کی‌روش گفت به تیم پرطرفدار برو/ واکنش به شایعه پرسپولیسی بودن/ دستکش تراکتور را با دستکش طلا عوض نمی‌کنم
  • 1398/07/02 14:37
  • 112854
گفت‌وگوی تفصیلی آناج با رشید مظاهری (بخش اول)؛

کی‌روش گفت به تیم پرطرفدار برو/ واکنش به شایعه پرسپولیسی بودن/ دستکش تراکتور را با دستکش طلا عوض نمی‌کنم

سنگربان ملی‌پوش تراکتور می‌گوید: اگر دستکش طلا را در خانه من هم بیاورند، باز هم نمی‌گیرم.

گروه ورزشی آناج: بدون تردید رشید مظاهری از بهترین خریدهای تیم تراکتور در نقل و انتقالات است. این بازیکن ملی‌پوش خیلی زود ارزش‌های خود را نشان داده و در شروع کارش با این تیم رکورد فوق‌العاده‌ای را به ثبت رسانده است. 

مظاهری تا به اینجای لیگ نوزدهم که 4 هفته از مسابقات سپری شده، دروازه خود را بسته نگه داشته و با خلق 4 کلین‌شیت متوالی از این حیث در کنار پیام نیازمند سنگربان سپاهان گلرهای بی‌رقیب لیگ محسوب می‌شوند. 

نامبر وان تراکتوری‌ها با این رکورد نامش را در تاریخ این باشگاه نیز ثبت کرده و می‌کوشد تا آن را بهبود و ارتقاء بخشد. او اما هدف بزرگتری در سر دارد و آن هم تبدیل شدن به شماره یک تیم ملی است که برای رسیدن به این مهم نیز تراکتور را انتخاب کرده است.

این دروازه‌بان ارزنده و بااخلاق فوتبال کشورمان به همراه خانواده خود طی نشستی صیمیمی با خبرنگار ورزشی آناج حضور پیدا کرده و به سوالات ما در دو بخش فوتبالی و خانوادگی که البته در بخش دوم با مشارکت همسر وی انجام شد، پاسخ گفت.

آنچه که در زیر از منظرتان می‌گذرد بخش اول این مصاحبه است که مشروح آن را می‌خوانید:

* توصیه کی‌روش برای انتخاب تراکتور

آناج: از حضورت در تراکتور شروع کنیم؛ چه شد که بعد از 6 سال حضور در اصفهان، تصمیم گرفتی به تبریز بیایی؟

این قضیه داستان زیادی دارد. من تصمیم گرفته بودم تیمی انتخاب کنم که بهتر دیده شوم. زمان آقای کی‌روش هم یک بار با ایشان صحبت می‌کردم، به من گفت که «اگر بازی با حضور تماشاگر را بیشتر لمس می‌کردی، احتمال بازی کردنت در تیم ملی بیشتر بود» یکی از دلایلی که تصمیم گرفتم به تراکتور بیایم، همین بود. من به تبریز آمدم تا هواداران تراکتور کمک کنند و به تیم ملی برسم.

آناج: اختلافت با سعید آذری چقدر در این جدایی تاثیرگذار بود؟

اختلاف من و سعید آذری؟!

آناج: سال گذشته یک سری اختلافاتی بین شما به وجود آمد.

ما همیشه با آقای آذری بحث می‌کردیم؛ آخر سر هم می‌آید، مصاحبه می‌کرد و می‌گفت «ما مثل پدر و پسر هستیم». این اختلاف در اواخر حضور من در ذوب‌آهن یک مقدار شدیدتر شده بود، ولی آن اختلاف دلیل جدایی من از ذوب‌آهن نبود.

* انتخاب تراکتور، انتخاب منطقی بود که دلی شد

آناج: جدایی از تیمی که خاطرات خیلی خوبی در آن داشتی، برایت سخت نبود؟

من به خاطر فوتبالم چندین شهر تا کنون عوض کردم. هر وقت این‌طور می‌شد، تا دو سه روز «دِپرس» و اصطلاحاً «تو خودم» بودم. همیشه هم خودم را سخت با شرایطت وفق می‌دادم. روز اولی هم که به تبریز آمدم، یک مقدار احساس غربت کردم، اما این احساس فقط برای همان روز اول بود. زمانی که به تبریز آمدم، شرایط خیلی خوبی وجود داشت و استقبال هواداران هم این سختی‌ها را آسان کرد.

آناج: در چند مقطع با پیشنهادات خوب داخلی و خارجی مواجه شدی؛ چه شد که تراکتور را انتخاب نهایی‌ات قرار دادی؟

من از ترکیه پیشنهاد داشتم که صددرصد نبود، اما خیلی خوب پیش می‌رفت. در کنار این، از پرسپولیس هم پیشنهاد داشتم، اما با مشورت همسرم منطقی فکر کردیم و تصمیم گرفتیم که به تبریز بیاییم. حالا که به اینجا آمده‌ام، منطق تبدیل به یک تصمیم دلی شده است.



 

* پرسپولیسی نبودم و نیستم

آناج: درست است که می‌گویند «رشید مظاهری پرسپولیسی است»؟

نه! من پرسپولیسی نبودم. یک سری از نکات را از صفحه شخصی‌ام برداشته بودند و به خاطر همین این حرف‌ها را می‌زدند. به هر حال من بعضی وقت‌ها یک سری چیزها را اشتباهی در صفحه‌ام می‌گذاشتم.

آناج: با استناد به همین حرف‌ها، زمانی که در ذوب‌آهن بودی، حتی این تهمت زده شد که «رشید مظاهری مقابل پرسپولیس درست بازی نکرده»!

در بازی‌های حساس مقابل پرسپولیس من بهترین نمایش‌هایم را داشتم و برایم فرقی نمی‌کند که مقابل چه تیمی قرار می‌گیرم. سال گذشته زمانی که مقابل همین تراکتور بازی می‌‎کردیم، من باید کم کاری می‌کردم؟ من فکر می‌کردم «هر جایی که هستی، باید بهترین عملکردت را داشته باشی؛ فرقی هم نمی‌کند تیم مقابل استقلال باشد یا پرسپولیس» اتفاقاً من روبه‌روی پرسپولیس همیشه بهترین عملکرد را داشتم و یکی از دلایل دعوت شدنم به اردوی تیم ملی هم عملکرد خوبم مقابل پرسپولیس بود.

* مبلغ قراردادم یک موضوع شخصی است

آناج: همه این اتفاقات تمام شد و بالاخره با تراکتور قرارداد امضا کردی. بعد از قراردادت با تراکتور، کاظم اولیایی (مدیرعامل پیشین باشگاه استقلال) در یک گفت‌وگو مدعی شد که «رشید مظاهری 20 میلیارد با تراکتور قرارداد بسته»

آقای اولیایی چون بزرگ‌تر ما به حساب می‌آید، احترامش واجب است. ایشان گفته، من سال اول 5 میلیارد گرفتم، سال دوم 8 میلیارد و سال سوم ... {فکر می‌کند}

آناج: 15 میلیارد!

بله، یک چیزی در همین حدود. اصلاً من می‌خواهم بگویم آقای اولیایی کم گفته! چه کار دارید؟ قرارداد یک مسئله شخصی است. اصلاً بگویید من 7 میلیارد تومان گرفتم! این یک چیز شخصی بین من و باشگاه است و به آقای اولیایی و یا فرد دیگری ارتباط ندارد.

* بدون خانواده‌ام تمرکز ندارم

آناج: بعد از حضورت در تبریز، به نظر می‌رسد خوب خودت را با این شهر وفق داده‌ای.

این اتفاق به خاطر مردم تبریز است که خیلی خون‌گرم هستند. من هر جایی می‌روم، احساس غربت نمی‌کنم و همه مردم یک حالتی دارند که می‌خواهند نهایت محبت و احترام را به شما داشته باشند.  

یک مسئله دیگری هم وجود دارد؛ هر جا که خانواده‌ام کنارم باشند، احساس راحتی می‌کنم. خانواده‌ام اگر کنارم نباشند، اصلاً نمی‌توانم حتی تمرین کنم.

آناج: پس به خاطر همین است که در 4 بازی اول تا این حد خوب بودی. اصلاً در تراکتور سابقه نداشته که یک دروازه‌بان در 4 هفته اول 4 کلین‌شیت به نام خودش ثبت کنم.

واقعاً؟! این اتفاق در تبریز سابقه نداشت؟!

آناج: نه!

ببینید؛ در بازی مقابل نفت مسجدسلیمان توپ خاصی روی دروازه من نیامد و مقابل پرسپولیس هم یکی، دو به سمت من آمد. تراکتورِ امسال به شکلی بازی می‌کند که توپ خیلی کم روی دروازه‌اش می‌آید و باید تمرکز دروازه‌بانش زیاد باشد. وقتی من می‌بینم همه بچه‌های ما در تمامی خطوط از جان‌شان مایه می‌گذارند، من هم نمی‌توانم در توپ‌هایی که روی دروازه‌ام می‌آید، معمولی عمل کنم و باید بهترین عملکرد را داشته باشم. من کار خودم را می‌کنم، به هر حال توپ یا گل می‌شود و یا آن را دفع می‌کنم.

* راحت‌ترین فصل فوتبالی‌ام را تجربه می‌کنم

آناج: مقابل پرسپولیس یک اشتباه در دقایق اولیه داشتی ...

زمانی که آن اشتباه را مرتکب شدم، همان لحظه یک چیزی نذر کردم! وقتی هم آن توپ گل نشد و هواداران تشویقم کردند، خجالت کشیدم. در این شرایط به هر حال آدم احساس مسئولیت می‌کند و من هم سعی کردم سریع خودم را جمع کنم. من 6 سال در تیمی بودم که زیاد تماشاگر نداشت، اما حالا به تیمی آمدم که در آن صد هزار نفر تشویقم می‌کنند؛ به هر حال آدرنالین است دیگر، بالا می‌رود و آدم اشتباه می‌کند. زمانی هم که همه هواداران با هم من را تشویق کردند، سریع به خودم آمدم.

آناج: عملکرد مدافعان تراکتور چقدر در این کلین‌شیت‌ها تاثیرگذار است؟

اگر بخواهم واقعیت را بگویم، من امسال راحت‌ترین فصل خودم را تجربه می‌کنم که این هم به خاطر بازیکنانی است که در تراکتور توپ می‌زنند.

* به کرار گفتم وقت تلف کردن در ذات شماست!

آناج: رشید مظاهری همیشه یکی از نفراتی است که از حواشی فرار می‌کند؛ چطور در این سال‌ها خودت را کنترل کردی؟

اولین گامی که برای نرفتن به سمت حواشی برداشتم، ازدواجم بود. درباره یک سری حواشی دیگر مثل مصاحبه‌ها هم باید بگویم که «وقتی یک چیز در دم دست می‌گذاری، درست دیده نمی‌شود» من همیشه این را به همسرم هم می‌گویم. بعضی مواقع باید از فضای اصلی دور باشی تا شاید دیده شوی و به حق خودت برسی.

آناج: یادم می‌آید یک بار مقابل تراکتور قرار گرفتی و با کرار جاسم یک مشکلی پیدا کردی؛ کرار هم بعد از آن بازی مصاحبه‌ای علیه تو انجام داد.

بعد از آن بازی کرار جاسم مصاحبه کرد و گفت که «دروازه‌بان ذوب‌آهن توهین نژادپرستانه‌ کرده است». اگر بخواهم واقعیت را بگویم، من در آن صحنه به کرار گفتم «چرا وقت تلف کردن در ذات شماست؟!» همین حرف من به او برخورده بود. در این مواقع سعی می‌کنم بازیکنی که یک کارت دارد، یک سری کارهایی انجام بدهم که او کارت دوم را هم بگیرد و از زمین اخراج شود!



 

* با حضور در تراکتور بزرگ‌ترین گام خود را برداشتم

آناج: یکی از بازیکنانی بودی که حتی در جام جهانی هم حضور داشتی، اما هیچ‌وقت شماره یک تیم ملی نمی‌شوی.

در آن مقطع اتفاقات زیادی افتاد. علی (بیرانوند) خوب کار می‎کرد و من هم از ذوب‌آهن به تیم ملی رفته بودم. نمی‌خواهم حرفی بزنم که هواداران این تیم را ناراحت کنم، اما فکر می‌کنم نداشتن تماشاگر روی فیکس نبودن من در تیم ملی خیلی تاثیر داشت. اعتقاد دارم که من می‌توانستم استارت گلر شماره یک تیم ملی را بزنم.

سالی که دروازه‌بان اول تیم ملی مشخص نبود و علیرضا بیرانوند به پرسپولیس رفت، جو کلاً عوض شد. زمانی که علی (بیرانوند) در نفت تهران بود، شرایطی که من در ذوب‌آهن تجربه می‎کردم را داشت. او در آن مقطع در اردوی تیم ملی بود، اما به عنوان دروازه‌بان اول کسی روی بیرانوند حساب نمی‌کرد. در آن سال، علی بیرانوند تیمش را عوض کرد و به پرسپولیس رفت. همین مسئله باعث شد که بیشتر دیده شود و به پیراهن شماره یک تیم ملی برسد.

فکر می‌کنم من هم بزرگ‌ترین گام خودم را برداشتم و امسال به یک تیم پر هوادار آمدم تا هم به اهداف تیمی‎مان در تراکتور برسیم و هم من به هدف شخصی‌ام که تبدیل شدن به دروازه‌بان اول تیم ملی است.

آناج: شرایطت با حضور ویلموتس به چه شکلی خواهد بود؟

با شرایطی که می‌بینم، فکر می‌کنم آقای ویلموتس از من در تیم ملی استفاده خواهد کرد.

* فرصت خوبی برای قهرمانی تراکتور است

آناج: به بحث تراکتور برگردیم؛ وضعیتت در تبریز چطور است؟

خیلی کم تیمی پیدا می‌شود که مالک خصوصی داشته باشد. تصمیمی که من گرفتم، بیشتر به خاطر این بود که تراکتور امسال یک تیم شخصی است و مردم آذربایجان هم غیر از قهرمانی چیز دیگری نمی‌خواهند. این تیم سال گذشته باید قهرمان می‌شد، اما فکر می‌کنم امسال آخرین فرصت برای تراکتور باشد که از این فرصت استفاده خواهد کرد. تراکتور تجربیاتی به دست آورده که امسال با استفاده از این تجربه‌ها می‌‎تواند قهرمان شود.

آناج: کار با مصطفی دنیزلی چگونه است، ظاهرا بازیکنان ارتباط خوبی با وی دارند؟

خوشحالم که زیر نظر آقای دنیزلی کار می‌کنم. ایشان مربی بزرگی هستند و کارنامه مشخصی دارند که نیازی به تعریف ما نیست. شناختی که از آقای دنیزلی پیدا کرده‌ام این است که در کارشان بسیار جدی هستند و به هیچ کس اجازه دخالت نمی‌دهند؛ با این وجود، ارتباط نزدیکی با بازیکنان دارند و حتی شوخی هم می‌کنند. 

* پرسپولیس را در حد رقیب نمی‌بیینم!

آناج: با توجه به نتایج 4 هفته ابتدایی، به نظرت رقبای تراکتور برای قهرمانی چه تیم‌هایی باشند؟

تیم‌هایی مثل سپاهان، پرسپولیس، شهرخودرو و در نیم‌فصل دوم استقلال. البته فکر می‌کنم خطرناک‎تر از همه اینها، سپاهان و شهرخودرو هستند که حواس‌مان به آنها باشد. البته من امسال به پرسپولیس اعتقاد ندارم و به نظرم این تیم نتیجه نخواهد گرفت.

آناج: بعد از بازی با پرسپولیس مصاحبه کردید و گفتید که هرگز به مراسم انتخاب بهترین‌های فوتبال ایران نخواهید رفت، شفاف‌سازی می‌کنید از چه چیزی ناراحت بودید؟

من فصل گذشته به خاطر جراحی پسرم، تقریباً در مقایسه با رقبایم نیم‌فصل اول را از دست دادم. با این حال در نیم‌فصل دوم، بیشترین مهار توپ را در آسیا داشتم که 32 مورد بود. همچنین در نیم‌فصل دوم، کلاً 6 گل خورده داشتم، اما واقعاً نفهمیدم که چه شد؛ نه تماسی با من گرفتند و نه چیزی. من در همه این سال‌‎ها در مراسم بهترین‌ها بودم، اما وقتی این شرایط را دیدم، ناراحت شدم.

باز هم تأکید می‌کنم که اگر دستکش طلا را در خانه من هم بیاورند، باز هم نمی‌گیرم. همین که دستکش تراکتور را دارم، برایم کافی است.

* پرشورها بهتر است از بحث سیاست جدا شوند

آناج: هواداران تراکتور معتقدند که وزارت ورزش و فدراسیون فوتبال مانع از قهرمانی تیم‌‎شان شده است. به نظرت چرا این دیدگاه‌ها در فوتبال ما رواج پیدا کرده؟

من واقعاً نمی‌دانم، اما باید این ذهنیت را از مردم آذربایجان بگیریم. این چه واقعیت داشته باشد و چه نداشته باشد، اگر مدام تکرار شود روی بازیکنان تأثیر می‌گذارد. به نظرم امسال خوش‌بینانه به این داستان نگاه کنند و بحث را سیاسی نکنند که هم روی خودشان و هم روی بازیکنان تأثیر داشته باشد؛ بهتر است هواداران تراکتور از بحث سیاست جدا شوند و فقط روی حمایت از تیم‌شان تمرکز کنند، من به آنها قول می‌دهم که امسال با بهترین نتایج قهرمان شویم.

آناج: رسانه‌های سراسری سال‌هاست تمرکزشان روی پرسپولیس و استقلال است. فکر می‌کنی این داستان در چنین مسائلی دخیل باشد؟

من چنین اعتقادی ندارم، اما اینکه همه چشم‌ها به سمت استقلال و پرسپولیس است، شکی نیست. به غیر از ترک زبان‌ها، هر کجا که می‌روید، یا استقلالی هستند و یا پرسپولیسی. شاید یک وزیر پرسپولیسی و دیگری استقلالی باشد. دقیق یادم نمی‌آید؛ یا اسپانسر باشگاه بود و یا مدیرعامل کارخانه ذوب‌آهن که یک بار سر تمرین ما آمده بود و به ما می‌گفت «من خودم پرسپولیسی‌ام، اما آرزو می‌کنم که ذوب‎آهن پرسپولیس را ببرد» الان وزیر، داور و هر کسی که فکرش را بکنید، می‎تواند یا استقلالی باشد و یا پرسپولیسی. فکر می‌کنم.

چشم‌ها بیشتر به سمت پرسپولیس است. البته ما امسال از نظر فنی آنقدر قوی کار می‌کنیم که نه کاری به داور و نه کاری به وزیر یا بالاتر از آنها داریم. ما باید تمام تمرکزمان را بگذاریم که قهرمان شویم. تراکتور فقط یک رقیب ندارد؛ رقیب تراکتور تیم‌های لیگ برتری نبوده و شاید رقبای بالاتری هم دارد که نمی‌خواهم درباره آنها صحبت کنم.



 

* از همه بازیکنان تراکتور گل می‌خوردم

آناج: خاطره‎‌ای از تقابل مقابل تراکتور داری؟

زمانی که در اصفهان بودم، هر وقت صحبت تراکتور می‎شد، یاد 4 گلی که از این تیم خورده بودم می‎افتادم. من همیشه آمار گل خورده‎‏ام مقابل تراکتور خوب بود. یعنی شاید اگر تعداد گل‎های خورده من مقابل تراکتور را از کل گل‌های خورده‎‌ام کم می‌کردند، بهترین آمار لیگ را داشتم {می‌خندد} مثلاً مقابل تراکتور رفت و برگشت 6، 7 گل می‎‏خوردم! فکر می‎کنم همه بازیکنان تراکتور به من گل زدند! {دوباره می‌خندد}

آناج: واقعاً چرا این‌طور می‌شد؟!

همسرم می‌داند؛ ما هر وقت با تراکتور بازی داشتیم از اول هفته در خانه تا پایان بازی استرس داشتم! این استرس کار دستم می‌داد، اما سال گذشته اولین بار بود که پیش از بازی به همسرم گفتم «می‌خواهم یک بار مقابل تراکتور 90 دقیقه بدون ترس بازی کنم» همین شد که بازی برگشت مقابل تراکتور، بهترین بازی فصل خودم را انجام داد. الان هم بهترین بازی‌هایم را برای تراکتور انجام خواهم داد.

آناج: با این شروعی که داشتی، حالا خودت می‎‏توانی رقبای تراکتور را به استرس بیندازی!

فکر می‌کنم زود است درباره شروع طوفانی صحبت کنیم. بهتر است که صبر کنیم و به این مسئله نپردازیم، چون من نمی‌توانم به جای مسعود شجاعی، ایمان سلیمی و یا ساسان انصاری صحبت کنم. این یک مسئله تیمی است.

* علی دایی آخر مردانگی است

آناج: بهترین دوستت چه کسی است؟

رفیق فوتبالی که خیلی با هم رفیق باشیم، من هیچ‌وقت نداشتم. دلیلش هم این بود که گاهی اوقات در اصفهان مثلاً بچه‌ها می‌گفتند «شب برویم کنار سی و سه پل بنشینیم»، اما من نمی‌رفتم، چون باید به همسرم و بچه‌هایم می‎‏رسیدم. من بیشتر در خدمت خانواده‌ام. رفیق فوتبالی ندارم، اما رفیق‌های دیگری دارم. مثلاً یکی از رفیق‌هایم آرایشگاه دارد و مربی بدنسازم هم یکی از بهترین دوستانم محسوب می‎شود. دوستان من فوتبالی نیستند، اما خیلی با آنها رفیقم. با این حال، مزاحم کار همدیگر نمی‎شویم.

آناج: الگوی فوتبالی‌‎ات چه کسانی بودند؟

الگوی داخلی ندارم. درباره بحث فنی صحبت نمی‌کنم، اما اگر بخواهم از نظر اخلاقی حساب کنم، علی دایی را خیلی دوست دارم. احساس می‌کنم علی دایی آخر معرفت و مردانگی است.

* طرفدار بوفون، رئال‌مادرید و تیم ملی ایتالیا

آناج: خارجی چطور؟

بوفون را خیلی دوست دارم، چون فکر می‌کنم دروازه‌بان بالاتر از او نداریم. فن در دروازه‎بانی به شکلی است که هر کس باید شبیه خودش باشد و نمی‌شود ادای کس دیگری را آورد. دروازه‎بانی چیزی است که باید خودت باشی. بوفون را به خاطر این دوست دارم که همیشه تداوم داشته، ولی بالا، پایین نه. بوفون همیشه تمرکز داشته و خسته نمی‌شود و در بهترین فرم خود قرار دارد. به همین خاطر است که می‎گویم او را دوست دارم.

آناج: در فوتبال جهان طرفدار کدام تیم‌هایی؟

در رده باشگاهی رئال مادرید را خیلی دوست دارم و در تیم‌های ملی هم ایتالیا.

آناج: چند کلمه می‌گویم و می‌خواهم اولین چیزی که با شنیدن این کلمات به ذهنت می‌رسد را بگویی.

سعید آذری: بهترین رفیق
محمدرضا زنوزی: آتا
کیان و کسری (فرزندانش): دنیای من
کلین‌شیت: از کلین‌شیت بدم می‌آید، چون بعضی وقت‌ها به خاطر کلین‌شیت نکردن یک سری چیزها را از دست دادم. در کل از کلمه کلین‌شیت بدم می‎آید، اما دوست دارم گل نخورم.
گل بخودی: {کمی مکث می‌کند} نمی‌دانم چه بگویم
محمدرضا اخباری: با شخصیت
پرشورها: پرشورها و با شعورها

بخش دوم و پایانی این گفت‌وگو که مصاحبه‌ای متفاوت و جذاب با خانواده رشید مظاهری است، بزودی منتشر خواهد شد. 

همچنین لازم است از مدیریت مجموعه کافه «چای چورک» که به عنوان اسپانسر، ما را در تهیه این مصاحبه یاری نمودند، تقدیر و تشکر نمائیم.

گفت‌وگو از: سجاد جمالزاده

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظرات مخاطبان
  • تیراختورچی
    پاسخ ۱۳۹۸/۰۷/۰۳ - ۲۳:۵۶
    یاشا رشید خان غیرتلی بیر اویونچوسان.
    5 + 0 -
  • احمد
    پاسخ ۱۳۹۸/۰۷/۱۰ - ۱۱:۲۶
    انشالا قهرمانی یاشا
    0 + 0 -
نظر شما
  • 2
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •