خصوصی‌سازی سرمایه‌محور جایگزین فردمحور/ چرا مقابله با پدیده خصوصی‌خواری دشوار است؟
  • 1398/05/06 11:36
  • 111793
نگاهی به تاریخچه سرمایه‌داری در جهان؛

خصوصی‌سازی سرمایه‌محور جایگزین فردمحور/ چرا مقابله با پدیده خصوصی‌خواری دشوار است؟

شنیده‌هایی وجود دارد که برخی واحدها به عمد ضرر ده می‌شوند تا سرمایه‌داران بتوانند با شکاندن قیمت واقعی، واحد تولیدی را به بهای ناچیزی خریداری کنند!

گروه سیاسی آناج/ وهاب حسنی؛ این روزها شاهد اخباری هستیم از ایراد اتهام به جریان مطالبه‌گر دانشجویی در دانشگاه صنعتی سهند و حتی بنا بر برخی اخبار غیر رسمی حکم جلب نیز صادر شده است که باید منتظر تایید خبرماند.

در این مقاله سعی شده با تبار شناسی پدیده خصوصی سازی در اقتصاد معمول دنیا من جمله ایران این نکته را یادآور شویم که جریان مطالبه‌گری شکل گرفته در دانشجوی انقلابی آتش به اختیار مبتنی بر یک منطق بسیار مستحکم و قابل دفاع است که می تواند در هر مناظره ای از این منطق دفاع شود. لذا سعی شده تا در این نوشته به تبار شناسی فشرده خصوصی سازی با تعریف مرسوم بپردازیم و اثبات کنیم که ریشه مشکلات معیشتی مردم دقیقا اینجاست!

عموما در اقتصاد امروز حاکم در دنیا از جمله ایران وقتی نامی از خصوصی سازی برده می شود به معنای واگذاری تصمیم سازی و تصمیم گیری اقتصاد به مردم نیست، بلکه به معنای واگذاری اقتصاد به سرمایه‌دارانی است که حتی مشخص نیست که چگونه توانسته‌اند این میزان از ثروت را انباشت کنند.

این مفهوم از خصوصی سازی دقیقا مخالف با اصل 44 قانون اساسی و منویات امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری مبنی بر واگذاری واقعی اقتصاد به مردم است و نه سرمایه‌داران!

اما باید بدانیم که سرمایه داری یک پدیده بسیار پیچیده و عمیق است که از قرن 15 میلادی شروع شده و تاکنون ادامه دارد. بررسی کتب تاریخی اروپائیان نشان می‌دهد که غارت شهرهای بندری کشورهای ضعیف‌تر و استفاده از امتیازات بازرگانی شهرهای بندری ثروت هنگفتی را نصیب کشورهای استعمارگر کرد.

به مرور زمان طمع بیشتر سرمایه داران برای کسب سود بیشتر منجر به گسترش دامنه سوداگری اقتصادی شان شد و با کشف قاره آمریکا، بازرگانی بین قاره جدید و اروپا رونق گرفت. ایجاد انقلاب صنعتی نیز سرمایه بیشتری را برای سرمایه داران به ارمغان آورد.

یعنی بازرگانان اروپایی علی الخصوص انگلیسی ها با آوردن مواد اولیه از آمریکا به اروپا و تبدیل مواد اولیه به محصولات فراوری شده در کارخانه های بزرگ ایجاد شده در انقلاب صنعتی سرمایه عظیمی را به جیب زدند. این را نیز باید در نظر گرفت که استخراج کننده مواد اولیه برای اروپایی ها نیروی کار آفریقایی بود که رایگان کار می کرد(دوران سیاه برده داری)!

برده داری یکی از تجارت های پر سود آن دوران بود. آنقدر پر سود که نام برخی از اندیشمندان غربی نیز در این تجارت پر سود به چشم می خورد! جان لاک (نظریه پرداز لیبرالیسم). خوب است بدانیم که طبق گفته های مورخین غربی چند میلیون بومی قاره آمریکا توسط اروپایی ها قتل عام شدند.

یکبار دیگر مرور کنیم: نیروی کار رایگان+ مواد اولیه غارت شده+ انقلاب صنعتی و فراوری محصولات= انباشت سرمایه بسیار عظیم 

بخشی از این ثروت انباشته شده در قالب وام ها به کشورهای ضعیف تر داده شد. چیزی که امروز به آن سرمایه گذاری خارجی می گویند! چون هم وجهه خوبی برای وام دهنده به ارمغان می آورد و هم باعث می شود سرمایه راکد نماند و علاوه بر اصل وام بهره های زیادی را نیز برای سرمایه داران به همراه داشته باشد.

از طرفی طبقه ای ابر سرمایه دار در دنیا شکل گرفت که این طبقه به مرور زمان شرکت های چند ملیتی را تأسیس کردند تا بتوانند به راحتی در هر نقطه از جهان به سوداگری اقتصادی بپردازند ولی یادمان نرود که این طبقه هم اکنون سرمایه عظیمی را انباشت کرده و می تواند در اقتصاد کشورها در شرایط نا برابر رقابت بکند.

دقیقا بر خلاف نظریه بازار آزاد آدام اسمیت (پدر اقتصاد) که دولت ها را به عدم ورود به اقتصاد توصیه می کند. در حالی که فعال واقعی اقتصاد نمی تواند با ابر سرمایه دار شکل گرفته رقابتی عادلانه داشته باشد. حال این طبقه برای بسط سلطه خود سعی می کند یک طبقه همسو با خود را در اقتصاد کشورها ایجاد کند تا بتواند اهداف سوداگری اقتصادی را بیش از پیش محقق کند.

جان پرکینز در کتاب اعترافات یک جنایتکار اقتصادی به خوبی برخی از این مصادیق را عنوان کرده است. مثلا در یکی از کشورهای آمریکای لاتین، دولت وامی را از نهادهای بین المللی اقتصادی دریافت می کند و برای راه اندازی یک سد این پول به یک شرکت چند ملیتی داده می شود.

یعنی پول از یک جیب نظام سلطه به جیب دیگر رفته است! از طرفی تاسیس سد باعث شده تا زمین های کشاورزی پشت سد و پایین دست از بین برود. یعنی نیروی مولد آن کشور شغل خود را از دست می دهد و تبدیل به هزینه اجتماعی برای آن کشور می شود. تاسف بارتر اینکه آب پشت سد نیز غالبا به کارخانه هایی داده می شود که جز طبقات غربگرا محسوب می شوند و چون این کارخانه دارها نیازمند فناوری چند ملیتی ها هستند، تا آنجایی رشد می کنند که ابر سرمایه داران اجازه دهند.

حال اینکه اقتصاد فعلی سعی می کند که اسم این تولید کننده را بخش خصوصی عنوان کند. بدیهی است که روی صحبت این مقاله با بخش سالم اقتصادی در حوزه تولید نیست و سرمایه دارانی که غیر شفاف صاحب ثروت شدند و منافع خود را به منافع عمومی ترجیح می دهند هدف این مقاله هستند.

کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست و متاسفانه شاهدیم که جریان نقدینگی، امکانات تولید، فرصت های اقتصادی و تسهیلات در اختیار یک طبقه خاص قرار گرفته که منافع خود را به هر چیزی ترجیح می دهد. اقتصاد مولد ما که در دوران ملی شدن صنعت نفت و عدم صادر کردن حتی یک قطره نفت، رشد مثبت داشت، در یک فرایند چند ساله تبدیل به کشوری مصرف گرا شد که صنعتش وابسته به واردات ماشین آلات خارجی شد.

در حالی که ما صادر کننده عمده ابریشم بودیم! یعنی از نقطه شروع تا دستگاه های ایجاد نخ ابریشم در داخل تولید می شد. بدین صورت یک طبقه سرمایه دار خاص در کشور ایجاد شد که یا دلالی می کنند و یا تولیدشان وابسته به ماشین و فناوری خارجی ها است.

متاسفانه شاهدیم که خصوصی سازی یا تبدیل به یک فرایند غیرشفاف در کشور شده که سرمایه داری به بهای ناچیز امکانات یک کارخانه را می خرد و با فروش زمین و دستگاه ها، شیرازه تولید را در کشور فرو می ریزد تا مبادا تولید در ایران پا بگیرد و پیشرفت ایران مبتنی بر یک اقتصاد درون زا و برونگر شود و یا تبدیل به فرایندی برای رفع دیون دولت ها شده است.

یعنی دولت ها در عوض بدهی خود به بانک ها و غیره، کارخانه های تولیدی را واگذار می کنند در صورتیکه آن مجموعه تخصص اداره کارخانه را ندارد و در یک بازه زمانی کوتاه کارخانه از رونق خارج و بعضا تعطیل می شود. بماند که بعضا شنیده هایی نیز وجود دارد که برخی واحد ها به عمد ضرر ده می شوند تا سرمایه داران بتواند با شکاندن قیمت واقعی، واحد تولیدی را به بهای ناچیزی خریداری کنند!

تبریک می گوییم به برادران عزیز در بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی سهند تبریز که این روزها در حال دادن هزینه های این عدالت خواهی و مطالبه گری هستند. مطالبه گری که تحسین مقام معظم رهبری و کارگران را به دنبال داشت ولی امروز با انواع اتهامات در رده های میانی دست و پنجه نرم می کنند.

عجیب نیست! این پدیده شوم حدود چند قرن پشتوانه دارد و باید بدانیم اگر جریان عدالت خواهی که امروز در بسیج دانشجویی دانشگاه سهند تجلی کرده، ذبح گردد، قطعا جریان های دیگر نیز درآینده کاری سخت تر خواهند داشت. لذا نباید امروز این جریان تنها بماند!

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •