روز حجاب گذشت؛ اکنون چه باید کرد؟
  • 1398/04/24 14:07
  • 110590
یادداشت وارده؛

روز حجاب گذشت؛ اکنون چه باید کرد؟

برخورد شعاری یا سلبی با مساله اگر نتیجه ای در برداشت بطور حتم در این سالها نمایان شده بود.

گروه سیاسی آناج/ سجاد حسین‌زاده؛ ما ایرانی ها خدای گرامی داشت مناسبت هاییم، یعنی اصلا مناسبت محوریم و این در نگاه اول و در بسیاری موارد بدنیست اما نگاه مناسبتی و گرامی داشت به مسائل فرهنگی مرضی است که مدیران فرهنگی و اجتماعی جامعه ی دیروز و امروز ایران بدان مبتلا هستند و افکار عمومی خود نیز به این مساله عادت کرده است.

وقتی مخاطب می بیند به یکباره به یک مساله فرهنگی و اجتماعی در یک بازه زمانی پرداخته می شود، حتی اگر عنوان مناسبت را نداند به این یقین می رسد که از برای گرامی داشت، این همه پرداخت صورت می گیرد و با گذشت زمان مناسبت، هیاهوی تبلیغاتی می خوابد تا سال بعد، مساله ی(البته بعدتر می گویم مساله است یا نامساله) حجاب نیز مقوله ای است که به سرنوشت گرامی داشتِ مناسبتی دچار شده و این نگاشته برای شنبه ی بعد از این گرامی داشت نوشته شده است.

برخی حجاب را مساله می دانند و برخی دیگر نامساله، طیفی حجاب را از باب مخالفت با حجاب اجباری و موج سواری سیاسی تبدیل می کنند به مساله ی اول افکار عمومی و تو گویی که مردم دیگر هیچ مشکلی ندارند و تنها مطالبه شان تعیین تکلیف در خصوص نوع و رعایت حجاب است و لاغیر، این طیف فکری و سیاسی هر زمان که در میدان عمل به وعده، دچار کم و کاست می شوند و یا به هنگام انتخابات و خالی بودن سبد رای خود سعی می کنند با عملیات انحراف افکار عمومی و مساله سازی حجاب را مساله کنند و در مقابل، طیف فکری که نسبت به حجاب و عفاف دغدغه دارد به جای برنامه ریزی اساسی و تولید محتوای فکری جهت قانع کردن افراد در خصوص حکم عقلی و شرعی حجاب(برای زن و مرد) به واکنش و بازی در میدان طراحی شده از سوی غرب و جیره خواران داخلی مشغول می شود و ناخودآگاه همان می شود که لیبرال جماعت می خواهند و این می شود که حجاب می شود مساله شماره یک!

دیگرانی نیز در واکنش به این جریان، حجاب را نامساله می دانند و اجرای عدالت و کاهش شکاف طبقاتی را اولویت اساسی یک حکومت دینی می دانند که بعدها با اجرای عدالت مردم به احکام دینی روی آور شوند، در نگاه اول اولویت بودن اجرای عدالت و مبارزه با فساد و تبعیض قابل قبول است اما آیا این منجر به این نمی شود که ما تنها به دنبال اجرای عدالت باشیم و باز ناکارآمدی فرهنگی خود را به حاشیه برانیم ، نرم افزار فرهنگی ما بعد از چهل سال در نظر من نگارنده وجود ندارد و در نظر برخی دیگردچار اختلال است و در اصل گفتمان دینی ما در مواجهه با نسل های جدید بروزرسانی نشده و با زبان هنر و رسانه( یعنی زبانی که تفکرهای مادی اصول و محتوای خود را تبلیغ می کنند) تبلیغ نشده، چگونه می توان انتظار داشت که حتی بعد از اجرای عدالت باز حجاب و عفاف پاشنه آشیل سقوط جامعه ایرانی نباشد. در پروژه غرب، حجاب یک امر ظاهریست که باید کنار گذاشته شود تا مسیر شهوترانی بازتر شده و جامعه ایرانی اندلس گونه شود و این مساله ای نیست که کتمان کرد و بارها همین ادبیات از سوی طراحان پروژه بی بند و بار کردن جامعه ایرانی آشکارا بیان شده است.

حجاب مساله شماره یک نیست اما نامساله هم نیست، بروزآوری گفتمان دینی و ترویج آن وظیفه حکومت دینی و بالاخص حوزه های علمیه و آموزش و پرورش تهی از راهبرد ترویج دین است! روزگاری اگر عدالت اجرا شد و رفاه نسبی برای همگان فراهم آمد چه تضمینی وجود دارد که جامعه ایرانی همچنان دچار هجمه شبهات فکری نباشد، پس هیچ کدام بر دیگر اولویت ندارند و باید هر کدام در جای خود پیگیری شود البته باید متوجه بود که حجاب را برای انحراف افکار عمومی از اجرای عدالت علم نکنند!

اما چند نکته برای شنبه‌ی بعد از گرامی داشت مناسبتی؛
یکم اینکه تاکنون هیچ کار پژوهشی راه حل محور در زمینه حجاب و و عفاف انجام نشده است و حتی پژوهش های انجام شده نشان می دهد که درصد بالایی از مردم این حکم دینی را قبول دارند، اما چه می شود که ظاهر اجتماعی ایرانیان امروز نشانگر این مساله نیست، پس باید تعریف کرد منظور از حجاب چیست و در ادامه باید علل گریز نسل جدید را از حجاب جویا شد و در نهایت برای هر جغرافیای اجتماعی برنامه ی مدون فرهنگی و اجتماعی ارایه و اجرا کرد و الا برخورد شعاری یا سلبی با مساله اگر نتیجه ای در برداشت بطور حتم در این سالها نمایان شده بود.

دوم اینکه ترویج و ارایه یک سبک زندگی نیازمند کار فکری و علمی و استفاده از روش های نو و هنرمندانه است، بطوری که مخاطب ارایه محتوا از سوی یک تفکر را نه به عنوان دستور که بعنوان پیشنهاد خیرخواهانه و عاقلانه قلمداد کند، هیچ وقت نشنیدم مدیری بگوید برای ترویج حجاب و عفاف سفارش صد کتاب داستان و رمان و ... داده ایم برای رده های سنی مختلف، فیلم و سریال و ... هم همینطور...باید برای تفکر خود محتوا داشت، تولید محصول فرهنگی کرد و در یک کلام پول خرج کرد، همان مساله ای که غرب برای سبک زندگی مورد نظر خود انجام می دهد و ما غافلیم، البته بماند که اکثریت مدیران فرهنگی ما لیبرال مسلک هستند و پول بیت المال را دانسته یا نادانسته خرج ترویج سبک زندگی غربی می کنند!

سوم و آخر اینکه حوزه های علمیه باید در رفتار سنتی خود تجدید نظر کنند و رابطه خود با نسل جدید ترمیم و از طرفی دیگر گفتمان و محتوای دینی بروز را با ابزارهای جدید ارایه کنند و از طرفی دیگر همین گفتمان بروز می باید آموزش و پرورش را پشتیبانی و تربیت کند، معلمی که خود نسبت به احکام دینی التزام ندارد چگونه می تواند فرهنگ دینی را به دانش آموزِ مدرسه ی جمهوری اسلامی معرفی کند و خود الگوی عملی او باشد، این را نگفتم که برخی بگویند قوانین گزینش باید سخت تر و تندتر شود و یا معلمان را گزینش مجدد کنند، این را از این باب گفتم که باید نسل جدید از معلمان را با محتوای بروز گزینش و تربیت کرد شاید 30 سال بعد تغییری در این وضع ایجاد شود.

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •