«گده کیمدی؟» بهترین تیتر خبری‌/ آرزوی گزارش سناریووار از قهرمانی تراکتور!
  • 1399/05/17 13:47
  • 118719
آناج لایو/ گفت‌وگو با خبرنگار ورزشی باسابقه در تبریز؛

«گده کیمدی؟» بهترین تیتر خبری‌/ آرزوی گزارش سناریووار از قهرمانی تراکتور!

«خبرنگاری عشق و علاقه است»، این گزاره کوتاه توصیف یک ورزشی‌نویس باسابقه تبریزی از سال‌ها حضور و تلاش در عرصه رسانه است.

گروه ورزشی آناج: به مناسبت فرا رسیدن 17 مرداد ماه که روز خبرنگار نامگذاری شده است، گفت‌وگوی زنده اینستاگرامی تحت عنوان «آناج لایو» را با یکی از خبرنگاران پرتجربه تبریزی در حوزه ورزش انجام دادیم.

«فرهاد فرهادپور» خبرنگار خبرگزاری فارس که سمت دبیر ورزشی گروه استان آذربایجان‌شرقی را بر عهده دارد و به گفته خود مقطعی نیز در حوزه اقتصادی دست به قلم بوده است، میهمان ما در این مصاحبه بود.

به جرات می‌توان گفت وی از معدود خبرنگاران ورزشی‌نویس تبریز است که تاریخچه‌ای از ورزش دیار آذربایجان را به تنهایی به دوش می‌کشد و از این رو است که در بین اهالی رسانه به گنجینه فوتبال تبریز شهرت دارد.

آنچه در ادامه از منظرتان می‌گذرد، مشروح این گفت‌وگو است:

* ضمن تبریک روز خبرنگار؛ بفرمایید که کار خبرنگاری را از چه زمانی شروع کردید و چطور شد که وارد عرصه خبر شدید؟

من هم این روز را به شما و همه همکاران رسانه‌ای خودم تبریک می‌گویم.

شروع کارم به عنوان یک خبرنگار در سال 1373 بود. من در ابتدا خبرنگار هفته‌نامه احرار بودم که فعالیتم در این رسانه دو سه ماه بیشتر طول نکشید. در مورد نحوه ورودم هم باید بگویم علاقه زیادی به ورزش و خبر داشتم. یادم می‌آید در دوره دبستان هم‌کلاسی‌هایم کیهان بچه‌ها می‌خواندند و من کیهان ورزشی.

 * تاکنون در کدام رسانه‌ها اعم از مکتوب و اینترنتی و مجازی مشغول به کار بوده‌اید؟

پس از حضورم در هفته‌نامه احرار، سردبیر ماهنامه دانشگاه آزاد اسلامی مرند به اسم «گلبرگ» شدم. در سال آخر دانشگاه نیز توسط آقای پیمان پاکزاد که در مرند هم‌دانشگاهی‌ بودیم و الان در خبرگزاری ایرنا فعالیت دارند، به روزنامه عصر آزادی معرفی شدم. من 3 سال در این رسانه حضور داشتم تا اینکه در نهایت با اعتماد آقای دکتر صبری و در حالی که تنها 27 سال داشتم به عنوان سردبیر هفته‌نامه تبریز منصوب شدم.



تصویری از نخستین روزهای خبرنگاری - سال 79 - کنفرانس اتاق بازرگانی تبریز


درحال حاضر مدت 17 سال است که به عنوان سردبیر هفته‌نامه تبریز فعالیت می‌کنم. همچنین در 10 سال گذشته دبیر سرویس ورزشی خبرگزاری فارس در آذربایجان‌شرقی بودم. 

جا دارد از آقایان دکتر دبیری، دکتر پیمان، دکتر صبری، آقای زینالی و مهندس مهدی‌زاده نهایت تشکر را کنم چراکه با اعتماد به بنده، در پیشرفت خبری‌ام نقش بسزایی داشتند.

* اولین خبری که کار کردید یادتان هست کدام خبر بود؟

یک گزارش مربوط به تور دوچرخه‌سواری آذربایجان در سال 73 که در همان هفته‌نامه احرار چاپ شد، نخستین مطلبی بود که کار کردم. البته قبل از آن، گزارشی از معرفی تیم‌های جام جهانی 1994 بود که منتشر نشد.

* شما در رسانه‌های مکتوب هم فعالیت داشتید، به نظرتان چه تفاوت‌های میان رسانه مکتوب و اینترنتی وجود دارد؟ به عبارتی دیگر فرق بین روزنامه‌نگاری با خبرنگاری چیست؟

تا 10 سال پیش وظیفه اطلاع رسانی بر عهده نشریات بود و در ادامه سایت‌ها و فضای مجازی به وجود آمدند. به همین خاطر، وظیفه خبررسانی از عهده مطبوعات برداشته شد. اگر یک نشریه بخواهد خبری را به اطلاع مخاطبان خود برساند، این پروسه 17، 18ساعت طول می‌کشد و به همین خاطر الان فضای مجازی کار اطلاع‌رسانی را انجام می‌دهد و نشریات هم گزارش‌های تحلیلی کار می‌کنند. 

* با کدام نوع راحت‌تر هستید، مکتوب یا اینترنتی؟

من با هر دو راحتم. در خبرگزاری ما با سایر رسانه‌ها در رقابت هستیم تا خبر اول را منتشر کنیم و در نشریات هم به دنبال سوژه‌های ناب می‌رویم تا برای آن گزارش بنویسیم. هر دو هم برای من شیرینی خاص خودش را دارد. 

* تجربه حضور در رسانه تصویری را هم داشته‌اید؟

بله؛ من دو سال در برنامه موج فوتبال فعالیت داشتم.

* عموم مردم وقتی با یک خبرنگار مواجه می‌شوند اولین سوالی که می‌پرسند این است که آیا از صداوسیما آمده‌اید، این اتفاق برای شما نیز پیش آمده است؟

بله. گاهاً پیش آمده که وقتی به جایی مراجعه کردم، ‌پرسیده‌اند که «آیا از صداوسیما آمده‌اید؟» به هر حال رسانه تصویری بیشتر جلوی چشم مردم است و اینکه آنها به این رسانه بیشتر توجه می‌کنند امری طبیعی به حساب می‌آید. 

* فعالیت‌تان در فضای مجازی چطور است و به نظرتان اهمیت این فضا برای خبرنگاران در عصر حاضر چقدر است؟

من فعالیت چندانی در فضای مجازی ندارم و حتی در صفحه اینستاگرامم هم زیاد فعال نیستم. کار خبر آنقدر وقت من را می‌گیرد که گاها دخترم می‌گوید: «بابا این چه کاری است که شب و روز ندارد؟» به همین خاطر ما همیشه با مشکل فشردگی برنامه‌ها مواجه هستیم. 

فضای مجازی به سبب سرعت انتقال اخبار، گستردگی توزیع و کم‌هزینه بودن اهمیت زیادی در اخبار دارد. امروزه بالاترین مقامات سیاسی دنیا به راحتی مطالب خود را بدون واسطه  در فضای مجازی انتشار می‌دهند. همچنین دسترسی به افراد هم خیلی راحت شده است.

به عنوان نمونه، من در سال 91 برای پیدا کردن آلوش عباسی نخستین مدال‌آور آسیایی آذربایجان‌شرقی که پدر شهاب عباسی، هنرمند خوبمان هم هستند، یک ماه پیگیر بودم، اما امروز به راحتی می‌توانید در فضای مجازی مخاطب خود را در آنسوی دنیا پیدا کرده و با او مصاحبه کنید.




مصاحبه با محمد یاوری سرمربی وقت تیم تراکتور - جام چی چست ارومیه - سال 1380 - ورزشگاه تختی ارومیه
 

* از چالش‌ها و مشکلاتی که در این شغل با آن‌ها روبه‌رو بوده‌اید هم بگویید. 

الان اوضاع خیلی بهتر شده. در لیگ آزادگان که من خبرنگار بودم نه سالن کنفرانسی وجود داشت و میکسدزون برای مصاحبه با بازیکنان. در ورزشگاه تختی ما باید 7 خان رستم را رد می‌کردیم و با مربیان مصاحبه می‌گرفتیم. کار خبر در دهه 70 و اوایل دهه 80 واقعاً سختی‌های خاص خودش را داشت. الان سرمربی به نشست خبری نمی‌آید و دستیارش را می‌فرستند اما خبرنگاران ناراحت می‌شوند. 

* خاطره شیرین یا تلخی از کار خبرنگاری دارید؟

صعود تراکتور به لیگ برتر و اولین بازی آسیایی این تیم که همه مان آرزوی‌مان دیدن این بازی بود جزو بهترین خاطرات من در عرصه رسانه به حساب می‌آید. دیدار معروف تراکتور - نفت هم تلخ‌ترین خاطره‌ام در این عرصه است. 

* بهترین خبر و بهترین تیترتان چه بوده است؟

هر خبری شیرینی خاص خودش را دارد. من بیشتر گزارش‌های آماری منتشر می‌کنم. یک بار مطلب طنزی با عنوان «20 روش تضمینی برای فوتبالیست شدن» کار کرده بودم که گزارش جالبی بود. 

همچنین گزارشی درباره لیدر قدیمی تراکتور با تیتر «من مش عبدالله 85 سال دارم» هم یکی از بهترین گزارش‌هایم بود. 

یک بار هم یکی از نشریات تهران گزارشی منتشر و در پایان آن نوشته بود «یورگن گده نقش مهمی در فوتبال تبریز داشت» در حالی که او مربی تیم امید بود و هیچ وقت در تبریز فعالیتی نداشت. من هم در هفته‌نامه تبریز مطلبی نوشته برایش تیتر زدم «گده کیمدی؟!» شاید این تیتر، تیتر رسمی نباشد اما برای خودم خیلی جالب بود.

* سوتی یا گاف هم داشتید؟

من مدیر رسانه‌ای تیم مبل محتشم تبریز هستم. یک بار تیم در کاشان بازی داشت و قرار بود خبری از این بازی منتشر نشود. تیم 4 بر یک از حریف خود پیش افتاد و من با خودم گفتم حالا که تیم برده» یک مطلبی با عنوان «خبر خوبی در راه است» در کانال رسمی باشگاه منتشر کنیم. این کار را کردیم و در کاشان هم تیم 2 بار پیاپی دروازه‌اش باز شد و نتیجه شد 4 بر 3. در دقایق باقی مانده خدا می‌داند با چه استرسی بازی را دنبال می‌کردم که مبادا بازی مساوی شود.  

* بی تعارف؛ درآمدتان به عنوان خبرنگار درحال حاضر چقدر است؟

من با سه چهار جای مختلف کار می‌کنم و شاید مجموع حقوق دریافتی‌ام از آنها به حقوق یک کارمند با سابقه 20 ساله برسد.  

* به عنوان یک خبرنگار پیشکسوت برای جوانانی که به تازگی قصد ورود به این حرفه را دارند چه توصیه‌ای دارید؟

خبرنگاری عشق و علاقه است و در آن خبری از حقوق‌های نجومی نیست. خیلی خوشحالم که یک عده جوان به تازگی وارد کار رسانه شدند که سواد دانشگاهی هم دارند. یک توصیه برادرانه به آنها می‌کنم که اگر عاشق این کار هستند، بمانند اما اگر می‌خواهند از روش‌های دیگر مرسوم در فوتبال پول دربیاورند، از روش خبرنگاری استفاده نکنند چون قلم مقدس است.  



مصاحبه با مهران حاتمی سرمربی تیم بسکتبال شهرداری تبریز - سال 96 - سازمان ورزش شهرداری تبریز
 

* خبری که آرزو دارید کار کنید چیست؟

من قبل از اینکه خبرنگار شوم، هوادار بودم. دوست دارم روزی که تراکتور قهرمان می‌شود، یک گزارش سناریووار بنویسم که دقیقه 90 آن به قهرمانی تیم محبوب آذربایجان ختم شود. همان‌طور که می‌دانید ‌آذربایجان‌شرقی در تاریخ المپیک تنها یک مدال برنز دارد. آرزو دازم که سال آینده در همین مواقع، خبر کسب نخستین مدال طلای ورزش استان در المپیک را هم کار کنم.

* شما با واسیلی گوجا هم ارتباط خوبی داشتید؛ درباره او کمی بیشتر برای‌مان می‌گویید؟

واسیلی معمار فوتبال تبریز بود و فوتبال نوین را به ایران آورد. او فرد بسیار منظم و سخت‌گیری بود و به جرأت می‌توانم بگوییم که تراکتورِ او دز سال 1371 بهترین تراکتور تاریخ بود. 

می‌گویند بازیکن بومی در فوتبال حرفه‌ای جایگاهی ندارد، اما من اعتقاد چندانی به این موضوع ندارم. امیدوارم روزی برسد که در تراکتور بازیکنان بومی بیشتری حضور داشته باشند. 

من در سال 90 از طرف دکتر دبیری ماموریت یافتم تا با واسیلی گوجا برای حضور در تیم ماشین‌سازی به عنوان مدیر فنی مذاکره کنم. مذاکرات هم خوب پیش رفت اما یک سری مشکلاتی پیش آمد که واسیلی به ماشین‌سازی نیامد. 

باشگاه تراکتور هم از سال 82 یک بدهی به واسیلی دارد. او تا زمانی که زنده بود هیچ‌گاه اعتراضی به این موضوع نکرد اما امیدوارم مسئولان باشگاه تراکتور طلب او را به خانواده‌اش پرداخت کنند. 

* و صحبت پایانی؟ 

من فقط می‌خواهم یک نقطه درباره ورزشگاه تختی بگویم. این ورزشگاه حداقل 70 سال قدمت دارد و برای 7 نسل خاطره ساخته است. ورزشگاه تختی شناسنامه فوتبال تبریز است و نمی‌شود شناسنامه را باطل کرد. پیشنهاد من این است که ورزشگاه تختی را در اختیار تیم‌های پایه قرار دهند تا خانواده‌ها هم بتوانند در آن بازی‌های فرزندان خود را تماشا کنند.

 

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •