پارک دلفین باغلارباغی 2
فرم جذب خبرنگار - داخلی
بانک مهر اقتصاد
قاصدک 24
دیده‌های یک معتکف/ چشم‌ها پر می‌شد و دل‌ها بی‌قرار
  • 1396/01/26 09:28
  • 76987
آناج گزارش می‌دهد؛

دیده‌های یک معتکف/ چشم‌ها پر می‌شد و دل‌ها بی‌قرار

روز آخر، روز وداع است؛ انگار که همه شان می‌دانند، کسی استراحت نمی‌کند، همه مشغول عبادت هستند، خیلی‌ها هم این روز آخر را خلوت کرده‌اند تا ببیند چگونه آمدند و چگونه می‌روند.

گروه فرهنگی آناج: ساک به دست با شور وشوق آمده بودند، یک عده همراه خانواده و برخی تنها. اکثرا دانشجو بودند و جوان... همه رقم در بینشان دیده می‌شد، از چادری گرفته تا آنهایی که در جامعه به آنها می‌گویند بدحجاب؛ همان‌هایی که حضرت آقا می‌گوید یک نقص ظاهر دارند، اما نقطه اتصالشان همین مسجد است وسه روز دل بریدن از دنیا به‌خاطر خدا.

آرام و با وقار وارد می‌شدند، گویی می‌دانستند آنجا جای فرشتگانی است که خدا به آنها چشم دوخته است. یکی از آنها که اسمش زهرا بود و در مقطع کارشناسی ارشد تحصیل می‌کرد به خبرنگار آناج گفت: از عید همراه دانشگاه، جنوب و مناطق جنگی را تجربه کردم، برایم تلنگری شده بود اما به نظرم اعتکاف نقطه عطفی برای من است و اگر لایق باشم می‌خواهم چادری شوم.

دختر دیگری که هنوز به ۲۵ سالگی نرسیده بود، عنوان کرد: از سال ۸۷ تا به حالا هرسال اعتکاف آمده‌ام و هر حاجتی داشتم بعد از این ایام گرفته‌ام، اعتکاف اثر بخشی دیگری دارد.

وی افزود: شب‌های این مسجد دیدنیست، کمتر کسی خواب به چشمش می‌آید و هر کجا نگاه میکنی قامت یک فرشته را می‌بینی که در حال راز ونیاز است، زیبایی چادر نماز وسجاده‌ها اینجا بیشتر از هرجایی به چشم می‌آید.

روز اول

صحبت‌های مسئول نهاد رهبری دانشگاه تبریز میخ‌کوبشان کرده است، تقریبا کسی نبود که پای حرف‌هایشان ننشیند، انگار که حرف دلشان را می‌شنیدند.

حجت الاسلام انوری در مورد ایام اعتکاف و جوانی حرف‌های باب دل جوانان را می‌زد: «نگاهتان را به خدا وخودتان عوض کنید بسیاری از رنج‌ها و مشکلاتتان حل می‌شود، قرار نیست در زندگی مشکل نداشته باشید باید رنج‌ها را تغییر بدهید و با وجود رنج‌ها از زندگی لذت ببرید.»

بعضی هایشان باهمین حرف‌ها که روضه نبود، اشکشان در می‌آمد زانوهایشان را بغل کرده و به فکر فرو می‌رفتند.

روز دوم

همه در تکاپو هستند، رفیق شده‌اند و اگر کسی چیزی می‌خواهد همه آماده کمک هستند؛ به نظر می‌رسد اینجا قلب‌ها رقیق‌تر شده و زنگار بی‌مهری دنیا از دل‌ها زدوده گشته است. سخنران روز دوم از ایام جوانی و استفاده از فرصت‌ها گفت، از دام‌هایی که شیطان برای بندگان خدا پهن می‌کند و از تیرهای نامرئی که به سمت بندگان مخلص خدا رها می‌شود، بحث‌ها جنجالی می‌شود و بعد از رفتن سخنران یک حلقه بزرگ برای مباحثه تشکیل می‌گردد.

دختران آرام و محجوبی که تا دیروز اگر کسی سخنی با آنها نمی‌گفت کلامی نمی‌گفتند در بحث‌ها شرکت می‌کردند و چه خوب هم تفسیر می‌نمودند وقایع را، بحث‌های سیاسی و اجتماعی و حتی اقتصادیشان نشان می‌داد اینان همان دانشجویان انقلابی و آگاهی هستند که جامعه به آنها نیاز دارد.

روز سوم، روز وداع

روز آخر، روز وداع است؛ انگار که همه شان می‌دانند، کسی استراحت نمی‌کند، همه مشغول عبادت هستند، خیلی‌ها هم این روز آخر را خلوت کرده‌اند تا ببیند چگونه آمدند و چگونه می‌روند. دستشان پر است یا توشه‌ای از این سه روز برای خودشان برنداشته‌اند؟

روز سوم مصادف است با شهادت حضرت زینب(ع)، شیر زن کربلا که نگذاشت واقعه کربلا به دست فراموشی سپرده شود. روضه خوان می‌خواند و همه اشک می‌ریزند، کسانی که در این سه روز بغضشان سر باز نکرده بود این بار صدای هق هقشان به گوش می‌رسد، همان‌هایی که برای بندگی آمده بودند و مخلص شدند برای خدا.

صدای اذان که می‌شود همهمه‌ای بلند می‌گردد؛ یادشان افتاده است که باید جدا شوند، آخرین نمازشان را کنارهم می‌خوانند، خیلی‌هایشان چشمشان پرشده است، بعضی‌ها به‌خاطر تمام شدن این شب‌های نعمت و بعضی‌ها بخاطر جدایی از دوستانی که از جنس خدا بودند اما بیرون این در منتظرشان بودند، مادرهایی با یک آغوش باز برای دخترانشان، پدرهایی با یک لبخند برای ریحانه خانه شان و برادرهایی با یک دسته گل برای عزیزشان. حج کوچکتان قبول...

گزارش از: فرناز پورعباس

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •