در کودکی با سنگ و آهن وزنه می‌زدم/ روزی 6 وعده غذا می‌خورم!/ مدالم را به شهید مدافع حرم تقدیم کردم
  • 1396/01/10 10:27
  • 76158
عیدانه آناج/ گفت‌وگو با قهرمان پرورش اندام جهان؛

در کودکی با سنگ و آهن وزنه می‌زدم/ روزی 6 وعده غذا می‌خورم!/ مدالم را به شهید مدافع حرم تقدیم کردم

قهرمان پرورش اندام جهان در گفت‌وگوی عیدانه آناج از قهرمانی و سختی‌های رشته پرورش اندام و همچنین آرزو‌هایش در سال جدید می‌گوید.

گروه ورزشی آناج: این روزها جوانان زیادی درصدد رسیدن به اندامی ایده‌آل می‌باشند که هرکدام از آن‌ها برای خود انگیزه و معیارهای گوناگونی دارند. بهروز تابانی یکی از قهرمانان پرورش اندام جهان است که با او به گفت‌وگو نشسته‌ایم و این جوان 25 ساله زندگی روزمره یک بدنساز و چالش‌های پیش‌رو را شرح داده است.

آناج: خودتان را برای مخاطبان معرفی کنید:

متولد 1371 از سراب هستم و در مقطع کارشناسی تربیت بدنی مشغول تحصیل می‌باشم؛ 8 برادر هستیم و بنده فرزند آخر خانواده‌ام و از سال 86 پرورش اندام را آغاز کرده‌ام. مشوقم خودم بودم و فرد خاصی مرا ترغیب به انجام این ورزش نکرده است.

آناج: تا به حال چه مقام‌هایی کسب کرده‌اید؟
از سال 86 که ورزش کرده‌ام به فکر ورزش حرفه‌‌ای بوده‌ام و در سال 88 اولین مسابقه‌ام را داده‌ام؛ در سال 92 در مسابقات کشوری جوانان در همدان اول شدم، در سال 93 مجددا در مسابقات جوانان کشوری شرکت کرده‌ام. آخرین مسابقه‌ام هم مربوط به سال 95 در اسپانیا در 2015 قهرمانی جهان بود.

آناج: برای حرفه‌ای اقدام کرده‌اید؟

باید اول کارت حرفه‌ای بگیرم و بعد وارد این عرصه شوم.

آناج: الان که دارید پرورش اندام کار می‌کنید آیا به تحصیلتان لطمه نمی‌زند؟

فدراسیون درخواست ارسال مدارکم را کرده است تا یک لیسانس افتخاری دهد.

آناج: چرا برنامه غذایی و تمرینات ورزش پرورش اندام با سایر کارها کمی متفاوت است؟

بدنسازی یعنی نظم. باید نوعی نظم رعایت شود چه از لحاظ غذایی یا تمرینی همه باید کنترل شده و برنامه‌ریزی شده باشند. فعلا که آزاد هستم و برنامه غذایی و تمرین خاصی ندارم. 

آناج: هر روز چند وعده غذا می‌خورید؟

هر روز 6 وعده. یعنی در برنامه غذایی بدنسازی حجم کم و تعداد وعده‌ها زیاد می‌باشد. یک صبحانه، یک میان وعده بین صبحانه و نهار، یکی قبل از تمرین، بعد از تمرین و دیگری هم موقع خواب.

آناج: نگاهی که الان به ورزش بدنسازی است این گونه است که وقتی یکی ورزش بدنسازی کار می‌کند می‌گویند جهت خودنمایی کار می‌کند، نظر شما چیست؟

هر کس برای خودش نظری دارد نظرها متفاوت است.

آناج: چطور شد که شما به ورزش پرورش اندام روی آوردید و از کجا شروع کردید؟

خودم از کودکی علاقه داشتم. موقعی که به باشگاه دسترسی نداشتیم و در روستا بودیم همان موقع هم به طور سنتی از سنگ و آهن وسایلی درست کرده بودم و با آنها تمرین می‌کردم. از سال 86 که به شهر سراب آمدیم تمرین باشگاهی را شروع کردم.

آناج: از کدام روستا شروع کرده‌اید؟

از یکی از روستاهای سراب به نام احمدآباد.

آناج: زمانی که پرورش اندام را شروع کردید وزن شما چقدر بود؟

63 کیلو.

آناج: چطور شد که به دسته فوق سنگین آمدید؟

این یک روندی است که باید در اول از سبک وزن شروع کنی تا ژنتیک شما ایجاب کند که در کدام وزن بمانی که من از اول ژنتیکم بالا بود و در هر مسابقه یک وزن بالاتر آمده‌ام. هر سال یک دسته بالاتر از سال قبل بودم. الان در دسته 100 کیلو هستم یعنی یک دسته پایین‌تر از سنگین وزن.

آناج: اکثر نفرات پرورش اندام معروف هستند و در مردان آهنین شرکت می‌کنند شما هم چنین قصدی دارید؟
مردان آهنین فرق می‌کند. مردان آهنین قدرتی است، مال ما پرورش اندام است و رشته‌هایش فرق می‌کند.

آناج: آنها در پایان در مردان آهنین شرکت کرده‌اند شما هم چنین ایده‌ای دارید که شرکت کنید؟

خیر کلا فرق دارد. شاخه‌های بادی بیلدینگ با پاور لیفتینگ فرق دارد و تیپ بدن هم فرق می‌کند. در پاور لیفتینگ باید قدرتی کار کنی و فرم بدن شرط نیست اما در بادی بیلدینگ فرم بدن شرط است. 

آناج: شما با کدام مربی شروع کردید و الان هم آیا زیر نظر مربی کار می‌کنید یا خودتان کار می‌کنید؟

وقتی در سال 86 شروع کردم اولین بار که حدود 2 سال مبتدی بودم با مربی‌ای که در شهرمان بود یعنی آقای سید مرتضی وهاب زاده که الان هم هستند کار می‌کردم. تا سال 88 که برای اولین بار برای مسابقه انتخاب شدم خودم آماده شدم. بعد از آن مربی نداشتم تا سال 92 که با آقای وحید اکبرزاده آشنا شدم که تا الان مربی‌ام ایشان هستند.

آناج: الان خودتان شاگرد دارید که با شما کار کنند؟

بله.

آناج: در مورد مکمل‌ها توضیح می‌دهید که چگونه استفاده می‌کنید؟

بحث مکمل با بحث دارو فرق می‌کند. مکمل غذایی و دارویی، مکمل‌های غذایی که از اسمش معلوم است یعنی کامل کننده غذا. ولی داروها فرق می‌کند. داروهای کسی که حرفه‌ای کار می‌کند باید از هر دو استفاده کند. هم از مکملش هم از استروئیدش ولی به شرطی که اصولی و زیر نظر مربی استفاده شود.

آناج: در بدنسازی دوپینگی داریم؟

بله داریم!

آناج: تا به حال برای دوپینگ وسوسه شده‌اید؟

خیر، دوپینگ فرق می‌کند. این نیست که کار خاصی انجام دهی اسمش شود دوپینگ. همان دارویی که استفاده می‌کنیم خودش دوپینگ است حتی ریزترین قرص‌های اداری خودش نوعی دوپینگ است. مثلاً قرص‌های ادرارآور که دکتر به بیمار می‌دهد اگر ردیابی شود دوپینگ محسوب می‌شود.

آناج: در مورد این داروها چگونه اطلاعات کسب می‌کنید و استفاده می‌کنید که دوپینگی نباشند و بعدا به خود شما آسیب نزند؟

اگر ردیابی نداشته باشند دو هفته مانده به مسابقات خودشان کنترل می‌کنند و داروهایی که در تست خود را نشان می‌دهند و ردیابی می‌شوند را نباید استفاده کرد و باید متوقف نمود. اگر بخواهید حرفه‌ای بالا بروی نباید از داروهایی که در بدن ماندگاری بیشتری دارند مانند سوستانول و ناندرنول را استفاده کنید.

آناج: فدراسیون خودش شما را کنترل می‌کند؟

بله فدراسیون هم از اینجا کنترل می‌کند و تست دوپینگ می‌گیرد و هم وقتی به مراحل جهانی راه یافتیم. در جهانی هم به صورت اتفاقی انتخاب کرده و از چند نفر تست دوپینگ می‌گیرند. این‌بار هم در اسپانیا از چند نفر تست دوپینگ گرفتند.

آناج: میانگین سن بدنسازی چگونه است؟

از لحاظ حرفه‌ای الان که جوان‌ترین ورزشکار حرفه‌ای این رشته من هستم. بستگی به کشش بدن دارد. بعضی افراد در 40 سالگی بازنشست می‌شوند. این میانگین از 20، 24 تا 45 می‌تواند باشد.

آناج: روزی چند ساعت در باشگاه هستید؟

وقتی در رژیم هستم روزی باید دو وعده تمرین کنم. بستگی به بدن طرف مقابل دارد. نزدیک مسابقات باید بیشتر تمرین کرد، بیشتر هوازی زد ولی من خودم روزی دو وعده تمرین می‌کردم و در هر وعده هوازی و تمرین با وزنه تقریبا یک ونیم ساعت طول می‌کشید. یعنی هر روز 3 ساعت طول می‌کشید.

آناج: در باشگاه‌ها به صورت خصوصی کار می‌کنید یا افراد معمولی هم می‌توانند بیایند؟

بنده در باشگاه خودمان در سراب بودم همه می‌آمدند.

آناج: وقتی شما در باشگاه وزنه می‌زنید نگرش عموم مردم به شما چگونه است؟

بستگی دارد به اینکه مرا بشناسند یا نه.

آناج: آیا از شما راهنمایی می‌گیرند و به این کار مشتاق می‌شوند؟

نظر همه متفاوت است. ممکن است یکی بدش بیاید. مخصوصا در زمان رژیم که کم حوصله‌تر هستیم و از نظر روانی روی ما اثر می‌گذارد ممکن است یکی بدش بیاید بگوید مغرور است و از این حرف‌ها. در حالی که اصلا چنین نیست در زمان رژیم به خاطر رژیم غذایی و دارویی اعصاب و روان هم به هم می‌ریزد به همین خاطر از لحاظ حوصله کم می‌آوریم بنابراین دیدگاه‌ها متفاوت است. ولی خب بعضی‌ها درک می‌کنند و می‌دانند. کسانی که با این رشته آشنایی دارند می‌توانند و به رژیم کمک کنند و روحیه هم بدهند.

آناج: شما مجرد هستید یا متاهل؟
مجرد هستم.

آناج: در سال 96 به فکر ازدواج خواهید بود؟

خیر اولویت اولم گرفتن کارت حرفه‌ای است.

آناج: در مورد کارت حرفه‌ای هم برای کسانی که در مورد پرورش اندام اطلاعات ندارند توضیح دهید.

در تمام دنیا بحث کارت حرفه‌ای از فدراسیون جداست. آنها که کارت حرفه‌ای دارند در کل جهان از فدراسیون خارج می‌شوند. حرفه‌ای‌گری زیر مجموعه فدراسیون نیست. هیچ فدراسیونی وجود ندارد که از آن حمایت کند. وقتی کارت حرفه‌ای گرفتی دیگر خودت هستی و اسپانسر که برای مسابقات آماده شوی. در ایران هم آماتورها آنقدر جا افتاده نیستند که کمک کنند. آماتورهایی که حالا عضو تیم ملی یا زیر پرچم هستند چه برسد به حرفه‌ای و کارت حرفه‌ای که دیگر از فدراسیون خارج می‌شوند. 

آناج: در ایران داریم کسانی که کارت حرفه‌ای داشته باشند؟

بله، شش نفر هستند.

آناج: با گرفتن کارت حرفه‌ای چقدر فاصله دارید؟

باید از فدراسیون ایران به فدراسیون جهانی یک نامه بزنند که من قهرمان جهان شده‌ام تا کارتم را از آنجا صادر کنند.

آناج: بعد از گرفتن کارت حرفه‌ای باید در کدام مسابقات شرکت کنید؟

بعد از گرفتن کارت باید در مسابقات حرفه‌ای شرکت کنیم و در واقع امتیاز جمع کنیم تا مجوز بگیریم.

آناج: مثل دوچرخه سواری که باید امتیاز بگیرند؟

بله، باید در مسابقات حرفه‌ای شرکت کنیم تا امتیاز جمع کنیم برای ورود به المپیک.

آناج: برخورد مسئولان بعد از اینکه توانستید در اسپانیا قهرمان شوید و حمایت‌شان از شما چگونه بود و چه انتظاری از مسئولان دارید؟

در حالت کلی از طرف مسئولان هیچ گونه تجلیلی از من نشده است ولی در شهر خودمان سراب فرماندار و شهردار و... حدود 15 نفرجمع شده بودند و هر کدام یک کارت هدیه 200 هزار تومانی دادند که در مجموع شد 3 میلیون. از استان هم یک سکه رئیس هیئت‌مان آقای نیک رزم داده‌اند و یک سکه هم آقای استاندار داده‌اند. 

آناج: در کل فقط دو سکه؟!

بله.

آناج: از طرف  فدراسیون هم تجلیلی شد؟

خیر، فدراسیون در حالت کلی اصلا چیزی نمی‌دهد. فقط هزینه رفت و برگشت می‌دهد.

آناج: فدراسیون فقط در مسابقات حمایت می‌کند؟ 

بله، فقط در مسابقات آن هم در اردو. البته آن هم برنامه‌ریزی‌اش صحیح نیست اگر صحیح بود من این سری که مسابقات برگزار شد نمی‌ماندم. همه که اطلاع ندارند. ممکن است یکی مثل من از شهرستان برخیزد برود و هیچ گونه اطلاعی نداشته باشد که از کجا باید اقدام کند و چه کند. اینها باید یک راهکاری نشان دهند که از آن طریق برود و کارهایش را انجام دهد. هیچ کس به من اطلاع نداده بود. یک ماه آخر نمی‌دانستم رژیم بگیرم، تمرین کنم یا چه کنم.

آناج: برگزاری مسابقه را به شما نگفته بودند؟!

بنده چون پایان خدمت نداشتم و دانشجو بودم باید از طریق آن‌ها اجازه خروج می‌گرفتم. باید می‌رفتم به دانشگاه آزاد تهران، بعد می‌رفتم به دانشگاه خودم و می‌رفتم به نظام وظیفه، از طرف هم به وزارت ورزش، بعد از هم به فدراسیون. یعنی من یک ماه آخر را در راه‌ها بودم. تبریز، سراب، تهران. این ور و آن ور می‌رفتم که بتوانم مشکلم را حل کنم. تازه بعد از یک ماه تلاش باز هم ویزایم صادر نشده بود.

آناج: مدال که گرفتید، در آخر چطور شد؟ ویزای شما حل شد؟

حل شد، تنها رفتم به مسابقه جهانی. نتوانستم با تیم بروم.

آناج: مدالتان را به شهید مدافع حرم تقدیم کردید؟

مدال کشوری‌ام را تقدیم کردم. مدال جهانی‌ام را دارم. شهید فتح‌الله ملازاده هم‌‌کلاسی من بود به احترامش مدالم را تقدیم او کردم.

آناج: با مرحوم بیت‌الله عباسپور هم ارتباط داشتید؟

در سال 2015 که برای اولین بار می‌خواستم در مسابقات آسیایی شرکت کنم رفته بودم پیش بیت‌الله. چون اولین کسی که توانسته در مسابقات آسیایی شرکت کند آقای عباسپور بود. یک بار برای گرفتن برنامه پیشش رفته بودم. کم و بیش با هم ارتباط داشتیم. آخرین بار هم در برای مسابقات آسیایی در اردو با هم بودیم. وقتی آقای عباسپور فوت کردند من در رژیم بودم که حوصله‌ام هم به هم خورد و سه روز تمرین نکردم.

آناج: کمی از شرایط رژیم‌تان توضیح دهید که خودتان را از چه چیزهایی منع می‌کنید و شرایط چگونه است؟

باید یک نوع نظم را رعایت کنید. روزی شش وعده غذا با حجم پایین و پروتئین بالا مثل گوشت قرمز و سفیده تخم‌مرغ و سینه مرغ. کربوهیدرات هم فقط برنج و سیب‌زمینی است. بستگی دارد که زمانش کدام وقت باشد. دو هفته مانده به مسابقه کربوهیدرات را کم می‌کنیم تا جایی که کل قند و کربوهیدرات روزانه به 3 قاشق برنج می‌رسد. 

آناج: شما که این‌همه با تغذیه و غذا در ارتباط هستید خودتان هم آشپزی می‌کنید؟

بله در رژیم اکثر غذاهایم را خودم درست می‌کنم.

آناج: پس دست پخت‌تان خوب است؟

غذاهای لذیذ که نه؛ ولی غذاهای رژیمی چرا.

آناج: در خانواده که با کار شما مخالفت نکرده‌اند؟

مخالف که نیستند. چون هزینه‌هایش هم به عهده خودم است و خودم باید تامین کنم. ولی خب در زمان رژیم من؛ همه اهل خانه‌ هم اذیت می‌شوند. شاید از نظر رفتاری خوب نباشم. پدرم و مادرم ناراحت می‌شوند. من ماه رمضان هم در رژیم بودم. مهمان که می‌آمد همه می‌نشستند و با هم غذا می‌خوردند من آن طرف جدا می‌نشستم کمی سینه مرغ با کمی برنج می‌خوردم.

آناج: الان در فضای مجازی به شوخی می‌گویند «داداش داری اشتباه می‌زنی». تا حالا پیش آمده که در باشگاه موقع وزنه زدن متوجه شوید که یکی دارد یک حرکت اشتباه می‌زند و بروید و به او بگویید که این حرکت را اشتباه می‌زنی اگر این طوری بزنید درست می‌شود؟

بستگی دارد که کجا باشد. آنهایی که شاگرد خودم هستند قطعا به همه‌شان می‌گویم. ولی اگر در باشگاهی باشم که نمی‌شناسم به خودم این اجازه را نمی‌دهم. شاید او خودش مربی داشته باشد که آنطور گفته باشد. 

آناج: در این حرکت‌های پرورش اندام و بدنسازی که الان اکثرا انجام می‌دهند تاثیر اشتباه زدن و درست زدن چقدر است؟

 بسیار زیاد است. کسی که اشتباه می‌زند مفصلش از بین می‌رود و نتیجه درست نمی‌گیرد و یا فشاری که می‌خواهد به عضله خاص بیاورد نمی‌تواند درست بیاورد و درست رشد نمی‌کند.

آناج: شما از ریکاوری آب یخ که بعد تمرین می‌روند و بدن خود را می‌ندازند در آب یخ استفاده می‌کنید؟

این بحث فرق می‌کند، کمی تخصصی‌تر است. در بدن‌سازی مباحثی هست مانند پاک‌سازی و دوره حجم و رژیم... در پاکسازی روندی که شما می‌گویید دوش با سرد و غیره بنا به دلایل خاص خوب است.

آناج: تا به حال مصدوم شده‌اید؟

 بله. یک بار از ناحیه زانو، یک بار کمر و یک بار هم سر‌شانه‌ام مصدوم شده است. بالاخره در ورزش حرفه‌ای صد درصد آسیب وجود خواهد داشت.

آناج: الگوی شما در پرورش اندام کیست؟

در دنیا رونی کلمن الگوی من است. در ایران هم علی تبریزی هست. رونی کلمن سال گذشته به ایران امده بود و به مزار شهدا رفته بود.

آناج: نظر شما به عنوان قهرمان جهان در پرورش اندام درباره کسانی که تازه می‌خواهند به این عرصه قدم بگذارند و سنشان هم کمتر از شماست چیست و چه پیشنهاد یا نصحیتی دارید که آنها را چند پله جلو بیاندازد چیست؟

این بحثی است که هر چه قدر هم که بگویی فایده ندارد. چون این روند خاصی است که هر کس باید در زمان خاصی طی کند و هر مبتدی که قدم در باشگاه می‌گذارد باید این روند را طی کند چون مغز این فرد در حدی نیست که حرف کسی را گوش و قبول کند. چون نمی‌داند. باید یک زمان خودش از هر لحاظ تمرینی و مکمل و دارویی خودش در معرض آزمایش قرار دهد تا بعد از یک زمان خودش پی ببرد که این صحیح نیست و بعد از یک زمانی برود پیش مربی. الان هم مربی‌نما زیاد است که اصلا مربی نیستند. این همه باشگاه هست که در همه هم چند تا مربی وجود دارد. همه اینها مربی خوب و کار بلدی نیستند. اسمشان را گذاشته‌اند مربی. شاید علمشان در آن حد نباشد که بتواند یک مبتدی را به جایی برساند. اسمش را گذاشته است مربی.

آناج: اوقات فراغتتان را با چگونه سپری می‌کنید؟

صبح که از خواب بیدار می‌شوم بعد از تغذیه به دفتر مشاوره می‌روم تا ساعت 5، از ساعت 5 تا ساعت 9 هم به باشگاه می‌روم بعد از آن هم که شام و وقت استراحت است.

آناج: آرزوی‌تان چیست؟

قهرمانی.

آناج: تا به حال وسوسه شده‌اید که از زور بدن‌تان در مقابل کسی که با او خصومتی دارید استفاده کنید؟

اصلا. به هیچ وجه اینگونه فکر نمی‌کنم. اگر کسی هم چیزی چیزی بگوید طوری جلوه می‌دهم که فکر کند از او ترسیدم.

آناج: هزینه‌ای که تا کنون فکر می‌کنید برای بدنتان صرف کرده‌اید چقدر بوده است؟

در کل نمی‌شود حساب کرد.

آناج: هزینه‌ای که برای یک مسابقه می‌کنید چقدر است؟

قبلا برای یک مسابقه خیلی کم هزینه می‌کردم. این بار هم که هزینه کرده‌ام دلم را به دریا زده‌ام و با وام و... دارم خودم را آماده می‌کنم. در 6 ماه بالای 40 میلیون هزینه کرده‌ام. برای مکمل‌ها و تغذیه و غیره است. من روزانه یک و نیم کیلو گوشت مرغ، 500 گرم گوشت قرمز و 500 گرم گوشت ماهی و نیم کیلو سفیده تخم مرغ و میوه و سبزیجات و آجیل مصرف می‌کنم و روزانه نزدیک 100 هزار تومان فقط هزینه تغذیه است. 

آناج: در حالت عادی بهترین غذایی که دوست دارید کدام است؟

قورمه سبزی

آناج: در رژیم چه غذایی را دوست دارید؟

گوشت قرمز، استیک.

آناج: میانه‌تان با موسیقی چطور است؟

موسیقی‌های انگیزشی را در تمرین‌ها بیشتر دوست دارم، آنهایی که به آدم انرژی می‌دهند.

آناج: در خلوت خودتان به چه نوع موسیقی‌ای گوش می‌دهید؟

قبلا آهنگ‌های خدا بیامرز مرتضی پاشایی را گوش می‌کردم، الان تقریبا همه را گوش می‌دهم. 

آناج: تاثیر موسیقی حین تمرین چقدر است؟

قطعا تاثیر دارد. ولی به نظر من بیش از اندازه‌اش ضرر دارد. اعتماد به نفس کاذب به انسان دست می‌دهد. مخصوصا که در زمان رژیم هم که آدم از نظر روانی هم خوب نیست شاید یک نوع پرخاشگری هم به آدم دست می‌دهد بنابراین گوش دادن به این نوع آهنگ‌های انگیزشی آدم را فراتر از آنچه که خودش است می‌برد شاید وقتی می‌تواند 200 کیلو بزند این آهنگ‌ها باعث می‌شود که با وزن بالا تنظیم کند و باعث می‌شود که فرد آسیب ببیند.

آناج: بعد از پرورش اندام به کدام ورزش علاقه دارید؟

بوکس.

آناج: به فوتبال علاقه دارید؟

اصلا.

آناج: بازی‌های تراکتور را پیگیر هستید؟

بله پیگیر هستم چون بالاخره تیم شهرم است و به آن تعصب دارم.

آناج: بهترین شهر ایران؟

تبریز.

آناج: می‌گویند سراب شهر پهلوانان است، در مورد سراب چه نظری دارید؟

 تبریز را به لحاظ گستردگی که دارد اشاره کردم. سراب هم زیر مجموعه تبریز است. سراب شهر خودم است. هر چند کوچک است ولی به آن هم تعصب دارم.

آناج: هدف آخرتان در پرورش اندام چیست؟

گرفتن کارت حرفه‌ای و شرکت در مسابقات حرفه‌ای

آناج: در حال کلی برنامه‌ای که برای خودتان بعد از اتمام ورزش در نظر گرفته‌اید؟

فعلا به غیر از ورزش به چیز دیگری فکر نمی‌کنم. باید موقعیتش برسد ببینم چه تصمیمی می‌گیرم.

آناج: بهترین رفیق زندگیتان کیست؟

قدیمی‌ترین دوستم در شهر خودمان است مهدی شریفی، از ایشان به عنوان قدیمی‌ترین دوستم یاد کردم.

آناج: سال 95؟

سخت‌ترین و بهترین سال برای من. سختی‌ها و استرس زیادی کشیدم. از لحاظ تمرینی و استرس ویزا که نیامده بود. ولی آخرش خوب تمام شد راضی بودم.

آناج: اتفاق تلخ و اتفاق شیرین سال 95؟
وقتی ویزایم نیامده بود و در اردو آمدند به من گفتند ویزای شما نیامده و نمی‌توانی با تیم به مسابقات بیایی؛ تلخ‌ترین خاطره من از سال 95 است. خوش‌ترین خاطره‌ام هم لحظه‌ای بود که اعلام کردند که او اول شده است.

آناج: خاطره غیر ورزشی‌ چطور؟

در سال 95 تماما در رژیم بودم خاطره غیر ورزشی به آن صورت نداشتم جز تفریحاتی که گاها در بیرون با دوستانم داشتم.

آناج: جلو بازو چند می‌زنید؟

در بدنسازی رابطه ذهن و عضله وجود دارد. باید ذهن و عضله با هم هماهنگ باشند. من تا جایی که بتوانم فشار بیاورم با آن تمرین می‌کنم. ولی بخواهم رکورد بزنم هر طرف 40 کیلو در کل 80 کیلو می‌زنم.

آناج: پرس‌سینه؟

پرس‌سینه‌ام خوب است. آخرین رکوردی که زده‌ام دو تا 200 زده‌ام.

آناج: عضله‌ای که می‌خواستید در بدنتان فرم بگیرد و خیلی سخت شد برایتان که آن را به حالت دلخواه برسانید کدام عضله بود؟

عضلات پایین تنه، باید بیشتر از بالا تنه به آنها تمرین بدهم.

آناج: عضلات شکم چطور؟

شکم خیلی مهم نیست. به نظر من عضله‌ای که تمرین داده می‌شود عضلات شکم است. البته این در افراد متفاوت است. چون بیشتر از آن شکلی دارد لازم نیست بزرگ شود. در رژیم چند ماه مانده مسابقه روی عظله شکم کار می‌کنیم که برجسته شود.

آناج: به نظر خودتان نقطه قوه بدن‌تان در کدام قسمت است؟

بالا تنه شامل سینه زیر بغل و بازوهایم، کلا بالا تنه‌ام خوب است.

آناج: می‌گویند در ایران پایین تنه خوب کار نمی‌کنند، غیر حرفه‌ای‌ها معولا بالا تنه کار می‌کنند؟

در حالت کلی چون عضلات پایین تنه نسبت به بالا تنه بزرگ‌تر است کار کردنش سخت است. برای همین معمولا پایین تنه زیاد کار نمی‌کنند. کسی که اولین بار به باشگاه می‌رود بیشتر حالت خودنمایی دارد و از پایین تنه چیزی نمی‌داند. در حالی که در بدن سازی خوش فرم بودن پایین تنه از بالا تنه مهم‌تر است. هر کس که بار اول می‌رود فکر می‌کند که باید سینه و بازوی بزرگ داشته باشد که در بیرون بگویند طرف ورزشکار است. بنابراین اینها را بیشتر تمرین می‌دهند تا پایین تنه.

آناج: حرکت مورد علاقه‌تان در بدنسازی چیست؟
اول پرس سینه بود و الان اسکات.

آناج: آخرین رکورد اسکات‌تان چقدر بوده؟

آخرین بار 250 تا زده‌ام.

آناج: بعد از شما در استان آذربایجان‌شرقی کسی وجود دارد که با شما رقابت کند؟

در بین قهرمان‌های‌مان هستند. برادر زاده‌ام مظاهر تابانی مقام چهارمی جهان دارد و آقای غلامرضا علیزاده که باز دارای مقام چهارمی جهان و قهرمانی آسیا هستند، آقای فرشاد ولی‌پور که اهل میانه است مقام دوم جهانی در بادی کلاسیک دارد.

آناج: از بین بدنسازهای بین‌المللی با کسی ارتباط دارید؟

با مینوس هارسف از آمریکاست.

آناج: یک خاطره از عید بگویید.

سال گذشته سیزده بدر بود همه داشتند به پیک نیک می‌رفتند من داشتم در باشگاه پایین تنه کار می‌کردم. دوستانم آمده بودند آنجا به من کمک کنند.

آناج: بهترین عیدی را از چه کسی گرفته‌اید؟

خیلی وقت است که کسی عیدی نمی‌دهد می‌گویند دیگر بزرگ شده‌ای. بهترین عیدی زندگی‌ام را از دوستم آقای شریفی گرفته‌ام. سنش هم 5 سال از من بزرگ‌تر است. اولین بار که دوستم به من عیدی داد اینکه از دوست عیدی می‌گرفتم برایم خوشایند بود. در سال 90 یک اسکناس 1000 تومانی داد که الان هم در ماشین نگهش داشته‌ام.

آناج: در اتاق‌تان از کسی پوستر دارید؟ از عکس‌های خوتان زده‌اید؟

از عکس‌های خودم هم دارم از رونی کلمن هم دارم.

آناج: آرزوی‌تان در سال 96 چیست؟
دلم می‌خواهد پایان خدمتم حل شود که اقدام کرده‌ام اگر کارتم بیاید در سال 96 یک هدیه بزرگ برای من است. چون از طریق آن می‌توانم کارت حرفه‌ای‌ام را هم بگیرم. می‌توانم به عنوان سرباز قهرمان هم اقدام کنم ولی آن مراحلی دارد که کمی پیچیده است. از راه دیگری اقدام کرده‌ام که یک ماده بعد معلوم خواهد شد که می‌آید یا نه. و برای جامعه‌مان هم آرزو می‌کنم که همه سلامت و ورزشکار باشند.

گفت‌وگو از: سعید شربت اوغلی و سجاد جمالزاده

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •