بغض فروخفته‌‌ی
  • 1398/04/29 14:50
  • 110603
گزارش آناج از گنجینه‌ی مغفول مانده در آذربایجان؛

بغض فروخفته‌‌ی "حیله‌ور" در آنسوی کندوان

معمولا گردشگران تاریخی، آذربایجان شرقی را با ائل گلی و رصد خانه مراغه و آسیاب خرابه میشناسند اما کم نیستند مناطق ارزشمندی که با بی مهری تمام مواجه شده و به باد فراموشی سپرده شده اند.

گروه اجتماعی آناج؛ در اطراف روستای کندوان تعاریفی در مورد روستای عجیب و تاریخی که گفته می شود سکونتگاه آدم کتوله ها بوده به گوش می رسید. بارها از آن مسیر عبور کردم ولی نشانه ای از روستایی که عجیب به نظر برسد مشاهده نکردم. اطلاعات رسانه ای و اینترنتی هم خیلی محدود بود. این بار اما علاقه پیدا کردم حتما سری به آنجا بزنم.

شاید دیدن مجدد روستای تاریخی با خانه های کله قندی که دست اندازی مردم و مسئولین باعث شده حالت بکر بودنش را از دست بدهد، وسط هفته آنچنان جذابیت ندارد. 

سفر به کندوان بهانه ای جز دیدن روستای حیله ور نداشت. همان روستایی که بارها تعریفش را شنیده اما از نزدیک ندیده بودم. مسیر 10، 20 کیلومتری اسکو تا کندوان را چشمم به اطراف جاده بود اما ورودی کندوان رسیدیم و چیزی ندیدم.

چند ساعتی آنجا بودیم و چرخی زدیم ولی مدام در پی همان روستا بودم. از دستفروشان کندوان پرسیدم نمی شناختند. هنگام پرس و جو، توجه تعدادی از مسافران را جلب کردم. وقتی توضیحاتم را شنیدند علاقه مند شدند که حیله ور را ببینند. 

پیرمرد 60، 70 ساله ای جلوی مغازه اش نشسته بود. از او در مورد روستای تاریخی حیله ور سوال کردیم. با دستش به سمت مسیر اسکو اشاره کرد و گفت" بیاز قاباخلیخدا" (کمی جلو تر) مرد جوانی که داخل مغازه بود، جلوتر آمد و آدرس کامل تر داد. گفت حدود دو، سه کیلومتری که جلوتر رفتید دست چپ جاده ساختمان نیمه کاره ای است. روبروی همان ساختمان روستای حیله ور است.

راه افتادیم، راست می گفت بیشتر از سه کیلومتر نمی شد. ساختمان نیمه کاره ای که بیشتر شبیه فروشگاه و شاید هم غذاخوری و مجتمع رفاهی بود را رویت کردیم. طرف مقابل جاده اما چیز خاصی به غیر از بساط عسل فروشی دیده نمی شد.

با تردید ایستادیم و پیاده شدیم. شانه خاکی جاده فرصت توقف بیش از یکی، دو خودرو را نداشت، از جاده عبور کردیم و خودمان را به طرف مقابل جاده رساندیم. سراغ چادر عسل فروش که تنها نفر حاضر در همان منطقه بود رفتیم. جوان بیست و شش، هفت ساله زیر سایه چادر کوچکش پاروی پا انداخته و نشسته بود. گویی او هم با نگاهش ما را دنبال می کرد. تا خواستیم سوالی کنیم او پیش دستی کرد و عسلهایش را برایمان تبلیغ و تعارف کرد، عسل گون، کوهی و ... همین طور می شمرد. جوان محجوبی که مشخص بود امروز نتوانسته کاسبی داشته باشد و چیزی دشت کند. سراغ روستای حیله ور را از او گرفتیم سرش را نچرخاند و همین طور دستش را بالا برد و با انگشت شستش به پشت سرش اشاره کرد. گفت همینجاست. تشکری کردیم و سمت انگشتش که نشان می داد راه افتادیم.

کوه کوچکی که سخره های رسوبی جالی داشت درست پشت سرش نمایان بود فاصله تا بالای کوه شاید کمنر از 300 متر می شد اما روستایی دیده نمی شد. تنها بعضی جاها زنجیره سنگ ها که با سیمان به هم دوخته شده نمایان بودند و جلب توجه می کردند. 

سمت همان سنگ ها رفتیم. سنگ ها که سیمان کشی شده بودند ورودی غارچه هایی بود که مشخص می کرد چند سالیست کار شده اند. اما هرچه که بود زیاد توی ذوق می زد و آن حالت طبیعی و بکر منطقه را به هم زده بود اما داخل غار های کم ارتفاع واقعا دیدنی بود.

 

غارهای سنگی تنیده شده در هم که البته می گفت، زور بازوی انسان قدیم آن را به این شکل در آورده. هر مجموعه حال و اتاق های جداگانه و سرداب مشخصی داشت. درب و پنجره های زیبا و روشنایی هایی که برای اتاق ها ایجاد شده بود. برخی دالان ها تاریک و گرم تر بودند و مشخصا برای دام و احشام مورد استفاده قرار می گرفت. زیبایی منحصر به فرد که تاریخ پر حادثه و پر اتفاق را به ذهن متبادر می کرد ساعتها مجذوبمان کرد. 

یرخی غارچه ها و بهتر بگوییم خانه های روستایی قدیم به غیر از ورودی ها که سیمان کاری بدسلیقه ای داشت، همان طور بکر مانده بود. اما برخی خانه ها که دالان های بزرگتری داشت شرایط نامساعدی داشتند. بوی تعفن و کف اتاق ها نشان می داد که خانه های تاریخی تبدیل به طویله های موقت شده اند و روستاییان اطراف دام و گوسفند خود را آنجا نگهداری کرده اند.

خانه هایی که در دل کوه ساخته شده و از بیرون هم مشخص نبودند بهترین مکان برای نگهداری دام هستند. کاملا کم خرج و اقتصادی اما غافل از اینکه تاریخ چند هزار ساله در همین مکان نهفته است.

بعد از چند ساعت گشت و گذار در منطقه بکر و قدیمی حیله ور کم کم از کوه پایین آمدیم. باد ملایمی می وزید و گرمای آفتاب هم شدتش کم تر شده بود همان جوان عسل فروش که در ابتدا آدرس حیله ور را از او گرفته بودیم بیرون چادر آمده بود. گفت کمتر کسی وسط هفته سراغ اینجا را می گیرد، چه عجب آمده اید. 

دقایقی با او هم صحبت شدیم. جوان خوش صحبتی بود و اطلاعات خوبیی از منطقه داشت. خودش را نمازی معرفی کرد.

در خصوص تاریخچه این روستای تاریخی از او پرسیدیم، می گوید: این خانه ها آنطور که بزرگان روستا به ما گفته اند به دروان قبل از اسلام مربوط می شوند. بعضی ها می گویند مربوط به 7 هزار سال پیش است و عده ای هم معتقدند قدمت بیشتری داشته. حتی از بزرگان شنیده ایم که آن زمان تبریز و کندوان به این شکل وجود نداشتند اما روستای حیله ور و این خانه ها بودند.

نمازی در مورد زندگی آدم کوتوله ها در این خانه ها هم نظر متفاوتی داشت. او بیان می کند: مطلق نمی توان گفت و کسی هم نمی گوید که آدم کوتوله ها در اینجا ساکن بودند. این شائبه به خاطر سقف های کوتاه و کم ارتفاع خانه ها است. البته این احتمال هم می رود که سقف کوتاه خانه ها دلیل دیگری همچون گرم کردن راحت خانه ها در زمستان داشته باشد. وآنگونه که من شنیدم این روستا در اثر حمله مغول ها از بین رفته است . البته عده ای هم می گویند موغول ها نتوانستند وارد روستا شوند.

او به بی مهری مسئولین نسبت به این منطقه اشاره می کند و می گوید، کسی سراغ این مکان تاریخی نمی آید و روستای تاریخی به حال خود رها شده است. شاید حیله ور اگر در اصفهان و یزد بود مسئولین آن شهر ها حیله ور را تبدیل به یک قطب منطقه تاریخی کرده بودند. میراث فرهنگی هر از چندگاهی به اینجا سری می زند اما میراث حضور همیشگی نداشته و شاید هم من ندیده ام 

نمازی راست می گفت حیله گر شانس نیاورده که افتاده استان و شهر ما، شاید اگر دست استان دیگری بود شرایط متفاوتی را تجربه می کرد.

معمولا هر گردشگر و مسافری که به استان آذربایجان شرقی سفر کند سراغ ائل گلی، روستای کندوان ، رصدخانه مراغه ، قلعه بابک و آسیاب خرابه و ... را خواهد گرفت. درحالیکه آذربایجان شرقی بسیاری از بناهای تاریخی و دیدنی همچون حیله ور را در اختیار دارد که با بی مهری مسئولان به حال خود رها شده و نامی از آنها برده نمی شود. بناهای تاریخی می تواند صنعت گردشگری استان آذربایجان شرقی را با تحولی بزرگ و عظیمی روبرو کند و صنعت توریسم استان را رونق بخشد. صنعتی که امروز در کنار سود و ارز آوری می تواند مشکل بیکاری یک منطقه و شهر را رفع کند.

منطقه غرب تبریز به خاطر تعدد و قرابتی که مناطق و آثار تاریخی همچون مسجد جامع اسکو، کندوان، درخت چنار اسکو ، روستای  حیله ور، کارونسرای صفوی وبرج کبوتران و ... در اسکو و خسروشاه دارند می تواند به قطب گردشگری استان و حتی کشور تبدیل شود. مسئله ای که ظاهخرا برای مسئولین موضوعیت پیدا نکرده است.

انتهای پیام/

گزارش از: حمید شیرازی

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظرات مخاطبان
  • مهدی
    پاسخ ۱۳۹۸/۰۵/۱۲ - ۱۴:۴۴
    آقایان شما از این روستا صحبت میکنید هفته قبل با یکی از فامیل ها به خود کندوان رفتیم اوضاع خراب بود و شرمنده شدیم. تمامی خانه ها تبدیل به دکان خواربار شده اند و درها همگی عوض شده و برخی از خانه ها فروریخته اند... از چند نفر از اهالی پرسیدم گفتن که میراث فرهنگی نمیرسد و برخی از اهالی نیز درها را آلومینیومی و آهنی کرده اند و بیشتر اهالی خانه ها را به خواربارفروشی تبدیل کرده اند.... متاسفانه مدیرکل میراث فرهنگی سرش در کارهای اقتصادی و رانت خواری گرم است و جالب است که خود ادعای فرهنگ دوستی دارد.... لطفا آناج رسیدگی و یک گزارش گرفته و با مدیرکل میراث فرهنگی نیز مصاحبه ای نماید.
    0 + 0 -
نظر شما
  • 1
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •