را در کشورمان به ثبت برساند اما این پروسه در جهان فقط در طی چند سال به وقوع پیوسته است!

گروه ورزشی آناج: انسان از آغاز زندگی اجتماعی برای رهایی خود از تهی‌ها، رنج‌ها، ناهنجاری‌های روانی، ناراحتی‌های فکری، معضلات اجتماعی، تارهای به هم پیوسته مادی که مثل زنجیر محکم دل‌های انسان‌ها را به اسارت کشیده‌اند، تلاش بسیاری کرده است و برای رساندن ناخودآگاه به خودآگاه و روشن شدگی (اشراق) تمرینات و کارهای فیزیکی زیادی انجام داده است تا بلکه بتواند روح خود را آرام و دلش را زنده، فکرش را باز و دیدارش را به دنیایی تازه باز کند. 

بیش از سه هزار سال پیش انسان‌هایی برای نجات بشریت آمده‌اند و در این راه خیلی آزار و اذیت و شکنجه‌های طاقت‌فرسا کشیدند ولی هرگز از راه خود دست بر نداشتند. از پیامبران یهود، نصاری، بودا، زرتشت، در آخر حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی (ص) را می‌توان نام برد که همه بخاطر رهنمون ساختن انسان به سوی رستگاری، آرامش و روشن شدگی (اشراق) برگزیده شده‌اند. همه اولیاء الهی هدفشان جز نیکی و رستگاری نبوده و انسان‌ها را به یک منزل که همانا سعادت بشریت در آن است، دعوت کرده‌اند و این همان قدرت لایزال الهی است که سرچشمه تمام قدرت‌ها در اختیار اوست.

با این پیش‌گفتار می‌خواهیم بگوییم که خیلی از انسان‌ها در عصر حاضر هستند که برای نجات بشریت از جان مایه می‌گذارند و هیچ موقع به فکر خود و زندگی‌شان نیستند و همه آنها روی یک خط و مشی و با هدف مشخص قدم می‌گذارند. این افراد برای خود تلاشگر خوبی نیستند بلکه از جان و مال برای رسیدن به آرمان خود دست می‌کشند تا بلکه بتوانند آن نظر و ایدولو‍‍ژی که دارند، به مقصد نهایی رهنمون سازند.

در جامعه‌ی ما و دنیا تعداد این افراد کم نیست همانند دکتر شریعتی‌ها و استاد شهید مطهری‌ها که برای بیدار کردن نسل نوجوان و جوان کشورمان از جان و مال مایه گذاشتند تا به هدف مقدس خویش نائل شوند. مبتکر و ابداع کننده‌ی هنر رزمی کونگ‌فو جوکای نیز برای رسیدن به هدف خویش که همان ارائه سبک و روشی که برای نسل نوجوان و جوان کشورمان راهکار سلامت جسمانی و روانی باشد، تلاش‌های بسیاری کرده است. با ابداع این شیوه خواسته است بگوید ما نیز قدرت آن را داریم که به جهانیان نشان دهیم همان طور که ایران ما مهد تمدن و فرهنگ بوده، توان آن را دارد که به دنیا سبک رزمی ارائه نماید که ساخته و پرداخته این دیار باشد. 

بنیانگذار هنر رزمی جوکای آترد (جوکای کونگ‌فو) استاد بزرگ غلامرضا نقدی می‌باشد. او در سال 1346 در شهرستان تبریز در یک خانواده  مذهبی و معمولی متولد و در دوران تحصیل در مقطع ابتدایی با هنرهای رزمی آشنا و شروع به فعالیت در ورزش رزمی کاراته «کان -ذن - ریو» نمود. مدتی بعد در کنار این رشته رزمی در ورزش ژیمناستیک نیز مشغول آموزش و تمرین شد که بعد از چندین سال فعالیت با تحقیق و مطالعات و تمرینات بسیار زیاد در سال 1363 هنر رزمی جوکای  را ابداع نمود، در حالیکه ایشان فقط در «کارته» سبک «کان - ذن - ریو» کار کرده بود از آن سال شروع به آموزش این سبک رزمی در شهرستان تبریز نمود.
 


در توضیح این سبک باید گفت به طوری که از نامش پیداست حروف «جوک» از «یوگا» یا به قول هندیان از جوکی آن، ورزش و نرمش هندیان و «ای» از نام وطن عزیزمان ایران برگرفته شده است که علت اصلی آن استفاده از نرمش های «یوگا» در این سبک رزمی می‌باشد. در این سبک علاوه بر آموزش‌های تکنیکی دست و پا مبارزات آماتوری و حرفه‌ای و حرکات یوگا، روش‌های ذن (تمرینات تفکری) آموزش داده می‌شود زیرا همان طور که سعی می‌شود جسم انسان از نظر فیزیکی قدرتمند و مستعد باشد باید روح آدمی نیز در کنار آن تقویت گردد تا به آرامش و روشن شدگی برسد و با دید وسیع‌تر به دنیای واژگون نظاره کند.

«جوکای آترُد» سیستمی از هنرهای رزمی کاملاً ایرانی است و تشکیل یافته از هنرهای ابداعی که با وجود تأسیس در کشورمان به شدت مظلوم واقع شده بطوریکه ثبت این سبک در ایران حدود 30 سال به طول انجامیده و این درحالی است که ثبت جهانی آن فقط طی چند سال صورت گرفته است؛ با حضور در محل باشگاه بنیانگذار این سبک گفت‌وگویی با وی ترتیب داده‌ایم که بخش اول آن را به شرح زیر پیش‌رو دارید:

آناج: استاد از پیدایش این سبک بفرمایید و اینکه چگونه آن را به ثبت رساندید؟

بسم الله الرحمن الرحیم. با نام خدا آغاز میکنم که نامش سرآغاز هر چیزی هست و خدمت شما هم خیرمقدم عرض می‌کنم. سبک جوکای کونگ‌فو در دهه‌ی 60 و در سال 63 توسط شخص بنده و ایده‌ها و روش‌هایی که داشتم، بنیانگذاری شده است. بنده در دهه‌ی 50 فقط کاراته کان‌ ذن ریو کار کرده بودم که بعد از مدتی وقفه، در سال 63 این سبک را تأسیس کردم. سبک در ابتدای کار به منطقه‌ی شمالغرب کشور اختصاص یافت، سپس به فکر توسعه افتادیم و تا سال 70 یکسره در این سبک کار کردیم. بعد از آن با مشکلاتی روبرو شدیم از جمله مجوز که در اخذ آن با سخت‌گیری فدراسیون مواجه بودیم؛ این از بزرگترین عیوب مسئولین ماست، آن زمان بنده هر کجا رفتم حتی به فدراسیون کاراته که تنها جایی بود که می‌توانست برای ما مجوز صادر کند، برای اخذ مجوز مراجعه کردم، گفتند این سبک من‌ درآوردی هست. از همان زمان بنده سعی کردم درباره‌ی کلمه‌ی من درآوردی توضیح بدهم و این مسئله تا سال 93 طول کشید. سی سال روی این موضوع تلاش کردم تا بگویم من درآوردی یعنی چه؟! همه چیز از من درآوردی، ابتکار و نوآوری شروع می‌شود. ما نیز خیلی تلاش کردیم تا این نوآوری و ابتکار خود را تحویل جامعه بدهیم اما متأسفانه حمایتی از جانب مسئولین مشاهده نکردیم. در اثر همین فشارها از سال 74، 75 به سمت ووشو رفتم تا بتوانم اهداف خودم را در این رشته پیاده کنم. مربیگری خودم را در ووشو گرفتم در حالی که نیازی به این کار نبود چون خودم سبکی را ارائه داده بودم اما به این دلیل که مجوز فعالیت نداشتم بالاجبار در این رشته مدرک مربیگری گرفتم. در سال 81 با انجمن بین‌المللی کونگ‌فو آغاز به همکاری نمودیم و تحت تأثیر مدیریت آنها توانستیم مسابقات استانی، کشوری و استاژ فنی برگزار کنیم؛ نمی‌دانم چه مسائلی پیش آمد که بعد از چهار سال فعالیت، انجمن بین‌المللی کونگ‌فو نیز منحل شد! بعد از این اتفاق بازهم ما سرگردان ماندیم و نتوانستیم خود را به جایی برسانیم. این مسائل ما را خیلی تحت فشار قرار داد بطوریکه تا دهه‌ی 90 در رشته‌ی ووشو کار کردیم. تا سال 93 هر چند سال یک بار مدارکی به فدراسیون ارائه می‌دادم تا فقط بتوانم مجوز بگیرم، ولی متأسفانه هیچ کس اهمیتی نداد و همینطور ماند تا اینکه دوباره در سال 93 مدارک خودمان را ارائه دادیم. همه‌ی مدارک فنی که از خارج و داخل کشور داشتم به همراه فیلم‌های موجود به فدراسیون ارائه دادیم و از سبکم دفاع کردم. بعد از اینکه کمیته‌ی کارشناسی که کارش ارزیابی سبک است، با تاکتیک‌ها و فنون این سبک و برنامه‌ی تدوین شده آشنایی یافت، مجوز را صادر و این سبک را قبول و تأیید کردند. پس از اینکه این سبک در دی ماه سال 93 مورد تأیید فدراسیون قرار گرفت حدود یک سال طول کشید تا مجوز را دریافت کنیم که در بهمن ماه 94 این اتفاق رخ داد. درباره‌ی اینکه چرا یک سال به طول انجامید، سؤال کردیم، در پاسخ به ما گفتند مدارکی از شما موجود نیست، در حالی که ما مدارک زیادی به فدراسیون ورزش‌های رزمی رائه کرده بودیم، حتی قبل از آن هم که به عنوان مربی و خادم بسیج در سپاه فعالیت می‌کردم، تأییدیه‌ی سپاه پاسداران را هم ارائه کرده بودم اما باز هم گفتند اینها مدرک نمی‌شود و باید درخواست‌هایتان وصول شود! گفتم مدت زمان طولانی هست و از آن زمان درخواست زیادی کردم، ولی شماره ندادید و گفتید باید کارشناسی شود. خلاصه بعد از تلاش‌ها و زحمت‌های زیادی که متحمل شدیم، توانستیم در سال 94 این سبک را در ایران رسمی کنیم.

ماجراهای قبل از آن خیلی جالب است. از سال 90 که با کشورهای خارجی و فدراسیون‌های رزمی کشورهای دیگر شروع به همکاری کردم و توانستم از این کشورها برای خودم و برای این سبک مجوز فعالیت بگیرم. سبک ما در همه جا با عنوان «جوکای کونگ‌فو» شناخته شد. در همین راستا فدراسیون جهانی جوکای کونگ‌فو را تأسیس و برای آن هیأت رئیسه تعیین کردیم تا به کل دنیا معرفی کنیم. شروع به جمع‌آوری اعضا کردیم تا اینکه بیش از 60 کشور از اعضای فعال فدراسیون ما گشتند. سبک و نفرات و ایده‌های خود را به آنها ارائه کردیم و بیشتر آنها هم اهداف، برنامه‌ها و تکنیک‌های ما را پسندیدند. تکنیک‌هایی که ما ارائه داده‌ایم واقعاً انحصاری است،در جمع اساتید برجسته فدراسیون که برای بررسی سبک تشکیل یافته بود  یکی از افراد کمیته‌ی فنی ورزش‌های رزمی اعتراض کرد که تفاوتی بین سبک ما و شما وجود ندارد، گفتم: «اگر تفاوتی نباشد، من هم نباید باشم، چون چنین چیزی امکان ندارد و من سبک خودم را به کسی نگفته‌ام و تا به حال کسی نتوانسته تکنیک‌های مرا اجرا کند.» همان فرد در مقابل 15 نفر بلند شد و از من خواست دفاع کنم. رئیس فدراسیون گفت: «استاد! یک ضربه شما بزنید و یکی هم این عزیزمان.» هر دو ضربه خود را زدیم و این در حالی بود که او لباس ورزشی به تن داشت و بنده با کت و شلوار بودم و برایم سخت بود. بالاخره تکنیک خود را نشان دادم و گفتم کارشناسان نظر بدهند تا ببینیم سبک من و ایشان یکی هست یا نه. رئیس فدراسیون خیلی رُک به آن شخص گفت که شما باید حداقل باید 10 سال تمرین کنید تا بتوانید این ضربه‌ها را اجرا کنید.

بگذریم اوایل کار به ترکیه رفتیم، نمایندگی دادیم و تفاهم‌نامه همکاری امضا کردیم تا آنها سبک ما را در ترکیه رواج و گسترش دهند. با وزارت آموزش و پرورش ترکیه صحبت کردیم تا هر فردی که مدرک مربیگری این سبک را دریافت می‌کند بتواند در دبیرستان‌ها و مدارس ترکیه به عنوان معلم به تدریس آن بپردازد، اما در ایران نتوانستم چنین کاری انجام دهم. حتی آنها (ترکیه‌ای‌ها) از من خواستند تا در ایران برایمان استاژ بگذارند!
 


آناج: جالب است که در خارج از کشور بیشتر از سبک شما استقبال شده است.

بلی متأسفانه؛ در خود تبریز دقیقاً یک سال به شورا رفتم اما فقط توسری خور شدم و نتوانستم نتیجه‌ای بگیرم. فهمیدم که اینجا کسی حمایت نمی‌کند. سپس به کشور آذربایجان رفته و به آنجا نیز نمایندگی دادیم و فدراسیون جهانی را کلید زدیم. بعد از هشت ماه در منطقه‌ی قفقاز فدراسیون جهانی راه‌اندازی کردیم و برنامه هایمان در 16 کشور تدوین شد. در مسیر تکامل و سیر صعودی این سبک با کمک دوستانم که واقعاً در هیأت رئیسه‌ی این سبک به بنده کمک کردند، توانستیم در کشورهای آسیای میانه بیشتر نفوذ کنیم و سبک خود را بشناسانیم.

سال گذشته برای شرکت در مسابقات بین‌المللی به آذربایجان رفتیم، هم ما و هم آنها خوب کار کردیم و در حالی برگشتیم که حتی قهرمان هم داشتیم. امسال نیز در اواخر فروردین ماه به مسابقات جهانی گرجستان رفتیم و در سبک خودمان مسابقه دادیم. قابل توجه است که در سبک خود بنده، فدراسیون جهانی که در منطقه‌ی قفقاز داشتیم، آنها مسابقاتی را برگزار کرده بودند. برای اولین بار با سبک و ایده‌ی ایرانی خودمان، با تفکرات و خط و مشی ایرانی و به همه نشان دادم که در ایران چنین پتانسیل‌هایی وجود دارد.

بعد از بازگشت از این مسابقات به کشور مکزیک نیز نمایندگی دادیم. جالب اینجاست که الان که در مکزیک این سبک آغاز به کار کرده است، از برزیل آمده‌اند که به ما هم نمایندگی بدهید تا این سبک را کار کنند. آنها می‌خواستند در مکزیک این سبک را فراگرفته تا در کشور خودشان به آموزش آن بپردازند. در همین راستا به فدراسیون جهانی آمریکای لاتین نمایندگی دادیم. در مکزیک خود مکزیکی‌ها نمایندگی را در دست گرفتند و افراد ما نیز که نماینده‌ی این کشور بودند، به آمریکای لاتین رفتند و با کمک نمایندگان‌مان در سطح دنیا چنین کارهایی انجام دادیم. 

در حال حاضر در هندوستان، افغانستان، پاکستان، روسیه، ترکیه، عراق، فنلاند و بیشتر کشورهای دنیا نمایندگی داریم، اما بیشتر زجر من از بابت ایران است که کسی قبول نمی‌کند. از یک سو فقر فرهنگی و از سویی حسادتی که داریم و از طرفی قبول نکردن یکدیگر. خیلی تلاش می‌کردم ایده‌هایم را به همه بگویم و برای همه مشخص شود و بدانند این سبک چه چیزهایی دارد و چه چیزهایی ندارد، اما متأسفانه تعداد زیادی ابراز علاقه نشان ندادند. اتفاق اخیری که برای ما افتخار بزرگی هست، عضو کنفدراسیون جهانی ایفائو شده‌ایم. خارجی‌ها از ایده‌های ما حمایت می‌کنند ولی متأسفانه در کشورمان چنین حمایتی نیست.

در سال 94 که به ما مجوز دادند، 5 میلیون تومان پول به حساب فدراسیون واریز کردم. نکته‌ی خوبی هست!! اینکه ورزشکار درستی باشی و بتوانی 5 میلیون پول واریز کنی، خودش کار بسیار سختی هست و تحت فشار خیلی زیادی آن را تهیه کردم. حالا بپرسید فدراسیون یک مجوز فعالیت استاژ داده است، نه! چرا؟ چه علتی موجب می‌شود مجوز ندهند؟ برای برگزاری مسابقات استانی و کشوری بسیار مکاتبه کردیم و تقاضای مجوز دادیم اما باز هم توجهی نشد! برایم احکام زده‌اند و خودشان تأیید کرده‌اند، دوباره خودشان گفته‌اند که اشتباه است! احکام زیادی را خط بطلان زده و از نو شروع کردم. نکته‌ی جالبش اینجاست که هر حکمی که داده می‌شود، 30 درصد آن به فدراسیون و انجمن ملی کیک بوکسینگ اختصاص می‌یابد، 20 درصد به هیأت‌های استانی و تنها 30 درصد برای مربی؛ دقت بفرمایید که حدود80 درصد آن می‌رود و در نهایت برای هزینه های چاپ وطراحی احکام  20 درصد باقی می‌ماند. هزینه‌ی چاپ آن هم داخل همان 20 درصد است که این هزینه را هم در ابتدا باید بنده نقداً پرداخت کنم و سهم فدراسیون داده شود، ولی معلوم نیست این سهم کی به سبک بازمی‌گردد و بازخوردش مشخص نیست. اگر حمایت این باشد، صد سال هم بگذرد اسم آن را حمایت نمی‌گذارم، ولی الان همان کنفدراسیون جهانی ترکیه به صورت علنی از ما حمایت می‌کند. برای ما مکانی انتخاب کرده و جای استراحت داده که استاژ فنی و بین‌المللی را در این مکان بگذراید؛ چرا که خودش می‌داند بنده از 60 کشور نماینده دارم. من هم برای همه‌ی آنها ایمیل زده و دعوت‌نامه فرستاده‌ام که در این استاژ فنی حضور یابند. جالب است که اگر این در ایران برگزار می‌شد، هم از لحاظ علمی به اساتید و مربیان ما کمک می‌کرد و هم آن پولی که ترکیه دریافت می‌کرد، به کشور خودمان تلعق می‌گرفت ولی متأسفانه چنین اتفاقی نیفتاد. حالا که کشور ترکیه حمایت می‌کند، خود هم بهره‌برداری می‌نماید. این بار هم از 5 تا 10 نوامبر در همین سبک مسابقات جهانی در استانبول ترکیه برگزار می‌شود.

نکته دیگر اینکه تبریز به شهر اولین‌ها در معروف است اما چه چیزی موجب می‌شود در همین شهر اولین‌ها با اینکه بنیانگذار این سبک هم خود ما هستیم، حمایتی صورت نمی‌گیرد. اگر حمایت‌کننده‌ای وجود نداشته باشد، بنده چه کاری می‌توانم انجام دهم؟! یعنی فقط باید در خارج از کشور فعالیت کنم؟!

آناج: چه چیزی موجب شده 30 سال پشتکار به خرج بدهید و امیدوار باشید تا برای این سبک مجوز دریافت کنید؟

سؤال زیبایی هست و واقعاً بجا بود. دین اسلام به ما می‌گوید هر کس خود را بشناسد، خدایش را هم خواهد شناخت؛ بنده تلاش کرده‌ام تا خودم را بیشتر بشناسم؛ اگر خودم را بیشتر بشناسم، خدا را هم بیشتر خواهم شناخت. قدرت‌هایی که در من بودند، موجب شدند تا ایستادگی کنم، زیرا خداوند در هر امری به من امید می‌داد. هرگز نگفت اگر بروی، به بن‌بست می‌رسی. همیشه امید داده است که هرچقدر تلاش کنی، پیشرفت می‌کنی. خداوند می‌گوید: ای انسان! راه پیشرفت تو را باز گذاشته‌ام. انسان کیست؟ انسان همان خلیفه الله است. مگر انسان نماینده‌ی خداوند بر روی زمین نیست؟!

من با این سبک خواسته‌ام تا استعداد و توانایی خودم را به دنیا نشان دهم که خدا را شکر با توجه به توانایی و تلاش خودم و با کمک خداوند و دوستانم حرفم را به گوش بسیاری از کشورهای خارجی رسانده‌ام.

آناج: این سبک در هنرهای رزمی به نام خود ایران ثبت شده است؟

بلی، ولی همانطور که گفتم در جهان پیش‌تر از این‌ها به ثبت رسیده و این درحالی است که این پروسه در کشورمان در سال 94 به وقوع پیوست.

متأسفانه افراد گمنام همیشه گمنام می‌مانند. ما تلاش نمی‌کنیم که جایگاه خودمان را ارتقا دهیم، بلکه سعی‌مان این است که کشورهای دیگر را بالا ببریم! تلاش می‌کنیم پرچم کشورهای خارجی را در ایران بالا ببریم! اگر پرچم خودمان را بالا می‌بردیم، برایمان کاری نداشت و ما هم ادعا می‌کردیم که در هنرهای رزمی نامی داریم. چرا ورزش های رزمی ما روز به روز پسرفت ندارد؟! دلیلش ارج ننهادن و عدم حمایت است.

آناج: استاد درباره‌ی خود این سبک هم توضیحی بفرمایید؛ اعلام کردید که با هیچ سبک دیگری تلفیقی ندارد اما حداقل در نامش کونگ‌فو وجود دارد و اینگونه القا می‌کند که زیرمجموعه این رشته رزمی است.

اصلا اینطور نیست، برخلاف سبک ما در کونگ‌فو به هیچ وجه درگیری وجود ندارد. اولین کاری که در سبک جوکای کونگ‌فو انجام می‌دهیم، آمادگی جسمانی است و درکل نرمش، انعطاف پذیری و آکروبات ساختار اولیه‌ی سبک را تشکیل می‌دهد.

باید در ابتدا این سه مقوله شکل بگیرد که در این صورت آمادگی جسمانی حصول می‌گردد و این آیتمی دارد که می‌توان به آن درجه فنی داد، ولی اگر در کسی این موارد ایجاد نشود، متأسفانه جا می‌ماند. هر کس این آیتم‌ها را پشت سر بگذارد، درجه فنی‌اش هم بالاتر می‌رود. اولین کمربند در سبک ما زرد است که آن هم به اصرار فدراسیون و برای اینکه طبق قوانین جهانی باشد، این رنگ را اختصاص دادیم، وگرنه ترتیب کمربندها در این سبک سبز، سفید، قهوه‌ای و مشکی بود و در این چهار رنگ تمام می‌شد، ولی چون گفتند باید جهانی باشد تا راحت‌تر تشخیص داده شود، ما به همین دلیل رنگ‌های زرد، نارنجی، سبز، آبی، بنفش، قهوه‌ای و مشکی را انتخاب کردیم؛ این همه رنگ اضافه شد و ترفیع یافت.
 


در سبک جوکای کونگ‌فو نکته‌ای که خیلی مهم است، تکنیک و ضربه‌های پاست که عمدتاً از قسمت داخلی بدن زده می‌شود و ضربه به از  قسمت بیرونی بدن نداریم. نکته‌ی دیگر درگیری در این سبک است که در مجموع به خاطر وجود درگیری، نرمیت و از داخل بودن ضربه‌ها، این سبک خاص شده است. در تمام سبک‌ها و باشگاه‌هایی که اکثراً بهترین نرمش را انجام می‌دهند، عمدتاً بیست دقیقه نرمش می‌کنند، اما نرمشها وتمرینات ما معمولاً دو  ساعت طول می‌کشد. یک ساعت پشت سر هم نرمش می‌کنیم که با این وجود بازهم زمان کم می‌آوریم و دوباره نیم ساعت یا بیشتر ادامه می‌دهیم. اولویت برای ما آمادگی جسمانی هست و بیشتر در راستای سالم‌سازی جسمانی و روانی ورزشکار تلاش می‌کنیم تا کسی که وارد این سبک می‌شود، آسیبی نبیند. حدود 35 سالی است که به عنوان مربی در این سبک فعالیت دارم اما تا به حال ندیده‌ام دست و پای کسی آسیب دیده باشد. همیشه شاگردانم را از هر جهت آماده کرده و بعد وسط میدان فرستاده‌ام. 

در مورد شباهت این سبک با سایر سبک‌های رزمی باید بگویم در دهه 70 که به سبک ما مجوز نمی‌دادند، بنده خدمت بنیانگذاران سبک‌های دیگر رفتم و با روان‌شاد استاد داداشی و استاد پورغلامی که از بنیانگذاران ووشوی ایران هستند، صحبت کردم. استاد داداشی فرمودند که سبک شما بیشتر به ووشو و به خصوص به نانچوان شباهت دارد و اصرار داشتند که نانچوان کار کرده ام  اما در پاسخ به آنها گفتم  آن زمانی که ما این سبک را ابداع کردیم نانچوان وجود خارجی نداشت. الان هم که الان است خیلی‌ها به بنده می‌گویند سبک‌تان به نانچوان شباهت دارد.

درکل این سبک از نظر کیفیت خیلی سطح بالایی دارد به شرطی که حمایت شود. اگر حمایت نشود و تنها کشورهای خارجی حمایت کنند، صد درصد به خارجی‌ها تعلق خواهد گرفت و از ایران خارج خواهد شد.

آناج: پس سبک شما قبل از ووشو راه‌اندازی شده است؟

قطعا اینگونه است، ببینید ما در دهه‌ی 60 و در سال 63 آغاز به کار کردیم ولی آنها از دهه‌ی 70 به بعد و از حدود سال 74، 75 این سبک را شروع کرده‌اند و آن زمانی که ووشو در ایران نبود، ما تمام فنون ووشو را کار می‌کردیم. حتی در اولین مسابقات ووشو که در استان برگزار شد، از سبک ما 6 نفر در این رقابت‌ها حضور یافتند که 5 نفر از آنها مقام اول را کسب کردند. چرا؟! چون همگی ووشو را که آن زمان سانشو می‌گفتند را بلد بودند. آن زمان بیشتر مبارزات ووشو که همان  سالشو را می شناختند. 

یکی از افتخارات بنده این است که ترک و ایرانی هستم. خیلی از جهانیان  با مدارک مستندی به نام جام زرین حسنلو که  سرآغاز و بنیانگذاران هنرهای رزمی هستند، آشنایی دارند. این جام قدمتی 3500 ساله دارد و مربوط به زمانی هست که در آنجا المپیک ورزشی برگزار می‌شد. ما در برگزاری المپیک پیش‌رو هستیم ولی خیلی خودمان را شکسته و پایین آورده‌ایم. همانطور که گفتم تلاش ما در این سبک در جهت حفظ سلامتی جسمانی و روانی است ولی سبک‌های غربی بخصوص اروپایی فقط در زمینه‌ی بگیر و بزن تلاش می‌کند؛ و بر اساس این قاعده است که "بزن بمیرد، بشکند، متلاشی شود". ما به سمت انسانیت می‌رویم اما آنها می‌خواهند ما را از انسانیت دور کنند.

آناج: جالب است که چوگان هم متعلق به ایران است اما اخیراً کشورهای دیگری سعی کرده‌اند آن را به نام خود ثبت کنند.

وقتی من به اصل و وطن خودم ارزش قائل نباشم و بیگانه‌ها را ارج بنهم، نتیجه‌اش همین می‌شود. ببینید الان بنده ایرانی و تبریزی هستم و اینجا باید اسپانسر داشته باشم و حمایت شوم تا به اهدافم برسم. وقتی من به اهدافم برسم، کشورم به اهدافش می‌رسد چون در جهان به نام ایران هستم، حالا اگر از بنده حمایت شوم، می‌توانم کاری انجام دهم، ولی اگر حمایت نشوم  نمی‌توانم. در خارج از کشور هر سبکی که می‌آید، آن کشورها حمایت می‌کنند تا رونق و گسترش یابد و سپس درآمدزایی آن برنامه ریزی می‌کنند. اگر تنها تکواندوی کره را در نظر بگیرید، از نفت ما بیشتر برایشان درآمد دارد. درآمد کاراته‌ی ژاپن هم همینطور است ولی متأسفانه ما هیچ وقت به پتانسیل‌های خودمان ارزش نداده‌ایم.

آناج: نمایندگانی که در سایر کشورها دارید، چگونه هماهنگ میکنید؟

تمام این موارد برای بنده دردهای بزرگی هستند اما دلم نمی‌خواهد زیاد  دردهایم را بازگو کنم. آدم دوست دارد حرف دلش را بزند ولی وقتی با بیان آنها نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود، چه فایده‌ای دارد؟ آنها (خارجی‌ها) تلاش می‌کنند تا این سبک شناخته شود. پیارسال به بنده اصرار کردند تا به آذربایجان بروم و بگویم این سبک متعلق به آذربایجان است. گفتند چون ترک و آذری هستی، بیا و بگو این سبک برای آذربایجان است تا از شما حمایت کنیم. گفتم بنده ترک و آذربایجانی هستم و ایرانی‌ام، اگر شما به خط بنده بیایید در خدمت‌تان هستم، اگر نه که هیچ. آنقدر پافشاری کردم تا بالاخره متقاعد شدند. آنها ارزش قائل می‌شوند ولی متأسفانه در کشورمان کاملا برعکس است!
 


آناج: از شهرهای دیگر کشورمان چطور می‌توانند در سبک شما نمایندگی دریافت کنند؟

ما در اردبیل نماینده داریم؛ استاد حسین رضازاده از سال 82 نماینده‌ی ماست و فعّال هستند. در ارومیه آقای یوسف خانبابازاده هستند که 32 سال است با ما همکاری می‌کنند ولی در دیگر شهرستان‌ها هرچقدر هم می‌گوییم که به صورت رایگان نمایندگی می‌پذیریم، رغبتی مشاهده نشده است که دلیل دارد؛ از وقتی تفاهم‌نامه‌ی خود را با فدراسیون نوشتیم و امضا کردیم، گفتند صددرصد اسم سبک در سایت فدراسیون درج خواهد شد، هنوز هم که هنوز است این کار انجام نشده است. وقتی این کار صورت نگرفت، ما به هر استان اطلاعی می‌دهیم که برای این سبک نماینده می‌خواهیم، می‌گویند: «استاد! نام این سبک در فدراسیون موجود نیست.» بنابراین وقتی هموطن خودم مرا قبول ندارد چه انتظاری باید داشته باشم؟ درحالی که از خارج از کشور هر کسی از خواب بلند شده و سبکی درآورده، قبولش دارند! به او کمیته می‌دهیم، ولی سبک خودمان باید از همه پایین‌تر باشد! در خارج از کشور سیستم فرقی نمی‌کند، ولی در ایران سیستم پایین‌ترین نمره‌ای هست که به یک سبک و روش می‌دهند. وقتی بزرگ‌تر قبول نکند، کوچک‌تر چطور قبول خواهد کرد؟!

آناج: با توجه به اینکه در صحبت‌هایتان اعلام کردید شاگردان‌تان در رشته‌ی ووشو قهرمان شدند، چطور دنبال این رشته رزمی نرفتید؟

بنده در سبک و روی ایده‌ها و روش‌های خودم تلاش کرده بودم و کسی برای من از سبک چینی نگفته بود تا بخواهم ادامه دهنده‌ی آن باشم. من می‌خواهم با ایده‌های خودم و با اهداف جمهوری اسلامی جلو بروم، نه اینکه با اهداف یک کشور کمونیستی پیشرفت کنم. قصد ندارم فرهنگ و آیین کشور بیگانه را در ایران پرورش دهم، نمی‌خواهم ذنیسم را در کشور تقویت کنم، بلکه می‌خواهم فرهنگ ، هنر و قدمت هزاران ساله هنرهای رزمی ایران را به جهان بشناسانم. همانطوری که در سبک‌های دیگر مثلا ژاپنی می‌شمارند و چینی‌ها به ما یاد می‌دهند فقط باید چینی بشماریم و چینی صحبت کنیم، من هم می‌روم تا بگویم فارسی صحبت کنید. بنده فارسی شمارش می‌دهم و با آنها فارسی صحبت می‌کنم تا یاد بگیرند. چرا من فرهنگ آنها را قبول کنم، ولی آنها فرهنگ مرا قبول نکنند؟!

در بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو که طی روزهای آینده منتشر خواهد شد، می‌خوانید:

* برای توسعه سبکم از خانه خود گذشتم
* تاسیس دانشکده هنرهای رزمی به زودی ...
* با پول «ربا» عازم مسابقات جهانی شدیم!
 

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظرات مخاطبان
  • رضا
    پاسخ ۱۳۹۶/۰۶/۲۱ - ۱۰:۰۸
    استاد عزیزم امیدوارم هر کجا که هستی .
    در کنار خانواده .
    در تمام مراحل کاریتان .
    سربلند و پیروز باشید .
    0 + 0 -
نظر شما
  • 1
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •