سلیمی: حجاب از لژیونری مهم‌تر است/ حمایت مافوق تصور هواداران تراکتور
  • 1399/06/02 18:00
  • 119958
گفت‌وگوی آناج با بانوی اول فوتبال تبریز؛

سلیمی: حجاب از لژیونری مهم‌تر است/ حمایت مافوق تصور هواداران تراکتور

بانوی اول فوتبال تبریز حاضر است بدون پول برای تیم‌های تبریزی بازی کند اما عزمی برای ایجاد تیم فوتبال بانوان نمی‌بیند.

گروه ورزشی آناج: ورزش بانوان آذربایجان سال‌هاست که به حضور تک ستاره‌هایی در رشته‌های ورزشی مختلف دلخوش کرده و با قناعت به همین تک ستاره‌ها روند درجا زدنش ادامه دارد. ورزش فوتبال و فوتسال نیز از آن دسته رشته‌های ورزشی است که بانوان آذربایجانی کمتر در آن درخشیده‌اند و به ندرت نامی از بانوان فوتبالی یا فوتسالی این دیار شنیده شده است. صبا سلیمی اما این روزها نه تنها بانوی اول فوتبال که امیدی برای باز شدن مسیر برای دیگر دختران مستعد آذربایجان است. سلیمی که سال‌های طولانی و بدون بی‌حاشیه‌ای را سپری کرده حالا در آستانه 23 سالگی و با خبر لژیونر شدنش نقل محافل ورزشی است. 

گفت‌وگوی کوتاه اما خواندنی با این فوتبالیست دختر تبریزی به صورت تیتروار و مشروح در ادامه آمده است:

* ماجرای ممانعت فیفا از حضور در تیم ملی
* بازگشت به تبریز بعد از شهادت سردار سلیمانی!

* از نسل بازنده فوتسال شهرداری تبریز نیستم
* با یک کل کل بازیکن فوتبال شدم
* از تیم‌های ترکیه‌ای و انگلیسی پیشنهاد داشتم
* حاضرم بدون پول برای تیم تبریز بازی کنم
* حجاب از لژیونر شدن برایم مهمتر است
* شجاعی و مسی، الگوهای ورزشی

* مدیران تبریز استارت فوتبال بانوان را بزنند
* حمایت مافوق تصور هواداران تراکتور
* مادرم توپ‌ جمع‌کن و حریف تمرینی‌ام بود

آناج: بیوگرافی کوتاهی از خودتان بفرمایید؟ چند سال دارید و تحصیلات‌تان چقدر است و اینکه خانواده‌تان ورزشی هستند یا خیر؟

صبا سلیمی متولد 76/8/3 هستم و در محله عارف در یک خانواده فرهنگی به دنیا آمدم. لیسانس تربیت بدنی هستم و فعلا به خاطر کرونا نمی‌توانم دانشگاه بروم اما از آنجایی که خانواده‌ام فرهنگی هستند اولویت درس و بعد ورزش است و به همین خاطر هرکاری که بخواهم انجام دهم اول درس را گوشزد می‌کنند. قبل از شروع حرفه فوتبال کاراته‌کا بودم و کمربند سیاه دان سه هم داشتم. در 14 سال از طرف مدرسه راهی مسابقات شدم که آنجا سرمربی شهرداری بازی من را دید و از آنجایی که تبریز تیم فوتبال نداشت با تیم فوتسال قرارداد بستم و تا سال 96 هم فوتسال بازی کردم اما در سال 97 به تیم ملی فوتبال بزرگسالان دعوت شدم و اولین بانویی بودم که از استان دعوت به اردوی تیم ملی بزرگسالان شدم. بعد از اردو، فیفا روی این مساله دست گذاشت که چون این ورزشکار از فوتسال به فوتبال آمده دوره بعدی برای حضور در فوتبال باید قرارداد فوتبالی دو ساله بسته باشد و به همین دلیل بعد از اردو چندین پیشنهاد از تیم‌های لیگ برتری ایران و عراق داشتم که عراق را انتخاب کردم. به خاطر وابستگی و حساسیت خانواده‌ام که مشوق ورزشی من بودند؛ خانواده‌ام به اهواز که نزدیکترین نقطه به عراق بود کوچ کردند و من هم دو سال در عراق بودم. شهادت سردار سلیمانی باعث شد که به ایران برگردم و بعد از مدتی تیم اعلام کرد که برای تمرین به عراق برگردم که برگشتم اما با شیوع کرونا دوباره به ایران برگشتم که در این حین از تیم اف‌سی مارخال‌شکی آذربایجان پیشنهادی آمد و بعد از چندین جلسه مذاکره قرارداد بسته شد و به این تیم آذربایجانی رفتم.



 

آناج: خانواده‌تان مشکلی با رشته ورزشی فوتبال نداشتند؟

خوشبختانه همیشه خانواده‌ام گفتند که اول درس و بعد هر رشته ورزشی که دوست داری جلویت را نمی‌گیریم و حمایت‌ات می‌کنیم و هوادارت هستیم تا پیشرفت کنی و موفق باشی. خوشبختانه هم در کاراته و هم فوتسال و فوتبال حمایت خوبی داشتند اما علاقه شخصی‌ام باعث شد به سراغ فوتبال بروم و آن را ادامه بدهم.

آناج: شما از همان نسل تیم بانوان شهرداری تبریز هستید که به هیچ تیمی در باخت نه نمی‌گفت؟

نه. ما از آن نسلی بودیم که اوایل یک سری از بازی‌ها را بردیم و بعدا به نسلی واگذار کردیم که کلا باختند.

آناج: بازیکنان زیادی از فوتسال به فوتبال آمدند و بسیار موفق بودند مانند علی کریمی و برخی‌ها هم هیچ‌وقت موفق نشدند. خودتان را جزو کدام دسته می‌دانید؟

صددرصد جز دسته موفق هستم و تلاش می‌کنم که بیش از این هم موفق شوم. خداراشکر که دعوت به اردو نقطه قوت شد که راهم را پیدا کنم و هیچ‌وقت از انتخابم پشیمان نشدم. در فوتسال بانوان انتخاب بازیکن بسیار سخت است و بازیکنی که خانم گل لیگ شده انتخاب نمی‌شود اما فوتبال اینگونه نیست و بعد از دیدن بازی‌های بازیکن، انتخاب را انجام می‌دهند.

آناج: چه کسی استعداد فوتبالی‌تان را کشف کرد؟

این را هیچ جایی نگفتم و اولین باراست که می‌گویم. من پسرخاله‌ای دارم که مدام به من می‌گفت در فوتسال آخرش می‌خواهی چه کسی باشی و برو فوتبال بازی کن. انقدر این حرف‌ها تکرار شد که تصمیم گرفتم در همین راه قدم بردارم و خداراشکر این قدم را برداشتم و اتفاقا موفق شدم. شاید غیرحرفه‌ای و خنده دار باشد اما اصل قضیه همین بود.

آناج: از تجربه لژیونر شدن بگویید:

احساس غرور آفرینی است که کشورمان را سربلند و پرچم کشورمان را سرافراز می‌کنیم که ما بانوان ایرانی با این همه مشکلات می‌توانیم خودمان را ثابت کنیم؛ این موضوع هم نه تنها با تکنیک و تاکتیک بلکه آن فرهنگی است که با خودم به کشور دیگری برده و نشان می‌دهم. واکنش‌ها بازیکنان عراقی هم بسیار خوب بود به ویژه نسبت به اینکه محجبه بودم و خوشحالم که هرجا رفتم حجابم را حفظ کردم و بعد از این هم حجابم را حفظ می‌کنم. اولین ماده قراردادم بازی با حجاب اسلامی بود. با عراق اگرچه از نظرفرهنگی متفاوت بودیم اما دید بسیار خوبی به بانوان ایرانی داشتند و دوست داشتند که امسال هم در تیم‌شان بمانم اما نشد. 

آناج: زبان عربی هم یاد گرفتید؟

بله کاملا یاد گرفتم.

آناج: بعد از بازگشت از عراق پیشنهاد داخلی و خارجی دیگری نداشتید؟

از تیم‌های داخلی از قطب فوتبال بانوان ایران یعنی از سپاهان اصفهان پیشنهاد داشتم که حمایت بسیاری خوبی هم از من انجام دادند و از مردم و مسئولین اصفهان متشکرم. پیشنهاد زیبایی هم دادند که اگر سال بعد در مارخال باقی ماندید که هیچ، اما اگر خواستید در لیگ ایران بازی کنید و تبریز تیم نداشت پیشنهاد ما را قبول می‌کنید که جوابم مثبت بود، چون اصفهان قطب فوتبال بانوان است. از دو تیم ترکیه‌ای و انگلیسی هم بعد از قرارداد با مارخال پیشنهاد داشتم که از این موضوع خوشحال شدم اما ترجیح می‌دهم در آذربایجان بازی کنم چون اشتراکات فرهنگی و زبانی زیادی داریم و راحت‌تر هستم.



آناج: اگر تبریز تیم داشت ترجیح می‌دادید اینجا بمانید یا بازهم لژیونر می‌شدید؟

صددرصد در تبریز می‌ماندم و چندین بارهم از مسئولین و مدیران باشگاه‌های تراکتور، ماشین‌سازی و مس سونگون در مصاحبه‌ها خواهش کردم که تیم بانوان را راه‌اندازی کنند. باعث افتخار است که یک بانو لژیونر شود و بگویند که از تیم تراکتور یا ماشین‌سازی بانوان ترانسفر شده و این برای ما غرورآفرین است. چرا ما باید در تبریز تیم فوتبال بانوان نداشته باشیم؟ اگر در آینده تبریز تیم داشته باشد حتما در شهرم بازی خواهم کرد و با جان و دل رایگان هم بازی می‌کنم اگر هم نشد همانطور که با محدودیت‌ها رشد کردم همانطور ادامه خواهم داد.

آناج: سه بازیکن تبریزی در لیگ برتر مردان جمهوری آذربایجان حضور دارند، با آنها درباره رفتن به لیگ آذربایجان مشورت کردید؟

نه، مشورتی درباره این انتخابم نداشتم اما بعد از قراردادم برای من آرزوی موفقیت کردند.

آناج: در سال‌های اخیر جمهوری آذربایجان بازیکنان ایرانی زیادی در رشته‌های ورزشی جذب باشگاه‌های خود کرده است. دلیل این اتفاق فقط اشتراکات فرهنگی و زبانی است؟

صد درصد اشتراکات فرهنگی و زبانی اهمیت دارد اما اینکه ورزشکاران ایرانی در بسیاری از رشته‌ها نشان دادند تا چه حدی موفق هستند، تاثیر بیشتری دارد. همانطورکه این اواخر در لیگ آقایان بازیکن تبریزی آقای گل شد. این مساله قطعا تاثیرگذار است و دیدگاه مثبت ایجاد می‌کند تا خریدهای بعدی را ادامه دهند.

آناج: پست بازی در فوتبال را چگونه انتخاب کردید؟

من در فوتسال هم دروازه‌بان، هم عقب‌گیر و هم راس بودم و در اکثریت پست‌ها بازی کردم و شور و شوق زیادی داشتم. کشف این استعداد من توسط خانم سرکار آزمون بود. در اردوی تیم ملی ابتدا مدافع بودم بعد وسط و بعد پشت هافبک ایستادم و در آخر کشف کردند که به درد وینگر راست می‌خورم و استارت پست بازی زده شد.

آناج: چند گل در فوتبال و فوتسال زده‌اید؟

بیشتر پاس گل داده‌ام اما اگر در میدان فضای بیشتری به من بدهند گل می‌زنم.

آناج: بازی ملی دارید؟

این افتخار نصیبم نشده چون از فوتسال به فوتبال رفتم و همان اول کار فیفا روی مساله قرارداد دست گذاشت و به همین دلیل بازی ملی نداشتم اما اردوی ملی رفته‌ام.

آناج: الگوی فوتبالی‌تان چه کسی است؟

الگوی خاصی ندارم اما الگوی اخلاقی ورزشی که شخصیت‌شان را خیلی می‌پسندم آقای مسعود شجاعی است. البته در بین بازیکنان خارجی مسی را دوست دارم.

آناج: خیلی‌ها عنوان می‌کنند که حجاب محدودیت است. نظر بانویی که با حجاب لژیونر هم شده درباره این موضوع چیست؟

من اولین قراردادی را که بستم پدرم به من گفت هر چقدر مروارید در صدف باشد همانقدر خواهان بیشتری دارد و اگر حجابت را کنار بگذاری هیچوقت حلالت نمی‌کنم؛ خودم هم چون در خانواده فرهنگی بزرگ شدم حجاب اولویت اولم بود و در تمام قراردادهایم هم گفته بودم که اگر محدودیت ایجاد کنید که مقابل فلان تیم باید حجابت را کنار بگذاری من قبول نمی‌کنم و اگر نخواهید زمین را ترک می‌کنم چون حجاب برای من از فوتبال و لژیونر شدن مهمتر است. بند نخست قراردادم همیشه حجاب بوده است.

آناج: دلیل عقب ماندن ورزش بانوان در آذربایجان‌شرقی نسبت به سایر استان‌ها چیست؟

چرا اصفهان قطب فوتبال بانوان است؟ چون در اصفهان بازیکنان آکادمیک را کاملا حمایت رسانه‌ای می‌کنند و یا حتی مدیرعامل تیم‌های سپاهان و ذوب‌آهن با این بازیکنان نوجوان گفت‌وگو کرده و خواسته‌هایشان را می‌پرسد و چشم بسته قبول می‌کنند و این یک کار حرفه‌ای می‌شود اما در تبریز اینگونه نیست. ووچان کردستان با الگوگیری از سپاهان حرکت کردند و حالا در لیگ برتر تیم معرفی کردند اما مدیران تیم‌های تبریزی اینگونه نیستند که چنین کاری کنند؛ در تیم‌های پایه ما خانم‌ها مبینا اعتمادی و اسما نظری بودند و مدیران می‌توانستند از آنها نظراتشان را برای پیشرفت بانوان بپرسند. ما به مسئولان‌مان التماس می‌کنیم که تیم تشکیل بدهید تا رایگان هم بازی کنیم اما انگار نه انگار. هیات فوتبال حمایت زیادی از ما داشته و دارد و تا سطح تیم ملی هم می‌رسیم اما وقتی به تیم ملی می‌رسیم و از ما می‌پرسند که از کدام تیم هستی مایوسانه می‌گوییم از تیم فوتسال. ما نباید اینگونه مایوس باشیم بلکه اگر تیم داشتیم با روی باز می‌گفتیم از تیم فوتبال تراکتور یا ماشین‌سازی آمدیم. متاسفانه در تبریز هرچقدر به مدیران اصرار می‌کنیم، بیشتر عقب می‌کشند.



 

آناج: بعد از برنامه موج فوتبال هواداران تراکتور حمایت زیادی از شما داشتند.

چه قبلا که در عراق بازی کردم و چه بعد از خبر قرارداد با مارخال حمایت مافوق تصوری به وجود آمد و من تعجب کردم که هواداران تراکتور انقدر پشت یک بازیکن بانوان ایستادند و فهمیدم هواداران تراکتور فوق‌العاده هستند. خداراشکر هواداران تراکتور در تمام شهرهای ایران حامی من شدند و واقعا خاک پایشان هستم. همیشه خواهم گفت ممنونم که هستند و ان‌شاالله با درخشش در تیم باشگاهی و تیم ملی کشورمان بیش از این هم سربلندشان خواهم کرد.

آناج: ناگفته یا گله‌ای دارید؟

من نشان دادم دختران آذربایجان می‌توانند موفق باشند و خواهش می‌کنم مسئولان بذر فوتبال بانوان را بکارند و استارت کار زده شود؛ باور کنید نسبت به آقایان کافی است سرسوزن هزینه کنند. از مسئولین هیات فوتبال مخصوصا آقای ششگلانی و امور بانوان خانم سیما علیزاده متشکرم. همچنین خانم رز جدیدزاده سرمربی اسبق تیم ملی که زمان حضورم در عراق من را تشویق کردند و پدر و مادرم که خاک زیرپایشان هستم و ممنونم که من را به این عرصه رساندند مخصوصا مادرم که حرف تمرینی و توپ جمع‌کن من بود. شاید باور نکنید ساعت 2 تا 4 شب زمین چمن اجاره می‌کردیم و چون حریف تمرینی نداشتم مادرم با همان چادری که سرش بود حریف تمرینی و توپ جمع‌کن من می‌شد و واقعا خاک زیر پایش هستم.

آناج: چند کلمه می‌گوییم اولین عبارتی که به ذهن‌تان می‌رسد را بیان کنید:

فوتسال: هدف

فوتبال: لژیونر

تیردروازه: رسیدن به هدف

گل به خودی: نظری ندارم {با خنده}

تبریز: عشق

تراکتور: عشق بی‌نهایت

دختر: محدودیت

گفت‌وگو از: فرناز پورعباس

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظرات مخاطبان
  • علی
    پاسخ ۱۳۹۹/۰۶/۰۲ - ۱۸:۳۷
    به نام خدا.
    ایشان تنهالژیونربانوی فوتبالیست ایران نیستند.گویاهمسرقلی زاده که ایرانی هم هست دربلژیک فوتبال بازی میکند
    6 + 8 -
  • هادی
    پاسخ ۱۳۹۹/۰۶/۱۰ - ۱۸:۵۶
    واقعاً خیلی خوشحالم و باعث مباهات ما تورکهاست که بانوی فوتبالیست لژیونری داریم که علاقه فراوانی به عشق ابدیمون یعنی تراکتور داره و طرفدار این تیم هست.

    برات آرزوی موفقیت میکنم بانوی پر افتخار آذربایجانی
    1 + 0 -
نظر شما
  • 2
  • 0
  • 1
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •