تکلیف خود را با
  • 1398/05/13 14:24
  • 111917
بمناسبت روز ملّی مشروطه؛

تکلیف خود را با "ستارخان" معلوم کنیم

ستارخان، قهرمان بزرگ ایرانیان است. اگر تکلیف ما با او معلوم نباشد می شود قهرمان تاریخی که دیگران بر مدار هویت‌خواهی خود می نویسند.

گروه سیاسی آناج/ مهدی نعلبندی؛ ستارخان یکی از قهرمانان مشروطه است که هنوز تکلیف گفتمان رسمی ما با این شخصیت بزرگ معلوم نیست. شخصیتی که قهرمان بود ولی قدیس نبود. یک قره داغی که در حوالی ورزقان به دنیا آمد و در تبریز اسب می فروخت و شد قهرمان مدافع مشروطه و قبرش در شاه عبدالعظیم ری است.

شیخی بود و مرجع تقلیدش میرزا علی ثقه الاسلام. ایراندوست بود و وقتی عازم تهران شد تا پای روس به تبریز نرسد، گفت که می رود پیش پدر تاجدار که مصالحه کند. اسماعیل امیرخیزی درباره اش نوشته؛ "امیرخیزی‌ها دوستش داشتند و اهالی دوه چی میانه‌ای با او نداشتند. بماند که در دوه چی به او و باقر چه می‌گفتند."

روزهای غریبی بوده روزهای مشروطه و محاصره تبریز و جنگ مشروطه. روزهای سردی بود. عکسهای روزهای مشروطه همه اش پرتره دسته جمعی مجاهدان نیست. عکس‌هایی هست که پر است از روده های ریخته از شکم و جنازه های رها شده در کاروانسراها. و ستارخان قهرمانی از تبریز است که در تاریخ ایران ماند. حتی مشهورتر و ماندگارتر از مرحع تقلیدش که بعدترها شد شهید استقلال وطن و حلقه دار از قفا گردنش را فشرد. 

ما هنوز نتوانسته ایم به قهرمانانمان نزدیک شویم. یا خواسته ایم به زور قلم و گفتمان رسمی از ایشان قدیس بسازیم یا بالکل صفحات مربوط به ایشان را از تاریخ پاره کنیم‌ و منکرشان شویم. ستارخان، قهرمان بزرگ ایرانیان است. اگر تکلیف ما با او معلوم نباشد می شود قهرمان تاریخی که دیگران بر مدار هویت‌خواهی خود می نویسند و برایشان اصلا مهم نیست که ستارخان اهل نماز شب بوده یا بالکل نماز نمی خوانده، ریش داشته یا نداشته، شیخی بوده یا بالا سری، به دستش برنو بود یا ماوزر.

برای آنان همین که ستارخان ترکی حرف می زده و در تبریز تفنگ دست گرفته و تیری در کرده کافیست و همین مقدار از ستارخان، کارشان را راه می اندازد. و این بی انصافی است. ستارخان در آن روزگار سرد و استخوان‌سوز برای امروز ما جنگیده و بی انصافی‌است امروز رهایش کنیم و وانهیمش به دیگران.

ستارخان قهرمان ماست. سردار ملی ما. و همرزمش، باقرخانِ باغشمالی که مشربش بالاسری است و متفاوت از ستار، اما دست در دست ستار گذاشت برای استقلال وطن و دفع استبداد شاهی که شاه ایران بود و تبعه روس. و آخرالامر گریخت به بلاد روس. و همین روس بود که وقتی ستار و باقر در تبریز نبودند، ثقه الاسلام و هشت تن دیگر را در عساکرش به دار آویخت و هنوز دلش خون بود که میرزا علی، شیخ الاسلامی قفقاز را از او نپذیرفت و دست رد به سینه اش زد تا ایران، ایران بماند و نشود ماورای قفقاز و روسهایی که تحفه شان تیفوس بود و سوزاک، ایران را بر خریطه های جغرافیایی زاقافقازیا خطاب نکنند.

و چه ایراندوست بوده و هست آذربایجان. و چه غیرت و تعصبی کشیده و می کشد تبریز برای طهران‌. و تهران..‌.  بگذرم‌. 
کج بنشینیم و راست بگوییم: تاریخ نمی دانیم!
هر که تاریخ جایی را نوشت، آن سرزمین را بر سطرها فتح کرده همانسان که غرب، شرق را ابتدا بر سطرها به هیئت دارالمجانینی درآورد و مال خود کرد تا به دست شرقی ها فتحش کند. و کرد. 
مخلص کلام این که؛
ستارخان قره داغی بخشی از تاریخ ایران است. در خانه اگر کس است یک حرف بس است.

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظرات مخاطبان
  • محمد
    پاسخ ۱۳۹۸/۰۵/۱۳ - ۱۵:۱۱
    البته شنیدم ستارخان دست راستی به نام باباخان اردبیلی داشته.باقرخان وباباخان دوبازوی وی محسوب میشدند.
    5 + 0 -
  • آدسیز
    پاسخ ۱۳۹۸/۰۵/۱۳ - ۲۲:۱۱
    اصلا باور کنیم که در حق بزرگمردی چون ستارخان قره داغی ظلم شده است برای فلان بازیکن فوتبال مقبره ساخته شده اما قبر ساده ستارخان تو شاه عبدالعظیم خاک میخورد! مد شده هر کسی میره برای عکس گرفتن با مقبره ستارخان زود انگ پانترک بهش میزنن واقعا این وضع فرهنگی داغونه داغون! چرا یان همه تبعیض بر علیه تورک ها؟! چرا؟!!!!
    0 + 0 -
نظر شما
  • 2
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •