قاصدک 24
فرم جذب خبرنگار - داخلی
بانک مهر اقتصاد
پارک دلفین باغلارباغی 2
حسنی: آیا برنامه راهبردی وزارت صنعت پیام آور رشد است یا معطل ماندن؟/ فرمول‌های تکنوکرات‌ها می‌گوید برای ایجاد هر شغل باید چند صد میلیون هزینه کرد
  • 1396/02/24 11:02
  • 79335
در گفت‌وگو با محقق اقتصادی و صنعتی عنوان شد؛

حسنی: آیا برنامه راهبردی وزارت صنعت پیام آور رشد است یا معطل ماندن؟/ فرمول‌های تکنوکرات‌ها می‌گوید برای ایجاد هر شغل باید چند صد میلیون هزینه کرد

در برنامه راهبردی وزارت صنعت آمده است تحقق اهداف با فرض رفع تحریم‌ها و اجرای کامل برجام خواهد بود، یعنی وزارت صنعت جمهوری اسلامی برنامه بلند مدت راهبردی خود را روی هوا بسته است!

گروه اقتصادی آناج: بازی‌های رسانه‌ای و روانی توسط برخی کاندیداها و محدود کردن مسائل اساسی کشور به دو گانه‌ها جعلی، جنگ و صلح، اصلاح طلب و اصول گرا باعث شده تا برخی مسائل اصلی از نگاه برخی مغفول بماند. از طرفی تبیین این مسائل نباید فقط محدود به انتخابات شود و باید به دلیل ریشه‌دار بودن آنها به صورت مستمر در دستور کار روشنگران انقلابی قرار گیرد.

نقش تکنوکرات‌ها در دولت‌های مختلف قبل و بعد از انقلاب و تأثیر آنها بر صنعت، اقتصاد و معیشت مردم که بارها مورد نهیب رهبر معظم انقلاب قرار گرفته تا کنون آنطور که باید مورد واکاوی قرار نگرفته است. لذا با مهندس وهاب حسنی فعال سیاسی و محقق اقتصادی و صنعتی گفت‌وگویی ترتیب دادیم تا با به اشتراک گذاشتن برخی یافته‌های تحقیقاتی بتوانیم ارتباطی بین مباحث نظری و مسائل قابل لمس جامعه برقرار کنیم و پشت پرده برخی ریشه‌های اساسی مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم را بررسی کنیم.

آناج: به نظر شما چگونه می‌توان فارغ از بازی‌های رسانه‌ای و انتخاباتی به تحلیل وضعیت صنعت و به تبع آن معیشت کشور پرداخت و اوضاع صنعت را تحلیل نمود؟

متأسفانه به جز تعدادی از کاندیداها بقیه کاندیداها سعی در جمع آوری آراء به هر شکل ممکن دارند و البته با توجه به مباحثی که در ادامه عرض خواهم کرد این موضوع طبیعی است. همچنین یک مشکل ساختاری وجود دارد که آن نحوه برگزاری مناظرات است. البته بنده نمی‌خواهم زحمات صدا و سیما را تخطئه بکنم اما به عنوان یک شهروند و محقق مطالبه دارم تا در مباحث اساسی کشور که به تعبیر رهبر معظم انقلاب ممکن است تا چند ده سال تاثیرات داشته باشد، بحث بیشتر و عمیق‌تری بشود. این شکل از مناظرات باعث شد که بسیاری از سوالات اساسی کشور نه تنها پاسخ داده نشود بلکه کاندیداها از زمان محدود پاسخ گویی به سوالات در جهت عملیات روانی استفاده کنند و نه آگاهی بخشی به جامعه. لذا یکی از دلایل تخصصی نشدن مباحث شکل برگزاری مناظرات است. شاید بتوان با زودتر تعیین تکلیف کردن وضعیت کاندیداها مناظرات را زودتر شروع کرده و کاندیداها به صورت رو در رو و با زمان بیشتری به طرح بحث و برنامه‌های تخصصی خود بپردازند.

اما در خصوص سوالی که فرمودید معتقدم دو پارامتر می‌تواند ما را در تحلیل وضعیت صنعت و به تبع آن اقتصاد و معیشت کشور راهنمایی کند که نشر آن به عهده تمام کسانی است که دغدغه انقلاب و معیشت مردم را دارند، می‌باشد. پارامتر اول تاریخ و مبانی فکری به صورت ملموس و پارامتر دوم استفاده از اسناد و مواضع مورد قبول طرف مقابل است تا جامعه نسبت به عناد نداشتن و غیر تعصبی بودن مطالب اقناع شود.

علت طرح دو پارامتر تحلیل

تاریخ به این دلیل مطرح شد که وقتی طرف مقابل با تعصب با شما برخورد می‌کند و از طرفی قدرت و رسانه دست اوست شما نمی‌توانید در کوتاه مدت در جامعه روشنگری کنید. لذا گذشت زمان و تحقق پیامدها و نتایج اجرا شدن اندیشه‌ها برای جامعه ملموس است و ما فقط باید کمی چارچوب آن را شفاف و به طور گسترده توزیع کنیم. علت اینکه اکنون شاهد هستیم که جبهه دشمن درصدد تحریف تاریخ قبل و اوایل انقلاب است دقیقا همین موضوع است. چرا که او دیگر فهمیده که اگر تاریخ به صورت درست در اختیار مردم قرار بگیرد دیگر بازی‌های رسانه‌ای تاثیر اساسی نخواهد داشت. لذا توزیع تاریخ صحیح، مفید و قابل لمس وظیفه بسیار مهمی است.

علت طرح پارامتر دوم نیز کاملا مشخص است. طرف مقابل برای فرار به جلو هیچ آمار و موضع شما را قبول نمی‌کند. لذا فقط باید به منابع مورد قبول او استناد کرد که البته اگر به چشم فرصت به این موضوع نگاه شود می توان تناقضات بسیاری از مطالب مورد قبول طرف مقابل را به عنوان سند مباحثات مطرح کرد. لذا بنده سعی دارم با ارائه برخی نکات تاریخی مختصر و همچنین اسناد و آمارهای رسمی مورد قبول دولت، وجود یک جریان اندیشه‌ای در جامعه و اقدامات این جریان برای کسب قدرت را شفاف کنم.

آناج: این جریان متعلق به احزاب راست هستند یا احزاب چپ؟

اسم تکنوکرات‌ها به وفور شنیده شده اما هیچ وقت به صورت سیستمی عقبه تاریخی و آماری این کلمه تبیین نشده است و از طرفی محدود شدن آن به راست و چپ ما را در تبیین اندیشه های فاجعه بار آن به انحراف می کشاند.

یک مقدمه مختصر تاریخی عرض کنم و سریعتر وارد کارنامه مدیریتی تکنوکرات ها در حوزه مدیریت و اقتصاد جامعه می شوم.

شورش علیه کلیسا!

تقریبا از قرن 14 و 15 میلادی شکل گیری مقدماتی تمدن غرب شروع و اواخر قرن 18 شدیدتر شد. تحریفات کلیسا، ناتوانی کلیسا در پاسخ گویی به یافته های علمی به دلیل وجود مبانی تحریف شده و برخورد سخت با علم و عالم، باعث شد تا به مرور زمان یک نارضایتی فراگیر در جامعه شکل بگیرد. به مرور زمان درنقطه مقابل، اندیشمندانی مطالبی مطرح کردند که امروز به نام اومانیسم(Humanism) یا انسان گرایی یا انسان خدا پنداری شناخته می شود. این اندیشه کم کم در جامعه شکل گرفت که دیگر خدا و رضایت خدا برای ما مهم نیست و آن چیز که برای ما مهم است رضایت انسان است. یعنی بجای رضای خدا ما رضای انسان را محور تمامی امور می دانیم و اندیشه های لیبرال و سکولار نیز مبتنی بر همین اصول شکل گرفت که حتی اگر دینی هم قرار است در جامعه باشد نباید مانع لذت فردی و اجتماعی انسان بشود و هر کس می خواهد دین دار باشد در منزل شخصی خودش دینداری کند.

شما وقتی رضایت انسان را اصل قرار دادید، دیگر رضایت خدا اهمیتی نخواهد داشت و و قتی رضایت خدا کنار گذاشته شد دیگر جزا و پاداشی تعریف نمی شود و وقتی جزا و پاداش را کنار گذاشتید فقط محدود به این دنیا خواهید شد. لذا می بینید که در واژگان غربی ها خدا، جهنم، بهشت و غیره وجود دارد اما دیگر باوری به آنها وجود ندارد. وقتی محدود به این دنیا شدید کسی سعادتمند تر است که در این دنیا لذت بیشتری ببرد. لذت بیشتر در این دنیا یعنی تضاد منافع! این تضاد منافع تا آنجا پیش می رود که بعد از جنگ جهانی دوم خیلی از اندیشمندان این جنگ خونین رو حاصل تضاد منافع برآمده از لیبرالیسم می دانند. یعنی هر حکمرانی به دنبال منفعت خودش و قلمرو اش بود.

از طرفی حالا که دیگر رضای خدا کنار گذاشته شد سرمایه داری کلان چه در سطح طبقات سرمایه دار و چه در سطح کشورهای استعمارگر شکل گرفت. تولید ثروت برای معیشت هیچ ایرادی ندارد اما حریص بودن و تولید ثروت به نیت فقط تولید ثروت مجدد محل تأمل و اشکال است.

کشورهای استعمارگر در حال غارت کشورهای ضعیف بودند که انقلاب صنعتی شکل گرفت و پول غارت شده از کشورهای ضعیف در انقلاب صنعتی هزینه  شد و یک شکاف عظیم درآمدی بین کشورهای غارتگر و کشورهای ضعیف ایجاد شد.

شکل گیری تکنوکرات‌ها

همچنین طبقه‌ای در جوامع غربی به نام تکنو کرات‌ها در این زمان به وجود آمد. تکنوکرات یعنی فنی سالار. کسی که تکنیک و تخصص را بر همه چیز ارجحیت می دهد و اصالت را به علم نشئت گرفته از اومانیسم می دهد. تکنوکرات‌ها نه کلان سرمایه دار بودند و نه فقیر. تکنوکراتها شامل پزشکان، معلمان، وکلا و مهندسان بودند که در نظام آموزشی غربی تحصیل کرده و وظیفه اداره جامعه مدرن و تولید ثروت مبتنی بر دانش خود برای کلان سرمایه داران را به عهده داشتند. به همین دلیل می بینید که در اقصی نقاط جهان ثروت دست تعداد اندکی از نفرات و خانواده ها است.

نگاه تک بعدی و ناقص تکنوکرات‌ها

علت اینکه این مقدمه تاریخی را عرض کردم این است که میخواهم یک نکته که در تحلیل وقایع صنعت و معیشت کشور خیلی به درد ما می خورد از این مقدمه استخراج کنم. وقتی شما محدود به این دنیا شدید دیگر نقشه خلقت را به صورت کامل نمی بینید و به تبع آن راه حل مسئلتان نیز تک بعدی و ناقص می شود و همین راه حل تک بعدی نکته ای است که می خواهم روی آن بحث کنم.

شما می بینید که امروز بشر در حال نابود کردن محیط زیست است. منابع اولیه به صورت سر سام آوری در حال استفاده است و نمونه هایی از این قبیل که همه به دلیل نگرش تک بعدی است. همه به دلیل تولید ثروت فقط برای تولید ثروت مجدد است و حرص برای لذت طلبی بیشتر در این دنیا برای سعادت بیشتر! تکنوکرات چون تک بعدی است، فقط به رشته خود محدود می‌شود و نمی داند در چه نقشه ای بازی می کند.

آناج: ارتباط این مقدمات با معیشت مردم کشور ما چیست؟

ببینید غربی ها برای سلطه گری بر جهان و ناتوان سازی جوامع غیر همسو دست به تولید طبقات تکنوکرات در سایر جوامع زدند. یعنی با زور، زر و تزویر سعی در استاندارد سازی نظام آموزشی کشورها منطبق با جهان بینی اومانیستی کردند. از طرفی به بسیاری از نخبگان جهان بورس تحصیلی دادند که بازی دو سر برد بود. این نخبه که از یک کشور پیشرفت نکرده به جامعه پر زرق و برق غربی که از پول کشورهای غارت شده درست شده، وارد می شد، تحت تأثیر سبک زندگی غرب قرار می گرفت. یا در آنجا می ماند و برای کلان سرمایه دارها تولید ثروت می کرد و یا به کشور خود بر می گشت و چون تحصیلکرده غرب بود رده های مدیریتی مهم می گرفت و سبک زندگی غرب را در آنجا توسعه می داد.

انقلاب سفید، نمونه ملموس نسبت تکنوکرات‌ها با معیشت مردم

لذا غربی ها زمانی که بحث تبدیل ایران از یک کشور سنتی به کشور  صنعتی در زمان پهلوی مطرح شد شروع به تولید طبقه تکنوکرات در ایران کردند. مصداق جالبی که قابل تأمل است بحث انقلاب سفید است. در انقلاب سفید با کوچک سازی سرمایه ها در قالب کوچک کردن مالکیت ها بر زمین ها، سرمایه ها کوچک شد. از طرفی زمین های مرغوب در اختیار سرمایه داران طرفداران غرب قرار گرفت و آنها با سرمایه به دست آمده در حال مکانیزه کردن کشاورزی خود بودند. کشاورز معمولی دارای سرمایه کوچک برای کسب توانایی رقابت مجبور به اخذ وام با بهره بالا می شد و چون قدرت رقابت با کشاورزی مکانیزه نداشت ورشکست شده و بانک ها و طبقات طرفدار غرب ثروتمند تر و مردم عادی فقیر تر می شدند. این نیروی تولید برای اشتغال به شهرها پناه می آورد و به این ترتیب نیروی مولد کشور تبدیل به نیروی فقیر حاشیه نشین شهرها می شد و کشور ایران از یک اقتصاد مولد و خودکفا با نیروی تولید بومی و مردمی به سمت یک اقتصاد وابسته و انحصاری پیش رفت و نیروی کار خود را از دست داد. از طرفی غربی ها در صدر این جامعه قرار می گرفتند و غیر غربی ها ضعیف و نا توان!

آناج: آیا بعد از انقلاب جلوی رشد این طبقه گرفته نشد؟

متأسفانه شاید بعد از انقلاب بنا به دلایلی رشد این طبقه شدت یافت. اول درگیری های امنیتی بود که انقلاب با آن دست و پنجه نرم می کرد و بعد ظاهر سازی طبقه تکنوکرات بود. به طوری که می بینیم با سردمداری عبدالکریم سروش این طبقه بعد از انقلاب بازسازی شد و شروع به تدوین سرفصل های نظام آموزشی در کشور کرد که خود یک مقوله مفصل دیگر است.

آناج: لطفا در خصوص ملموس تر شدن نقش این طبقه در معیشت مردم بیشتر توضیح دهید.

ببینید این طبقه چون تحصیل کرده بود و نگاه متکبرانه به مردم عادی داشت، شروع به تولید ادبیات برگرفته از مبانی اومانیستی خود کرد. خود را کارشناس و مستضعفین را اقشار آسیب پذیر نام نهاد. این تولید ادبیات دو پیام اساسی دارد اول اینکه تو آسیب پذیری و طبیعی است که زیر چرخ های توسعه له شوی! دوم اینکه من کارشناسم و من باید تعیین تکلیف کنم و برای تو برنامه بریزم و خودت ناتوانی!  در اقتصاد و صنعت این یعنی کنار گذاشتن مردم! حالا هرچقدر هم شعار اجرای اصل 44 بدهی، هرچقدر بگویی خصوصی سازی، هرچقدر بگویی مردم، مردم همه اش شعار است.

نادیده انگاشتن پتانسیل های مردمی حاصل تفکر تکنوکرات‌ها

مردم که کنار گذاشته شدند، کار دست عده ای معدود می افتد.رانت، فساد و از همه مهمتر نادیده گرفتن پتانسیل‌های بومی مردمی اتفاق می افتد. معتقدم رفع این مشکل حیاتی ترین راه حل خروج از مشکلات جاری اقتصاد است. ما به دلیل تحقیقاتی که در این زمینه می کنیم با عزیزانی همراه شدیم که گزارشات مردمی مهمی برای اثبات این حرف دارند. مثلا گزارشاتی که دکتر روح الله ایزدخواه داشتند.من عینا از ایشان نقل می کنم. ایشان از دو روستای متفاوت و دور از هم در خراسان جنوبی بازدید میدانی داشتند. اولی، روستایی عشایری، در حاشیه مرز، که روستاییان برای دامداری به مراتعی در ۴۰ کیلومتری روستا با جاده ای خاکی، کوچ کرده و نصف سال را در چادرسیاه به سر می برند و دومی، روستایی شهری ساز، در مجاورت مرکز شهرستان، با امکانات متعدد تجاری، رفاهی، ورزشی و غیره! در روستای اول که انبوه جمعیت جوان هم دارد، حتی یک خانواده هم مهاجرت نکرده و در دومی، تقریبا هیچ زوج جوانی در روستا باقی نمانده است! در روستای اول، با تکیه بر سنت اصیل عشایری، اقتصاد دامداری روبراهی فراهم است؛ مراتع مهیا، و نیمچه قناتی فعال، و رمه های بزرگ گوسفندان، و تولید محصولات فراوری درآمدزا، و سایر مشاغل جانبی دامداری. در دومی اما با وجود اراضی حاصلخیز، دامداری های متعددی راکد یا نیمه فعال افتاده است، بدلیل گرفتاری در واسطه گری علوفه و شیر، و از رونق افتادن اقتصاد دام و زراعت در روستاجوانان روستای اول با قلت و سادگی امکانات و دورافتادگی روستا کنار آمده اند، چون اشتغال و معیشت سرپایی دارند، و هرچند تقاضای بهبود شرایط دارند اما به مهاجرت نمی افتند.

جوانان روستای دوم، با وجود امکانات مشابه شهر، و دسترسی خوب، و امکانات فیزیکی برای دامداری، برای کار به شهر رفته اند، چون اقتصاد روستای شان قوام نیافته است.

یا گزارشاتی مربوط به بالفعل شدن پتانسیل های مردمی. فردی از شوره زار، ده جور درآمد بیرون میکشد در کهنوج کرمان، یا مجتمع چند منظوره کشاورزی - تفریحی زده اند در خرمشهر، یا ماهی خاویاری کیلویی صد هزار تومانی پرورش میدهند در شوش خوزستان، یا هشتاد کارگاه چوب در یک ده راه انداخته اند در شاهرود سمنان، یا گله گوسفندان چندقلوزا دست و پا کرده اند در ملایر همدان، و در کنار اینها ده ها تعاونی زنان روستایی را ببینید با انواع محصولات فراوری با ارزش و مدیران عاملی جوان و کاربلد و بازارشناس.

شکستن رکورد رسیدن به اتاق عمل مجهز در دفاع مقدس!

میبینیم که الگوی تکنوکرات های که مردم و پتانسیل های بومی را نادیده می گیرد. بعد از جنگ بر سر مردم بوده و هنوز هم هست. در اوایل انقلاب امام فرمودند مستضعفین نور چشم و صاحبان انقلابند و همین بنا ، کارگر  و به عبارت کلی آحاد مردم چنان امورات جنگ را اداره کردند که امروز ابتکاراتشان در دانشگاه های جنگ دنیا تدریس می شود! کدام ارتش پیشرفته دنیا توانسته بود روی رود وحشی مثل اروند پلی بزند که تانک از روی آن رد بشود؟ کدام ارتش تکنولوژیک دنیا تواسنته بود اتاق عمل جراحی مجهز پشت خط مقدم بیاورد که میانگین زمانی رسیدن به اتاق عمل از 15 ساعت استاندارد جهانی به یک و نیم ساعت دفاع مقدس تقلیل یابد؟

گزارش موسسه پژوهشی به کنگره در خصوص سه شرط موفقیت تحریم‌ها/ اظهارات اوباما فردای برجام

مسئله فاجعه بارتر که قبلا هم به آن اشاره شد ذهن تک بعدی و محدود آنها به فرمول های ریاضی دانشگاهی است و بس و اگر اعتراضی هم به ناکارآمدی آنها بکنی می شوی بی سواد،لبو فروش،راننده تاکسی و غیره!  این ذهن تک بعدی و الگوی مدیریتی که از طرفی راحت طلب شده و از طرفی فکر می کند می تواند فقط با فرمول های ریاضی غیر بومی جامعه را اداره کند فقط به پشت میز پناه می برد و با بالا و پایین کردن فرمول ها سعی دارد کشور را سامان بدهد.

یک نمونه مصداقی و ملموس که بخواهم در این زمینه عرض کنم مسئله بخش مالی اقتصاد است. هر اقتصادی یک بخش حقیقی و یک بخش مالی دارد و اگر بخش مالی نسبت به بخش حقیقی کوچک باشد، اولویت بندی،صف و به تبع آن رانت و فساد ایجاد می شود. چون در کشور ما بخش مالی نسبت به به بخش حقیقی اقتصاد کوچکتر است طبق فرمول های دانشگاهی باید سراغ سرمایه گذاری خارجی رفت. دشمن هم دقیقا از همین مسئله استفاده می کند! یعنی فارغ التحصیلان دانشگاهی اساسا در چارچوب های سرفصل های آموزشی جهت دار محصور شده و راه حلی نمی یابند و دمشن هم به خوبی این را می داند و سعی می کند اینها به قدرت برسند! از طرفی وقتی این به اصطلاح کارشناسان راه حلی نیابند و با رسانه این را به جامعه القا کنند جامعه از ادامه مسیر منصرف می شود. گزارشی که انیستیتو پترسون به عنوان پژوهش در اختیار کنگره آمریکا گذاشت دقیقا در همین راستا است. این گزارش گفته بود که تحریم ها اگر مشروط به سه شرط موفق خواهند بود: اول اینکه ایران را در تکنولوژی های پیشرفته تحریم کنیم که جمع بندی کرده بود که ایران آن را تبدیل به فرصت می کند و این را رد کرده بود. شرط دو ایجاد اجماع جهانی بود که گفته بود روسیه و چین همکاری کامل نمی کنند. شرط سوم این بود که به مردم القا شود که تحریم ها کارساز است!

بنده به عنوان یک منتقد و محقق نمی گویم. اظهارات اوباما فردای امضای برجام با شبکه سی بی اس را ببینید. او می گوید ما دیگر قادر به حفظ زنجیره تحریم ها بودیم و شرکای ما در حال ضرر دهی بودند. یا در یک سخرانی گفت که ما دیگر نمی توانستیم بانک ها بزرگ را جریمه کنیم. ( در سیتسم اقتصادی آنها بانک ها موتور محرک هستند و گرفتن پول از آنها یعنی مانع ایجاد کردن در برابر پیشرفت اقتصادی). کری دریک سخنرانی گفت که شرکای ما دیگر حاض به فداکاری نبودند! مستند فروشنده را نگاهی بیندازید خوب است.

از این طرف شما کافی بود یه مناظره نمایندگان دولت در برنامه هایی مثل غیرمحرمانه شبکه دو یا مناظرات کاندیداها نگاه کنید. صریحا اعتراف کردند که فعلا برنامه ای نمی توان اجرا کرد تا سرمایه بیاید.  دقیقا مانند اینکه بسیجیان زمان جنگ بگویند چون هیچ فرمول نظامی جواب نمی دهد فعلا همینطور خیره بمانیم! زمین بدهیم تا زمان بخریم!

طبق برنامه راهبردی وزارت صنعت این دولت، باید حالا حالاها منتظر ماند!

پتانسیل های مردمی و بومی مناطق را اصلا ندید می گیرند. این دیگر صحبت بنده و منتقدین نیست. شما نگاهی به برنامه راهبردی منتشر شده وزارت صنعت ببینید.  در صفحه 84 همین برنامه جدول افق صادرات کشور وجود دارد. در داخل این جدول میزان صادرات صنایع منتخب کشور تا سال 1404 پیش بینی شده است. نکته تأسف بار این است که در زیر این جدول درج شده " تحقق اهداف با فرض رفع تحریم ها و اجرای کامل برجام خواهد بود". یعنی وزارت صنعت جمهوری اسلامی برنامه بلند مدت راهبردی خود را روی هوا بسته است! وقتی تکلیف برجام مشخص نیست، شما با چه مبنایی می خواهید میزان درآمد را تخمین بزنید و وقتی نمی توانید درآمدتان را تخمین بزنید با کدام منطق می خواهید برنامه ریزی بکنید؟ وضعیت همین می شود که هیچ برنامه مدونی برای رفع مشکلات وجود ندارد و فقط با رسانه و شانتاژ خبری روی موضوعی مثل فروش نفت مانور می دهند. تازه بجای پول نفت کالا وارد می کنند که آنهم تولید ملی را فلج می کند! یعنی یک بازی دو سر باخت!

اظهارات معاون برنامه ریزی وقت استانداری در خصوص رفع مشکل بیکاری

اوایل مذاکرات  دولت جدید بر سر مسئله هسته ای در جلسه ای از معاون برنامه ریزی استانداری سوال کردم که شما می گویید حل مشکل اشتغال وابسه به مذاکرات است، اگر گشایشی در مذاکرات ایجاد نشد آیا برنامه جایگزینی دارید؟ با بی اهمیتی سری تکان داد و گفت برنامه هایی داریم. گفتم مثلا چه برنامه ای؟ گفت حالا برنامه هایی داریم دیگر!

فاصله تئوری‌های فانتزی غربی دانشگاهی با واقعیت‌های کف میدان!

اگر فرمول ها جواب ندهد هیچ جایگزینی ندارند! کما اینکه می بینیم هیچ اتفاقی در این مدت نیافتاده است! عجیب تر اینکه حاضر نیستند راجع به این فرمول ها نگاه نقادانه داشته باشند! اینها یاد گرفتند که باید بر اساس مزیت های نسبی با دنیا تجارت کرد! ظاهر حرف چیز قشنگ و به ظاهر درستی است اما وقتی وارد واقعیت می شویم می بینیم که بین این فرمول ها و نظریات فانتزی دانشگاهی با واقعیت معیشت مردم زمین تا آسمان فاصله است! واقعیت این است که غربی ها به ما می گویند مزیت نسبی کشور شما منابع اولیه است و مزیت ما تکنولوژی است. به همین دلیل فروش نفت خام برای ما می شود افتخار! نفت خام می رود، فراوری می شود و بعد با پول بیشتری همان ها را می خریم. ضمن اینکه روز به روز قیمت مواد اولیه ارزانتر می شود. چون با پیشرفت تکنولوژی هزینه استحصال مواد اولیه کمتر می شود، منابع جدید در نقاطی مانند قطب جنوب کشف و کشورهای خام فروش ضرر می کنند، دسترسی به مواد اولیه راحت تر می شود و از طرفی وابستگی به برخی مواد خام کاهش می یابد. به همین دلیل کشورهای خام فروش فقیر تر و کشورهای سلطه گر پولدار تر می شوند. فاصله بین تئوری ها فانتزی دانشگاهی با واقعیات یعنی همین! 

فرمول‌های تکنوکرات‌ها می گوید برای ایجاد هر شغل باید چند صد میلیون هزینه کرد

لذا شاهد هستیم که کسانی که خود را کارشناس می پندارند و پشت میزها هستند در جواب کسانی که در کف میدان گزارش از ابتکارات مردمی میکنند فقط لبخند تمسخر می زنند و زبان توهین می گشایند. این تکنوکرات ها قدرت رسانه، پول و قدرت را در اختیار دارند و آشنایی با آنها وظیفه یکایک دغدغه مندان انقلاب است.

با تفسیر این تکنوکرات ها شما اصلا به فکر خلق یک مزیت دیگر که نیستید هیچ، بلکه برخی مزیت های تولید شده قابل رقابت مانند انرژی هسته ای را نیز بتن می ریزید!

ما در همین سیستان و بلوچستان مناطقی داریم که می تواند به قطب انرژی خورشیدی و بادی دنیا تبدیل بشود! ما در برخی مناطق به ظاهر محروم محصولاتی داریم که اگر فقط کمی روی بسته بندی و فراوری آن کار شود هم اشتغال ایجاد می کند و هم صادرات بهتری خواهیم داشت. اما فرمول های تکنوکرات ها می گوید برای ایجاد هر شغل باید چند صد میلیون هزینه کرد! حضرت آقا در بیاناتی فرمودند که ارزان تر هم می شود اینکار را کرد. مثلا در جایی رفته بودیم که میوه ها همینطور پای درختان به زمین ریخته بود. با یک حمایت مختصر و ایجاد یک واحد صنایع تبدیلی می توان اینها را به آبمیوه و کمپوت تبدیل کرد و آن میوه را به جای دور ریختن تبدیل به ثروت ملی کرد!

لذا پیشنهاد میکنم که دغدغه مندان انقلابی به این حوزه ها وارد و انحصار تکنوکرات ها را در این جامعه بشکنند حتی اگر در این انتخابات نتیجه مورد دلخواه حاصل نشود.

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 1
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •