قاصدک
موسسه کوثر
مدرسه میثاق
روایت‌‌‌های ناب مرحوم اصغر فردی از یک مربّیِ انقلابی/ سنگ قبر شهدای تبریز گنجینه ی مغفول اشعار شهریار
  • 1397/05/15 10:15
  • 102581
بمناسبت درگذشت تنها شاگرد استاد شهریار؛

روایت‌‌‌های ناب مرحوم اصغر فردی از یک مربّیِ انقلابی/ سنگ قبر شهدای تبریز گنجینه ی مغفول اشعار شهریار

از جمله‌‌ی آثار صوتی اصغر فردی میتوان به تصحیح و انتشار دیوان صافی تبریزی، شهریار و انقلاب ملت، تبریزیات، شورش ما و چندین آلبوم دیگر اشاره کرد.

به گزارش آناج، اصغر فردی نویسنده و پژوهشگر تاریخ و فرهنگ آذربایجان به دیار باقی شتافت. فردی را با نام شهریار می شناختند چراکه تنها ملازم و شاگرد استاد شهریار بود. این نویسنده علاوه بر سالها همراهی و تلمذ از استاد شعر و ادب، آثار صوتی و قلمی بسیاری را از خود برجای گذاشته است. 

از جمله ی آثار صوتی آنمرحوم میتوان به تصحیح و انتشار دیوان صافی تبریزی، شهریار و انقلاب ملت، تبریزیات، شورش ما و چندین آلبوم دیگر اشاره کرد. بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر تبریز و آذربایجان همزمان با خبر درگذشت استاد اصغر فردی در صفحات اجتماعی خود از فقدان این نعمت بزرگ ابراز تاسف کردند. 

روایت های ناب مرحوم اصغر فردی از استاد شهریار؛

فردی پس از سالها فقدان استاد شهریار، در گفتگوی رسانه ای ابعاد ناشناخته و مفقود مانده یِ شهریارِ ادب را بازگو کرد. به تعبیر فردی استاد شهریار معتقد بود که شعر آموختنی نیست و فقط فنون و صناعات ادبی را باید آموخت. استاد شهریار می‌گفت کاش شعر مثل نخودچی کشمش بود که من دست می‌کردم توی جیبم و می‌ریختم تو کامت.

عمولی(پسرعمو)؛ وجه خطاب شهریار سخن به امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه ای

نویسنده و پژوهشگر فقید آذربایجان از اولین دیدار آیت الله خامنه ای با استاد شهریار اینگونه روایت میکند: مرحوم استاد دقایقی دست راست آیت‌الله خامنه‌ای را که مجروح است گرفته و روی قلبش گذاشته و گریه می‌کردند و می‌گفتند تو هم مثل حضرت اباالفضل دستت را داده‌ای. استاد شهریار به ایشان پسرعمو می‌گفتند، حضرت امام (ره) را هم پسرعمو خطاب می‌کردند و این وجه خطاب به اعتبار سیادتشان بود.

ملاطفت خاص استاد با خانواده شهدا/ سنگ قبر شهدای تبریز گنجینه ی اشعار شهریار

فردی از ابراز ارادت استاد شهریار نسبت به خانواده شهدا اینگونه اظهار میکند: هر پدر شهیدی که در خانه استاد را می‌زد (به یاد داشته باشید که استاد هیچ کس را نمی‌پذیرفت) و فقط می‌گفت من پدر شهید هستم و برای سنگ قبر پسرم شعر می‌خواهم مرحوم استاد بدون مقاومت شعر برای سنگ قبر شهید می‌نوشت، الان شعرهای بسیار زیادی روی سنگ قبر شهدای تبریز از استاد شهریار وجود دارد که جایی چاپ نشده است.

«خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار» بهترین شعر از نظر استاد 

عشق استاد شهریار نسبت به امام خمینی هیچگاه در محافل ادبی بازگو نمی شد. این را فردی اینگونه شهادت می دهد: وقتی خبرنگار پرسید بهترین شعر از نظر شما چیست گفت خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگه دار شهریار همراهی با مردم و انقلاب را به هم‌رائی با روشنفکران معامله کرد تا جایی که می‌بینید وقتی خبرنگار تلویزیون از شاعری مانند شهریار با آن پایه بزرگ شعری می‌پرسد که به نظر شما بهترین شعر چه شعری است او نگفت شعر حافظ، سعدی و یا شعرهای دیگر، گفت این شعر که «خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار». خب روشنفکران طعنه زدند، پشت در خانه‌اش نجس می‌مالیدند، شعرها و نامه‌های هجوی می‌نوشتند اما او توجهی نمی‌کرد بیش از شاعران جوان آن روزها و امروز ـ که در کنگره‌ها مرتب شرکت می‌کنند و زندگی را با شعرشان می‌گذرانند ـ درباره انقلاب شعر گفت. شهریار فقط در آن 10 سال زندگی‌اش که در دوران پس از انقلاب بود بیش از 300 صفحه مجموعه اشعار انقلابی دارد.

آناتومی تحریف شهریار در آینه سیما

مرحوم اصغر فردی منتقد جدی سریال استاد شهریار بود و تحریف عمدی را پشت پرده ی یاوه سرایی های سریال قلمداد می کرد. فردی در اینباره اینگونه روایت می کند: استاد شهریار در روزهای آخر عمر مبارک خود و روی تخت بیمارستان همیشه می‌گفتند منتظرم آقا بیاید. بارها می‌دیدم که از جا بلند می‌شدند و می‌گفتند: السلام علیک یا امیر‌المومنین. اما در سریال چنین رفتار مهمی به تصویر کشیده نشد. لذا سریال شهریار یک یاوه‌‌سرایی و یک تحریف عمدی برای تخریب شهریار، تبریز و آذربایجان بود. در این باره کتابی نوشتم با عنوان «آناتومی تحریف شهریار در آینه سیما» که هم سناریو را نقد کردم و همه تحریفات سریال را نکته به نکته بیان کردم. تحریف‌ها اگر خوشبین بودیم می‌گفتیم که از سر جهل نویسنده و کارگردان است اما به من بارها اثبات شد که تحریف‌ها عمدی بوده است حتی بعضی‌ جاها نقل شده که یکی از دست‌اندرکاران فیلم به بعضی از نزدیکانش گفته وقتی از شهریار خوشم نمی‌آید چرا از او چهره مثبتی بسازم.

دیوان 400 صفحه ای برای امام و انقلاب

به راحتی میتوان ادعا که اصغر فردی یکی از محققان و جمع آوری کنندگان اشعار انقلابی استاد شهریار است. وی در اینباره می گوید: بسیاری از اشعار انقلابی استاد به عمد از دیوان‌ها حذف شده، من این‌ها را جمع‌آوری کردم و فکر کردم که شاید ناشران فراموش کرده‌اند و به حکم اصالت برائت گمان را بر این گذاشتم که شاید دسترسی به آن اشعار نداشته‌اند که آن زمره اشعار را در یک کتاب مستقل به نام «شهریار و انقلاب اسلامی» توسط انتشارات الهدی چاپ کردم. در دیوان 400 صفحه‌ای که دارند اغلب شعرها برای امام، انقلاب و آیت‌الله خامنه‌ای است و در طول دهة آخر عمر تقریبا شعری نسرودند که به منویات انقلاب اسلامی بی‌ارتباط باشد.

اهانت جرائد روشنفکر به استاد شهریار

نویسنده فقید و شهیر ایران و آذربایحجان روشنفکران امروزی را عامل اختلاف بین مردم بیان کرده و معتقد است که روزنامه های روشنفکر آنروزها یعنی همشهری و شرق اهانت های فراوانی نسبت به ساحت مقدس استاد شهریار کردند. فردی می گوید: این روشنفکران امروزی هستند که سر ترک بودن شهریار بین مردم تفرقه می‌اندازند، شما باورتان نمی‌شود اما توی روزنامه همشهری کاریکاتور شهریار را کشیدند، این انصاف است که کاریکاتور یک سید 80 ساله بی‌ادعا را با آن وضع در روزنامه بکشند. این اتفاق سال‌هایی افتاد که عطریانفر مدیر مسئول همشهری بود و همان کاریکاتوریست فراری این کاریکاتور بی‌شرمانه را کشید. در همان سال‌ها روزنامه شرق مقاله نوشت که انتخاب سالروز فوت شهریار به عنوان روز ملی شعر و ادب یک انتخاب دولتی است. شهریار شاعر دولتی است نه شاعر ملی!

مراتب معنوی استاد شهریار از نگاه آیت الله بهاءالدینی

فردی از مراتب معنوی استاد شهریار می گوید: شهریار به قدری مرتبه بالایی داشت که آیت‌الله بهاءالدینی فرمود: «در مکاشفه دیدم که برزخ از شهریار برداشته شده» آیت‌الله نجفی وقتی در مکاشفه حضرت علی را می‌بیند، حضرت علی می‌گوید: «این شاعرنا» یعنی شاعر ما کجاست و شهریار را می‌آورند تا شعر بگوید. او یک کارمند بازنشسته بانک کشاورزی بود با 4هزار و80 تومان حقوق که آخرین دریافتی‌اش بود که نصف آن را هم صدقه می‌داد. هر پنج‌شنبه پیرزنی می‌آمد و آن را می‌گرفت. شهریار از رجبیون بود و هر سال 3 ماه رجب و شعبان و رمضان روزه می‌گرفت.

مکاشفه ی شهریار از روزهای ورود امام خمینی به کشور؛ جاءالفجر

مرحوم استاد اصغر فردی از روزهای ورود امام خمینی(ره) به کشور عزیزمان ایران اینگونه روایت می کند:استاد یک روز زنگ زدند خانه ما و به من گفتند زود بلند شو و بیا وقتی که از خانه بیرون آمدم تا خدمت ایشان برسم دیدم پدرم با مردم سر کوچه ایستاده‌اند و حرف می‌زنند جریان را پرسیدم، پدرم گفت معلوم نیست امام می‌خواهد بیاید یا نه، معلوم نیست هواپیما را بزنند، فرودگاه را ببیندند یا امام را دستگیر کنند، کلا همه مردم خیلی منقلب و مضطرب بودند من هم مضطرب بودم ببینیم بالاخره چه می‌شود رفتم خانه استاد و گفتم امرتان چه بود، گریه کردند تا مدتی نمی‌توانستند حرف بزنند بعد که مقداری آرام شدند، گفتند: اذان صبح در مکاشفه دیدم دارم قرآن می‌خوانم و سر سوره نوشته بود «جاء الفجر». از من پرسید چه کسی دارد به ایران می‌آید گفتم امام. گفت این فجر است، مقدمه شمس. شمس آقا امام زمان است از آن روز عاشق امام شدند و همان روز اولین شعرشان را برای امام گفتند. بعد از هر نماز دعایشان این بود که خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار. هرگاه آرام به خانه می‌آمدم و ایشان را در حال نماز می‌دیدم همیشه این شعر را بعد از نمازشان می‌خواندند عاشقانه امام را دوست داشتند.

انتهای پیام/

کلید واژه ها:
تبلیغ داخلی آناج
مشاهده مطلب
نظر شما
  • 0
  • 0
  • 1
  •  
  • آناج نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمی‌کند.
  • لطفآ از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمائید.
  • توصیه می‌شود به جای ارسال نظرات مشابه با نظرات منتشرشده، از مثبت و منفی استفاده فرمائید.
  • با توجه به آن که امکان موافقت یا مخالفت با محتوای نظرات وجود دارد، معمولا نظراتی که محتوای مشابهی دارند، انتشار نمی‌یابند.
  •