در فعالیت‌های قرآنی باید
  • 1398/07/02 12:41
  • 112868
در گفت‌وگوی آناج با موسس مهد قرآن تبریز مطرح شد؛

در فعالیت‌های قرآنی باید "طبیب دوّار" باشیم/ نقش اولین‌ها در جریان‌سازی طرح تدبّر

حاج رحیم وظیفه شعاع می‌گوید: ما از سال هشتاد و دو از لفظ محوری وارد تدبر در قرآن شدیم. طرح ملی تدبر در قرآن را به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رساندیم و در کشور تبدیل به یک جریان قرآنی شده است.

گروه فرهنگی آناج؛ می‌گویند مصاحبه کننده نباید تحت تاثیر مصاحبه شونده قرار گیرد. می‌گویند نباید شخصیت مصاحبه شونده عاطفه مصاحبه کننده را برانگیزد؛ اما مگر می‌شود یک شاگرد تحت تاثیر استاد نباشد؟ شاگردی که در خردسالی و قبل از هر معلمی استادش را شناخته. هم نسلان من و دهه‌شصتی‌های تبریز بیش ترشان حاج رحیم وظیفه شعاع را می شناسند. اساسا مهد قرآن و برنامه‌های قرآنی دهه هفتاد تبریز، جزو نوستالوژی و خاطرات هم نسلی‌های من است. اگر پای صحبت‌های حاج رحیم بنشینی باید دغدغه زمان نداشته باشی. این را در گفت‌گوی دو ساعته با ایشان دریافتم. متن گفت‌گو به شرح زیر می‌باشد؛

آناج: چند سال است در تبریز به فعالیت قرآنی مشغولید؟

به صورت رسمی از سال شصت و سه خداوند توفیق این را داده است که در خدمت قرآن باشیم.

تلاوت پدرانه عامل انس با قرآن

آناج: قبل از سال شصت و سه فعالیت نداشتید؟ 

شکر خدا قبل از این سال هم فعالیت داشتم؛ به خاطر این که هم علاقه ذاتیم بوده و هم در یک خانواده قرآنی بزرگ شده ام، من با صدای تلاوت روزانه یک جزء پدرم برای نماز صبح بیدار می‌شدم. این باعث شده بود که انس قلبی نسبت به قرآن داشته باشم. در هیئات حسینی تلاوت می کردم. علاقه ویژه به تلاوت قرآن و اذان داشتم. منتها به صورت رسمی از این سال مشغول به آموختن و بعدتر آموزاندن قرآن شدم.

ده جلسه کافی بود تا راه بیافتم

آناج: در این سال اتفاق خاصی افتاد که به ادامه زندگی شما رنگ قرآن ببخشد؟ 

در تبریز مسابقات قرآن دانشجویی در حال برگزاری بود که انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز آن را برگزار می‌کرد؛ اولین دوره مسابقات قرائت دانشگاه بود. من به عنوان تماشاگر در مرحله پایانی و اختتامیه این مسابقات حاضر بودم؛ ۲۳ ساله بودم. در آنجا یکی از عزیزان که الآن در اردبیل هستند و اتفاقا چند دوره قبل به عنوان نماینده مردم اردبیل در مجلس شورای اسلامی حضور داشتند، جناب آقای «مصطفی افضلی فرد» قرائتی کردند که من به شدت تحت تاثیر قرائت عرشی ایشان قرار گرفتم. خوشبختانه در آن مسابقات ایشان به عنوان نفر اول انتخاب شدند؛ من از فردا محل کار ایشان را شناسایی کردم و دیدم خوشبختانه ایشان در مکانی مشغول خدمت هستند که اتفاقا من هم در آن اداره هستم. بعدا با یکی از مسئولین صحبت کردم که ارتباط من با ایشان را برقرار کردند. یادم هست که یک جلسه ده دقیقه ای خدمتشان رسیدم و ایشان هم واقعا بزرگوارانه لطف کردند و بعد از آن، من ده جلسه ده دقیقه ای از ایشان بهره بردم.

با شوقی وصف ناپذیر انگیزه یادگیری قرآن در من به وجود آمده بود. آن ده جلسه کافی افتاد؛ با همان ده جلسه الحمدالله در بحث قرائت راه افتادم و خداوند توفیق داد همزمان با همان جلساتی که یاد می گرفتم، در یکی از جلسات قرآن شهر، یاد دادن را هم شروع کردم. تجوید را پیش این استاد عزیز آموزش دیدم و بعد با کمک آقای افضلی فرد با اساتید مصری آشنا شدم؛ به نوارهای آن اساتید گوش دادم و...

پرواز قرآنی با نوارهای استاد غلوش

آناج: مشخصا می‌فرمایید کدام اساتید؟

اول من از استاد افضلی فرد خواهش کردم تلاوت خودشان را برایم ضبط کردند و بارها از تلاوت ایشان استفاده کردم. در مرحله بعد از استاد خواهش کردم باز هم آیاتی دیگر را تلاوت کنند که فرمودند نه خیر، نیازی نیست؛ من نوار استاد خودم را خدمتتان می دهم. از ماشین نواری دادند که دیدم نوار استاد غلوش است. آن موقع هنوز استاد غلوش به ایران نیامده بودند. تلاوت سوره مبارکه نسا و اسرا استاد غلوش را دادند و من به آن نوار گوش دادم و تمرین کردم. بعدها هر وقت تقلید این قرائت را در خدمت استاد تحویل دادم، ایشان خوشحال شدند و با لطفی که به بنده داشتند فرمودند که شما دیگر پرواز کردید.

آناج: از اولین مکانی بگویید که معلمی قرآن کردید.

قبل از پاسخ به این سوال لازم است این نکته را بگویم که آن زمان جلسه کوچک قرآنی‌ای بود در مکان سازمان تبلیغات اسلامی. پنج شش جلسه آنجا شرکت کردیم؛ بعد بنا به مشکلاتی آن جلسه ادامه پیدا نکرد. چون آن محیط یک محیط اداری بود و جلسات هم بعد از ظهر برگزار می شد، مشکلاتی به وجود آمد که منجر به تعطیلی شد. حدود بیست نفر در آن جلسات شرکت می کردند که حدود سه، چهار نفر از آن عزیزان الآن در جوار رحمت الهی هستند و از باقی می توانم استاد قویدل، آقای باحجب، آقای فخری و آقای احمدی را نام ببرم. من به عنوان شرکت کننده به آن جلسات رفته بودم، اما از جلسه سوم به بعد مدیریت آن جلسه را انداختند گردن ما.

مسجد حاج احمد اولین پایگاه قرآنی تبریز

بعد از حدود شش جلسه به این نتیجه رسیدیم که اگر بخواهیم حرکت قرآنی کمی مردمی تر جلو برود، باید از اداره بیرون بیاییم و در مساجد به خدمت مردم برسیم. لذا در محل خیابان امام خمینی(ره)، بالاتر از میدان شهید بهشتی، مسجد حاج احمد اولین پایگاه قرآنی شهر شد. سریع با عزیزان آن مسجد هماهنگ شدیم، جمعه ها صبح مسجد را در اختیار ما قرار دادند. حدود یک و نیم سال آنجا ماندیم و بعد آمدیم تقاطع خیابان ارتش با خیابان هفده شهریور، مسجد آیت اله قاضی. آنجا پایگاه اصلی قرآنی شهر شد. مدت های مدیدی آنجا جلساتمان ادامه یافت تا سال ۱۳۷۲. از آن سال به بعد موسسه مهد‌قرآن تشکیل شد و ادامه فعالیت هایمان را در قالب این موسسه ادامه دایم.

حاج وحید غفران‌نیا اولین حافظ خردسال کشور

آناج: تا سال ۷۲ و تاسیس مهدقرآن، آموزش های قرآنی در قالب صوت و لحن بود یا رشته های دیگری را هم شامل می‌شد؟ 

نه‌خیر. در رشته های مختلفی فعالیت می کردیم. مهم ترین رشته مان قرائت بود و در کنار آن وارد بحث حفظ قرآن هم شدیم و از برکات آن جلسات، اولین حافظ خردسال کشور آقای حاج وحید غفران نیا بودند. در واقع تمام عزیزانی که در دهه های بعد در قالب حفظ و قرائت فعالیت کردند، همه شان سر سفره آن جلسات قرآن نشسته بودند؛ آن مسجد هم در حفظ و هم در قرائت، طلایه دار فعالیت های قرآنی در استان شد.

آناج: از اساتیدی که در آن محافل تدریس می کردند نام می‌برید؟

مدیریت جلسات با بنده بود. در کنار بنده عزیزان دیگری مثل آقای مهندس غیاث خواه، حاج آقای قویدل، در مقطعی مرحوم دکتر مجید صالحی که دوران دانشجوییشان را در تبریز می گذراندند، به کمک هم مدیریت آن جلسات را بر عهده داشتیم. به صورت دوره ای از استاد بزرگوار حاج آقای قدوسی هم دعوت می کردیم که ده جلسه اخلاق برای جوانان، احکام برای جوانان و... تدریس می کردند.

در فعالیت‌های قرآنی باید "طبیب دوّار" باشیم

آناج: برسیم به تاسیس مهدقرآن. این ایده از کجا به ذهنتان رسید؟

سال ۷۲ ما را دعوت کردند در تهران برای یک جلسه. من از طرف سپاه برای شرکت در این جلسه رفته بودم. رییس مهدقرآن کشور که یک روحانی بودند و در وزارت امورخارجه هم مسئولیت داشتند، حجت الاسلام حاج آقای فومنی تشریف آوردند و در آن جلسه از فعالیت هایشان در مهد قرآن کشور گزارش دادند. سادگی برخوردشان، اخلاصی که داشتند و روش کارشان در آن جلسه برای من بسیار دلنشین افتاد. به قدری خوشم آمد که بعد از آن جلسه با حاج آقا فومنی چند کلمه ای هم صحبت شدیم. به اصرار ما را بردند به محل کارشان و آنجا بیشتر آشنا شدیم و این آشنایی ادامه پیدا کرد. ایشان بعدا من را غیابا عضو هیئت مدیره مهدقرآن‌کریم کشور کردند و حدود سه سال به همین منوال فعالیت کردیم.

روایت استاد پرهیزگار از همت جوانان قرآنی تبریز

از آن جلسه که به تبریز برگشتم مدام در این فکر بودم که ما می توانیم ایده آن ها را به صورت گسترده در تبریز اجرا کنیم. آشنایی با این مجموعه این ایده را به ما داد و فهمیدم که باید «طبیب دوار» باشیم؛ باید محدود به یک مسجد نشویم؛ باید به جاهای مختلف برویم و وضعیت را ببینیم. در عرض شش ماه بعد از شروع حرکتمان چهارهزار نفر در تبریز جذب فعالیت‌های ما شدند به نحوی که دقیقا هفت ماه بعد از آشنایی ما با آقای فومنی، اولین تجمع چهارهزارنفری علاقه مندان به حفظ را تشکیل دادیم و ایشان همراه استاد پرهیزکار تشریف آوردند تبریز و وقتی جمعیت را دیدند گفتند «این شبیه یک معجزه است».

یادم هست که با یکی از نشریات تبریز مصاحبه کردند و تیترش همین بود. حرکت، قوی و با سرعت جلو رفت و شکر خدا ادامه پیدا کرد به شکل گسترده تر. ما از تهران هم جلوتر افتادیم. ما به حفظ بسنده نکردیم، در کنار حفظ قرآن، به این سمت رفتیم که برای تامین نیروهای متخصص دوره های تربیت معلم برگزار کنیم و این تا به حال ادامه داشته و متوقف نشده است تا به امروزه این باعث شده ما تا به امروز که مهد قرآن یک موسسه با فعالیت ها و شعبات وسیع در استان آذربایجان شرقی و غربی است، نیروهای موردنیاز خود را از این کلاس ها تامین کنیم و بلکه ده‌ها مدرسه دولتی و غیردولتی، جلسات قرآنی، هیئات حسینی و... هم اکنون توسط فارغ التحصیلان این دوره‌ها مدیریت می شوند.

قلّه فعالیت مهدقرآن در سال 76 بود

آناج: نیمه دوم دهه هفتاد دوره اوج فعالیت های قرآنی مهد‌قرآن و شهر تبریز بود. از این دوره بفرمایید..

با توجه به این که حدود چهار سال بود که مهد قرآن تشکیل شده بود، در این مدت جلسات مختلفی در ده ها مسجد تبریز تشکیل شد. برای این که عزیزانی که در این مساجد فعال بودند، ببینند که تنها آن ها نیستند که مشغول آموزش قرآن هستند و با دیدن دیگر قرآن آموزان انگیزه پیدا کنند، ما به فکر برگزاری مسابقات و محافل قرآنی در نقاط مختلف شهر افتادیم و مدام همایش های بسیار باشکوه قرآنی برگزار می‌کردیم. قله کارمان سال هفتادوشش بود. در این سال کارهایی کردیم که شاید در تاریخ فعالیت‌های فرهنگی آذربایجان بی سابقه بود این کارها. مسابقه‌ای برگزار کردیم در ده رشته حفظ قرآن؛ از یک جزء تا حفظ کل.

هزار و هفتصد شرکت‌کننده داشتیم از تبریز در این مسابقات. یک حماسه بود در حد خودش. اجرای مسابقه ده روز طول کشید. اختتامیه این مسابقات یک مراسم باشکوه شد. حدود هشت داور بین المللی قرآن در آن مسابقات به تبریز آمدند؛ استاد مهکام، استاد علامی، استاد امام جمعه، استاد عباسی، استاد پرهیزکار، استاد منصوری، بالاتر از این ها حضور آقامحمدحسین طباطبایی بود که آن سال، به شش سالگی وارد شده بود و اوج شکوفایی این چهره ماندگار قرآنی کشور بود. هشت صبح جمعه دوازده هزار نفر در استادیوم دانشگاه تبریز حاضر بودند. واقعا در سالن جا برای سوزن انداختن نبود، آن برنامه نقطه عطف زندگی من بود. تا لحظه آخر زندگیم فراموش نمی‌کنم آن ساعات را؛ بعد از آن مهد قرآن وارد فاز جدیدی شد.

توسعه مهدهای قرآنی از طرح چهارده معصوم تا مدارس تخصصی

آناج: از آن به بعد یادم هست که حضرتعالی و دیگر دوستان تصمیم گرفتید آموزش های قرآنی را با شیوه‌ای دیگر و به صورت آکادمیک ادامه دهید. 

بله، دقیقا. البته چون در آن دهه محمدحسین طباطبایی مطرح شد، پدر و مادرهای زیادی مراجعه کردند به ما که علاقه‌مند بودند به آموزش قرآنی فرزند خردسالشان. دیدیم آموزش چهره به چهره برای این خردسالان خیلی سنگین است و نمی شود به این شیوه ادامه داد. رفتیم به سمت ایجاد ساختار برای این کار. طرحی را آماده کردیم با نام «چهارده معصوم» از سال هفتاد و هفت. می خواستیم در تبریز چهارده مرکز پیش دبستانی تاسیس کنیم برای آموزش های قرآنی به نونهالان که به این هدف رسیدیم؛ اگر کمک مردم و مسئولین بیشتر از این بود، نه تنها برای چهارده معصوم، قادریم بلکه حتی به نام هفتاد و دو شهید کربلا هم از این دست مراکز در تبریز تاسیس کنیم. حتی بهزیستی که مهدکودک ها زیرنظر آن سازمان فعالیت می‌کردند، متاثر شد از فعالیت های ما؛ تا آن روز فاصله داشتند مهدکودک ها با مباحث قرآنی.

دیدیم در سه سال پیش دبستانی نمی‌توانیم به صورت ویژه اثری بر روی خردسالان بگذاریم و این تربیت قرآنی باید ادامه داشته پاشد. لازمه این حرکت این بود که مهدقرآن، مدارسی هم ایجاد کند تا بچه ها از این مهدها مستقیما بروند به آن مدارس. الان که من در خدمتتان هستم بیش از ده مدرسه قرآنی در تبریز مشغول فعالیت هستند و ظرفیت اسمی این مدارس بیش از دو هزار دانش آموز است. برای چند هزار نونهال هم در مراکز پیش دبستانی ظرفیت پذیرش داریم که این روند شکر خدا تا امروز ادامه داشته است.

از محافل قرآنی تا زیربنایی کردن آموزش

آناج: این اوج که شما هم تفصیلش را فرمودید در دهه‌های اخیر به یک فرود رسید، جلسات قرآنی و محافل قرآنی به شدت کم شدند. از این فرود بفرمایید. 

البته من افولی احساس نمی کنم. جنس فعالیت فرق کرد؛ آنوقت فعالیت های قرآنی تازگی داشت و مردم عطش خاصی داشتند برای این محافل، با تدبیر مقام معظم رهبری از سال 72، نهاد اوقاف و امورخیریه قاریان مصری را به ایران دعوت کرد. آمدن این قرا به ایران یک نقطه عطف شد که مقداری از این عطش به سیری بدل شد. خاطرم هست که در بهمن هفتاد و یک استاد متولی و استاد شحات انور به تبریز آمدند که من کامل احساس کردم یک عطشی هست در تبریز؛ رفته رفته مردم عادت کردند. رادیو قرآن و شبکه قرآن هم در این سیراب کردن نقش ایفا کردند. الآن انبوهی از نرم افزارهای قرآنی در اختیار مردم است. موسسات دیگری هم در تبریز شروع به فعالیت قرآنی کردند. البته این را می پذیرم که هرچقدر برای قرآن کار کنیم باز هم کم است و نخواهیم توانست به نقطه اشباع برسیم در جامعه مان هنوز بی‌سوادی قرآنی هنوز پابرجاست؛ حتی در قشر تحصیل کرده و حتی در بحث پیش پا افتاده‌ای چون مهارت خواندن، ما می‌بینیم تعداد کثیری از مردم بعد از این همه تلاش بلد نیستند قرآن را روخوانی کنند. الآن مدارس ما بگونه ای است که یک دانش آموز نه ماه در خدمت قرآن است. خواستم این را بگویم که الان به جای این که انرژیمان به سمت برگزاری محافل قرآنی هدایت شود، این انرژی به سمت زیربنایی کردن آموزش سوق پیدا کرده است و آن هم نهادینه کردن آموزش‌ها.

طرح جامع آموزش، حاصل تجدیدنظر در سیاست‌های مهدقرآن

الآن ما توانسته‌ایم با طیف گسترده ای از خانواده ها ارتباط برقرار کنیم به برکت این بچه ها. این را هم بگویم که از اول دهه هشتاد، مهد قرآن در رویکردش یک تجدیدنظر کرد؛ به معنای این که دهه اول عمر مهد قرآن بیشتر متمرکز بود بر حفظ قرآن و دوره‌های تربیت معلم قرآن و برگزاری محافل انس قرآن. ما در دوسال پایانی یک بررسی و آسیب شناسی کردیم فعالیت‌هایمان را و دیدیم با ادامه این رود امکان دارد عده ای از این علاقه‌مندان دفع شوند. بنابر این با این دو سال مطالعه به این سمت رفتیم که طرح جامع آموزش قرآن را تدوین کردیم و من افتخار داشتم که در سال هشتاد طی دیدار خصوصی که با رهبر معظم انقلاب داشتم، این برنامه را خدمت ایشان عرضه کردم و عرض کردم آقا خمیرمایه این طرح فرمایشات شما هست. ما رهنمودهای شما را در زمینه آموزش قرآن مطالعه کرده‌ایم و دیده‌ایم برای تحقق فرمایشاتتان یک طرح جامع لازم است.

نقش اولین‌ها در جریان‌سازی طرح تدبّر

این طرح ما را به این سمت برد که فعالیت هایمان یک بعدی نباشد. ما از سال هشتاد و دو از لفظ محوری وارد تدبر در قرآن شدیم. طرح ملی تدبر در قرآن را به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رساندیم و با راهنمایی‌های حضرت استاد الهی‌زاده تا به امروز این طرح ادامه داشته و در کشور تبدیل به یک جریان قرآنی شده است. شاید اگر بگویم باور نکنید که همین الان در موسسه بیست دوره تدبر در قرآن در حال برگزاری است.

آناج: حضرتعالی سال‌های گذشته به عنوان خادم نمونه قرآن از رییس‌جمهور وقت لوح تقدیر دریافت کردید. از این تقدیر و تقدیرهای پیشین هم بفرمایید.

ما سال ۸۱ به عنوان کانون برتر قرآنی در کشور انتخاب شده بودیم که در آن سال لوح برتر را از دست رییس جمهور وقت دریافت کردیم. در سال هشتاد و نه هم بنده به عنوان خادم نمونه قرآن از رییس جمهور لوح و جایزه دریافت کردم. امیدوارم خدا توفیق بدهد که خادم واقعی قرآن بوده باشیم.

مهد قرآن، مرجع معرفی نیروهای مومن و متخصص به عرصه‌های مختلف

آناج: در دوره اوج فعالیت مهد قرآن، آقای وظیفه‌شعاع کنار خودشان چندنفر را داشتند که هم پای ایشان می‌دویدند: اساتیدی چون آقای حاج مجید باوردی، آقای محمدزاده، آقای مهدی نعلبندی و دیگران الآن این دوستان در موسسه نیستند. جای خالیشان را احساس نمی‌کنید؟

در آن دوره این عزیزان دوران دانشجویی‌شان را بعضا می‌گذراندند و در کنار آن همراه ما بودند در مهدقرآن؛ الآن هرکدام از این عزیزانی که فرمودید عنصری فعال هستند در صحنه های گوناگون. دوستانی که دور و بر ما بودند آن زمان، الآن هر کدام مسئولیت‌های فاخری دارند. برای مثال جناب آقای نعلبندی هم اکنون در صداوسیما شب و روز در نشر قرآن برای هم کیشانمان در جمهوری آذربایجان در تلاش هستند. یکی از تربیت شده های آن مجموعه موفق به دریافت مدرک دکتری شدند. یکی از دوستان تا چند وقت قبل مسئولیت معاونت پرورشی آموزش و پرورش استان را بر عهده داشتند. یکی از دانش آموختگان مهد قرآن هم اکنون معاونت فرهنگی دانشگاه صنعتی سهند را عهده دارند. الآن نزدیک به بیست نفر از چهره‌های قرآنی موسسه مشغول تحصیلات عالیه هستند در رشته های مختلف.

روایت‌های ناب از حضور استاد غلوش در تبریز

آناج: فرمودید شروعتان با استاد غلوش بود. بعدتر از نزدیک دیدید استاد غلوش را؟ 

سال ۶۸ تا ۷۲، مجالی پیدا کردم تا از فعالیت های اجرایی فاصله بیابم و در این مقطع برای ادامه تحصیل به دانشگاه قم رفتم. آنجا بودم که شنیدم استاد غلوش به ایران آمده‌اند. واقعا خبری رویایی بود برایم. خیلی علاقه مند بودم که استاد را از نزدیک ببینم. با اساتید همداستان شدیم و یک اتوبوسی کرایه کردیم و رفتیم به تهران و مسجد بلال صداوسیما، برای اولین بار استاد را از نزدیک دیدم. احتمال می دهم که دیگر آن صحنه و شوری که در سرم بود برایم تکرار نشود؛ آن یک ساعتی که آنجا بودم و استاد قرائت کردند. بعدتر هم استاد چندبار به ایران تشریف آوردند و یکبار هم افتخار این را داشتیم که میزبان استاد بودیم در تبریز. در سال 80 استاد غلوش و پسرشان آمدند تبریز و در مسجد طوبی برنامه‌ای اجرا کردند که جزو لحظه‌های ماندگار عمرم بود آن صحنه های معنوی.

آناج: برخی معتقدند غلوش بک همیشه استاد است. شما هم این اعتقاد را دارید؟ 

بله. متاسفانه نسل قاریان مطرح مصر رو به کم شدن گذاشته است. در واقع غلوش حلقه اتصال بین قاریان نسل اول مصر، شخصیت‌هایی مثل عبدالباسط، مصطفی اسماعیل و منشاوی بود با نسل جدیدی که در مصر هستند. قرائت استاد غلوش خصوصیات ویژه‌ای دارد؛ خصوصا آن قرائت‌هایی که در مصر انجام داده بودند. به نظر شخص من به ایران که آمدند قرائتشان افول پیدا کرد؛ یعنی در ایران خیلی مردم پسند ارائه دادند قرائت‌ها را؛ وقتی می‌دیدند مردم با احساسات قوی از قرائت‌ها استقبال می‌کنند، غلوش هم سعی می‌کرد احساسی قرائت کند؛ اما قرائت‌هایی که در مصر کرده‌اند بسیار فنی است. شکر خدا که توفیق آشنایی با این استاد را داشتم؛ البته این آغاز بود و من در ادامه با تلاوت‌های استاد مصطفی اسماعیل و استاد منشاوی، شحات انور و... آشنا شدم و بعدها بهره‌ام از اساتید قرائت مکتب مصر بیشتر شد.

آرزوهای قرآنی؛ از تاسیس دانشگاه تا تبدیل منازل به خانه‌های قرآن

آناج: آرزویی دارید که هنوز برآورده نشده است؟ 

یکی از آرزوهایم این بود که در تبریز بزرگترین دانشگاه قرآنی کشور تاسیس شود و در رشته های مختلف مثل قرائت، حفظ، تدبر در قرآن و تربیت مدرس جامع قرآن تدریس شود؛ فعلا به این آرزو دست پیدا نکرده ام. آرزوی دیگرم این بود که در وهله اول در استان و در مرحله بعد در کل کشور خانواده‌ای نداشته باشیم که در آنجا حداقل یک چهره قرآنی برتر نداشته باشد و آرزو داشتم هر خانه تبدیل شود به یک خانه قرآن. آرزو داشتم در هر روستا ما یک مهدقرآن داشته باشیم؛ متاسفانه هنوز این آرزو محقق نشده است، برای این که بضاعتمان کم است، باطریمان ضعیف است و توانمان محدود. ولی خدای متعال گواه است که بیش از سی سال است که زندگیم شبیه یک عملیات رزمی است؛ شب های عملیات چه شور و حالی برقرار است؟ خدا گواه است لحظه لحظه زندگیم حدود سه دهه است در این احساسم. اطرافیانم می‌گویند شما خسته نمی‌شوید؟ من هم جواب می‌دهم تا ضربان قلبم می‌زند، باید در این راه خدمت کنم؛ هم خودم بهره‌مند شوم از دریای بیکران قرآن و هم پلی بزنم برای دیگران؛ برای بهره مندی از کتاب الله. خدا توفیق بدهد تا عمر داریم در نوکری قرآن باشیم.

انتهای پیام/

گفت‌وگو از: حامد خسروشاهی

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظرات مخاطبان
  • السابقون
    پاسخ ۱۳۹۸/۰۷/۰۲ - ۱۵:۲۴
    سلام حاج آقا وظیفه شعاع
    دو تا موضوع اول اینکه ظرفیت مهدکودک های تحت پوشش مهد قران سریع پر می شود و فکری به حال این موضوع بکنید. حالا با گسترش همکاری با سایر مهدکودک ها یا هر چه خود صلاح بدانید.
    دوم اینکه زمانی را که حضرتعالی به عنوان نکته اوج و قله فعالیت های مهد قران نام می برید یکی از اصلی ترین مشخصه هایش رایگان بودن خدمات و آموزش های مهد قران بود و نه رایگان بلکه کلی هم از جیب خرج می شد ولی الان برای ثبت نام یک کودک در مهد قران بالای دو میلیون تومان پول می گیرید !!!
    و نکته اصلی این است که ابزار تهاجم فرهنگی و به ابتذال کشاندن فرزندان این مملکت عموما رایگان یا بسیار ارزان و سهل الوصول است در حالی که در این اوضاع اقتصادی کسی بخواهد فرزندش و یا خودش آموزش قرانی داشته باشد و جهت دوری از انحرافات اجتماعی به دامان قران پناه ببرد کلی باید هزینه ریالی نماید.
    خوب خودتان قضاوت کنید که کدام جبهه مخاطب بیشتر خواهد داشت.مقصود این نیست که هزینه ای اخذ نشود که شاید آن موقه مخاطب قدر و ارزش خدمات ارائه شده را متوجه نمی شود بلکه ادامه دار بودن موضوع تشویق و ترغیب به گسترش فعالیت های قرانی می باشد که با این کار هزینه های برخورد با مفاسد و انحرافات در بخش های دیگر کاهش خواهد یافت . و من الله توفیق
    0 + 0 -
    • دفتر موسسه مهد قرآن و عترت استان
      ۱۳۹۸/۰۷/۱۳ - ۱۲:۲۲
      با سلام و خسته نباشید
      با تشکر از شما بزرگوار که نکاتی از باب دلسوزی و نقد داده اید برای روشن شدن بحث به شما و دیگر مخاطبان اشاره چند موضوع خالی از لطف نخواهد بود. اول اینکه متن این مصاحبه در سال 91 بوده که بنابه تشخیص و سلیقه دوستان این ایام نیز بازنشر شده است.
      ایکنه گفتید آن زمان آموزش ها رایگان بود ! باید به عرض برسانیم که فعالیت های نمونه مهد قرآن بطور کلی در دو قسمت متمرکز شده که قسمت اول ایجاد مدارس صدرا و قسمت دوم استمرار آموزش های مربوط به قرآن کریم و سیره نورانی ائمه (ع) می باشد در بحث مدارس پر واضح است که با مجوز آموزش و پرورش فعالیت ادامه داشته و هزینه های مربوطه با تعیین نرخ از طرف آن اداره محترم صورت میگیرد و مسلماً عزیزانی که از عهده این هزینه ها برآیند این مسیر را طی می کنند
      و چون مدارس ما از نوع غیردولتی بوده لذا همه هزینه های خرید ملک و احداث ساختمان و آموزش نیروی انسانی ، تجهیزات لازم ، حقوق و بیمه پرسنل تماماً به عهده مؤسسه می باشد لذا لاجرم از طریق دریافت هزینه ها تامین می شود.
      و اما در قسمت دوم فعالیت که مربوط به آموزش های قرآنی می باشد همچنان مؤسسه با دریافت که حتی کمترین هزینه حق الزحمه اساتید را نیز کفایت نمی کند به کار خود ادامه می دهد. امیدواریم با عنایت مسؤلین دولتی و حمایت های جدی خیرین قرآنی ، فرهنگی بتوان بخشی از هزینه ها را تامین کرد.الحمد الله مؤسسه از سال 82 یک قدم مبارک را در بحث تدبر در قرآن و سیره عملی تمدن ساز اهل بیت علیه السلام برداشته و تاکنون نیز ادامه دارد و در این عرصه برکات معنوی و عملی افتخار آمیزی نیز بدست آمده است که اکنون از سرتاسر کشور از این سفره معنوی علاقمندان متنعم می شوند.
      0 + 0 -
  • مجله
    پاسخ ۱۳۹۸/۰۷/۰۳ - ۰۹:۲۱
    استفاده کردن القاب و کلماتی همچون حاج‌ آقا ، حاج رحیم و ... در خبر اشتباه است.

    0 + 0 -
  • ناصر
    پاسخ ۱۳۹۸/۰۷/۱۳ - ۰۹:۳۲
    دوست عزیز سلام ، دقت بفرمایید این متن خبر نیست یک مصاحبه و گفتگو است.
    0 + 0 -
نظر شما
  • 4
  • 0
  • 1
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •