تحلیلی بر وقایع کنونی آمریکا از منظر تمدنی
  • 1399/03/13 10:43
  • 117585

تحلیلی بر وقایع کنونی آمریکا از منظر تمدنی

برای فهم میدان تمدنی جهان اسلام دو رخداد کلان مربوط به آندلس و غازان باید در مرکز تحلیلات تمدنی-تاریخی غیر-اورینتالیستی قرار بگیرد.

گروه بین‌الملل آناج/یادداشت میهمان؛ سید جواد میری: اجازه دهید در همین آغاز سخن بگویم که من بحثم مربوط به سیاست روز نیست بل تلاش می کنم از منظر تمدنی به تحولات جهان اسلام (به عنوان یک واحد تحلیل) در نسبت با روند جهانی نگاه کنم. اما دو نکته مقدماتی در باب تاریخنگاری معاصر در ایران و جهان اسلام لازم است به آن اشاره شود. نکته مقدماتی اول این است که تاریخنگاری های معاصر در جهان اسلام و منجمله ایران غالباً ذیل عقلانیت اورینتالیستی شکل گرفته اند و برآیند این گفتمان ها منجر به تضعیف واحد تمدنی جهان اسلام در ساحت نظر شده اند؛ نکته مقدماتی دوم این است که برای فهم میدان تمدنی جهان اسلام دو رخداد کلان مربوط به آندلس و غازان باید در مرکز تحلیلات تمدنی-تاریخی غیر-اورینتالیستی قرار بگیرد. حال با این دو مقدمه اجازه دهید به دو نکته اشاره کنم: نکته اول این است که در تاریخنگاری ایرانی (به عنوان بخشی از کلان-جهان اسلامی) سقوط آندلس و ظهور استعمار غرب مورد امعان نظر دقیق قرار نگرفته است و ما تحلیل درستی از حضور بریتانیا در قرن نوزدهم و آمریکا در قرن بیستم و نسبت آن با سقوط آندلس و حکومت موحدون نداریم و تاریخنگاری اورینتالیستی حاکم بر اذهان مورخین ایرانی و غیر ایرانی در جهان اسلام قادر نیست به صورت جامع نگر به این تحولات بنگرد؛ نکته دوم این است که در تاریخنگاری ایرانی "سقوط غازان" و ظهور استعمار تزاری جایگاه دقیقی در تخیل تاریخنگارانه مورخین ایرانی و غیر ایرانی در جهان اسلام نیافته است و ما کما کان نمی دانیم سقوط غازان و حکومت "اولوغ محمد" (بنیانگذار دولت غازان در مجاورت امیر نشین مسکو) چه پیامدی برای ایران و کلان-جهان اسلامی داشته است. به سخن دیگر، سقوط آندلس در ۱۴۹۲ و سقوط غازان در ۱۵۵۲ میلادی از نقاط عطف تمدنی در نسبت با ایران و جهان اسلام می باشند که هنوز مناقشه بنیادینی در ذهن و زبان متفکران "امت میانه" پیدا نکرده است. سقوط غازان در تحولات ظهور امپراطوری روسی به عنوان یکی از محوری ترین حوادث تمدنی است که امپریالیسم روسی را در سطح جهانی تا سقوط دولت شوراهای روسیه در ۱۹۹۱ میلادی به مدت ۴۳۹ سال مسلط بر جهان ایرانی و بخشهای مهمی از جهان اسلام کرد که همگی باید در نسبت با "سقوط غازان" سنجیده گردد. استعمار روسی ۴۳۹ سال سایه سنگینش بر جهان تمدن اسلامی دوام داشت ولی هیمنه آن در ۱۹۹۱ به پایان رسید. اما سقوط آندلس منجر به ظهور استعمار غربی (پرتقالی-اسپانیایی و سپس بریتانیایی-فرانسوی و سرانجام آمریکا در امتداد اروپای غربی) گشت که کماکان سایه سنگینش بر سر ما احساس می شود. اما حالا رخدادهای مهمی در آمریکا در حال وقوع است و اگر این رخدادها را در "سطح سیستمیک" تحلیل کنیم آنگاه قادر خواهیم بود وضع کنونی آمریکا را به عنوان قدرت برتر استعماری غربی که توانسته است ۲۹ سال پس از سقوط استعمار شرق روسی کماکان هژمونی خود را حفظ کند-مورد مطالعه دقیق قرار دهیم. به نظر من، سقوط امپراطوری آمریکا قابل تامل جدی است ولی این سقوط را چگونه باید صورتبندی کرد؟‌ آیا سقوط آمریکا یعنی از میان رفتن کشور ایالات متحده آمریکا یا به معنای افول و محدود شدن قدرت جهانی این امپراطوری؟‌ به نظر من، همانگونه که امپراطوری روسیه هم محدود شد و هم سرزمین های بسیاری را از دست داد این اتفاق درباره آمریکا هم دور از نظر نیست. آیا این زمان بسیار دور است؟‌ هاروکی موراکامی اندیشمند ژاپنی میگوید که "همگان در قلبهایشان منتظر به پایان رسیدن "زمان" هستند". اما نکته اینجاست که این آخرالزمان به معنای الهیاتی آن نیست بل پایان یک دوره استعماری ۵۰۰ ساله است که از قضا مصادف شده است با ظهور جوانه های تمدنی در ایران و جهان اسلام به مثابه "امت میانه". البته این خودآگاهی در بین تمامی نخبگان و اندیشمندان که ذیل تخیل اورینتالیستی میاندیشند شکل نگرفته است ولی تحولات به آن سو میرود. باید به جهانی نو که پیش روی ما است لبخند بزنیم.

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •