روایت زنانی که هم پای مردان، ایستادگی کردند/ قهرمان‌پروری وظیفه هر کشوری است
  • 1398/03/02 10:14
  • 109880
در مراسم رونمایی از کتاب «دخترتبریز» مطرح شد؛

روایت زنانی که هم پای مردان، ایستادگی کردند/ قهرمان‌پروری وظیفه هر کشوری است

صدیقه صارمی، دختر جوان رزمنده، امدادگر، مربی نهضت سوادآموزی و مربی پرورشی تبریزی است که فراز و فرود زندگی خویش را در قبل و بعد از انقلاب روایت کرده و به قلم خانم هدا مهدیزاده به تحریر در آمده.

گروه فرهنگ و هنرآناج: چهره های آشنایی که اکثرا  پای ثابت جلسات انقلابی هستند، اینبار هم به خاطر «دختر تبریز» آمده بودند. دختری که با تمام سختی ها، با روحیه زنانه، پا به پای مرد های سرزمینش جنگید تا طمع پیروزی را بر ما نسل جوان بچشاند.

صدیقه صارمی، دختر جوان رزمنده، امدادگر، مربی نهضت سوادآموزی و مربی پرورشی تبریزی است که فراز و فرود زندگی خویش را در قبل و بعد از انقلاب روایت کرده و به قلم خانم هدا مهدیزاده به تحریر در آورده است.

«دختر تبریز» به تبریز رسید

روح الله رشیدی دبیر دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در استان به عنوان میزبان، ضمن خوش آمد گویی به میهمانان روزه دار کلامش را به کم و کاستی های جبهه انقلاب باز کرد و گفت: «دختر تبریز» پنجمین کتابی است که در طی سه سال اخیر به تحریر و چاپ رسیده، در حالی که هنوز خیلی حرف برای گفتن داریم و  این کتاب ها فقط نمی از دریاست.

وی در ادامه گفت: برای عمومی کردن و مردمی کردن نهضت، نیاز به کمک های فراوانی داریم، فعلا نیت اصلی ما آوار برداری است.

 

کشوری که قهرمان هایش را نشناسد...

ناظمی یکی از دیگر پیشکسوتان عرصه نویسندگی بود که پا روی سن گذاشت و حرفهایی برای گفتن داشت. وی اظهار داشت: مهندسی فرهنگی یعنی یک کشور قهرمانهایش را بشناسد و به مردمش بشناساند و اگر این امر محقق نشود، قهرمان های فرهنگ دیگران را به خورد ما میدهند و این یعنی یک کمبود بزرگ.

کارشناس فرهنگی گفت: وقتی فرهنگ جهانی، سیطره علمی و فرهنگی پیدا کند، سیطره سیاسی هم پیدا میکند؛ از انقلاب اسلامی 40 سال میگذرد و آبشخور تمام این پیروزی ها، همراهی عمومی و قهرمان سازی در حوزه دین بود که غالبا به صدر اسلام مربوط میشود.

ناظمی در ادامه افزود: در مورد حوزه فرهنگ دفاع مقدس کم کاری کردیم.  چرا که داشته ها و عرضه هایمان با هم متفاوت است. باید خود را در یک مرکز هماهنگ قرار دهیم تا به کمک هم بتوانیم این عرصه را پیش ببریم و برای نسلهای آینده این موضوع قابل لمس باشد.

وی خاطر نشان کرد: تاریخ شفاهی، قهرمان واقعی را نشان می دهد. نسل های بعدی باید بداند که نفرات داخل کتاب ها ، آدمهای دم دستی نیستند.

پس از سخنرانی وی، کتاب با حضور حجت الاسلام والمسلمین آل هاشم، نماینده مقام معظم رهبری در آذربایجان شرقی، مادر شهید صادق عدالت اکبری و خانم صدیقه صارمی رونمایی شد .

 

محاسبات صدام در مورد کشور درست بود نه در ایستادگی مردم

پس از رونمایی کتاب، خانم معصومه سپری نویسنده کتاب‌های «نورالدین پسر ایران» و «لشکر خوبان» اظهار داشت: آیا زنان در جنگ ها هویت از دست می‌دهند و ضعیف می‌شوند و یا در قالب خود باقی می‌مانند؟ زنان هم پای مردان، فارغ از تمام لطافت زنانگیش در میدان های جنگ و پشت صحنه های انقلاب بودند.

وی گفت: زنان پش پرده جبهه ها تلاش های زیادی کردند، محاسبات صدام در مورد ایران کاملا درست بود ولی هیچوقت مقاومت مردمی و خانواده ها را در نظر نگرفته بودند.

سپهری ادامه داد: دستان خانم صارمی، بخاطر تلاش برای تحریر مقاومتنامه زنان را میبوسم که همین مادرها و خانم‌ها بودند که سرنوشت را تغییر دادند. واقعاً خیلی کم برای این زن‌ها کتاب نوشته شده است.

کتاب «دختر تبریز» از مجموعه معرفی زنان انقلابی و ارائه الگوی زن فعال است که به کوشش «هدا مهدیزاد» به همت دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی منتشر شد.

 

در بخش‌هایی از کتاب می‌خوانیم:

 

پاسبان که دید از عهدۀ زبان من برنمی‌آید، با باتوم برقی یک ضربه از سمت پهلو نثارم کرد! با اینکه به شدت دردم گرفت، اما از ترسم فرار کردم. مأمورها هم بدوبدو دنبالم می‌آمدند. دویدم به سمت خیابان ارتش و از آنجا هم به سمت خیابان 17شهریور قدیم. آن‌قدر دویدم که دیگر از دنبال کردنم منصرف شدند. خانه‌ای دیدم که پلۀ کوچکی داشت. انگار که بار سنگینی از دوشم برداشته باشند. روی پله نشستم تا نفس تازه کنم. از میدان ساعت تا آنجا را یک ضرب دویده بودم. دوتا سرباز داشتند در کوچه قدم‌رو می‌رفتند. آمدند نزدیک من. یکی‌شان که فارس‌زبان بود رو به من گفت: «خانم برای چه اینجا نشستی؟!» نفس‌نفس زنان گفتم: «نشستم تاکمی خستگی درکنم.»
-می‌دانی اینجا کجاست؟
-نه به خدا! فقط می‌دانم که اگر تا ته این خیابان را مستقیم بروم می‌رسد به خانه‌مان.
-خانم اینجا سازمان امنیت است! ساواک!
نگو که از چاله درآمدم و به چاه افتاده‌ام!

چند روزی مدام در گوشش می‌خواندم: «مادر شما که آدم مذهبی و معتقدی هستی، چنین مخالفتی از طرف شما بعید است. مجروحان به کمک ما نیاز دارند… .»
بعد از چندین روز سماجت، جواب مادر برایم خیلی جالب بود. می‌گفت: «نه از شهادتت می‌ترسم، نه از جانبازی‌ات؛ ترسم از این است که اسیر شوی، آن‌وقت حلالت نمی‌کنم.»

 

انتهای پیام/

گزارش: پریسا حق پرست

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 0
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •