دلایل افول آمریکا از زبان اندیشمندان و دیپلمات‌های غربی/ کُرک و پرشان در حال ریختن است
  • 1398/08/12 11:57
  • 113781
گزارش آناج از سقوط هژمونی ایالات متحده؛

دلایل افول آمریکا از زبان اندیشمندان و دیپلمات‌های غربی/ کُرک و پرشان در حال ریختن است

هژمونی آمریکا در حال فروپاشی و قدرت این کشور در حال افول است اما همچنان پروپاگاندای رسانه‌ای سعی در پنهان کردن اسن موضوع از مردم جهان دارد.

گروه سیاسی آناج: افول یا زوال آمریکا دیگر یک رویا یا آرزوی دست نایافتنی برای نظریه پردازان شرقی و رهبران کشورهای کمونیستی نیست و این روزها سیاست‌های اشتباه اقتصادی و نظامی آمریکا افول آمریکا را رقم زده و اندیشمندان و متفکران غربی نیز از آغاز افول آمریکا سخن می‌گویند. سیاست‌های اشتباه و شکست نظامی پی در پی آمریکا در غرب آسیا، بحران اقتصادی بعد از جنگ جهانی اول و به ویژه از زمان شروع بحران وال استریت و قرار گرفتن آمریکا به عنوان بازیگر فرعی در مسائل و اتفاقات جهان و به ویژه خاورمیانه از جمله دلایلی است که اندیشمندان آمریکایی معتقدند افول اَبر قدرتی آمریکا را رقم زده است.

برخی از متفکران غربی معتقدند که بعد از جنگ جهانی دوم در حالیکه کشورهایی مانند شوروی، ژاپن و چین به دنبال پایه‌ریزی اقتصاد خود رفتند آمریکا با دنبال کردن سیاست‌های اشتباه و تمرکز بر سیاست‌های حمایتی از رژیم صهیونیستی افول آمریکا به دست خودش را رقم زده است.

متفکران و سیاسون سابق درخصوص افول آمریکا چه می‌گویند؟

 دیپلمات سابق ایالات متحده: دل مشغولی نظام آمریکا اکثریت مردم نیست

مایکل اسپرینگمن از دیپلمات‌های سابق آمریکا در خصوص افول هژمونی آمریکا در جهان عنوان می‌کند:" بحران پراکندگی قدرت در عرصه بین‌الملل و افول هژمونیک و اخلاقی آمریکا، راه بر توسعه اجتماعی این کشور بسته است. دل مشغولی نظام حاکم بر آمریکا، اکثریت مردم نیستند بلکه گروه کوچکی از مردم را شامل می‌شود با موضوعاتی از جمله ترنس‌ها، همجنس‌گرایان و ... این شرایط باعث به وجود آمدن مجموعه‌ای از سازمان‌هایی شده که به دفاع از این افراد بر می‌خیزند و عموم مردم را فراموش کرده‌اند."

وی با اشاره به تلاش آمریکا برای مخفی کردن وضعیت اقتصاد خود از مردم می‌گوید:" دل مشغولی دولت آمریکا، افشاگران و مخفی کردن وضعیت حقیقی اقتصاد و کار‌های خود از دید مردم است و به علت کمبود‌ها و نواقص بسیار قانون آزادی اطلاعات و اشتغال ذهنی دولت به مخفی کاری و امنیت، دولت می‌تواند از آگاهی یافتن مردم از کار‌های خود جلوگیری کند؛ بنابراین شما می‌توانید پیچیده‌ترین اطلاعات را کسب کنید، اما نمی‌توانید بفهمید برنامه سیا چیست و قصد دارد هفته بعد کدام دولت را سرنگون کند."

چامسکی: آمریکا بهشت سرمایه‌داران است

نوام چامسکی، نظریه‌پرداز، اندیشمند و تحلیلگر مسائل سیاسی مقاله‌های متعددی درباره افول آمریکا به رشته تحریر درآورده و معتقد است آمریکا با آنکه یک دموکراسی است، اما به «کشور سرمایه‌داران» تبدیل شده. او که یکی از محققان و منتقدان پدیده نقش «پول‌های کثیف» در سیاست و در جریان سیاسی آمریکا است به تفصیل از نقش لابی‌های ثروت در سوق دادن سیاستمداران به نفع شرکت‌ها و موسسات مالی خصوصی نوشته است. 

چامسکی به علاوه از منتقدان نظام سرمایه‌داری است و معتقد است آنچه امروز  به عنوان «سرمایه‌داری» خوانده می‌شود، اساساً نظام سوداگری شرکت‌ها همراه با خودکامگی‌هایی فراگیر و بسیار غیرپاسخگو استکه کنترل عظیمی بر اقتصاد، نظام‌های سیاسی و حیات فرهنگی و اجتماعی اعمال می‌کنند و در همکاری نزدیک با حکومت‌های قدرتمندی هستند که در اقتصاد داخلی و جامعه بین‌المللی وسیعاً دخالت دارند. 

چامسکی استدلال می‌کند «در ایالات متحده بیش از 80 درصد مردم نظام اقتصادی خود را «ذاتاً ناعادلانه» و نظام سیاسی را فریبکار و در خدمت «منافعی خاص» و نه منافع مردم می‌دانند. اکثریتی چشمگیر معتقدند صدای کارگران در امور جاری جامعه شنیده نمی‌شود، اینکه دولت مسئول کمک به مردم نیازمند است، و اینکه صرف هزینه برای بهداشت و آموزش بر حذف مالیات و کاهش بودجه اولویت دارد، و لوایحی که امروز جمهوری‌خواهان در کنگره به آسانی می‌گذرانند به سود صاحبان ثروتمند و به ضرر عموم مردم است، و غیره و غیره. روشنفکران ممکن است داستان دیگری بگویند، اما یافتن واقعیت آن چنان هم دشوار نیست.»

استاد دانشگاه بیرمنگام: آمریکا به خاطر منافع رژیم صهیونیستی رو به نظامی‌گری آورد

«جیمز پتراس»، استاد و عضو هیئت علمی دانشگاه بیرمنگام، صدها مقاله و ده‌ها عنوان کتاب به رشته تحریر درآورده است. یکی از زمینه‌های تحقیقات پتراس، نقش لابی صهیونیسم در سیاست خارجی آمریکا است و او سیاست‌های تحمیل‌شده از سوی این لابی را عاملی می‌داند که موجب زوال قدرت آمریکا می‌شوند. 

پتراس در کتابی به نام "صهیونیسم، نظامی‌گری و افول قدرت آمریکا" به تفصیل به روشنگری درباره نقش لابی صهیونیسم در نظامی‌گری‌های آمریکا در منطقه پرداخته و بعد از آن به توضیح درباره عواملی پرداخته که موجب از بین رفتن قدرت آمریکا در دنیا می‌شود.

به باور او، بعد از پایان جنگ جهانی دوم، اروپای غربی، ژاپن و اخیراً چین و روسیه به سمت شکوفا کردن قابلیت‌های اقتصادی خودشان حرکت کردند، در حالی که آمریکا با حرکت به سمت منافع لابی‌ صهیونیسم به نظامی‌گری روی آورد.  این استاد دانشگاه نوشته آنچه به آمریکا ضربه می‌زند، دست‌کم در کوتاه‌مدت به نفع اسرائیل است.

شکست‌های پی در پی آمریکا در سایه افول قدرت نظامی

موسسات آمریکن اینترپرایز و سیاست خارجی امریکا در سال 94 در گزارشی 36 صفحه ای درباره کاهش قابلیت‌های ارتش آمریکا در مقابل روسیه، چین و ایران هشدار داده است. این موسسه در این مقاله آورده است در حالیکه کشورهایی مانند روسیه، چین و حتی ایران به دنبال افزایش قدرت نظامی و به روزرسانی قابلیت‌های نظامی خود هستند آمریکا بعد از جنگ‌های افغانستان و عراق با افول نظامی مواجه شده است.

این موسسه به نقل از جنرال مارک والش، رئیس نیروی هوایی آمریکا عنوان کرده که فاصله قابلیت های نظامی آمریکا و دشمنان آن به اتمام رسیده است. والش گفته است: «چین و روسیه دو نمونه خوب از کشورهایی هستند که در سه تا پنج سال آینده قابلیت های خود را تقویت خواهند کرد و بهتر از جایی که ما در حال حاضر در بسیاری از حوزه ها هستیم، خواهند شد. جنگنده های آنها در سه تا پنج سال آینده قابلیت بیشتر از آنچه که ما اکنون داریم، ‌خواهند داشت. همه جنگنده هایی که ما داریم جلوتر از آنها نیست. فاصله به پایان رسیده است».

در این گزارش آمده که قابلیت‌های ارتش آمریکا پس از وقفه در تامین در دهه نود و جنگ های عراق و افغانستان به نسبت دشمنانی نظیر چین، روسیه و ایران کاهش یافته و این دشمنان در حال کاهش فاصله در زمینه فناوری با آمریکا هستند. میزان ناوگان دریایی آمریکا و مجموع اسکادران نیروی هوایی از پس از پایان جنگ سرد به نصف کاهش یافت. از مجموع 54 اسکادران کمتر از نیمی از آن آماده جنگ هستند.  این هواپیماهای قدیمی هم اکنون در مقابل هواپیماهای پیشرفته دشمن و سامانه‌های دفاع هوایی مانند G-20 چین و اس-300 که روسیه به ایران تحویل داده است آسیب‌پذیر است.

اقتصاد آمریکا در آستانه فروپاشی؛ تنه‌ی چین به اَبر قدرت اقتصادی

آمریکا خود را بزرگترین اقتصاد جهان می‌داند، در واقع ابرقدرتی ادعایی آمریکا بیشتر بر پایه اقتصاد این کشور است اما آمارهای موجود در این زمینه نشان دهنده افول قدرت اقتصادی آمریکا است. در دهه اخیر، چین به عنوان جدی‌ترین رقیب آمریکا ظهور کرده و در سال 2015 رشد اقتصادی آمریکا یک و دو دهم درصد اعلام شده، در حالی که رشد اقتصادی چین در همان زمان، سه تا چهار برابر آن بوده است.

چین در سرمایه‌گذاری نیز گوی سبقت را از آمریکا ربوده و میزان سرمایه‌گذاری خارجی چین در سال 2015 به 268 میلیارد دلار رسیده که نسبت به سال 2000 شش برابر شده است. آمریکا از نظر ارزش صادرات هم مقامی بعد از چین دارد؛ ارزش صادرات این کشور در سال 2014 یک و نیم هزار میلیارد دلار بود که از این نظر، در رتبه سوم جهان بعد از اتحادیه اروپا و چین قرار گرفته است.

اگر چه آمارها، نرخ بیکاری در آمریکا را پنج درصد نشان می‌دهند، اما به گفته ترامپ این رقم، واقعی نیست و با توجه به وجود 94 میلیون و 300 هزار آمریکایی بیکار، احتمالا رقم بیکاری 21 درصد است. کسری موازنه تجاری نیز مشکل دیگری برای واشنگتن است. آمریکا اکنون حدود 500 میلیارد دلار کسری تجاری دارد.

نکته مهم‌تر در حوزه اقتصاد این است که در حال حاضر آمریکا بدهکارترین کشور دنیاست. بدهی 20 هزار میلیارد دلاری آمریکا از میزان تولید ناخالص داخلی آن نیز اندکی بیشتر است و امیدی برای کاهش آن هم وجود ندارد. در واقع، بدهی دولت آمریکا نسبت به دارایی این کشور، در وضعیتی است که خالص ثروت دولت، هم ‌اکنون منفی است. این بدان معناست که ادامه‌ استقراض آمریکا از جهان سخت‌تر خواهد شد؛ چراکه دارایی کافی برای پرداخت این بدهی عظیم را ندارد.

افول آمریکا سالهاست آغاز شده است

مرتضی عبدی، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی آناج در خصوص نشانه‌های افول اقتصادی و نظامی آمریکا اظهار داشت: پیتر هاریس نویسنده آمریکایی در مقاله‌ای در مجله نشنال اینترست آمریکا نوشت: اکثر کارشناسان سیاست بین‌الملل بر این باورند که قدرت آمریکا در جهان رو به افول است. وی افزوده است کارشناسان بر این باورند که  آشفتگی داخلی آمریکا با ظهور چین و دیگر قدرت‌های در حال ظهور به این مساله دامن می‌زنند. پیتر در این مقاله اشاره می‌کند چین یا روسیه تنها شانس غلبه بر ایالات متحده نیستند. شرایط ژئوپولیتیکی روی زمین باید به حالت عادی بازگردد و شاید یکی از راه‌های تحقق این امر این است که رقبای بین‌المللی آمریکا را تحت فشار قرار دهند.

از مهمترین دلایل افول قدرت نرم آمریکا، شعار اول آمریکاست که به باور جوزف نای می‌تواند حتی متحدان آمریکا را از این کشور دور کند، راه اندازی جنگ تجاری با چین و حتی اتحادیه اروپا و کانادا، خروج از توافق‌نامه‌ها و معاهدات بین‌المللی نظیر شورای حقوق بشر سازمان ملل، توافقنامه پاریس و حتی خروج از نهاد فرهنگی یونسکو از مهمترین دلایل کاهش نفوذ و فرسوده شدن قدرت نرم آمریکاست. اندیشکده آمریکایی vsc برای دیپلماسی موسوم به cpd در گزارش 2018 درباره کشورهای برخوردار از قدرت نرم ، آمریکا را در مقام چهارم یعنی بعد از انگلیس، فرانسه و آلمان قرار داده است در حالیکه در سال 2016 آمریکا در قدرت نرم از رتبه اول جهانی برخوردار بود.

بازگشت آمریکا به دوران اوج محال است

امروزه بعد از وقوع  اتفاقاتی آمریکا متوجه این موضوع شده است که این کشور امروز لازمه ابر قدرتی را در اختیار ندارد و بازگشت به دوران اوج امری محال و دور از دسترس است. سه اظهار نظر از سوی مقامات عالی آمریکا که در ما‌های اخیر صورت گرفته است  نشان دهنده کشف حقایقی است که پیش از این ساختار حاکمیت این کشور شجاعت پذیرش آن را نداشت. از جمله دلایلی که آمریکا را متوجه افول ابر قدرتی خود ساخت متشکل از این موضوعات بوده است : اولا بعد از حمله پهبادی انصارالله به تاسیسات نفتی آرامکو در عربستان سعودی در واکنش به فشارهای دربار سعودی برای برخورد با عاملین این حمله، دولت مردان آمریکا به عدم استجابت درخواست عربستان صریحا تاکید و اعلام کردند که عربستان سعودی مورد حمله قرار گرفته است نه آمریکا.

آمریکا دیگر نمی‌تواند ادعای سروری بر نظام بین الملل داشته باشد

وی در خصوص شکست‌های پی در پی آمریکا در خاورمیانه و شکست هژمونی‌اش تشریح کرد: به دنبال شکست‌های پی در پی سیاسی و نظامی در منطقه از هزینه 8 بیلیون دلاری حضور نظامی آمریکا در منطقه رونمایی گردید و اعلام شد حضور آمریکا در منطقه خاورمیانه هیچ حاصلی نداشته و اقدامی حماقت بار است. ثالثا-  بعد از تجاوز ترکیه به شمال سوریه و پشت کردن آمریکا به متحدان خود، مقامات آمریکا ضمن اعتراف به ایجاد جنگی خونبار در عراق با ادعای دروغ وجود تسلیحات کشتار جمعی در این کشور اعلام کردند ورود به دام خاورمیانه بدترین تصمیمی است که آمریکا تاکنون گرفته و به نظر می‌رسد هیئت حاکم آمریکا بر اساس تجربیات عینی به این جمع بندی رسیده است که معادلات قدرت و هندسه سیاسی جهان به ویژه در قلب آن(خاورمیانه) تغییر کرده و آمریکا برخلاف تمام تبلیغات پرحجم خود دیگر نمی‌تواند ادعای سروری مطلق بر امورات نظام بین‌الملل داشته باشد.

شکست‌های پی در پی نظامی آمریکا در منطقه مثل شکست آمریکا در مصر برای حفظ حسنی مبارک رئیس جمهور دست نشانده اش ، شکست آمریکا در سوریه پس از هزینه هفت تریلیون دلاری که منجر به اتخاذ تصمیم آمریکا به خروج از سوریه بدون هیچ دستاوردی گردید ، شکست آمریکا برای ایجاد فتنه داخلی در یمن با طراحی کودتا علیه انصارالله، شکست آمریکا برای تجزیه عراق با طرح استقلال مناطق کردنشین از دولت مرکزی بغداد که با حمایت قاطع ایران از عراق خنثی گردید،  تلاش ناکام آمریکا برای تشکیل یک جبهه با عنوان ناتوی عربی برای منزوی کردن ایران که به دنبال تنش میان عربستان و امارات با قطر خنثی گردید.

کرک و پر آمریکا در حال ریختن است

رسوایی آمریکا در زمینه حقوق بشر به خاطر جنایت‌های وحشیانه در زندان‌های بگرام و ابوقریب و گوانتانامو ، ناکامی آمریکا از جلوگیری از ساخت موشک‌های بالستیک زمین به زمین و موشکهای پیشرفته ضدهوایی، ضددریایی و موشک‌های ماهواره‌ای ایران که برای اسرائیل و آمریکا خطرناک جلوه می‌کند ، ناکامی آمریکا در جنگ سایبری علیه صنایع هسته‌ای ایران و ده‌ها شکست مفتضحانه آمریکا که در طول این چند سال اخیر هرروز از هژمونی ساختگی این ابر قدرت در حال افول می‌کاهد و هر روز نشان میدهد  امریکا به سرعت در حال افول بوده و به اصطلاح کرک و پرش در حال ریختن است.

مجله فارن افرز در جدیدترین شماره خود با چاپ عکسی از ریختن پرهای عقاب نمادین آمریکا و انتشار یک سری گزارش به موضوع افول واشینگتن و پایان زودهنگام رویای قرن آمریکایی پرداخته است. مجله foreign affars که توسط شورای روابط خارجی منتشر می‌شود و بسیاری از کارشناسان آن را معتبرترین نشریه در حوزه سیاست و روابط خارجی می‌دانند روی جلد خود تصویری تمام صفحه از عقاب سرسفید نمادین آمریکا چاپ کرده اما مساله اینجاست که پرهای این عقاب در حال ریختن است و به نظر می‌رسد پای چشمش نیز کبود شده است. امروز شوک‌ها و چالش‌های خارجی خسارت باری بر آمریکا وارد آمده است ولی به نظر می رسد تصمیمات اشتباه استراتژیک بیشترین خسارت را به این ابرقدرت در حال سقوط وارد کرده است. از این رو دیگر نمی‌توان قرن 21 را قرن آمریکایی خواند و با توجه به عدم توان آمریکا در حل بحران‌های منطقه‌ای دیگر آمریکا نمی‌تواند ادعای ابر قدرتی و سلطنت مطلق بر جهان نماید.

رسانه‌ها سعی در مخفی نگه داشتن افول آمریکا دارند

این کارشناس مسائل بین الملل در خصوص وارونه جلوه دادن واقعیات آمریکا در رسانه‌ها گفت: امروزه با ظهور و بروز اقسام مختلف رسانه در منطقه و جهان و به تبع آن تبلیغات، تحریفات و بزرگنمایی‌ها شکل وسیعتری به خود گرفتند. بعد از پی بردن به عمق نفوذ رسانه‌ها بر افکار عمومی، این رسانه‌ها به سنگر مبارزاتی گروه‌ها و کشورهای رقیب بدل گردید.

امروزه به نظر می‌رسد در سالهای اخیر آمریکا از لحاظ اقتصادی، سیاسی و نظامی هیمنه و هژمونی خود را از دست داده و آنچه امروز از رسانه‌های پولی جهان سلطه مشاهده می‌کنیم آخرین سنگر آنها یعنی سنگر جنگ رسانه‌ای است که سعی دارند با وارونه جلوه دادن واقعیت‌های میدانی و حوادث مختلف و مهم جهان ، تقطیع اخبار، سانسور اخبار، بایکوت خبری و هزاران حیله رسانه‌ای دیگر حداقل کاری کنند تا  جریان سقوط و افول این ابر قدرت در حال سقوط کمتر دیده شود و جلب توجه نماید امروزه رسانه‌ها ابزاری در دست گروه‌ها و کشورهای خاص هستند که برای تحقق اهداف خودشان است لذا بسیاری از این رسانه‌ها از رسالت اصلی خود یعنی انعکاس واقعی اخبار و بالا بردن سطح آگاهی مردم منحرف شده و در خدمت اربابان خود در آمده‌اند و اخبار و وقایع را آنگونه که به آنها دیکته می‌شود منعکس می‌کنند.

لذا در بسیاری از موارد اندک مسائلی را آنچنان پر و بال می‌دهند که گویی واقعه‌ای بس عظیم اتفاق افتاده و یا در برخی اخبار چنان کوتاهی می‌کنند که انگار اصلا آنها را ندیده‌اند و یا خبری را آنچنان کم اهمیت جلوه می‌دهند که بدان توجهی نگردد.

گزارش از: فرناز پورعباس

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •