نهادهای متولی به قدرت فرهنگ و هنر اعتماد ندارد/ ناب‌ترین حس‌هایم ازآنِ شهداست
  • 1396/03/30 14:10
  • 83044
شاعر جوان تبریزی در گفت‌وگوی تفصیلی با آناج مطرح کرد؛

نهادهای متولی به قدرت فرهنگ و هنر اعتماد ندارد/ ناب‌ترین حس‌هایم ازآنِ شهداست

شاعر جوان اهل تبریز از عدم حمایت نهادهای متولی و بی‌توجهی آنان به مقوله‌ی شعر انتقاد کرد.

گروه فرهنگی آناج: تحریریه‌ی خبر آناج در نظر دارد سه‌شنبه هر هفته گفت‌وگویی با شاعران پیشکسوت و جوان استان آذربایجان‌شرقی به منظور معرفی آن‌ها ترتیب دهد، در دومین گام با بابک قوجازاده یکی از شاعران جوان تبریزی که تاکنون یک اثر از او با عنوان ” اللرینده ایتیرمیشم دونیامی” در سال ۱۳۸۶ به چاپ رسیده است به گفت‌وگو نشسته‌ایم که متن کامل آن را در ادامه می‌خوانید.

از چهارده پانزده سالگی توانایی شعر سرایی را در خودم کشف کردم

آناج: لطفا خودتان را برای خوانندگان آناج معرفی کنید؟

بابک قوجازاده متولد سال 1365 از تبریز هستم. از کودکی علاقه ذاتی و عجیبی به شعر و شعرخوانی و موسیقی داشتم. یعنی بهترین تفریح من در خردسالی گوش دادن به موسیقی و شنیدن شعر بود. مخصوصا شعرهای ترکی استاد شهریار. از چهارده پانزده سالگی توانایی شعر سرایی را در خودم کشف کردم و بعد از یکی دو سال به صورت حرفه‌ای در نشریات و کتاب‌های مختلف شعری حضور پیدا کردم. از همان زمان‌ها نیز به دکلمه شعر و نیز جمع آوری و گوش دادن موسیقی‌های بدون کلام کل دنیا روی آوردم و توانستم آرشیوی بسیار قوی از موسیقی‌های ملل جهان گرد هم بیاورم.

من علایق فراوانی دارم، اما وقتی به عقب برمی‌گردم و به گذشته نگاه می‌کنم متوجه می‌شوم در همه کارهایم "شعر" به‌نوعی دخیل بوده است. یعنی هر کاری کردم یک ربطی به شعر داشته است. به گمانم موسیقی و عکاسی و کارهای هنری هم الهام گرفته از شعر است. راستش من در اصل صرفا شاعرم اما گاها شعرهایم را به زبان‌های هنری دیگر یا با ابزارهای مختلف به سمع و نظر جامعه می‌رسانم. اینکه عکسی بگیرم، دکلمه‌ای بخوانم یا مستندی بسازم همه‌اش زبان‌ها و بلندگوهایی هستند که شعری را که در افکار و وجودم در حال جوشیدن است بر صفحات تاریخ حک کنم. شعر همه وجود من است.

نخستین کتابم با نام ” اللرینده ایتیرمیشم دونیامی” در سال ۱۳۸۶ به چاپ رسید

آناج: لطفا در خصوص کتاب شعرتان توضیح دهید؟

اولین کتاب من با نام ” اللرینده ایتیرمیشم دونیامی” در سال ۱۳۸۶ به چاپ رسید، قبل و بعد از آن نیز اشعار زیادی از بنده در نشریات، فضای مجازی و کتاب های تذکره به چاپ رسیده است. ده‌ها عنوان شعر هم با آهنگسازی هنرمندان عزیزمان و اجرای خواننده گان خوش صدای میهن سرافرازمان تبدیل به ترانه شده‌اند، هم اکنون نیز در حال آماده سازی دو جلد کتاب شعر می‌باشم که در فرصتی مناسب جهت طی امورات نشر اقدامات لازمه را انجام دهم.

به نظرم بدون دین یک پای فرهنگ و باورها و زندگی مان می‌لنگد

آناج: لطفا از احساسات دینی خودتان بگویید؟

ما ایرانی‌ها به نوعی زندگی‌مان با دین در هم آمیخته و دین جزئی از فرهنگمان شده است. اکثر باورهای ما نشات گرفته از دین است. به نظرم بدون دین یک پای فرهنگ و باورها و زندگی‌مان می لنگد.

ما فقط به ظاهر دین توجه داریم نه باطن!

آناج: لطفا از عشق و علاقه‌ای که به امامان معصوم دارید، توضیح بدهید؟

ما همیشه منتظر امامی هستیم که زیبایی‌اش در حد و اندازه ذهنمان نمی‌گنجد. علاوه بر اینها ما آذربایجانی‌ها قهرمانی هم داریم به نام حضرت ابوالفضل العباس (ع). نمی‌شود که اینها را کسی بشناسد و آن نوحه‌های قدیمی را که مو بر تن آدمی سیخ می‌کند را بشنود ولی حس‌های بسیار زیبایی در او نباشد.

متاسفانه ما کم کاری های زیادی در حوزه دین داریم. یعنی گاها مسئولین و هنرمندان واقعا اهمیت ماجرا را درک نمی‌کنند. اینکه توصیه‌های دینی‌مان چیست و چه‌کارها باید انجام دهیم خیلی مهم است. اما اکثرا مشاهده می‌شود که ما فقط به ظاهر دین توجه داریم نه باطن. به نظرم باید علمای دینی به این قضیه ورود کنند و راهکارهایی برای مسئولین و هنرمندان ارائه دهند. البته شکر خدا حضرت آقا در این موارد توصیه‌های بسیار ناب و عملی دارند که اگر بدانها عمل کنیم قضیه خیلی متفاوت‌تر می‌شود.

متاسفانه برخی مسئولین ما در خواب غفلت هستند

آناج: به نظر شما چه عاملی باعث غلبه فرهنگ بیگانه در کشور شده است؟

ما دو نوع دشمن داریم. یکی دشمن نادان که عملا کاری از دستش بر نمی آید و دیگری دشمن دانا که اتفاقا هم خیلی کار ازش بر می‌آید و خیلی کار هم کرده است. مدهای امروزی، طرز زندگی، وسایلی که استفاده می‌کنیم و کارهایی که انجام می‌دهیم شاید بیشترش تحت کنترل همین دشمن دانا باشد. نباید به این موضوع تعصبی نگاه کنیم. واقعیت این است که ما با برخی دشمن‌های دانا و سطح بالا طرف هستیم و این هم ضرورت مبارزه را خیلی بیشتر می‌کند و هم کار را سخت‌تر. اما متاسفانه برخی مسئولین ما در خواب غفلت هستند. متاسفانه اکثر هنرمندان ما آنطور که باید حمایت نمی‌شوند و علت این امر را در مسئولین باید جست.

ناب‌ترین حس‌هایم از آنِ شهداست

آناج: لطفا از حسی که به شهدای دلیر وطن پرست دارید، بگویید؟

ناب‌ترین حس‌هایم از آنِ شهداست. ما واقعا از شهدا شرمنده‌ایم. چه کسانی که در میان ما نرفتند. چه آدم های نازنینی. شاید واقعیت قضیه هم این باشد که وقتی آدمی به کمال می رسد پایش از زمین کنده می‌شود. ای کاش ذره از اهداف و آرمان های آنها را درک کنیم و بدانها جامه عمل بپوشانیم. دعا می کنم در این روزهای پر فیض و برکت که اگر لیاقتی در ما بود خداوند ما را دنباله رو این شهدای عزیز گرداند.

موانع گسترش هنر مربوط به بحث مادی و عدم حمایت های سازمانی است

آناج: چه عواملی مانع گسترش شعر در جامعه می‌شود؟

مسلما موانع گسترش هنر برای همه هنرمندان بحث مادی و عدم حمایت های سازمانی است.

بهترین راهکار گسترش ادبیات در جامعه حمایت است

آناج: لطفا راهکارهای خودتان برای گسترش ادبیات در جامعه را بیان کنید؟

بازهم بهترین راهکار حمایت است و پشتیبانی مالی. اگر این دوتا باشند بقیه اش را خود هنرمند می‌داند که چکار کند.

به صورت تجربی فعالیت در زمینه شعر را شروع کردم

آناج: آیا شما به صورت کلاسیک در زمینه شعر و ادبیات آموزش دیده اید یا به صورت تجربی؟

تجربی و با مطالعه و راهنمایی‌های اساتید. اندازه مشخصی برای آموزش نمی توانم بیان کنم اما به جرات می توانم بگویم که از پانزده سالگی تاکنون هر لحظه ام صرف مطالعه و تفکر و خلق اثر شده است.

نهادهای متولی فرهنگ و هنر به قدرت فرهنگ و هنر اعتماد ندارد

آناج: برخورد عموم مردم با ادبیات به چه نوعی است و آیا متولیان امر از فعالان ادبیات حمایت می‌کنند؟

مردم ما هنر پرور و هنر دوست هستند اما متاسفانه نهادهای متولی فرهنگ و هنر گاها کلا بی‌خیال قضیه هنر می شوند. آنها یا درک صحیحی از فرهنگ و هنر ندارند، یا دشمن را نمی‌شناسند و به توانایی هایش واقف نیستند و یا به قدرت فرهنگ و هنر اعتماد ندارد. البته همه اینها در نهایت باعث تهاجم و نفوذ و شبیخون‌های فرهنگی می شود به قول حضرت آقا.

شاعری در هیچ کجای جهان شغل نیست

آناج: آیا در ایران می‌توان شاعری را به عنوان شغل در جامعه معرفی کرد؟

شاعری در هیچ کجای جهان شغل نیست. اما در بسیاری از کشورهای پیشرفته و نیمه پیشرفته دولت ماهیانه ای به شعر یا سایر هنرمندان برتر پرداخت می کند تا آنها فارغ از مشکلات کاری و مالی مطالعه کنند و آثاری خلق نمایند و صد البته این آثار همیشه پشتیبان یک ملت و فرهنگ و کشور و دولت اش خواهد بود و در بیشتر کشورهای متمدن دولت ها حامی هنرمندان خود هستند.

من شاعری و کلا کارهای هنری را شغل نمی دانم و اگر در قبلا کاری هم وجهی دریافت می کنم آن را به حساب هزینه پیشرفت در آن زمینه می گذارم. شغل بنده کارمندی هست.

کل زندگی من برای خودم منحصر بفرد است و جذاب!

آناج: در زندگی شخصی شما چه چیزهایی منحصر به فرد هستند؟

کل زندگی من برای خودم منحصر بفرد است و جذاب. هر لحظه زندگی ام تازگی دارد و شادی های خاص خودش را دارد. اصلا اگر اینطور نباشد آدم دق می کند. من آنطور که خواستم زندگی کردم و این راه را هم تا پایان ادامه خواهم داد.

گفت‌وگو: از زهرا ناصران

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •