داستان نگهداری جزیره مجنون
  • 1398/03/29 19:54
  • 110263
بهایی که پرداخت شده؛

داستان نگهداری جزیره مجنون

حاج محمد شفوی این روزها به سختی نفس می کشد و ما به راحتی. نفسهای سنگین و دردناک او بهایی است که پرداخت شده تا ما امروز در سایه عزت و استقلال ایران اسلامی، نفس های عمیق بکشیم.

به گزارش آناج، احمدرضا بیضایی فعال فرهنگی تبریز در صفحه اینستاگرام خود نوشت:سید شهیدان اهل قلم در بخشی از مقاله «تحلیل آسان» خطاب به مسعود بهنود - روزنامه نگار سلطنت طلب و لندن نشین امروز  که بعد از پایان جنگ، دم از حواله آزادی و دموکراسی که انقلاب به دست امثال او داده بود (!) و بعد از جنگ هم وصول نشده بود می زد، می نویسد:
.
«گویا این آقا نمی داند و ندیده است که در طول همین جنگ هشت ساله چگونه جوانانی که طبع و طبیعت جوانی می بایست آنان را به سوی تلذذ و تمتع از مواهب زندگیبکشاند، با یک سخن آن خلف صالح انبیا و ائمه (ع) از همه چیز می گذشتند و با فریاد الله اکبر، هزار هزار، پای در میدان هایی می گذاشتند که در آنها حتی یک احتمال برای زنده ماندن وجود نداشت و به قلب دشمن می زدند. تو را به خدا، اگر کسی حوصله دارد، داستان نگهداری جزیره مجنون را برای این آقای آسان پرست تعریف کند تا بفهمد که چگونه می شود تا آنجا در برابر فرمان ولیّ امر عادل و صالح تسلیم بود که روزهای متمادی در محیط کوچکی که از آسمانش باران خمپاره های شصت و هشتاد و صد و بیست، و انواع توپ های روسی و فرانسوی و بمب های ناپالم می بارد، ماند و تسلیم دشمن نشد؛ و این همه را فقط برای رضای خدا انجام داد، نه آزادی و دموکراسی.»
.
حاج محمد شفوی، جانباز شیمیایی ۷۰ درصد، یکی از همین جوانانی است که شهید آوینی در بالا در وصفشان قلم فرسایی کرده. وقتی او در سال ۶۳ در جزیره مجنون زیر بمباران شیمیایی مقاومت می کرد، غرب زده ها یا در ساحل امن و عیش غرببودند یا در داخل، مثل مارمولکهای وحشت زده از طوفان، از ترس صاعقه به سوراخهایشان خزیده بودند. چند روز پیش وقتی کنار تخت حاج محمد - که این روزها به سختی نفس می کشد -ایستادم، آنقدر احساس حقارت کردم که می خواستم هر چه زودتر آنجا را ترک کنم تا بیشتر از این از حقارتم بر خودم آشکار نشود.

حاج محمد شفوی این روزها به سختی نفس می کشد و ما به راحتی. نفسهای سنگین و دردناک او بهایی است که پرداخت شده تا ما امروز در سایه عزت و استقلال ایران اسلامی، نفس های عمیق بکشیم و هیچ خصم دونی هم تا سه هزار کیلومتری جرأت نزدیک شدن به ما پیدا نکند. وای بر آنها که او را فراموش کرده اند و سرمست، بر صندلی های مسئولیت در نظام جمهوری اسلامی که قداستش را از سنگینی نفس های خش دار حاج محمد و خون یاران شهیدش دارد تکیه زده اند و برای خود و فرزندانشان کیسه دوخته اند و عافیتشان را در لگد زدن به آرمان شهیدان و فروختن انقلاب می جویند. نابود باد راه و رسم ذلت بارشان و بلند باد نام مردان میادین مردانگی و شرف.

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •