جمعیت‌های خیریه، دستاورد اجتماعیِ مشروطه
  • 1398/05/14 13:38
  • 111934
از دارالعجزه تا مستمندان تبریز؛

جمعیت‌های خیریه، دستاورد اجتماعیِ مشروطه

تجربه جمعیت‌های خیریه تبریز از دوره مشروطه و ناشی از وقایع سیاسی و اجتماعی آن زمان شکل گرفته بود؛ این تجربه ارزشمند به صورت خودجوش در مردم به وجود آمده و در دوره بعد از مشروطیت نیز ادامه داشته است.

گروه فرهنگی آناج؛ انقلاب مشروطه رویداد عظیمی بود که در اواخر دوره قاجار به وقوع پیوست و اثرات دیرپایی را از نظر سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بر آن جامعه به جا گذاشت. این انقلاب را می‌توان نقطه عطفی در کل تاریخ این سرزمین به شمار آورد که طی آن مردم ستم‌دیده ایران، برای محدود کردن قدرت مطلقه شاهان به پا خواسته، استبداد را به زانو درآوردند و مشروطه را برقرار نمودند که در این جریان سهم آذربایجان، خصوصا تبریز تعیین کننده بود.

از اثرات اجتماعی این انقلاب که کمتر به آن توجه شده، شکل گیری و رشد جمعیت‌های خیریه با اهداف متعالی انجام امور عام المنفعه، کمک به همنوع و دستگیری از مستمندان و فقرا بخصوص در مواقع بروز بحران‌های سیاسی و اجتماعی آن زمان بود. در این مقاله تلاش شده، با نگرشی تازه، به این رویداد مهم تاریخی، قعالیت‌های اجتماعی مردم تبریز که منجر به شکل گیری جمعیت های خیریه متعددی در آن شهر شده بود، معرفی و مورد بررسی وافع گردد.

در دوره مشزوطیت در کلیه محلات تبریز، انجمن محلات تشکیل شده بود که در این انجمن‌ها، علاوه بر مسائل سیاسی، به امور اجتماعی، از جمله، انجام امور خیریه و عام‌المنفعه توجه نموده و از مستمندان محل خود، دستگیری می‌نمودند. حتی ارامنه تبریز نیز در آن زمان، انجمن امدادی ارامنه آذربایجان را تاسیس کرده بودند.

این توجه افراد خیر به امور خیریه در دوره استبداد محمدعلی شاه که تبریز درگیر جنگ بود و مدت یازده ماه در محاصره به سر می‌برد، واقعا برای مردم که از لحاظ آذوقه در مضیقه قرار گرفته و امراض ناشی از کمبود مواد غذایی بیداد می‌کرد، خیلی موثر واقع شد و در آن زمان، موسسه خیریه دارالعجزه و خیریه‌های دیگر به مقتضای زمان و نیاز جامعه آن روز با توجه یه ضعف دولت و دست به دست گشتن سریع قدرت، پا به عرصه وجود نهادند.

در دوره پهلوی اول با تاسیس جمعیت شیر و خورشید سرخ تبریز، به نگاه حمایت از زندانیان و انجمن خیریه و محلی لیل آباد، قعالیت‌های خیریه ادامه پیدا کرد، اما بعد از شهریور 1320.ش و اشغال خاک ایران توسط قوای بیگانه و نیز بعد از جریان حکومت پوشالی دموکرات‌های آذربایجان به سرکردگی پیشه‌وری توجه بیشتری از سوی دوبت و همچتیت روحانیون و نهادهای مذهبی به مردم شد که جهت آن نگرانی از نفوذ کمونیسم و اشائه مرام اشتراکی در منطقه بود و در واقع از سال 1326 و 1337 ه.ش به بعد جمعیت‌های خیریه زیادی در تبریز تاسیس شد که بیشتر آن‌ها ثبت شده و به صورت رسمی فعالیت می‌کردند.

پیشینه‌ای مختصر در مورد انجام امور خیریه در تبریز

منطقه آذربایجان و بخصوص شهر تبریز از قرن‌ها پیش شاهراه تجاری بین ایران و اروپا از طریق اسلامبول، قفقاز و پطرزبورگ بود. روی همین اصل تجار تبریزی هم از جنبه اعتقادی و ارتباط محکم با روحانیون و پیاده کردن سغارش بزرگان دین و هم بجهت ارتباط با کشورهای مختلف اروپایی از فعالیت‌های اجتماعی آن بیش از سایر هم میهنان آگاهی داشتند. این آگاهی باعث شده بود که در انقلاب مشروطه هرکدام از محله‌های تبریز، انجمن محلی و خیریه داشته باشند. این انجمن‌ها غیر رسمی و فصلی بود که بطور موقت در پاییز هر سال جهت تهیه زغال برای تامین سوخت زمستانی و تهیه پوشاک فقرا در مساجد و یا منازل اعضا و معتمدین محل تشکیل می‌شد.

پس از پایان دوره استبداد و رفع محاصره تبریزتوسط محمد علی شاه، آرامشی در اوضاع پدید آمد ولی بیکاری و کسادی بازار و رکود داد و ستد باعص شده بود که طبقات پایین سخت در مضیقه بیافتند. لذا عده‌ای از بازرگانان نوع‌دوست تبریزی با همکاری اجلال‌الملک نائب‌الایاله وقت، انجمنی در عمارت ایالتی تشکیل داده، جمعی را به عنوان هیات عامله خیریه انتخاب می‌نمایند که با جمع‌آوری اعانه در رفاه حال مستمندان معلول و یتیمان بی‌سرپرست بکوشند. این انجمن اولین اقدامی که جهت انجام امور خیریه و کمک به مستمندان می‌کند، تاسیس دارالعجزه در سال 1327ق می‌باشد که در آنجا عده‌ای از بینوایان و ئمعلولین بی‌سرپرست نگهداری می‌شدند.

با رسیدن خبر تاسیس دارالعجزه، انجمن‌های ایرانی در خارج از کشور، از جمله انجمن سعادت اسلامبول، انجمن مسائات قفقاز و مردم سایر شهرهای ایران، اعانه‌های فراوانی به دارالعجزه ارسال کردند. پس از آرامش اوضاع و بهبود وضعیت، مردم با شروع جنگ جهانی اول در سال 1332ق (1914 م) وضعیت روستائیان آذربایجان نیز در اثر فروش محصولات کشاورزی به روس‌ها که با آلمان درگیر جنگ بودند، خوب شده و فعالیت دارالعجزه راکد ماند.

نقش روحانیون در تقویت جمعیت‌های خیریه

روحانیت معظم همیشه در انجام امور خیریه و دستگیری از مستمندان در صف اول قرار داشته و مورد اعتماد تجار و مردم از یک طرف و دولت از یک طرف دیگر بوده است. به موجب احکام شرع رسیدگی به فقرا و مستمندان بخشی از وظایف شرعی روحانیت و مراجع تقلید محسوب می‌شود و روحانیون ضمن تقسیم خمس، زکات، سهم امام و سهم سادات در مصارف دینی بخشی از آن را با کسب مجوز از مجتهدین اعلم زمان، صرف امور خیریه می‌کنند.

از آنجایی که امور خیریه به لحاظ داشتن خواستگاه دینی و تایید و سفارش مذهب به‌گونه‌ای است که تحصیل رضا و قواب الهی به شکلی کاملا نهادینه شده مدنظر مرتبطین با آن می‌باشد، اثربخشی کاملا گسترده‌ای دارد. ئاقعه شهریئر 1320ش و جریان‌های پس از آن در دوره پیشه‌وری باعث شد که علمای تبریز به خاطر جلوگیری از رشد کمونیسم و مرام اشتراکی، تجار و مردم را تشویق نموده که جمعیت‌های خیریه را توسعه دهند. البته خود علما نیز در آن حمعیت‌ها بصورت فعال شرکت می‌کردند. 

نقش تجار

تجار در همه زمان‌ها، مخصوصا در دوره بین انقلاب مشروزه و انقلاب اسلامی، در زمینه امور خیریه و پرداخت کمک و اعانه پیشقدم بودند. این کار برای آن‌ها هم جنبه اعتقادی و هم جحنبه اعتباری داشت و حضور آن‌ها در انجمن‌های خیریه بیشتر پاسخ آنان به توقع و انتظار عمومی بود. 
تجار تبریز به جهت اعتقاد مذهبی قوی و ارتباط محکم با نهاد مذهبی در انجام امور خیریه پیشقدم بوده و با حضور خود در حرکت‌های اجتماعی و عام المنفعه با صرف مبالغ قابل توجع، در این راه نقش مهمی ایفا کرده و این حرکت را که در دوره مشروطیت در تبریز تشکیل شده بود، ادامه دادند.

جمعیت‌های رسمی

در اواخر جنگ جهانی اول، بجهت بروز قحطی جهانی که شهرهای ایران بخصوص تبریز نیز از آن متاثر شد و بر اثر گرسنگی و شیوع امراض ناشی از کمبود مواد غذایی و بیماری‌های عقونی که موجب مرگ عده زیادی از فقرا و اطفال مستمند گردید، نیکوکاران و سرمایه‌داران تبریز، دوباره دور هم جمع شده و با جمع‌آوری اعانه در اوایل محرم سال 1335ق دارالعجزه را تاسیس کردند و اساسنامه‌ای در هشت ماده برای آن تنظیم نمودند که در واقع اولین اساسنامه جمعیت‌های خیریه تبری بود. در سال 1299ش دارالجزه مخصوصا سالخوردگان و معلولین و دارالتربیه ویژه یتیمان بی‌سرپرست تاسیس شد.

در سال 1319ش اداره ثبت موسسات تبریز، به منظور ثبت موسسات و شرکا‌ها بر اساس قانون تجارت مصوب سال 1311ش تاسیس شد و اولین موسسه‌ای که ثبت کرد، موسسه پروشگاه و تیمارستان شهر تبریز (دارالجزه و دارالتربیه سابق) بود که با شماره (1) ثبت شد. این موسسه با اهداف کمک به بینوایان و یتیمان و دیوانگان شهر تبریز در محله دمشقیه بر اساس اساسنامه‌ای که در سی و دو ماده تنطیم شده بود، به کار خود ادامه داد. در سال 1351ش این موسسه دوباره اساسنامه خود را اصلاح نموده و به موسسه خیریه تبریز تغییر نام یافت.

از دیگر جمعیت‌های خیریه مردمی می‌توان به بنگاه حمایت از زندانیان تبریز اشاره کرد که در سال 1306ش با الگوبرداری از انجمن‌های خیریه‌‌ی دوره مشروطیت با هدف حمایت از خانواده‌های زندانیان تاسیس شده بود. مرحوح محمد نخحوانی با تاسیس این خیریه بارقه امید را در کومه سرد خانواده‌های زندانیان روشن نمود و با این تدبیر نگاه مردم را متوجه این قشر آسیب‌دیده اجتماعی نمود. این جمعیت در شهریور 1320 تعطیل شده و دوباره در سال 1344ش بصورت رسمی تاسیس گردید.

انجمن محلی و خیریه لیل‌آباد در سال 1308 با جمایت میرزاحسن واعظ و اهالی محله لیل‌آباد تاسیس شد. در ابتدا بصورت فصلی اقدام به کمک به مستمندان محله می‌کرد تا این که در سال 1334ش امور خیریه محله را تحت سازمان و تشکیلات منظمی درآورده و پس از تنظیم اساسنامه به ثبت رساندند. 

مجمع خیریه تبریز نیز در مهرماه 1322ش تاسیس شده و در تیرماه سال بعد به شماره (2) ثبت شد. این مجمع با اجازه شرعی حضرت آیت‌اله آقا سید ابوالحسن اصفهانی تشکیل شده بود و کلیه امور خیریه مجمع مطابق قوانین شرعی انجام می‌شد. هدف اصلی مجمه ایجاد کارگاه برای اشتغال افراد مستاصل و مستمند بود. اساسنامه این مجمع توسط علمای بزرگ تبریز تصدیق و مهر شده و تجار نیز آن را مضا نموده بودند.

جمعیت خیریه راسته کوچه در سال 1326ش در محله  راسته‌کوچه تبریز تاسیس شد. این جمعیت با اجازه کتبی مراجع تقلید تشکیل شده و آیت‌اله میرزا مهدی انگجی از موسسین آن بودند. این جمعیت با داشتن دبستان‌های حرفه‌ای مخصوصا پسران و دختران کمک‌های خوبی در آموزش دختران و پسران بی‌بضاعت نموده بودند.

جمعیت خیریه محله نوبر در سال 1326ش تاسیس شد و در سال 1331ش ثبت گردید. هدف این جمعیت در زمینه «تهیه وسائل تحصیل و آموزش صنعت برای اطفال یتیم و بی‌ بضاعت محله نوبر»، «تامین وسایل بهداشت برای بیماران بی‌پیز محله» و «اعطای مساعدت‌های نقدی و جنسی به مستمندان محله» متمرکز بود. این جمعیت شعبی تاسیس نموده، به نام هیئت‌های خیریه دارالایتام و هیئت خیریه عیادت از بیمار که این شعب فعالیت‌های خیریه‌ای در سطح یک جمعیت انجام می‌دادند. این جمعیت، همچنین در انجام ماموریت خود، در قسمت تحصیلی و صنعتی دو باب مدرسه پسرانه و دخترانه داشت. 

بنگاه نیکوکاری با هدف تاسیس بیمارستان و اداره امور آن و انجام امور خیریه توسط تعدادی از تجار در سال 1337ش در خیابان ششگلان تاسیس شد. 
جمعیت حمایت از معلولین: در خرداد ماه 1338ش بوسیله سرتیپ علی‌اصفر مهرداد سرپرست وقت شهربانی‌های آذربایجان . چند نفر از تجار و معتمدین سرشناس در دبستان کر و لال‌ها و نابینایان به‌منظور حمایت از معلولین (کر و لال و کور) و آموز و پرورش و تعلیم صنعت به آن‌ها تاسیس شد.

موسسه خیریه المهدی در سال 1350ش توسط تعدادی از تجار متعهد و خیر بازار تبریز با هدف انجام امور خیر و مفید و ترویج و نشر تعالیم اسلامی، کمک لازم در تاسیس و بهبود زنگی درماندگان و پرداخت وام بدون بهره به کسانی که وافعا نیازمند بودند، تاسیس گردید. پای بندی به قوانین اسلامی و پایبندی به مذهب شیعه دوازده امامی از اساس کار این موسسه بود.

موسسه خیریه حمایت از مستمندان تبریز در سال 1351ش به اهتمام عده‌ای از افراد متعهد و خیر تبریز با انگیزه جلوگیری از آبروریزی عده‌ای متکدی حرفه‌ای با دو هدف عمده «جلوگیری منطقی از تکدی و آبروریزی» و «جایگزین کردن کمک‌های معقول و مشروع و آبرومندانه» تاسیس شد. اولویت و تلاش این موسسه این بود که به انسان‌های عدالت‌هواه کمک کند که با انفاق خود، خلا میان افراد جامعه را پر کرده و جامعه را به حالت تعادل اقتصادی برسانند و به‌جای فقیرزدایی به فقرزدایی بپردازند.

انجمن امدادیه ارامنه آذرایجان بر اساس منابع ارمنی، از جمله وارتان دمیرپیان (1966م) در سال 1890 در تبریز تاسیس شد که این مطلب تاسیس خیریه در تبریز را به اواخر دوره ناصرالدین شاه می‌رساند. اما به هرحال این انجمن محدود به خود ارامنه تبریز بود. این انجمن از سال 1340ش به ثبت رسید و بطور رسمی با هدف بهبود وضع فرهنگ و امور خیریه، از قبیل کمک به شاگردان بی‌بضاعت در شهرها، مساعدت به مدارس و شاگردان مستمند روستایی در دهات و کمک به متضرران حوادث غیرمترقبه در شهر تبریز تاسیس گردید.

دستاوردی که ماندگار شد

بر اساس نظریه‌های جامعه‌شناسی انجام حرکت‌های خیرخواهانه به نفع جامعه در حقیقت عینی و شهودی احترام به جامعه است. یک جامعه هرچه از انسان‌های باشعور و خودیاب مملو گردیده باشد، حرکت آن جامعه و حریم انسان‌هایی که در آن زندگی می‌کنند، بیشتر مورد توجه و رعایت واقع شده و انسان‌ها در چنین جامعه‌ای از لذت نوع‌دوستی، نوع پروری و نوع گرایی لبریز گردیده و فرهنگ انسانیت و انسان‌سازی تار و پود آن جامعه را به هم خواهد تنید. 

چنین جامعه‌ای با شرایط بیان شده در پیش، دقیقا با جامعه مورد بررسی (شهر تبریز) مطابقت دارد. به این صورت که در تبریز بین انقلاب مشروطه و انقلاب اسلامی، با وجود شمار زیادی افراد خیر و نیکوکار، جامعه مورد بررسی به حد تعالی رسیده بود. افراد خیر تبریز با الهام از تعالیم عالی اسلام، انجام امر خیریه را تکلیف و وظیفه دینی و انسانی خود می‌دانستند و تلاش می‌کردند با ایجاد جمعیت‌های خیریه قبل از این که انجام این امر توسط دولت باشد، خود اقدام به این کار کرده و در انجام امور عام المنفعه و دست‌گیری از مستمندان از همدیگر سبقت می‌گرفتند که نتیجه این امور پیاده کردن قسز در جامعه بود و جامعه به حالت تعادل اقتصادی رسیده بود.

تبریز در دوره مورد بررسی در سایه وجود جمعیت‌های خیریه فراوان و فعالیت چشمگیر آنان، به شهری بدون گدا بدل شد و این از نتایج این اقدام مردم بود که با دادن اعانه جلوی تکدی گری را گرفتند.

تجربه جمعیت‌های خیریه تبریز از دوره مشروطه و ناشی از وقایع سیاسی و اجتماعی آن زمان شکل گرفته بود؛ این تجربه ارزشمند به صورت خودجوش در مردم به وجود آمده و در دوره بعد از مشروطیت نیز ادامه داشته است. در واقع جمعیت‌های خیریه تبریز را باید حاصل و دستاورد اجتماعی انقلاب مشروطه به حساب آورد.

انتهای پیام/

مقاله از: غلامرضا درکتانیان

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •