بانک مهر اقتصاد
فرم جذب خبرنگار - داخلی
قاصدک 24
پارک دلفین باغلارباغی 2
المپیک ریو بزرگترین افسوس زندگی من است/ با قاطعیت می‌گویم پاک‌ترین ورزشکار جهانم/ دوچرخه‌سوار نبودم فلج می‌شدم!
  • 1395/12/08 17:46
  • 74650
دوچرخه‌سوار المپیکی تبریز در گفت‌وگوی تفصیلی با آناج؛

المپیک ریو بزرگترین افسوس زندگی من است/ با قاطعیت می‌گویم پاک‌ترین ورزشکار جهانم/ دوچرخه‌سوار نبودم فلج می‌شدم!

رکابزن پرافتخار آذربایجان‌شرقی، دوچرخه‌سواری را معجزه زندگی خود معرفی می‌کند و می‌گوید اگر در این رشته فعالیت نمی‌کرد، با بیماری که در ایام جوانی گریبانش را گرفته بود فلج می‌شد.

گروه ورزشی آناج: قادر میزبانی بی‌تردید یکی از موفق‌ترین رکابزنان تاریخ دوچرخه‌سواری ایران است؛ قهرمانی در مسابقات و تورهای آسیایی، صاحب عنوان پرافتخارترین رکابزن تور بین المللی ایران - آذربایجان و همچنین سابقه حضور در دو المپیک 2008 پکن و 2016 ریو از جمله افتخاراتی است که این دوچرخه‌سوار از زمان فعالیت حرفه‌ای خود به آنها دست یافته است.

رکابزن پرافتخار آذربایجان‌شرقی که آخرین طوقه‌های دوچرخه‌اش را در مسیر مسابقات بین المللی به چرخش درمی‌آورد، در یک سال اخیر و بخصوص در حین مسابقات المپیک ریو با حواشی فراوانی روبرو شد و از سویی انحلال تیم پتروشیمی تبریز بهانه‌ خوبی بود تا گفت‌وگویی در رابطه با این اتفاقات با وی انجام بدهیم.

ماحصل این گفت‌وگو را که با چاشنی سوالاتی از زندگی شخصی میزبانی همراه بوده، به شرح زیر پیش‌رو دارید:

آناج: در ابتدا بیوگرافی کوتاهی از خودتان بفرمایید؟

من در سال 1354 در محله عزیزآباد مارالان به دنیا آمده‌ام و در همان محله هم از ابتدایی تا دبیرستان مشغول تحصیل بودم و تنها سال آخر دبیرستان را در هنرستان وحدت تمام کردم. در سال دوم دبیرستان تب ورزش مرا گرفت و جذب دوچرخه‌سواری شدم. هر قدر که برای دوچرخه‌سواری بیشتر وقت می‌گذاشتم همان مقدار از درس کم می‌کردم. مانند کفه‌های ترازو عمل می‌کردم و هر چقدر این بالا می‌رفت دیگری پایین می‌آمد تا جایی که فقط توانستم دیپلم بگیرم.

 

 

در واقع می‌شود گفت که دوچرخه‌سواری اصلی‌ترین عاملی بود که باعث شد تا من درسم را ادامه ندهم. در عین حال که در هنرستان سوم دبیرستان می‌خواندم توانستم در قهرمانی آسیا هم در رده جوانان مدال بگیرم و با اینکه می‌توانستم با این مدال وارد دانشگاه شوم و این امتیاز را داشتم و الان هم دارم ولی چون به دلیل عشق و علاقه زیادم، تمام وقتم را به ورزش اختصاص دادم و به همین دلیل دنبال تحصیلات تکمیلی نرفتم.

آناج: اولین مسابقه‌ای که در آن شرکت کردید، خاطرتان هست؟

در مقطع دوم دبیرستان یک دوره مسابقه بین مدارس ناحیه 4 برگزار شد که من در آن شرکت کردم؛ این اولین مسابقه رسمی‌ام بود و اتفاقاً مدال هم کسب کردم.

آناج: مشوقتان چه کسی بود؟

اصلی‌ترین مشوق من آقای بهروز رهبری بودند که از قهرمانان ایران هستند و مدال بازی‌هایی آسیایی را هم در افتخارات خود دارند.

آناج: چند بردار و خواهر دارید؟

ما شش فرزند هستیم سه خواهر و سه برادر. پدرم هم نانوا بود که الان بازنشسته شده است.

آناج: در خانواده‌تان غیر از شما ورزشکار حرفه‌ای دیگری دارید؟

نخیر، تنها ورزشکار خانواده من هستم.

آناج: چه موقع ازدواج کردید؟

من در سال 83 ازدواج کرده‌ام و دو فرزند پسر دارم.

آناج: ظاهراً فرزندانتان هم به دوچرخه‌سواری علاقه دارند.

از الان نمی‌توانیم پیش‌بینی کنیم. روال جهانی هم چنین نیست طوری که کمتر دوچرخه‌سواری داریم که راه پدر را ادامه داده باشد. کسانی هم که ادامه‌رو راه پدر خود بوده‌اند، دوچرخه‌سوار خوبی نشده‌اند.

آناج: شما در بخش جاده فعالیت دارید، در این خصوص توضیحی می‌دهید؟

دوچرخه‌سواری جاده دو بخش دارد: یکی مسابقات تورها مثل تور آذربایجان و دیگری مسابقات کانتیننتال که شامل مسابقات قهرمانی آسیا، بازی‌های آسیایی، قهرمانی جهان و المپیک می‌شود.

آناج: در کدامیک خود را موفق‌تر می‌دانید؟

استعداد خاص بدنی من مسیر سربالا و کوهستان است. المپیک ریو هم سربالا بود برای همین خیلی حیف شد.

آناج: قبل از اینکه به المپیک 2016 بروید یک سری ماجراها پیش آمد و شما حتی انصراف دادید. خیلی‌ها می‌گفتند چون آقای سهرابی به عنوان ذخیره بودند شما با این کار قصد داشتید که او را جایگزین کنید.

اصلاً اینگونه نبود. در بحث انصراف باید بگویم همه ورزشکاران همیشه خود را محق می‌دانند، مثلاً کشتی‌گیری که می‌بازد ضعف داوری را علت شکست معرفی می‌کند. در بحث انتخابی هم اینطور است. هیچ مربی حاضر نمی‌شود که ورزشکار قوی را کنار گذاشته و ورزشکار ضعیف را انتخاب کند، مگر اینکه خصومت بالایی داشه باشد. در بحث انتخابی من با آقای سهرابی چندین سال در پتروشیمی و تیم ملی باهم بودیم اما متاسفانه باید بگویم همه تقصیرها با آقای سهرابی بود و من نه فدراسیون را مقصر می‌دانم و نه فرد دیگری را، یعنی خودش کمی زیاده طلبی می‌کرد و می‌گفت من باید باشم و باید به المپیک بروم. هیچ کس انتظار مدال از رکابزنان کشورمان را ندارد چون اصلاً دوچرخه سواری ایران در المپیک سکو ندارد، بنابراین کار سهرابی درست نبود.

آناج: چرا می‌گویید کسب مدال در المپیک برای دوچرخه‌سواری ایران خارج از تصور است؟

حقیقت این است. من الان به جرات می‌گویم در المپیک‌های 2020 و 2024 امکان چنین چیزی وجود ندارد. سهم دوچرخه‌سواری کشورمان در المپیک فقط حضور است، مگر اینکه یک سری کارهای ریشه‌ای و اساسی برای این رشته انجام بگیرد که آن هم در بستر فعلی مملکت‌مان چنین امکانی وجود ندارد.

آناج: آخرین توری که قبل از المپیک در آن شرکت کردید، تور کینگ هایلک چین بود که گویا جواز انتخابی هم داشت و جالب اینکه مهدی سهرابی در این تور هم زیاد موفق نبود، درست است؟

بلی، آنجا هم از لحاظ آمادگی چندان وضعیت خوبی نداشتند و در بین بهترین‌های کشورمان نبودند.

آناج: تاثیر تور کینگ هایلک در انتخابی زیاد بود؟

به نظرم فدراسیون به خاطر رسانه و برای اینکه دلیلی داشته باشد آن را مطرح کرد.

آناج: اما یکی از تورهای معتبر آسیاست و می‌توانست جواز انتخابی داشته باشد.

تور کینگ هایلک جزو برترین تورهای آسیاست ولی خب مسیر این تور مطابق با مسابقات المپیک ریو نبود و استعدادها و دوچرخه سواران کاملاً متفاوتی می‌خواست. قبل از مسابقات المپیک پروفایل مسیر برای رکابزنان فرستاده می‌شود تا با مسیرها آشنا شوند و به نسبت آن مسیر خود آقای سهرابی هم می‌دانست که نتیجه‌ای کسب نخواهد کرد و فقط می‌خواست در المپیک رکاب بزند و بحث اصلی فقط این زیاده طلبی‌ها بود. واقعیت این است که در المپیک هیچ ایرانی نمی‌توانست عملکرد من را داشته باشد چون در المپیک و بخصوص در بحث دوپینگ بسیار سختگیرانه برخورد می‌کنند.

آناج: احد کاظمی به خاطر دوپینگ انصراف داد؟

نه به خاطر دوپینگ نبود خودش می‌دانست آنجا دست‌آوردی نخواهد داشت. به اعتقاد من اگر کسی یک مقدار واقع‌بین باشد می‌بیند که نباید زیاده طلب باشد.

 

 

آناج: در مورد مسابقات المپیک توضیحی می‌دهید.

مسابقات المپیک در بیشتر رشته‌ها مانند کشتی بر مبنای وزن است اما در دوچرخه‌سواری بر مبنای مسیر برگزار می‌شود. مسیر المپیک هم برای من واقعاً مسیر خیلی خوبی بود و انگار برای من طراحی شده بود ولی دقیقاً بعد از ماه رمضان برگزار شد و به همین خاطر از لحاظ وضعیت بدنی صد در صد آماده نبودم و تنها 90 درصد آمادگی را داشتم. با این حال میزبان آمادگی من دو برابر بقیه دوچرخه‌سواران ایرانی بود و از طرفی همانطور که گفتم چون روی دوپینگ خیلی حساس بودند باید ورزشکارانی می‌رفتند که هیچ ریگی به کفششان نباشد و این دو مورد جزو مهمترین دلایلی بود که برای من خیلی خوب بود.

من تا کیلومتر 149 که آن اتفاق افتاد و زمین خوردم، بهترین عملکرد را داشتم. ما مسابقه را با 144 نفر استارت زدیم و جایی که من زمین خوردم گروه‌مان 61 نفر شده بود و حتی گودرزی و پورسیدی هم از دور مسابقه خارج شده بودند. آنکه در دسته می‌ماند یعنی صد در صد توانایی‌اش را خرج می‌کند و تا آخر رکاب می‌زند و جایی که من افتادم هنوز توان نهایی‌ام را نگذاشته بودم و معمولی می‌رفتم که آن اتفاق رخ داد.

آناج: علت زمین خوردنتان چه بود؟ یک سری شائبه‌ها بوجود آمد که آقای میزبانی می‌خواست سهرابی در بخش تایم‌تریل مسابقه دهد.

چنین بحث‌هایی نیست و زمین خوردنم کاملاً اتفاقی بود. یک جبهه مخالف فدراسیون وجود دارد و طبیعی بود چنین شائبه‌هایی بوجود آید. با توجه به سن من تقریبا می‌شد گفت که ریو آخرین المپیک من بود اما مسیرش برای من بسیار مناسب بود و می‌دانستم می‌توانم یک عملکرد تاریخی و یادگاری داشته باشم بطوریکه چنین رتبه‌ای تا 50 سال هم به دست نمی‌آمد و برای همین دلیلی نداشت خودم را عمداً زمین بزنم. من اگر زمین نمی‌خوردم بین نفرات سیزدهم تا هفدهم قرار می‌گرفتم و خواهید دید که تا پنجاه سال آینده هیچ رکابزنی این رتبه را کسب نخواهد کرد و به همین دلیل المپیک ریو را بزرگترین افسوس زندگی‌ام می‌دانم.

آناج: در مورد مسابقه تایم‌تریل هم صحبت کنید؟

تایم‌تریل اصلاً رشته من نیست و قرار بود آقای گودرزی در این مسابقه شرکت کند اما همانطور که گفتم چون بحث دوپینگ خیلی جدی بود، به همین دلیل من شرکت کردم. فدراسیون هم اصرار داشت تا گودرزی در این رقابت شرکت کند ولی او قبول نکرد چون خودش می‌دانست حتی ممکن است به خط پایان نرسد. من هم با اینکه زمین خورده بودم و واقعاً مصدوم بودم، شرکت کردم. مصدومیتم به حدی بود که تا یک ماه و نیم بعد از آن نمی‌توانستم تکان بخورم ولی با بی‌حس کننده و با اذیت زیاد روی دوچرخه نشستم ولی با این وجود بهترین نتیجه را کسب کردم و در بین سی و شش رکابزن برتر جهان سی و یکم شدم که اگر آن مصدومیت را نداشتم شاید بیست و پنجم می‌شدم.

آناج: از رتبه شما انتقادات زیادی شد. در این مورد نظرتان چیست؟ آیا این انتقادات از جبهه مخالف بود؟

بله بیشتر از این جبهه بود ولی هر کس بهتر از من بود شرکت می‌کرد و اول می‌شد! مگه قرار نبود آقای گودرزی رکاب بزند؟ خب خودش شرکت می‌کرد، مگر من گفتم او در مسابقه شرکت نکند؟ من با توجه به آسیب دیدگی که داشتم به گودرزی اصرار کردم که او در مسابقه تایم‌تریل او رکاب بزند اما گفت "نمی‌توانم، من برانم آبرویم می‌رود؛ باز تو برانی به یک جایی می‌رسی".

آناج: گویا مرحوم گلبارنژاد هم در مسیری مشابه با مسیر شما زمین خوردند و فوت کردند.

درباره آن خدا بیامرز باید بگویم که کمی ناوارد بود و اگر حرفه‌ای بود و کمی تجربه داشت شاید از دنیا نمی‌رفت. عامل اصلی زمین خوردن من مکانیسین‌مان بود. طایرهای ما با چسب وصل می‌شود و آن را باید به اندازه زد. اگر این چسب کم زده شود سر پیچ طایر جدا می‌شود و اگر زیاد بزنی چسب از اطرافش سرریز شده و بر روی لنت ترمز می‌ریزد و هنگام ترمز گرفتن قفل می‌کند. دقیقا همان اتفاقی که برای من افتاد. من وقتی ترمز را گرفتم رها نکرد و کنترل دوچرخه از دستم خارج شد.  

فرق من و آن خدا بیامرز این بود که من دیدم در مسیر پیچ قرار گرفته‌ام و کار من تمام شده و زمین خوردنم صد درصد است و فقط به فکر چطور زمین خوردنم بودم تا چگونه بیافتم که کمترین صدمه را ببینم. من همه چیز را کنار گذاشتم و فقط به این فکر بودم که کمترین صدمه را ببینم ولی خدا بیامرز گلبارنژاد احتمالاً به اینها فکر نکرده بود و با سر به جایی کوبیده بود.

آناج: کمی پذیرفتن چنین اتفاقاتی سخت است.

چرا در دنیا اتفاقات مشابهی رخ داده ولی کلاً به ندرت بوده است.

آناج: بگذریم، شما در مصاحبه اخیرتان گفتید که پاک‌ترین ورزشکار ایران و شاید دنیا باشید. هنوز هم به این حرفتان پایبند هستید؟

شاید نه؛ قطعاً چنین است.

آناج: انگار اعتماد به نفس بالایی دارید؟

ربطی به اعتماد به نفس ندارد چون واقعیت این است و مطمئن‌تر از این چیزی وجود ندارد.

آناج: یعنی دیگر دوچرخه‌سواران ما از مواد نیروزا استفاده می‌کنند؟

متاسفانه ورزش دوچرخه‌سواری در ایران خیلی آلوده است. البته در دنیا هم از موارد نیروزا استفاده می‌کنند و فقط مختص ایران نیست و چون دوچرخه‌سواری ورزش سنگینی است، معمولا استفاده می‌شود ولی آنها با کمی هزینه و سازماندهی جلو می‌روند ولی در کشور ما بصورت دیمی است و دوچرخه‌سوار بدون حساب و کتاب دوپینگ می‌کند و به آینده خود فکر نمی‌کند. البته من با حالت سیستماتیک و منظمش هم مخالف هستم.

آناج: لانس آرمسترانگ بعد از ده سال خودش اعتراف کرد که از مواد نیروزا استفاده کرده است.

دقیقاً همینطور است و مشخص هم نشد. من بازهم می‌گویم کریستین فروم دوپینگ می‌کند که قهرمان می‌شود یا نایرو کونتانا را با گارانتی می‌گویم دوپینگی است. بعد از 2-3 سال که دوپینگ آنها مشخص شد به من خواهید گفت پیش‌بینی‌‌تان درست بوده است.

بگذارید یک خاطره برایتان تعریف کنم، 10-15 سال قبل یک خبرنگار از تهران با من تماس گرفت و گفت که تو آمسترانگ ایران هستی اما من در جوابش گفتم چنین حرف‌هایی را نزنید چون از آمسترانگ متنفرم. گفت: چرا، او که اسطوره شماست. گفتم اسطوره من نیست او یک آدم خلاف و متقلب است؛ چون هم او دوچرخه می‌راند، قرار است اسطوره من باشد؟ گفت چرا؟ گفتم برای اینکه او دوپینگی است. گفت آقای میزبانی این حرفی که می‌زنید درست نیست! گفتم ایرادی ندارد وقتی مشخص شد مرا پیدا خواهید کرد و خواهید گفت همان است که گفته بودی. الان هم پیش شما می‌گویم. حاضرم یکی، یکی اسم‌هایشان را بگویم. ماه همیشه پشت ابر نمی‌ماند و یک روز مشخص خواهد شد و اگر نشد بی‌شک به این دلیل است که آنقدر مافیا و لابی‌گری‌شان قوی است که نمی‌گذارند مشخص شود.

 

 

آناج: با صحبت‌هایی که در مورد دوپینگ انجام داده‌اید، قطعاً دشمنان زیادی پیدا کرده‌اید.

وقتی نقطه ضعف کسی را بگویید حتما بدش خواهد آمد ولی این واقعیت است چه بدش بیاید چه نیاید.

آناج: از فدراسیون به خاطر این صحبت‌هایتان که فشار نیاورده‌اند؟

من برای فدراسیون زنگ خطر را در سال 2006 به صدا درآورده‌ و هشدار دادم که مراقب ورزشکاران باشند ولی اهمیت ندادند ولی الان به حدی می‌رسند که مجبور هستند یک کارهایی بکنند. انشالله که خوب شود.

آناج: به نظر شخص شما علت اصلی دوپینگ چیست؟ ورزشکاران خودشان ترغیب می‌شوند که از مواد نیروزا استفاده کنند؟

در کنار منافع مالی، مشهور شدن علت اصلی دوپینگ است.

آناج: آیا ارزشش را دارد؟

ورزشکاری داریم که خودش مصاحبه کرده و گفته من دوست دارم در توردوفرانس اول شوم و دو روز بعد بمیرم، یعنی به قدری برایش حیاتی است؛ می‌گوید من حاضرم از چنین موادی استفاده کنم و با اینکه می‌دانم یک هفته بعد خواهم مرد ولی ایرادی ندارد.

آناج: در تمرین‌هایتان از مکمل‌های تقویتی استفاده می‌کنید؟

من که حرفم را قطعی می‌‌زنم دلیل دارم؛ احتمالاً خود شما روزی یک عدد قرص ویتامین می‌خورید و یا مردم عادی مثل پدر من یا پدر شما یا برادرانمان ممکن است مثلاً روزی یک عدد قرص مولتی ویتامین مصرف کنند ولی من آن را هم نمی‌خورم چه برسد به مکمل‌های دیگر.

آناج: یعنی از مکمل‌های مجاز هم استفاده نمی‌کنید؟

به هیچ عنوان. برای همین با قطع‌یقین می‌گویم که پاک‌ترین ورزشکار ایران و جهان هستم.

آناج: دوپینگ‌ با دخانیات و مواد مخدر ارتباط دارند؟

قلیان و سیگار دوپینگ نیستند اما مواد مخدر مانند ترامادول چرا.

آناج: ورزشکارانی می‌شناسید که سیگاری باشند؟

در دوچرخه‌سواری نفراتی داریم که سیگار و قلیان استفاده می‌کنند اما هیچ کدام دوپینگ نیستند. سیگار کمک می‌کند که هموگلوبین خون ورزشکار بالا برود و چون نمی‌گذارد اکسیژن کافی به بدن برسد، مثل این است که در کوه و ارتفاعات زندگی می‌کنید.

آناج: پس در عملکرد ورزشکاران تاثیر دارد؟

بازهم می‌گویم دوپینگ نیست ولی کسانی که دوپینگ‌های خونی استفاده می‌کنند بدشان نمی‌آید روزی چند نخ هم سیگار بکشند و به عبارتی سیگار خودش یک نوع مکمل برای دوپینگ است.

آناج: عملکرد هیات دوچرخه سواری استان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دوچرخه‌سواری رشته‌ای هزینه‌بر است و بودجه زیادی می‌طلبد اما به اعتقاد خود من با این بودجه با این بحث مالی هیات‌مان بد نیست ولی بهتر از این هم می‌تواند باشد. در ایران بزرگترین نقص در رشته دوچرخه‌سواری، کمبود نیروی جوان است و زمینه و بستر آن نیز آماده نیست. مثلا اگر از تبریز بخواهیم 5 دوچرخه‌سوار تربیت کنیم ابتدا باید چند دوره استعدادیابی برگزار کنیم و حداقل از بین هزار نفر در نهایت این تعداد نفر را انتخاب کنیم که این مستلزم هزینه و زحمت است.

آناج: وضعیت هیات دوچرخه‌سواری استان را در مقایسه با سایر استان‌ها چگونه ارزیابی می‌کنید؟

استان ما در دوچرخه‌سواری وضعیت بهتری نسبت به سایر استان‌های کشورمان دارد ولی با این وجود شرایط ایده‌آل نیست. همانطور که گفتم باید یک برنامه‌ای ایجاد کنیم که ببینیم در اروپا چه می‌کنند. در اروپا شنبه و یکشنبه در تمام شهرها در رده‌های مختلف مسابقه برگزار می‌شود و بطور مثال در تمام شهرهای آلمان ولی ما چنین کاری نداریم. چه اشکالی دارد که ما از اردیبهشت تا آبانِ هر سال، جمعه‌ها برای رده سنی زیر 16 سال مسابقه برگزار و استعدادیابی کنیم؟

آناج: در مورد انحلال تیم دوچرخه‌سواری پتروشیمی تبریز چه صحبتی دارید؟

این اتفاق واقعاً تاسف برانگیز است. من حدود ده سال عضو تیم پتروشیمی بودم و آن تیم را هم واقعاً با زحمت نگه داشتیم اما سال‌ها بود که مریض شده بود. ما از این و آن کمک می‌گرفتیم تا تیم را سرپا نگه داریم ولی پارسال مدیرعامل عوض شد و سیاست‌های باشگاهم تغییر کرد و نهایتاً اتفاقی رخ داد که نباید می‌افتاد.

آناج: الان گویا اعلام کرده‌اند می‌خواهند در فوتبال و والیبال سرمایه‌گذاری کنند و در دوچرخه‌سواری فقط در رشته‌های پایه؛ به نظرتان این به استان کمک خواهد کرد یا نه؟

ببینید من با یک جمله پاسخ این سوال را می‌دهم. شهر ما در فوتبال سه تیم لیگ برتری دارد و من فکر می‌کنم همین هم زیاد است.

آناج: به نظرتان انتقال سهمیه راهکار خوبی است؟

پتروشیمی برند دوچرخه‌سواری ایران و آسیاست و این درست نیست که سهمیه آن را به تیم دیگری بدهیم. ما الان وقتی در مسابقات آسیایی شرکت می‌کنیم همه سراغ پتروشیمی را می‌گیرند و می‌پرسند که چرا از آن تیم جدا شدید؟ واقعاً حیف است که این تیم را نابود کنیم. ما خودمان چند سال آنجا بودیم و زحمت کشیدیم در نهایت با ما خوب برخورد نکردند و حتی قراردادهای ما را هم که رسمی بود و مورد تایید اتحادیه جهانی هم قرار گرفته بود، پرداخت نکردند.

آناج: سال‌هاست که تور دوچرخه‌سواری آذربایجان برگزار می‌شود. این مسابقات ابتدا آماتور بود اما به تازگی نیمه حرفه‌ای شده است. امیدی وجود دارد که در چند سال آینده حرفه‌ای شود؟

حرفه‌ای شدن یک تور مستلزم رعایت یک سری پارامترهاست که امکان آن با شرایط کنونی در کشورمان وجود ندارد. اینکه نیمه حرفه‌ای می‌گوییم تنها نیمه حرفه‌ای بودن نیست بلکه چند درجه دارد. شاید بتواند یک رتبه هم بالا برود ولی این هم خودش هزینه‌های خیلی بالایی دارد. برای یک رتبه بالاتر رفتن حتما باید از تیم‌هایی که در سطح بالا هستند دعوت شود که هزینه زیادی خواهد داشت. در این سطح هم که برگزار می‌شود، نسبت به امکانات و بستر موجود استان‌مان واقعاً رضایت‌بخش است.

 

 

آناج: آخرین دوره که این تور برگزار شد سطح مسابقات را چطور دیدید؟

سطح مسابقات به نسبت امتیاز آن قابل قبول بود و تیم‌های خوبی هم حضور داشتند. به نظرم می‌شود تیم‌های بهتری هم دعوت کرد ولی یک مقدار نگرش تیم‌ها در بحث سیاسی تاثیرگذار است.

آناج: برگزاری این تور از لحاظ اقتصادی هم می‌تواند خوب باشد.

قطعاً، ولی برای علاقه‌مندی خود تیم‌ها یک سری تبلیغات منفی که روی کشورمان صورت گرفته است، تاثیر دارند.

آناج: در این چند سال که برگزار شده و اداره کل جوانان متولی این کار است، فکر می‌کنید کدام دوره درخشان‌ترین دوره تور دوچرخه‌سواری آذربایجان بود؟

انصافاً آقای اسبقیان یک فرد پیگیر بودند و تحول خوبی به این تور دادند. الان هم با همان روال پیش می‌رود و باید منتظر بمانیم و ببینیم که آقای نظمی هم تحولات جدیدی ایجاد خواهند کرد یا خیر.

آناج: نواقص تور ایران - آذربایجان را در چه می‌بینید؟ به نظرتان چطور می‌توان آنها را برطرف کرد تا به سوی حرفه‌ای شدن پیش برود؟

بحث اول و آخر بودجه است و بعد از آن اسکان‌دهی تیم‌ها که شاید فقط در تبریز چنین امکانی وجود دارد. در کنار این موارد نوع مسیرها باید خیلی حرفه‌ای انتخاب شود، مثلا مسابقاتی که در مسیرهای اصلی برگزار می‌شود، زیاد مناسب نیستند.

آناج: از لحاظ امنیت چطور؟

از لحاظ امنیت که اصلاً بحثی نیست چون خیلی عالی برگزار می‌شود ولی مردم عادی هم نباید به خاطر برگزاری این تور از کار و زندگی بیافتند، بنابراین باید مسیرهایی را انتخاب کنند که هم برای ورزشکار از لحاظ اجرای مسابقه مشکلی نداشته باشد و هم برای مردم عادی ایجاد مزاحمت نکند.

آناج: اگر مایل باشید کمی فضای مصاحبه را تغییر دهیم، ورزش قهرمانی قادر میزبانی چه زمانی به پایان می‌رسد؟

من الان خط پایان دوچرخه سواری را رد شده‌ام. میانگین سنی جهانی در دوچرخه‌سواری تقریبا 34 ـ 35 سال است. من زیاد رد کرده‌ام ولی همانطور که گفتم یک امر ذاتی و ژنتیکی است که من چنین استعدادی دارم. در کنار بحث ژنتیکی سالم ورزش کردن هم مهم است. اگر یک ماشین را دستکاری کنید در نهایت از یک جایی ایراد پیدا خواهد کرد. باید اجازه داد که با حال خودش و با توانایی خودش جلو برود. من هم که سالم ورزش کرده‌ام تا اینجا جلو آمده‌ام. امسال خودم می‌دانم که اگر من کنار بکشم تیم شهرداری خواهد لنگید برای همین برای اینکه بتوانم این تیم را سرپا نگه دارم، هستم.

آناج: بعد از دوچرخه‌سواری دومین ورزش‌تان چیست؟

شنا و کوهنوردی را دوست دارم.

آناج: هر دو هم استقامتی هستند.

بالاخره آنچه که در درون من وجود دارد آن را دوست دارم.

آناج: فوتبال هم نگاه می‌کنید؟

بیکار باشم تماشا می‌کنم.

آناج: تا به حال برای تماشای بازی‌ها به ورزشگاه رفته‌اید؟

اگر حقیقتش را بگویم نتوانسته‌ام بروم ولی قسمت باشد حتماً خواهم رفت.

آناج: طرفدار کدام تیم هستید؟

تبریزی هستیم و تیم‌های شهرم را دوست دارم.

آناج: بعد از خداحافظی از دنیای قهرمانی به مربیگری فکر خواهید کرد؟

نمی‌دانم. کمی اخلاق من تلخ است و شاید مربیگری با اخلاق من جور در نیاید.

آناج: یعنی علاقه ندارید؟

چرا دوست دارم ولی نه به هر نحو و نه به هر قیمت. یعنی اگر قرار بود هر کس شخصیت خود را رها کند، من هم می‌توانستم به بحث دوپینگ گرایش پیدا کنم و شاید این استعداد و پتانسیلم را با دوپینگ ترکیب می‌کردم، الان فوق ستاره بودم.

آناج: خاطره‌ای از دوچرخه‌سواری دارید؟

دوچرخه‌سواری معجزه‌ زندگی من است؛ شاید از این حرفم تعجب کنید ولی من اگر دوچرخه‌سوار نمی‌شدم فلج شده بودم چراکه در ایام جوانی به دلیل استفاده از گوشت مسموم بیماری تب مالت گرفته بودم و ماه‌ها با این بیماری دست و پنجه نرم کردم و برای معالجه پیش متخصصین زیادی رفتم و یکی از آنها اعلام کرد که اگر دوچرخه‌سوار نبودم، قطعاً با این بیماری فلج می‌شدم.

 

 

آناج: و کلام آخر.

امیدوارم با کمک مسئولین شهرمان همه باهم دست به دست دهیم و نگذاریم پتروشیمی منحل شود. بالاخره چه من در آن تیم باشم و چه نباشم، نباید بگذاریم نام این تیم از تبریزمان حذف شود. همچنین امیدوارم بتوانیم در سال 2017 برای شهرداری تیم خوبی باشیم و عملکردهایی را که در نظر داریم همه را اجرا کنیم. در پایان هم از اصحاب رسانه تشکر می‌کنم که حمایت خوبی از ورزشکاران‌مان انجام می‌دهند و قوت قلبی برای همه ما هستند.

گفت‌وگو از: سجاد جمالزاده

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مطالب مرتبط
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •