گنجشگ را جای قناری قالب میکنند!
  • 1398/04/13 12:45
  • 110390
جوانان؛ چالشِ خود مجتهد پنداران (بخش دوم)

گنجشگ را جای قناری قالب میکنند!

تا روش اصلاح نشود و قبیله گرایی و منفعت طلبی شخصی به نام مصلحت بتازد، آش همین آش است و کاسه همان کاسه.

گروه سیاسی آناج/سجاد حسین‌زاده: در ادامه یادداشت "جوانان؛ چالش خود مجتهدپنداران" که با هدف شرح وضعیت بدنه اجتماعی جریان‌ساز در انتخابات آتی نوشته شد، شماره دوم این سری یادداشت را از این باب که شاید برخی ارتباط مصداقی با نوشته برقرار نکنند و برخی در ذهن، خود را مبرا بدانند از رفتار انحصارگرایانه با جوانان، سعی می شود کمابیش و البته با رعایت مصالحِ نه چندان دلچسب، چگونگی این رفتارها در سابق شرح داده شود تا شاید عبرتی باشد برای امروز و فردا.

قصه از اینجا شروع می شود که برخی خود را محور می دانند و باقی را طفیلی خود، یعنی فلان آقا می گوید من سر لیست و باقی اینهایی که من صلاح میدانم، به زعم خود مهندسی لیست می کند و با فرضیه "سه قوی و سه ضعیف" می خواهد به مصاف جناح رقیب برود، حال اینکه در این میان معیار ضعیف و قوی مشخص نیست و اصلا براساس کدامین استدلال عقلی می باید لیست یک جناح به دوقسمت قوی و ضعیف تقسیم شود، مگر نه این است که هر تفکر سیاسی می باید بهترین نفرات خود که دارای مقبولیت اجتماعی نیز باشند را وارد میدان انتخابات کند؟!

پس چنین رفتاری جز برای این نیست که فرد یا افراد انحصارگرا طیف اجتماعی خود را مجبور کنند که به ایشان رای دهند، چرا و چگونه؟ زیرا که بهتر او را در میدان نمی بینند و بهتر از او (اگر باشد) با مهندسی لیست حذف شده است و همگان باید تسلیم این مهندسی انحصارگرایانه باشند! دقیقا با همین مهندسی افراد ضعیف وارد لیست می شوند و این نوع تصمیم موجب سرخوردگی بدنه جریانساز می شود، چرا که تبلیغ کننده یا سمپات یک جریان فکری چگونه می تواند افرادی را تبلیغ کند که خود به ضعف آنان واقف است، مگر می شود انسانِ آگاه خود را به ندانستن و نفهمیدن بزند و یا خدای نکرده در برابر مردمی که میخواهد آنان را نسبت به کارآمدی تفکر خود قانع کند، دروغ بگوید و به قول  ضرب المثل زبان مادری، گنجشگ را جای قناری قالب کند!

نکته جالب تر این است که این نوع استدلال فارغ از اینکه افرادی ضعیف را به عنوان نماینده تفکر سیاسی یک طیف به مردم معرفی می کند، همزمان نیز افرادی قوی را از صحنه به در می کند و باز همین از صحنه به در کردن افراد قوی( گفتمانی، دارای تخصص و سلامت نفس و مقبولیت نسبی) بدنه اجتماعی رای آور را سرخورده تر می کند و موجب ایجاد جزیره های گفتمانی و انتخاباتی می شود.

جای بغرنج تر ماجرا آنجاست که جمعی جمع می شوند تا بررسی کنند شرایط صلاحیت افراد برای حضور در لیست را، ابتدا باید مشخص شود که شرایط و معیار حضور یک فرد برای نمایندگی یک جریان فکری و سیاسی چیست، این معیار ها را به هرکدام از افراد حاضر در جمع بگویید یک لیست بلند و بالا از کلیات برایتان ردیف می کند اما حال چه کسانی می خواهد این معیار ها را بسنجد و در اصل چه معیاری وجود داشته که این جمع برای سنجش معیارها انتخاب شده اند؟(بخوانید خود را انتخاب کرده اند)، معیارهایی چون قبیله گرایی و حزب گرایی می شود دلیل انتخاب افراد، جالبتر آنکه اگر حزب در قواره حزب باشد ایرادی ندارد که وارد گود شود و افراد خود را معرفی کند لکن با حزب هایی طرفیم که تنها با یک نفر و یا چند نفر دورهمی تشکیل داده اند و حتی اصول کار حزبی را هم نمی دانند، جدا از این نماینده حزب و فلان قبیله و سفارش فلان آقا، چند سهمی هم می دهند به بازی بهم زن ها، بازی بهم زن را وارد جمع می کنند که فردا در فضای عمومی علیه تصمیمشان عملیات نکنند و یک جمع این چنینی می شوند مسئول سنجش یک سری معیار کلی در افرادِ خود از قبل تعیین کرده و اغلب این جمع ها نه براساس معیار که براساس مصالح تصمیم می گیرند.

به عنوان مصداق می گویند فلانی که چند دوره نماینده بوده، آن یکی فلان کاره بوده، فلانی امکان حذف ندارد،دیگری پول دارد، آن دیگری پزشک است، بالاخره یک کاندیدای خانم هم باید باشد، فلان روحانی نباشد چون روحانیِ لیست دوتا می شود و هزاران از این استدلال های مصلحت گرایانه(بخوانید منفعت گرایان قبیله ای) لیستی را بوجود می آورد که می شود مایه سرافکندگی بدنه اجتماعی، جالبتر آنجاست که در جواب اعتراض بدنه اجتماعی، همین استدلال های من درآوردی را ردیف می کنند و در نهایت مهر تکلیف بر آستان لیست می زنند که برهمه است تلاش برای رای آوری این لیست که اگر این لیست رای نیاورد چنان می شود و چنین می شود، این که نگاشته شده لزوما شرح حال یک جناح نیست که در مجالی دیگر شرح لیست بندی جناح دیگر را هم خواهم آورد. 

لیستی بسته می شود که حتی جمعِ عاملِ لیست بندی هم تک به تک بدان راضی نیستند و در جواب اعتراض، هم نِق می زنند و هم از دلِ پر اسرار خود می گویند، القصه اینکه تا روش اصلاح نشود و قبیله گرایی و منفعت طلبی شخصی به نام مصلحت بتازد، آش همین آش است و کاسه همان کاسه.

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •