موسسه کوثر
مدرسه میثاق
هنر انقلاب هنوز تکوین نیافته است/ مخاطبان‌ما عافیت طلب شده اند/ در هنر نیز به نگاه تکلیفی و اداری مبتلا شده‌ایم
  • 1395/10/23 10:52
  • 70925
کارگردان تبریزی در گفت‌و‌گو با آناج؛

هنر انقلاب هنوز تکوین نیافته است/ مخاطبان‌ما عافیت طلب شده اند/ در هنر نیز به نگاه تکلیفی و اداری مبتلا شده‌ایم

طاهرفر گفت: تا زمانی که تعریف مشخصی از هنر انقلاب نداشته باشیم نه می توانیم مصادیق ان را تشخیص دهیم و نه قادر به احثاث سینمای انقلابی خواهیم بود.

گروه فرهنگی آناج: هنر و قالب‌های گوناگون آن در عصری که شاهد صف‌آرایی تمام عیارِ تفکر مادی در مقابل تفکر الهی و توحیدی هستیم اهمیت مضاعفی پیدا کرده و وظیفه مهمی در تبیین حقایق و مقابله با دشمنی‌ها دارد. از این رو است که رسالت هنر انقلابی در دوره پس از انقلاب اسلامی مطرح می‌شود و هنرمندان متدین و انقلابی نقشی مضاعف می‌یابند.

سینما نیز به عنوان یکی از بسترهای هنری برای ظهور و بروز آرمان و به عنوان ویترین فرهنگی انقلاب اسلامی مورد تاکید در مباحث انقلاب فرهنگی می باشد اما آنچه از وضعیت حاضر برمی آید، انحراف سینما و تلوزیون از مشی تیین شده را مسجل می سازد.

در این مجال جهت تبیین جوانب امر، چالش های سینمای انقلاب و نقش هنرمندان انقلابی در این عرصه با قربانعلی طاهرفر، کارگردان نامی استان و صاحب اثر برگزیده "ترمینال غرب" به گفت‌و‌گو نشسته ایم؛

آناج: به نظر شما بروز و ظهور هنر و هنرمند انقلابی در سینما و تلویزیون ایران چگونه است؟

هنر انقلاب دقیقا در مقابل هنر لیبرال غرب است و ما باید به این بررسی بپردازیم که بعد از گذشت 38 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، آیا هنر انقلاب جایگاه خود را پیدا کرده و به تکوین رسیده است یا خیر؟ اگر تعریف مشخصی از هنر و هنرمند انقلابی داشته باشیم آنگاه می توانیم بگوییم چه کسانی در ذیل این تعریف قرار گرفته و به عنوان هنرمند انقلابی مطرح می شود. وگرنه چگونه می توان هنرمند انقلابی را تشخیص داد در حالی که کسانی را می شناسیم که در صفحه اینستاگرامشان تصویر رهبر انقلاب را گذاشته و بیاناتش را نیز زیر آن قید کرده اند اما در عمل در بدترین نمایش حضور یافته اند!

هنر انقلاب هنوز تکوین نیافته است

یعنی اگر تعریف مشخصی از هنر و هنرمند انقلابی نداشته باشیم نمی توانیم مصادیق آن را به درستی تشخیص بدهیم. البته من قصد حمله به آن فرد و آن نمایش را ندارم بلکه می خواهم بگویم هنوز شکل تکوین یافته هنر انقلابی مان تعریف نشده است. وگرنه بارها رهبرمان فرموده اند هنر ما با آرمانی که ترسیم کرده ایم فاصله دارد.

خیلی از افراد در مسیر  جشنواره ها راهشان را گم می کردند

زمانی از تعریف سینمای ملی باز ماندیم و برای جبران این خلاء عده ای مقوله ای به نام سینمای دینی را مطرح کردند که منجر به جشنواره هایی چون رویش شد که در آن فقط به فیلم های دینی پرداخت می شد اما آنها در تعریف سینمای دینی نیز مانده بودند. در برهه ای نیز سینمای دفاع مقدس مطرح و با همان کاستی در تعریف واحد مواجه شد... یعنی در نتیجه نبود تعریف واحد از هنر و سینمای انقلابی، به پراکنده گویی و اقدامات این چنین روی آوردیم؛ چندین جشنواره ترتیب دادیم که یکی از بندهای ثابت آیین نامه های همه ی آنها، کشف استعدادهای هنرمندان ارزشی و انقلابی است اما بعد سه دهه از انقلاب ما کماکان دنبال کشف بودیم اما مشخص نبود عمل کشف چه موقع اتفاق می افتد که ما بخواهیم کشف شدگان را پرورش بدهیم. این بدین معنی است که به دلیل نبود برنامه برای هنرمند انقلابی، خیلی از افراد در مسیر همین جشنواره ها راهشان را گم می کردند. البته حرکت هایی شروع شده است که می تواند امیدوار کننده باشد.

آناج: به نظر شما وضعیت فعلی سینمای ما ناشی از نبود هنرمند متخصص انقلابی است؟ یا اینکه فضای سینمای ما برای فعالیت هنرمندان انقلابی فراهم نیست؟

بحث تعهد و تخصص هنرمندان موضوع جدیدی نیست و به نظر من از جمله معروف شهید بهشتی سرچشمه گرفته است. در این مسیر میزان تعهد هنرمند متخصص مهم است که ببینیم تا چه اندازه می تواند بر روی اعتقادات و تعهد خود پافشاری بکند.

اینطور نیست که بگوییم هنرمند متعهد و متخصص داریم اما کسی از آنان حمایت نمی کند

از نظر اسپانسر و حمایت های مالی نیز نهادهای متعددی مثل حوزه هنری، انجمن سینمای دفاع مقدس و غیره داریم که حمایت در این مسیر جزو اهداف تعیین شده ی آنان است و اینطور نیست که بگوییم هنرمند متعهد و متخصص داریم اما کسی از آنان حمایت نمی کند.

بنابراین یکی از عللی که به عنوان ورود هنرمندان متعهد و متخصص مطرح است، محدودیت بودجه است. به عبارت دیگر براساس بودجه ای محدود، سالانه از فیلم های محدودی می توان حمایت کرد اما چه تضمینی وجود دارد که همه ی این آثار مبتنی بر اهداف تعیین شده تولید شود؟ و چه تضمینی وجود دارد که مورد استقبال مخاطب قرار بگیرد؟ همانطور که خیلی از آثار را داریم که پس از تولید و عبور از جشنواره در قفسه های خاک می خورند چون مورد استقبال مخاطب نیستند.

به نگاه تکلیفی و اداری مبتلا شده ایم

احساس می کنم تولید این نوع فیلم ها (آثار منطبق  بر اهداف انقلابی) به نگاه تکلیفی و اداری مبتلا شده است و عده ای بنا بر درخواست مسئول بالادستی به هر قیمتی می خواهند فیلم تولید کنند بدون اینکه مورد آسیب شناسی واقع شده و پیامدهای آن آنالیز شود.

لذا باید این حقیقت تلخ را قبول کنیم که سینمای انقلاب مهجور است هرچند که خالی از مخاطب نیست.

آناج: مخاطب شناسی چه تاثیری در این عرصه می تواند داشته باشد؟

شناخت ذائقه مخاطب و برنامه ریزی بر اساس آن امر مهمی است اما ما فیلم سازانی نیز داریم که به خوبی ذائقه مخاطب را می شناسند و اتفاقا به خاطر این شناخت است که "اخراجی ها" رکورددار فروش می شود. لذا باید گفت یک طرف این قضیه برمی گردد به اینکه ببینیم ارزش های انقلابی تا چه اندازه مورد قبول نسل حاضر است. برای مثال فیلم "یتیم خانه ایران" که معتقدیم باید به نقطه اوج فروش می رسید، نتوانست به یک ششم فروش "فروشنده" برسد، هرچند که چهره انگلیس مورد نفرت عمیق عامه مردم ایران است. یعنی اینجا باید پرسید چرا فیلمی که محتوای آن سیاه نمایی است بیشترین مخاطب را دارد اما فیلمی که تاریخ گمشده ی ایران را از چهره منفور انگلیس به نمایش می گذارد مورد استقبال آن چنانی قرار نمی گیرد؟! چرا فیلمی مثل "سلام بمبئی" یا خزعبلاتی مثل "پنجاه کیلو آلبالو" انقدر به فروش می رسد؟

ما نتوانستیم مردم را با سینمای انقلاب همراه کنیم /مخاطبان ما عافیت طلب شده اند

یکی از دلایل این امر این است که ما نتوانستیم مردم را با سینمای انقلاب همراه کنیم و برای اصلاح وضع باید سیاست گذاری ها تغییر و راهبردهای مناسب برای چند سال آینده تعریف شود. وگرنه در حال حاضر مخاطبان ما حقیقت های پیرامون خود را پس می زنند و عافیت می خواهند؛ می گویند من حاضرم انرژی هسته ای را از دست بدهم اما قیمت دلار کاهش یابد.

خیلی ها با دیدین "یتیم خانه ایران" حس تنفرشان از انگلیس بیدار می شود/ از بین بردن روحیه عافیت طلبی از عهده ی یک کارگردان برنمی آید

 از بین بردن روحیه عافیت طلبی از عهده ی یک کارگردان برنمی آید و گرنه خیلی ها با دیدین "یتیم خانه ایران" حس تنفرشان از انگلیس بیدار می شود اما این احساس منجر به انقلاب در درون مخاطب نمی شود؛ اگر از همان فردی که از تماشای "یتیم خانه ایران" متاثر شده است، بخواهید بین  قطع رابطه با انگلیس و بالا رفتن قیمت دلار و برقراری رابطه با آنان و کاهش قیمت دلار، یکی را انتخاب کند، مشخص است که چه جوابی خواهید شنید.

البته طرف دیگر این نیز صادق است که یک فیلم سیاه نما هم نمی تواند به کل فردی را نسبت به جامعه بدبین و او را افسرده بکند و نظراتش را نسبت به نظام و انقلاب کاملا تغییر بدهد؛ بلکه عوامل متعدد دست به دست هم می شود.

آناج: راهکار برای رفع موانع و مشکلات موجود در سینمای انقلاب و اصلاح وضعیت موجود چیست؟

یک کارگردان فقط می تواند فیلمی را تولید کند که نقش تلنگر داشته باشد و گرنه نمی تواند همه چیز را با یک فیلم متحول کند؛ بلکه برای ایجاد تحول سیاستگذاری و پیگیری مداوم و مستمر توسط نهادهای متعدد فرهنگی لازم است.

باید کلیه نهادهای فرهنگی در این زمینه قدم بردارند

به نظر من یک حرکت عظیم برای بازآفرینی ارزش ها لازم است که آن نیز در وهله اول مستلزم مخاطب شناسی است و متاسفانه ما از نظر مخاطب شناسی در حد صفر قرار داریم. البته مخاطب شناسی نیز فقط وظیفه ی فیلمسازان نیست بلکه کلیه نهادهای فرهنگی در این زمینه قدم بردارند.

خیلی ها از آسیب های جزیره ای کارکردن می گویند اما پس از اتمام سخرانی باز به جزیره ی خود باز می گردند

ما همه تبیین سیاست را خوب می دانیم، در همایش ها و یادواره های مختلف حرف می زنیم، صاحبان جزیره در پشت تریبون ها شعار پرهیز از جزیره ای عمل کردن را می دهیم اما پس از اتمام سخرانی باز به جزیره ی خود باز می گردیم و کارمان را به همان شیوه گذشته ادامه می دهیم.

مسئولین ما خوب بلدند از آقا مهدی باکری خاطره تعریف کنند / کی قرار است به خاطره هایشان عینیت ببخشند

مشکل ما این است که همه مسئولانمان فکر می کنند از پس کار بر می آیند، چند سال آزمون و خطا می کنند و وقتی می خواهند به جواب برسند دولت عوض می شود و آنها تغییر مدیریت می دهند؛ این افراد هیچگاه هم کار اجرایی نمی کنند و اصرار دارند حتما مدیر و مشاور باشند و میزی را در اختیار بگیرند. اینها خوب بلدند از آقا مهدی باکری خاطره تعریف کنند اما کارشان فقط خاطره تعریف کردن است نه اینکه خود آستین بالا بزنند و در عمل مثل شهید باکری عمل کنند و به خاطره هایشان عینیت ببخشند.

ما آرزو به دل ماندیم که مسئولی پیدا بشود که پس از کلنگ زنی یک پروژه شبها به طور ناشناس به کمک کارگران برود و ما بعدها بشنویم که چنین مسئولی داشتیم! اما ما آرزو به دل مانده ایم از دیدن این منظره ها هرچند همان مسئول خاطره های خیلی خوبی از آقا مهدی باکری تعریف می کند. من قبول دارم که عین این انتقادها به خود ما نیز وارد است اما ما خدارا شکر می کنیم که صاحب هیچ میزی نشده ایم.

ما تا زمانی که نشنویم مسئولی به دلیل کار ناقصش یا دوران مسئولیت بی نتیجه اش، سکته کرده است، با همین سیاست گذاری ها و در همین وضع باقی خواهیم ماند.

مسئول باید از این وضعیت دق کند و بمیرد

رسانه ملی فراتر از دولت است که بارها در آن تاکید کرده اند که در فیلم ها نباید مثلث عشق مطرح شود؛ اما می بینیم که در عمل فیلمی مثل "ماه و پلنگ" پرمخاطب ترین فیلم شناخته می شود! که عینا مثل شبکه های خارجی و ماهواره ای دارد خیانت را عادی سازی می کند. یک مسئول باید از این وضعیت دق کند و بمیرد. وقتی خودمان فارسی وان را تهدیدی برا بنیان های خانواده ها می دانیم پس چرا خودمان مثلث عشق نشان می دهیم؟! این نوع فیلم به لحاظ ساخت کم هزینه هست و مهمتر از همه مورد قبول مخاطب قرار گرفته است؛ یعنی ما با بودجه نظام داریم همان سیاست فارسی وان را عملی می کنیم!

فرصت های خوبی را در سینما و تلویزیون در اختیار افراد معلوم حال قرار می دهیم

علاوه بر این در تلوزیون حتی شبکه های منتسب به قشر ارزشی به کارگردان هایی میدان می دهد که معلوم حال هستند در حالی که رهبر فرموده اند به نیروهای انقلابی فرصت بدهید حتی اگر در بار اول مرتکب خطا شدند، برای رشد آنها فرصت بدهید؛ ما این کار را انجام نمی دهیم اما فرصت های خوبی را در سینما و تلویزیون در اختیار افراد معلوم حال قرار می دهیم.

راهکار دیگر اینکه ما می توانیم از دل همین پایگاه ها افرادی را جذب کرده و فیلم بردار و گریمور و امثال آن پرورش بدهیم؛ این امکان ها وجود دارد اما هیچ یک از شبکه ها محل رویش این استعداد ها نشده اند. لذا بدون تربیت نیروهای انقلابی اقدام به ایجاد شبکه می کنند و هنگامی که با کمبود محتوا مواجه شدند کار را به افراد سری ساز می سپارند که می توانند در عرض دو ماه سریال سی قسمت با کیفیت تولید کنند به این امید که آنها هم به قشر ارزشی خواهند پیوست درحالی که نه تنها این اتفاق نمی افتد بلکه هنرمند انقلابی نیز به آنان متمایل می شد چرا که در آن سمت و سو، اولا رنگ و لعاب خوبی وجود دارد دوما فرصت برای موفقیت بیشتر است.

درآوردن اشک چشم تماشاگران به معنی سینمای انقلابی نیست

بنابراین نشان دادن چند فیلم در مورد مدافعان حرم و درآوردن اشک چشم تماشاگران به معنی سینمای انقلابی نیست؛ با این تفکرات فقط خودمان را فریب می دهیم و به منزله ی تیر در تاریکی انداختن است و نمی توانیم بگوییم قدم بزرگی در راستای احیای سینمای انقلاب برداشته ایم. هرچند که جشنواره عمار به واقع قدم بزرگی در این مسیر است اما یک عمار در مقابل این همه غیرعمارها کافی نخواهد بود.

صدا و سیمای ما هنرمند را تبدیل به کارمند می کند

متاسفانه صدا و سیمای ما هنرمند را تبدیل به کارمند می کند و اگر کسی بخواهد شکوفا شود باید با هزینه شخصی کار کند چون هیچ برنامه ای برای استفاده از او وجود ندارد.

آناج: آیا فیلمسازان هنگام ورود به پروژه های سیاسی با ممانعت مسئولین و دستاندرکاران مواجه می شوند؟ یا گسترده نبودن فیلم هایی از این دست مرهون شرایط دیگری است؟

شاید در محافل و مباحثه های خصوصی این اتفاق بیافتد که به ما بگویند برای چه در این سمت و سو حرکت می کنید؟ یا ما را از تبعاتی چون بایکوت و سرخورده شدن و امثال آن بترسانند اما از سوی مراجع رسمی این طور نیست. البته تا کنون من تجربیاتی این چنین نداشت ام اما خوب می دانم که اگر کسانی هنرمندی را در سینما بایکوت کنند، عده ای نیز تلاش خواهند کرد که او را از بایکوت دربیاورند. یعنی با نوعی تضارب آراء و یا تقابلات فکری روبرو هستیم؛ با این حال هنوز سینمای سیاسی در ایران جافتاده نیست و برای همین تا کنون فیلم های سیاسی انگشت شمار تولید شده اند.

پیامدهای تولید فیلم های سیاسی برای فیلمسازان خوشایند نیست

 البته یکی از دلایل این امر نیز این است که پیامدهای تولید فیلم های سیاسی برای فیلمسازان خوشایند نیست چرا که آنها می خواهند روند طبیعی فیلمسازی را ادامه بدهند نه اینکه بعد از آن تحریم شوند. هرچند فیلمسازانی چون ابولقاسم طالبی را داریم که با وجود هرتبعاتی، با عزم راسخ در این مسیر پیش می روند، تا کنون فیلم های سیاسی کار کرده و بعد از این نیز این قبیل فیلم ها را خواند ساخت چرا که باورهای درونی و مبانی فکری آنان ایجاب می کند که در این راه قدم بردارند.

به عبارت دیگر اگر نگاهمان صرفا هنری و فرهنگی باشد، کفایت نمی کند؛ مثال بارز آن می شود اینکه می گویند یک فیلمساز چکار به سوریه دارد؟ اما اگر باور درونی حاکم باشد، وقتی بحث حق و باطل به میان می آید، این بحث ها دیگر جای طرح ندارد زیرا در هرجای این دنیا می توان در جبهه حق حضور پیدا کرد خواه داخل ایران باشد و خواه خارج از آن.

آناج: واقعیت های جامعه بخشی از محتوای فیلم های تلوزیون و سینما چون "ابد و یک روز" یا "فروشنده" را تشکیل می دهند که برخی آن را سیاهنمایی می دانند؛ نظر شما در این مورد چیست؟

هیچ کس نمی تواند مشکلات و آسیب های وضعیت اجتماعی حاکم را انکار کند و شاید در دنیای واقعی وضعیت خیلی فجیع تر از آنچه در فیلم ها می بینیم، باشد. اما باید ببینیم ضرورت پرداخت به این موضوعات چقدر است؟ چند فیلم لازم است به این حوزه ورود کنند؟ این نوع فیلم ها چند درصد از جشنواره فجر را تشکیل می دهند؟!

آیا واقعا همه ی مردم ایران خیانت کار و دزد و دروغ گو هستند؟!

به نظر من اگر عادلانه به موضوع نگاه کنیم سهم فیلم های نقد های تلخ درصد مشخصی است. از طرف دیگر راه خطا این است که با هدف امتیاز آوری در جشنواره های خارجی، بخش اعظم فیلم ها به سمت و سوی نشان دادن مشکلات جامعه هدایت شوند. البته قصد من رد یا تایید امثال آقای فرهادی نیست و این را هم قبول دارم که وضعیت اقتصادی جامعه ما آشفته است اما آیا واقعا تمام ایران همین است؟ آیا این فیلم ها آیینه ی تمام نمای وضعیت اجتماعی ایران هستند؟ آیا ما هیچ مبانی انسانی نکو نداریم؟ ایا همه چیز در ایران ناهنجار است و هنجار ها تعطیل هستند؟ آیا واقعا همه ی مردم ایران خیانت کار و دزد و دروغ گو هستند؟! ما خود در مقام هنرمند انقلابی به وضعیت حاکم اجتماعی نقد داریم اما آیا همه ی ایران ناهنجار است؟ چه زمانی به هنجارها پرداخت خواهیم کرد؟ آیا جشنواره های خارجی پذیرای فیلم هایی در خصوص هنجارها نیستند؟ فیلم "بچه های آسمانی" نیز کاندید جشنواره اسکار است، به فقر پرداخته اما آن را از دریچه آسمانی دیده و عزت نفس پسر فقیر ایرانی را به تصویر می کشد نه اینکه بگوید یک ایرانی از فرط بدبختی به تن فروشی روی آورد! ما نمی گوییم اینها رد ایران وجود ندارد اما اینها تنها بخشی از جامعه ما را تشکیل می دهند نه همه را.

قوت ها و مبانی اعتقادی ما را نیز نشان بدهند

حداقل انتظار ما این است که در کنار این وضعیت، قوت ها و مبانی اعتقادی ما را نیز نشان بدهند؛ وگرنه جشنواره ها چه زمانی پذیرای آثاری با محتوای هنجارهای جاری در جامعه ما خواهد بود؟ متاسفانه افراد معمولا به دلیل کم هزینه بودن این سوژه ها و به دلیل اینکه انرژی کمتری را می طلبند، به سمت این سوژه ها می روند. ما اگر عدالت واقعی را در کارنامه فیلم سازان ببنیم که به هر دو بعد خوب و بد جامعه ما پرداخته است، آن موقع می توانیم آن را منطقی ارزیابی کنیم.

گفت‌و‌گو از: نیر حیدری

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 1
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •