آخرین روز خبرنگار از آخرین سال قرن/ انتقاد از خبرنگار جماعت ممنوع!
  • 1399/05/17 16:26
  • 118729
گزارشی متفاوت به تاریخ هفدهم مرداد؛

آخرین روز خبرنگار از آخرین سال قرن/ انتقاد از خبرنگار جماعت ممنوع!

یک روز در سال را به نام روز خبرنگار نام نهاده‌اند. به قول کمدین تبریزی عصر جدید، ما خبرنگاران میخواهیم این روز را زندگی کنیم حتی به غلط!

گروه سیاسی آناج/ نوید اسماعیلی؛ ساعت 10 شب است و تو پس از ساعت‌ها کار، دقایقی را در کنار خانواده به استراحت نشسته‌ای که تلفن همراهت زنگ میزند. پشت خط یک نفر فوری و بدون مکث میگوید، فردا صبح ساعت 7 معاون اول رئیس جمهور خواهد آمد. اسم تو را داده‌ام برای تهیه خبر! ساعت 6 استانداری باش خودشان هماهنگ میکنند!

شب، یک بامداد را رد کرده، آماده‌ای که پس از یک روز پر فشار و استرس‌زا به رختخواب بروی تا شاید اندکی مغزت آرام گیرد. یکهو لوستر خانه شروع میکند به تکان خوردن؛ پشت سرش وسایل خانه و زمین زیر پایت. تو اما علاوه بر اینکه دغدغه خانه و اهلش را داری، در دست گوشی و دنبال اینترنت که خبر زلزله را منتشر کنی تا هم خبر را اولین نفر انتشار بدهی و هم مردم را به آرامش دعوت کنی.

خودت یا همسرت کسالت مختصری پیدا کرده‌‌اید. پیش دکتر میروی؛ دکتر معاینه میکند و خطاب به بیمار میگوید: دفترچه ات را بده تا دارو بنویسم. سرت را با شرمندگی پایین می‌اندازی و میگویی دکتر، دفترچه ندارم. دکتر با تعجب میپرسد: مگر ممکن است، شغلت چیست؟ و تو با همان حالت محزون به آرامی میگویی: خبرنگارم.

عنوانی شیک، جذاب و حرفه‌ای جالب لیکن با کوهی از مشکلات و موانع و استرس! خبرنگار جماعت از آن شاغلانی است که در بین مردم یک نگاه به آنها وجود دارد و در بین خودشان نگاهی دیگر.

مردم خبرنگاران را افرادی میدانند و میبینند که هر روز به دفترشان میروند، پشت میز چند خطی خبر مینویسند، سر برج حقوق حداقلی قانون کار میگیرند و هزارتا ارتباط دارند با مسئولین و... اما خود خبرنگاران! بگذریم. همین نگاه را باید به خبرنگار جماعت داشت. یک نگاه ایدئالیستی با کلی امکانات مادی و معنوی.

به نظرم عیبی ندارد که یک روز در سال، خودمان برای خودمان بنویسیم و از هم تعریف کنیم. اصلا به هیچکس هم اجازه ندهیم که حتی یک واو از ما انتقاد کند. ما خبرنگاران، منتقدین بی‌منتقد عالمیم حتی به غلط!

بگذریم؛ خیال داشتیم همینطور از مناقب و منزلت‌های خبرنگار بنویسیم. هم تلخ و هم شیرین. لیکن مسئول مربوطه، پیغام داده که سریعا به مناسبت روز خبرنگار گزارشت را منتشر کن. از همین گزارش‌های مرسوم، یک مقدمه، یک موخره دو سه تا مصاحبه داخلش، وگرنه من میدانم و تو و حقوق نجومی ات!

الغرض اگر ابتدای گزارش جدی و دغدغه‌مند، وسط هایش با چاشنی شوخی بی‌مزه و لوس از همان‌هایی که بگوییم مثلا ما هم بلدیم و در ادامه با یک مصاحبه و گزارش رسمی مواجه شدید پساپس و پیشاپیش عذر تقصیرم را بپذیرید.

خب؛ به سراغ گزارشمان بازگردیم. فرهاد باغشمال را میشناسید. خودش مدعی است که خبرنگار نیست فقط هرزگاهی یادداشت مینویسد. با او مصاحبه کرده‌ام در خصوص خبرنگار طراز! میگوید چون سردبیر و مدیرمسئول شده‌ام اسم مرا به عنوان خبرنگار می‌آورند. شکسته نفسی میکند. معتقد است: خبرنگار یعنی مطالبه گر اما مطالبه‌ای از جنس حرف مردم و برای مردم. خبرنگار یعنی پرسشگر اما سوال کننده‌ای که قانع نشود و با یک سوال و جواب همه چیز را به فراموشی نسپرد.

باغشمال میگوید: آفت خبرنگاری عدم رعایت صداقت و امانت است. غر زدن را یکی از بدترین حالات خبرنگار میداند. او تاکید دارد: خبرنگار بجای غر زدن باید جریان‌ساز باشد. یعنی موضوعی را پیگیری کند که سایر خبرنگاران و مسئولان به آن کنش گری داشته باشند و گرنه غر زدن را همه بلدند. وی همچنین، شاخ مجازی شدن را یکی دیگر از آفات جدید خبرنگاری میداند.

میگوید: این روزها برخی از عزیزان، بجای کار خبرنگاری به فکر شاخ مجازی شدن هستند. هر موضوعی را از مسیر مجازی پیگیری میکنند که این ایراد بزرگی است.

خُب؛ تا اینجا یک مصاحبه را خواندید که البته ادامه‌اش را هم در چند بند دیگر خواهم نوشت. اکنون طبق روال گزارش های مرسوم، نوبت به مصاحبه با فردی دیگر میرسد تا گفته های او نیز در همین جا منتشر شود. لیکن قبل از نوشتن؛ موضوعی همواره ذهنم را به خود مشغول میکند. هرموقع که اینگونه گزارش ها را مینویسیم، با خودم میگویم؛ آیا مخاطب این مصاحبه را خواهد خواند؟ نکند بیگاری است این کارها!

به هرحال؛ رامین نظامی‌خواه هم مورد وثوق و شناخت بسیاری از خبرنگاران است. خواهش میکنم نگویید آدم‌های تکراری، سوژه تکراری و از این قبیل حرف‌ها. اولا بالا نشوتم که هیچ کس حق انتقاد از ما را ندارد. حداقل همین یک روز. حتی انتقاد خبرنگار از خبرنگاری دیگر ولو به غلط! دوما، باور کنید بین مشغله‌های دیروز برای پخش زنده، داستان‌های ایجاد شده برای نحوه عزاداری در محرم از صفحه اینستاگرامی و چند تا مشغله شخصی، در دسترس‌ترین و مصاحبه کننده‌ترین خبرنگاران همین دوتایی بودند که اکنون میخوانید.

برویم به سراغ مصاحبه با نظامیخواه. او مدتی است که مسئول بسیج رسانه استان شده است. جوانی خوش ذوق، خوش قلب و خوش هیکل که بیش از ده سال حرفه خبرنگاری را برای خود برگزیده. او میگوید: الگوی خبرنگاری، شهید حسن باقری است. شاید برای بسیاری از ما این سخن جای تعجب باشد اما باید گفت و دانست که شهید باقری که به اذعان همه فرماندهان ایرانی و عراقی نابغه جنگ بود و یکی از کوچکترین کارهایش طراحی نقشه آزادسازی خرمشهر بود؛ از زمان شروع انقلاب و پیروزی آن؛ وارد عرصه خبر و خبرنگاری شده بود.

نظامی خواه معتقد است: شهید باقری معنای واقعی تکلیف‌مداری در عرصه خبر بود. او به سوژه‌مداری و آفیش‌مداری اهمیتی نمیداد. در واقعه طبس جزو اولین‌هایی بود که خود را به محل وقوع حادثه رساند. او صاحب تحلیل بود و زمانی که جنگ شروع میشود خود را به عنوان خبرنگاری تکلیف‌گرا، ملزم به حضور در جبهه میداند.

وی می‌افزاید: شهید باقری در جبهه هم بر اساس حرفه و تجربه خبرنگاری خود جلو میرود. وقتی اطلاعات سپاه را در جبهه ایجاد میکند، اصلی‌ترین توصیه اش به همرزمان، تهیه گزارش مستند و مکتوب از نیروهای دشمن است. او همچنین چه در زمانی که داخل شهر بود و چه زمانی که بین رزمندگان قرار داشت، همواره به فکر مردم و رزمندگان بود و به قول معروف زبان آنها میشد.

بله؛ این یک قسمت را هم بگذارید به حساب گزارش جدی و رسمی؛ هرچند خوب میدانم که خود نظامی‌خواه هم اعتقادی به گزارش رسمی ندارد. البته نمیدانم اعتقادی به این نوشته جات هم دارد یا نه.

به هر ترتیب، قلم فرسایی زیادی انجام شد و میدانم که شمای خواننده، چند ناسزای ریز یا خدای نکرده درشت بار نویسنده کرده‌اید. لیکن برایم مهم نیست چرا که امروز، روز خبرنگار است و هیچ انتقادی به سوی ما نمی‌آید چه رسد به ناسزا!

اجازه بدهید در انتهای گزارش یک خاطره از زبان آقای باغشمال که آن بالا گفته بودم، برایتان منتشر کنم که حرف بالایم نقض نشود و مصاحبه‌ای که کرده‌ایم تلف نشود و احیانا فرهاد باغشمال پس از خواندن متن و ندیدن خاطره‌اش در ذهن خود بگوید: «عیبی یوخ، دفعه بعد که زنگ زدی نشانت میدهم مصاحبه بگیری و منتشر نکنی یعنی چه» و هم بالاخره، مسئول سایت منتظر گزارش است و باید در گزارش مربوط به خبرنگاران، خاطره‌ای هم از خبرنگار جماعت نقل شود.

باغشمال میگوید: یکی از بهترین خاطراتم، مربوط به ماجرای یکسان‌سازی قبور شهداست. وقتی به همراه روح الله رشیدی پیگیر ماجرای یکسان‌سازی قبور شهدای وادی رحمت تبریز بودیم، چندین شکایت از ما شد. البته پرونده این شکایت‌ها همچنان باز بود اما هیچ اتفاقی نمی افتاد تا اینکه دو سال پیش رهبر انقلاب به ماجرای یکسان سازی قبور واکنش نشان دادند. از آن زمان به بعد هم، پرونده‌های ما مختومه شد و هم ما خوشحال بودیم که حرفمان مورد تایید رهبری است.

البته نمیدانم باغشمال این خاطره را از بهر چه مطرح کرد؟ به خاطر من بود یا سایتی که قرار است مصاحبه‌اش در آن منتشر شود. لیکن گفته است و ما منتشر کردیم.

هرحال، انتظاری نداشته باشید گزارش ویژه امروز، آنهم در روز تعطیل بهتر از این در بیاید. بازهم تاکید میکنم، یک امروز کسی حق انتقاد از ما را ندارد. ما خبرنگار جماعت میخواهیم امروز را در لحظه زندگی کنیم حتی به غلط!

شرمنده؛ گزاره بالا را از پسر کمدین تبریزی که در عصر جدید اجرا داشت و همه را خنداند به خاطر دارم. چند باری هم از آن استفاده کردم در متن بالا... فکر کردم جذاب است. اگر هم جذاب نبود مهم نیست. شما حق انتقاد از ما در این روز را ندارید!

روزمان مبارک – به تاریخ آخرین روز خبرنگار از آخرین سال قرن!

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظرات مخاطبان
  • میرزا بنویس
    پاسخ ۱۳۹۹/۰۵/۱۹ - ۱۱:۴۳
    نوید اسماعیلی مثل همیشه خوش ذوقی کردی،وبازی با گزارش را مثل pes خوب میدانی قلمت مانا!و با جمله "ما خبرنگار جماعت میخواهیم امروز را در لحظه زندگی کنیم حتی به غلط!" بسیار حال کردم
    1 + 0 -
نظر شما
  • 1
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •