شـهر، رامِ اوست/ ایدئولوژیِ «دوست قازان»!
  • 1399/03/31 19:23
  • 117945
بدعت‌ها و عادت‌های یک رئیس شورا؛

شـهر، رامِ اوست/ ایدئولوژیِ «دوست قازان»!

این متن را نه از منظر حقوقی، که باید به‌عنوان درآمدی بر شیوۀ تحلیل مسائل اجتماعی مطالعه کرد.

گروه سیاسی آناج؛ این نوشتار، به بهانۀ بازداشت دکتر شهرام دبیری، بر آن است تا توجه مسئولان را به تخلفات و تحولات عمده و اساسی‌ای جلب کند که در گیرودارِ مناقشات جناحی یا مسائل پیش پا افتاده، مغفول واقع می‌شود.

1. آیا مولفه ثروت کافی است؟

بگذارید قبل از هر حرف و حدیثی، تکلیف خودمان را با ثروتِ دکتر دبیری روشن کنیم. دکتر دبیری می‌گوید از مال دنیا بی‌نیاز است و احتیاجی به تبانی برای کسب ثروت ندارد. تبانی برای کسب ثروت، همواره قباحت بیشتری از انواع دیگر تبانی داشته است. هم از این‌روست که دبیری به باورپذیرترین شکل ممکن، بی‌نیازی‌اش از ثروت را پیش می‌کشد تا گامی رو به جلو برداشته باشد. به‌یک معنا، او راست و درست می‌گوید؛ او حتماً در ردیف متمول‌ترین چهره‌های شمال‌غرب است و چشمش از مال دنیا سیر؛ چنین کسی، علی‌القاعده به‌خاطر پول، خودش را به دردسر نمی‌اندازد.

اما آیا این کافی‌ست تا مولفۀ ثروت را از فرازوفرودهای دوران سیاست‌ورزی دبیری حذف کنیم؟ آیا می‌توان موقعیتِ امروزیِ دبیری را بدون مولفۀ ثروت، تحلیل و تبیین کرد؟

2. شـهر، رامِ اوست

دکتر دبیری، امروز در چه موقعیتی قرار دارد؟ او کانون یک شبکۀ گسترده و موثر و پرنفوذ است که گستره‌اش از درون شهرداری و شورای اسلامی شهر فراتر رفته و همۀ شهر و نهادهایش را دربرمی‌گیرد. این شبکه، قطعاً بدون مولفۀ ثروتِ دبیری، شکل نمی‌گرفت. اساساً آن روز که شهرام دبیری وارد میدان سیاست شد، جز ثروتش و برکات ناشی از آن، اعتبار دیگری نداشت. بنابراین، امروز اگر «شهر، رامِ اوست» در سایۀ ثروت اوست.

3. تخلفِ احتمالیِ بی‌اهمیت

آیا او امروز برای ثروت است که می‌کوشد و احیاناً دستش با برخی متخلفان مالی، در یک کاسه است؟

متولیان امور قضایی باید به این پرسش پاسخ دهند و ما منتظر می‌مانیم پاسخ دهند.

از این گذشته، این پرسش، پرسشی فرعی است و اهمیتی ندارد! حتی اگر اثبات شود که او در فلان پروژه، تخلف یا تبانی کرده و فلان مقدار تخفیفِ بیجا به فلان نهاد داده، بازهم اهمیتی ندارد!

آیا مراد از این بی‌اهمیت‌سازی، تخفیف اتهام دبیری‌ست؟ قطعاً نه. پس قصه چیست؟

قصه این است که اگر بنا باشد پای دکتر دبیری به محکمه باز شود، در وهلۀ نخست، نه به‌خاطر احتمالِ اعطایِ چند تخفیف متخلفانه -که بواسطۀ ضعف‌های قانونی، پدیده‌ای تکراری‌ست- که باید به‌خاطر بدعت‌ها و شیوه‌هایی باشد که در طی سالیان طولانیِ تسلطش بر شهرداری و شورا، بنا گذاشته؛ بدعت‌هایی که خسارت‌های مفصل و متنوعی را بر شهر وارد کرده است.

4. ایدئولوژیِ «دوست قازان»!

شهرام دبیری، الهام‌بخشِ شیوۀ خاصی از سیاست‌ورزی و مدیریت در تبریز است. او بسیار آرام، موقر و دور از جنجال است. او با هیچ‌چیز و هیچ‌کس سرِ مبارزه ندارد. با همه‌چیز و همه‌کس می‌سازد. از توصیه‌های ثابتش به هوادارانش یکی هم این است که «باشاردیقجان دوست قازان»! و خود بیش از همه به این توصیه پایبند است. او، دوستان پرشماری دارد.

در مرام او، «تو هم راست می‌گویی، او هم راست می‌گوید، من هم راست می‌گویم»؛ که این گزاره‌ها در سامانۀ سیاست‌ورزی‌اش به این معناست که «تو هم سهم ببر، او هم سهم ببرد، من هم سهم ببرم»! و سهم خودش از هر تعاملی، البته نوعاً قدرت بوده تا ثروت.

تأکید بر این شیوه، آیا به این معناست که دکتر دبیری هیچ ایدئولوژی‌ای ندارد؟ هرگز. برخلاف تصور برخی ساده‌لوحان، او از معدود سیاست‌ورزان تبریزی‌ست که طرح مشخصی برای تحقق دارد و برای تحقق طرحش، از پای نمی‌نشیند و از اصولش عدول نمی‌کند. کسی مانند او، حتماً ایدئولوژیِ خاص خود را دارد: ایدئولوژیِ «با همه بساز، تا مانعت نشوند».

5. هضمِ مانع به جای حذف

او به جای درگیری با موانع، پیش‌دستانه هر مانعی را وارد پروژۀ خود می‌کند. این را می‌شود شیوۀ «هضم مانع» به جای «حذف مانع» نام نهاد. در این شیوه، مانع -هر اندازه هم بزرگ باشد- بی آنکه بداند، در هاضمۀ او قرار می‌گیرد و عملاً کاری بیش از تقویت ایدئولوژی دکتر دبیری از دستش برنمی‌آید. دبیری برای هضم مانع، البته روش‌های متنوعی به کار می‌گیرد؛ از تأیید و تشویق و تمجید گرفته تا تعامل و تفاهم؛ و البته در این روندها «ثروت» و سایر امتیازات ناشی از ریاست شورا، نقش انکارناپذیری دارد.

ساده‌لوح ترین افراد در تعامل با دکتر دبیری کسانی هستند که خیال می‌کنند می‌توانند با مشارکت دادنِ او در ایده‌هایشان یا نشاندنش بر صدر جلساتشان یا اخذ فلان موافقت و مساعدت، توانسته‌اند از ظرفیت دکتر دبیری به نفع خود بهره ببرند. اینها ساده‌لوح‌اند؛ چرا که با همین محاسبات و خیالات، دقیقاً در پروژۀ دکتر دبیری قرار می‌گیرند و آدمِ او می‌شوند و این، دکتر دبیری‌ست که از ظرفیت همه برای فربه‌سازی خود بهره می‌برد.

او این شیوه را در ادوار مختلف شورا با هنرمندی تمام بکار گرفته و از اصولگرا تا اصلاح‌طلب و از رزمنده تا تاجرش را با پروژۀ خود همراه کرده است. هنوز خاطرات همنوایی و همراهی اعضایِ رزمنده و سوپرانقلابی ادوار گذشتۀ شورا با پروژه‌های دبیری، از اذهان پاک نشده است.

همین چند ماه پیش و در کوران انتخابات مجلس شورای اسلامی بود که دبیری با تواضعِ محض! در ستادهای انتخاباتی چهره‌های شاخص اصولگرا و البته اصلاح‌طلب حاضر شد تا اعتبارش را وقف موفقیت آنها کرده باشد. آن حمایت‌ها، طبق قاعدۀ بازار، بدون پاسخ نمی‌ماند و هر «داد»ی را «دَهش»ی است. همان اصولگراها و اصلاح‌طلب‌ها، با سکوت و بعضاً با موضع‌گیری، رسمِ داد و دهشِ سیاست‌ورزانه را به‌جا می‌آورند!

دبیری اهل هزینه و فایده است. او نمی‌خواهد در جریانِ درگیری‌های فرسایشی با این‌وآن، لحظه‌ای از پیگیری طرحش غافل شود و احیاناً روند تداوم و بسط قدرتش، متوقف و مختل شود.

5. از «چوخ ممنون» تا "نظارت‌تعطیل"

او در هر موقعیتی، چرتکه می‌اندازد تا ببیند هزینۀ پاسخ به فلان انتقاد زیاد است یا سکوت در برابر آن؟ هم از این‌روست که با فرمول «چوخ ممنون» به استقبال تندترین نقدها رفته است! نقدهایی بنیادین و جدی، که زهرشان با یک «چوخ ممنون» گرفته می‌شود و هیچ پاسخ و توضیحی را در دبیری برنمی‌انگیزد. برخی هوادارانِ دبیری، این روحیه را نشانۀ رواداری و تحمل و مدارای او جا می‌زنند، اما در واقع، ما با نوعی ایدئولوژی برای تداوم قدرت و شیوه‌ای برای مدیریت وضع موجود مواجهیم.

«چوخ ممنون» رویِ دیگرِ «نظارت ممنوع» است. و این، همان بدعت بزرگی‌ست که دکتر دبیری، نهاده است. بدعتی که با مشکلات ساختاری و قدیمی سازمان شهرداری تلفیق شده و موجب پسرفت این سازمان شده است.

سال 1393، وقتی موج دستگیری‌ها در شورای شهر و شهرداری تبریز بالا گرفت و پای چند عضو شورا و تعداد زیادی از مدیران شهرداری به محکمه باز شد، مهمترین دغدغۀ دلسوزان این بود که زمینه‌ها و عوامل اصلی این تخلفات، در فرایند رسیدگی‌ها روشن شود. مراد از زمینه‌های اصلی فساد، ضعف نفس یا انگیزه‌های مالیِ برخی اعضای شورا و مدیران شهرداری نبود. مشخصاً فکرِ تعطیلی نظارت از سوی شورای شهر، زمینه‌سازِ چنین خطاهایی در شورا و شهرداری شده بود. نظارت‌تعطیلی، از پیامدهای قهریِ نوع مدیریت دکتر دبیری بر شورا بود. وقتی رئیس شورا، اعتقادی به پاره شدنِ چُرت شورا با چالش و تنش ندارد و از هرگونه اصطکاک و درگیری با هرکس، در هر سطحی، پرهیز می‌کند، حتی اگر خودش انگیزۀ تبانی یا هر تخلف دیگری نداشته باشد، در مجموعۀ هزارتوی شهرداری، حتماً وسوسۀ متخلفان را برای خرابکاری و فسادآفرینی تحریک می‌کند. مگر همۀ کسانی که در پرونده‌های سال ۹۳، محکوم شدند، با اراده یا طرح و قصد قبلی دست به تخلف زده بودند؟ قطعاً تعداد زیادی از متهمان آن پرونده، قربانی همین نظارت‌تعطیلی شدند.

6. او تکنوکرات نیست

از ظواهر امر چنین برمی‌آید که دکتر شهرام دبیری خود را تکنوکرات می‌داند. تکنوکرات‌ها چند ویژگی اساسی دارند؛ اولاً قائل به اصالت تکنیک و تخصص‌اند و ثانیاً عدالت را امری فرعی و مربوط به پساپیشرفت تلقی می‌کنند. از همه مهمتر اینکه تکنوکرات‌های وطنی معتقدند «اصل بر کار و پروژه است و در این مسیر، تخلف و ریخت‌وپاش، امری طبیعی است»! این را از غلامحسین کرباسچی، شهردار اسبق تهران، شنیده بودیم که «مدیران من کارهای بزرگ کرده‌اند، حالا این وسط، مقداری از بیت‌المال هم حیف‌ومیل شده؛ در مقایسه با عظمتِ آن کارها، این تخلفات، اهمیتی ندارد»!

شهرام دبیری هم پس از رهایی از بازداشت و در توضیح ماوقع، چنین گزاره‌ای را پیش کشید: «هرکس کار انجام می‌دهد، خلافی هم انجام خواهد داد!»

دبیری با قاعدۀ تلازم «کار و تخلف»، کوشید تا خود را اهل توسعه و تحول و کار و پیشرفت معرفی کند که حین «این‌همه کار و تلاش و پروژه» چند تا تخلف هم در حوزۀ مسئولیتش رخ داده است و این تخلفات، اجتناب ناپذیر است.

مسئله اما اینجاست که اگر کرباسچی برج میلاد و پل نواب و... را می‌ساخت و در خلال و کنارش، بساط حیف‌ومیل برپا می‌کرد، در تبریز اما کار خاص و زیربنایی‌‌ای صورت نگرفته که بخواهند تخلف و انحراف را با پیش کشیدن آن کارها تعدیل و تلطیف کنند.

کدام پروژه؟ کدام کار؟ کدام زیرساخت؟ اگر کار می‌کردند و ناخواسته تخلفی در حین کار رخ می‌داد، بازهم حرفی! اما نوبر است اینکه کاری نشود و تخلف هم عادی باشد!

7. دادخواستی که باید از نو نوشته شود

امروز، دکتر دبیری را پیش از هر بازخواستی با هر عنوان اتهامی‌ای، باید برای بدعت‌ها و سنت‌هایی محاکمه کرد که در سازمان شورا و شهرداری تبریز پایه‌گذاری کرده است. چرا چنین سخت‌گیرانه باید با او برخورد کرد؟ آیا در این سازمان عریض و طویل، کسان دیگری نبوده‌اند که زمینه ساز بدکارکردی باشند؟ حتماً بوده‌اند. هر عضو شورای شهر، که وکالت مردم را برعهده داشته است و هر شهرداری که کلید شهر را در اختیار داشت، باید پاسخگوی وضع موجود شهر و شهرداری باشد. اما دکتر دبیری، یک عضو معمولی و خنثای شورای شهر نبوده است. به‌واسطۀ حضور طولانی مدت در راس شورا و قابلیت‌ها و هنرهای تعاملی‌اش، شورای شهر و طبعاً شهرداری تبریز، به شکلِ دکتر دبیری درآمده است و ترجیحات و شیوۀ مدیریت او، بر هر قاعده و ضابطۀ دیگری سایه افکنده است.

بنابراین، او [لااقل به اندازۀ سهم خود] باید برای پاسخ به بسیاری از مسائل و گرفتاری‌های شهر و شهرداری، پاسخگوی افکار عمومی باشد؛ نه اینکه با استفاده از فرصت پیش‌آمده در طرح اتهام جزئیِ اعطای تخفیف به فلان پروژه، پیش‌دستی کرده و رندانه از معرکه بگریزد.

دکتر دبیری، دیر یا زود باید به فهرست بلندبالایی از پرسش‌ها، پاسخ دهد: برای بدعتِ تعطیلی نقش نظارتی شورا بر شهرداری، برای عقب‌ماندگیِ همزمان تبریز در پیشرفت و عدالت، برای توسعۀ بی‌قواره و تخریبی شهر، برای ناکارآمدی شورا و شهرداری در حل مسائلی مانند حاشیه‌نشینی و بافت فرسوده، برای ناتوانی در اجرای پروژه‌های اساسی و زیربنایی شهری، برای فقدان شفافیت در مجموعۀ شهرداری، برای وضعیت آشفتۀ نیروی انسانی شهرداری، برای ناکارآمدی در جلوگیری از تخلف و انحراف مدیران و اعضای شورا، برای باب کردن تعامل‌های ضدعدالت در سازمان شورا و شهرداری و برای ده‌ها زمینه و عامل دیگر که هر کدام به اندازۀ ده‌ها پروندۀ تخفیف متخلفانه، موجب خسارت بر شهر شده است.

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظرات مخاطبان
  • 1
    پاسخ ۱۳۹۹/۰۳/۳۱ - ۲۰:۵۹
    با سپاس از تلاش های مجدانه شما در امر پیگیری فساد برخی مسئولان شهری لطفا در خصوص سازندگان و پیمانکاران و مجریان اتوبان پاسدارن که به اندازه چند اتوبان هزینه اش شد و درست و آخر هنوز هم قابلیت رانندگی بالای 70 را ندارد پیگیری و متخلفان و نامدیر ها و حیف و میل کنندگان بیت المال مسلمین را به مردم معرفی نمایید.
    12 + 7 -
    • فرمون
      ۱۳۹۹/۰۴/۱۰ - ۱۵:۱۶
      بی زحمت اول اتوبان پاسداران که رسیدی، همون میدان آذربایجان، یه دیقه واستا. مسئولینش رو پیدا کردی بپرس داداش واسه چی 900 تا شمع بتونی اضافی رو اینجا چال کردید؟ شولیزیممه سیز با...
      6 + 0 -
  • مرسی
    پاسخ ۱۳۹۹/۰۴/۰۱ - ۱۶:۴۴
    قربون دهنت داداش... (برای وضعیت آشفتۀ نیروی انسانی شهرداری)
    دای یورولدوخ بو وضعدن
    6 + 14 -
  • لیلا
    پاسخ ۱۳۹۹/۰۴/۰۲ - ۱۰:۴۵
    آفرین بر این بیان توانا؛ الحق و والانصاف حق مطلب را ادا کردید.
    خیانتی که این اقا به تبریز کرده، تاریخ را به قضاوت می نشاند. متشکرم از این روشنگری و بیان واقعیت ها...خته نباشید. دست مریزاد!
    7 + 12 -
  • نام من
    پاسخ ۱۳۹۹/۰۴/۰۲ - ۲۰:۲۴
    چه خزعبلاتی! شاید بتوان با این نوشته ها عوام را فریب داد، ولی اگر اهل فضل این نوشته های بی سر و ته را بخوانند پی بر حال هولتان خواهند برد!!! بیش از این مغزتان را به زحمت نیندازید و سخن به پروا مگویید؛ بگویید: می خواهیم شورا را قبضه کنیم، به هر نحوی که ممکن است! بگویید که هدف وسیله را توجیه می کند! بگویید؛ چون کسی شما را بازخواست نخواهد کرد؛ شما آمده اید که بمانید...!!!
    14 + 5 -
نظر شما
  • 5
  • 0
  • 1
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •