حجاب یک معلول است نه علت/ علت‌ها را دریابیم؛ اگر بخواهیم!
  • 1399/04/21 11:35
  • 118302

حجاب یک معلول است نه علت/ علت‌ها را دریابیم؛ اگر بخواهیم!

حجاب در حالی که می‌تواند علت برخی ناهنجاری‌های اجتماعی و خانوادگی باشد اما در اصل یک معلول است.

گروه فرهنگی آناج/ سجاد حسین‌زاده؛ درابتدای یادداشت باید یادآور شوم که ما ایرانی‌ها و در اصل کشور ما بیشتر مناسبتی است، حال که این یادداشت را می نویسم برای سالگشت فاجعه ی مسجد گوهر شاد است که در کشور ما به بهانه حجاب و عفاف از آن یاد می شود و بهانه‌ای می‌شود تا مدیران فرهنگی و رسانه‌ها به یاد حجاب و فقط حجاب بیافتند و نه لزوما به یاد عفاف هم باشند، نگارنده هم از این قاعده مستثنی نیست.

80 و اندی سال پیش زمانی که جمعیت نسوان ایران با حجاب چادر مشکی در جامعه رفت و آمد می کردند، رضاخان قانون کشف حجاب اجباری را مصوب و به اجرا درآورد. اجرای این قانون واکنش های اجتماعی شدیدی داشت که فاجعه ی مسجد گوهر شاد به نوعی اوج آن محسوب می شود. خلاصه اینکه رضاشاه با اجبار می‌خواست کشف حجاب کند اما نتوانست و موفق نبود، حال چه می شود که جامعه ایرانی 80 و اندی سال بعد با حجاب برخوردی دیگر گونه دارد و حتی شکاف اجتماعی بین بدحجاب و باحجاب ایجاد شده و توسط برخی افراطی و تفریطی تشدید می شود؟

در نظر نگارنده یک سیر استحاله با ابزار فرهنگی و رسانه در طول سال‌ها جامعه ایرانی طی شده که پشتیبان آن غرب بوده و البته به مدد عناصر همکار غرب در داخل این سیر ادامه دارد، یعنی غرب زمانی که از اجبار رضاخانی برای همگون سازی جامعه‌ی مسلمان ایرانی با فرهنگ خود نتیجه نمی‌گیرد ترجیح می‌دهد در طول سالها به این هدف دست یابد. در کنار سیر استحاله ای که غرب پیگیر آنست، جدا از سالیان قبل انقلاب در سالهای بعد از انقلابی که نام اسلام را با خود به یدک می‌کشد در عمل برنامه‌ای برای تبلیغ و انتقال مفاهیم و ارزش های دینی وجود ندارد، یا جذابیت ندارد، یا براساس نیاز نیست، یا رویکرد اجباری دارد، یا نتیجه عکس می‌دهد. به هر حال کارنامه ی موفقی در این زمینه وجود ندارد.

اذعان به عدم موفقیت اولین مساله‌ای است که یک سیستم باید بدان اعتراف کند. تا وقتی نسبت به خطا و عملکرد ناموفق اذعان نشود ادامه راه همانند گذشته خواهد بود و حال اینکه برخی مدیران به این روند دچار هستند و بی عملی مقدس مابانه را ترجیح می دهند. در ادامه چند نکته را می توان در مسیر اصلاح یادآور شد.

اول اینکه باید دانست؛ حجاب در حالی که می‌تواند علت برخی ناهنجاری‌های اجتماعی و خانوادگی باشد اما در اصل یک معلول است. تا زمانی که دلایل و زمینه‌های به اصطلاح بدحجابی و به نظر من حجاب دگرگون شناسایی و رفع نشود در عمل نمی‌شود کاری از پیش برد. انسان نیازهای فطری و خاص خود را دارد و اگر آن نیازها از طریق صحیح برآورده نشود در قواره‌ی پدیده‌هایی دیگر بروز می‌کند. افرادی که حجاب را عامل اصلی ایجاد فساد اخلاقی می‌دانند در اصل به دنبال پاک کردن صورت مساله هستند و نه چیز دیگری.

دوم اینکه باید تندروی و اجبار را در این مساله کنار گذاشت. سلیقه‌های سیاسی که روزگاری در دهه شصت به دنبال بگیر و ببند و دیوارکشی بودند حال به دامان فرهنگ غربی پناهنده شده‌اند. البته به نظر نگارنده این طیف زمینه‌ساز روند استحاله غرب بودند از آن باب که نسل‌های جدید را با افراط خود از ارزش‌های دینی دور می‌کردند تا آماده پذیرش فرهنگ غربی باشند. در هر صورت افراط و اجبار از سوی هر شخص و طیف فکری هم که باشد محکوم است. زیرا اسلام دین اقناع است و نه دین اجبار. جدا از اینکه بایستی قوانین اجتماعی از سوی شهروندان رعایت شوند اما در مسائلی به مانند حجاب که نیاز به اقناع ذهنی دارد بایستی از مسیر تربیت و تبلیغ وارد شد.

سیستم آموزشی جمهوری اسلامی در اصل معیوب است و خروجی بوجود آمده، این مساله را تایید می‌کند. پس اگر ما به دنبال نهادینه سازی ارزش‌های دینی هستیم بایستی از آموزش و پرورش شروع کنیم و این یک کار زودبازده نیست و نیاز به سرمایه‌گذاری انسانی و مالی فراوان دارد. البته اگر بخواهیم. اگر نه که هیچ!

دستگاه تبلیغی جمهوری اسلامی نیز معیوب است. زیرا نمی‌خواهد و یا نمی‌تواند ارزش های دینی را با زبان هنر و اقناع انتقال دهد و خود در مواردی مبلغ فرهنگ دیگر است. چند رمان، چند فیلم، و چند اثر هنری برای ارزش‌های دینی به صورت مستمر و براساس برنامه‌ای مدون تولید شده است؟! می‌توان به‌طور قطع گفت هیچ. به جز حرکت‌های آتش به اختیارِ عناصر فرهنگی انقلابی هیچ حرکتی را نمی‌توان در این عرصه مشاهد کرد. پس همزمان با فعال شدن سیستم آموزشی باید سیستم تبلیغی نیز اصلاح و فعال شود. البته بازهم اگر بخواهیم. اگر نه که هیچ!

سوم اینکه جدا از بحث آموزش و تبلیغ که مشکل اساسی دیروز و امروز ما بوده و می‌باشد، باید فرهنگ گفتگو را احیا کرد. بسیاری از مسائل با گفتن و شنیدن و تبادل افکار حل می‌شود. گفتگو گمشده‌ی جامعه ایرانی امروز است. گفتگو همان بستر اقتاع است. دوران مونولوگ گذشته و ما باید به این درک برسیم. اگر بخواهیم، اگر نه که هیچ!

چهارم و آخر اینکه جمله‌ی " اگر بخواهیم، اگر نه که هیچ!" برای این در متن تکرار شده که حل هر مساله‌ای اراده می خواهد. اگر بخواهیم، اگر نه که هیچ!

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظرات مخاطبان
  • سید
    پاسخ ۱۳۹۹/۰۴/۲۱ - ۱۲:۵۳
    تبریزده بترحجاب رعایت الوربا.مانتولارین قاباغی اچخدورنه دکمه سی وارنه زیپ
    0 + 0 -
  • علی
    پاسخ ۱۳۹۹/۰۴/۲۱ - ۲۰:۲۱
    سلام
    در مورد نگارنده هیچ اطلاعاتی داده نشده است
    0 + 0 -
نظر شما
  • 2
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •