• 106989 |
  • 1397/10/04 |
  • 15:17
گفتگوی تفصیلی آناج با سردار اصغر عباسقلیزاده؛

کربلای چهار، تراژدی غواصان بود!/ گریه‌های رزمندگان برای جدا نشدن از گروه غواصان

سردار قلیزاده گفت: اوج مظلومیت غواص‌ها در کربلای چهار اتفاق افتاد! اسارت و شهادت غریبانه 175 غواص هم که اکثرا دست بسته بودند و بدون زخم و گلوله به شهادت رسیده بودند، چیزی است که روی همه انسانها تاثیر می‌گذارد و برداشت های زیادی را هم می‌تواند باعث شود.

گروه فرهنگی آناج: بیش از سی سال از روزها و شب های پرشور عملیات والفجر هشت گذشته است، عملیاتی که به قول سردار عباسقلیزاده اسم و رسم غواص‌ها را در تاریخ جنگ ماندگار کرد. شاید حالا که شور و هیجان ذاتی آن روزها فروکش کرده، فرصت مناسبی باشد برای تحلیل و بررسی ابعاد فرهنگی موضوع «غواصی در دوران دفاع مقدس»

آناج: از سال 1375 و با برگزاری کنگره بزرگداشت سرداران آذربایجان در تبریز، برگزاری یادواره ها و کنگره‌های بزرگداشت شهدا در کشور رسمیت یافت و به نوعی تبدیل به یک رویه ثابت و شاید هم تکراری شد.در چند سال اخیر نگاه موضوعی و بخشی هم در باب شهدای دفاع مقدس مرسوم شده است.مثلا یادواره های «مهندسین شهید» ،«وکلای شهید» و حتی «هنرمندان شهید» هم در سطح کشور اجرا شده است. دیدگاهتان در خصوص چنین تقسیم بندی‌ها و نگاه صنفی و بخشی به موضوعات دفاع مقدس چیست؟ و ثانیا چه معایب و مزایایی را در این خصوص قابل طرح می دانید؟

سردار عباسقلیزاده: نگرش‌ها در باب سئوال شما متفاوت است.از یک منظر ما به همه شهدا، به یک عنوان نگاه می‌کنیم و هیچ تفاوتی از لحاظ سن،شغل،سواد و مسئولیت بین آنها قائل نیستیم اما از منظر دیگر اینکه شهدای هر قشر و گروه را به صورت مجزا تقسیم بندی کنیم به نظرم محسنات زیادی دارد و ایراد خاصی هم ندارد.از جمله اینکه هر قشر و گروه با بزرگداشت یاد و نام شهدای اختصاصی خود می‌تواند فرهنگ شهادت و شهادت طلبی را در مجموعه خود زنده نگه دارد و روحیه انقلابی را در بین افراد خود تقویت کند.

ضمنا نگاه کلی معمولا نمی‌تواند ابعاد جزئی و شخصیت شهدا را در حد یک نگاه اختصاصی و گروهی به خوبی نشان دهد. البته این تقسیم بندی‌ها باید بر اساس یک سری خصوصیات خاص مثلا قشر دانش آموز یا دانشجوبودن باشد و تقسیم بندی با معیارهایی مثل سطح سواد و مسئولیت شهدا، خودش می تواند یک سری احساسات منفی ایجاد کند و حتی به نوعی باعث ایجاد فاصله طبقاتی بین شهدا شود! اما نگاه گروهی و قشری صحیح(اقشار دانش آموز،کارمند،کارگر و..) می تواند منشا خیر حتی برای خود ادارات و نهادها باشد و بیانگر این است که همه اقشار دولت و ادارات و سازمانها در جبهه ها حاضر بوده، در خط سیر ولایت حرکت کرده و از انقلاب دفاع نموده اند.

نکته ای که لازم به توضیح می‌دانم این است که تقسیم بندی و پرداختهای موضوعی به مقولات دفاع مقدس، الزاما باید توجیهات فرهنگی و منطقی داشته باشد.همه قبول داریم که اقتضائات و فضای فکری شهدای دانش آموز تفاوت‌های مهم و قابل طرح با دیگر شهدای جنگ داشته است و این تفاوتهای فرهنگی ارزش پرداخت و نگاه اختصاصی را دارد یا مثلا شهدای طلاب هم چنین ظرفیتی را دارد.اما تقسیم بندی که هیچ مبنای فرهنگی ندارد، مثل «یادواره شهدای حقوقدان» که صرف داشتن لیسانس حقوق مبنای این تفکیک بوده، حداقل این آسیب را دارد که به نوعی نشان دهنده غلبه نگاه سازمانی و اداری (از نوع منفی اش) به مقوله جنگ و شهداست!

مخصوصا اینکه هیچ محتوای فرهنگی خاصی هم متناسب با عنوان یادواره ارائه و تولید نمی شود...بپردازیم به موضوع اصلی! در نگاه موضوعی به مقولات جنگ،«غواصان» یکی از موضوعات مهم و پرمخاطب به لحاظ فرهنگی بوده و منشاء تولید آثار فرهنگی و هنری زیادی شده است.

آناج: سئوال بنده این است که به نظر شما خاص بودن موضوع «غواصان جنگ» ناشی از چه مولفه‌ها و شاخص‌هایی بوده است؟ اصلا این ظرفیت عمیق فرهنگی در شهدای غواص چه دلایل تاریخی و واقعی دارد؟

سردار عباسقلیزاده: طبیعتا ما به عنوان رزمنده، نگاهمان به موضوع غواصان مثل نگاه فرهنگی و هنری شما نیست! بحث غواصی در دوران دفاع مقدس بر پایه «خط شکنی» شکل گرفته است.یعنی اینطور نبود که مثلا بچه‌ها صرفا به عنوان غواصی جذب گروهان و یا گردانی شوند، بلکه بحث این بود که مثلا گردان حبیب یا گردان علی اصغر گردان خط شکن هستند و به طبع این موضوع گروهان های موج اول که وظیفه خط شکنی را برعهده داشتند، با عنوان نیروهای غواص مطرح می‌شدند.از این منظر نیروهای غواص هیچ تفاوت و امتیاز خاصی نسبت به دیگر نیروها نداشتند و این طور نبود که به عنوان نیروهای خاص و فرهیخته و برتر از دیگر گروههای رزمنده شناخته شوند.

شروع تاریخ غواصی در جنگ ما، تقریبا از عملیات بدر آغاز شد که لباس های غواصی برای اولین بار به لشگر ما هم تحویل داده شد، در والفجر هشت نقش و اهمیت غواصی به اوج خودش رسید و بعد هم در عملیات های کربلای چهار و پنج با حساسیت بیشتری ادامه یافت و تقریبا بعد از آن خاتمه یافت.چون عملیات‌های بعدی در حوزه خاکی پیش رفت و نیازی به غواصی نداشت.لذا وجهه و نمود خاص غواصان در دوران جنگ، لااقل برای خود ما چندان مطرح نبود و ظرفیت های فرهنگی این طیف رزمندگان بعدها مطرح شد.

آناج: منظور من از خاص بودن بیشتر به معنی یک نوع احترام و قداست داشتن غواصان در نزد دیگر رزمندگان است.مثلا در کتابهای خاطرات رزمندگان بارها از غبطه خوردن رزمنده ها به حال غواصان سخن گفته شده یا مثلا اینکه خیلی ها، غواص شدن را یک توفیق الهی می دانسته اند و معتقد بودند که پوشیدن لباس غواصی شرایط و اقتضائات خاصی دارد که کار هر کسی نیست! منظورمان بحث از این شرایط و ویژگی های اختصاصی است.

سردار عباسقلیزاده: در یک دیدگاه دیگر هم می‌شود به این موضوع نگاه کرد.ببینید از همان پیروزی انقلاب و جریانات کردستان تا سال 63 که چهار سال از جنگ می‌گذشت، تجربه نبردها به شکل زمینی بوده و عملیات ها هم به صورت خاکی انجام گرفته بود.این باعث شده بود که تجربه عمومی ما از جنگ همان نبرد روی خاک باشد که به نوعی برای همه ما رزمندگان عادی شده بود.لذا وقتی در عملیات بدر بحث غواصی پیش آمد همه رزمنده‌ها به عنوان یک تجربه جدید و تخصصی به آن نگاه می‌کردند.

همین تازه بودن موضوع و جذابیت کار غواصی به نظرم خودش یک عامل در اهمیت یافتن موضوع غواصی بوده است.اما عامل خیلی مهمتری هم هست.مثلا شما نگاه کنید، چرا منظومه غواصلار حاج صمد قاسمپور در مقطع عملیات بدر سروده نشد؟! با اینکه در بدر هم غواص ها حاضر بودند! البته حضور غواصان به شکل محدودتری بود و اکثرا بچه های اطلاعات لشگر بودند.علت این است که مظلومیت غواص‌ها هنوز آشکار نشده بود  تا اینکه در عملیات والفجر هشت اوج فعالیت و مظلومیت بچه‌های غواص اتفاق می افتد و حساسیت کار آنها و نقش آنها در نتیجه عملیات باعث مطرح شدن اسم و رسم غواصی در سطح جنگ می‌شود.

شاید یک عامل دیگر هم تبلیغات و ادعای دشمن باشد، وقتی دشمن ادعا داشت که امکان عملیات جنگی از محور اروند وجود ندارد، آنطرف اروند وقتی ما وارد قرارگاه تاکتیکی دشمن شدیم، من داخل یکی از زونکن ها، نامه محرمانه ای را دیدم و البته الان هم افسوس می‌خورم که چرا آن را پیش خودم نگه نداشتم، با این مضمون و مفهوم که «نیروهای ایرانی احتمالا امشب یا فردا شب به ما حمله خواهند کرد!».توجه می کنید! دشمن با اینکه هشدارهایی هم مبنی بر احتمال حمله ما دریافت کرده بود، اما آنقدر به ناممکن بودن این عملیات باور داشت، که حتی بعد از درگیری هم فکر می‌کردند این یک عملیات ایذایی است و عملیات اصلی ایران در محور دیگری خواهد بود!

بنابراین می‌شود گفت جدید بودن تجربه غواصی، مظلومیت و عظمت کار غواصان و تبلیغات و ادعاهای دشمن هم در جلوه گر شدن موضوع غواصی تاثیر داشته اند.

آناج: در کنار بررسی دلایل تاریخی جلوه گری موضوع غواصی در تاریخ جنگ که حضرتعالی تشریح فرمودید، می توان از دلایل تحلیلی هم صحبت کرد.یعنی عواملی که با نگاه پژوهشی در سالهای بعد از جنگ می توان آنها را استخراج کرد.به نظر من یکی از مهمترین دلایل تحلیلی این بحث، بعد «حماسی» غواصان جنگ بوده است.از شاخص های این بعد حماسی مثلا می توان به این موارد اشاره کرد که غواصان همواره نیروی هجومی و حمله بوده اند، آنها تا عمق خاک دشمن نفوذ می کردند، خطوط دفاعی دشمن را درهم می شکنند، معمولا دشمن را غافلگیر می کردند،لباس های سیاه و سکوتشان باعث وحشت و ترس دشمن می شد و مهمتر اینکه آنها باکی از مرگ نداشتند و به نوعی به پیشواز شهادت می رفتند! همه اینها درست هم جهت با روح حماسی یک ملت بزرگ چون ملت ایران است و لذا یقینا در تاریخ برای همیشه ثبت خواهد شد.این بعد حماسی مکمل همان بعد مظلومیت غواص هاست.دو بعدی که در ظاهر متفاوت از همند! تحلیل شما از ابعاد حماسی شخصیت غواصان چیست؟ نمونه های عینی خاطراتی هم اگر در این زمینه داشته باشید، بفرمایید!

سردار عباسقلیزاده: بحث غواص‌ها واقعا موضوع حساسی است، حماسه و شجاعت غواص‌ها هم در نهایت علاقه و شوق بود. یادم هست حتی بعضی‌ها می آمدند پیش کریم فتحی یا کریم حرمتی گریه می‌کردند و به زور می‌خواستند وارد دسته‌های خط شکن غواص ها شوند .اینقدر علاقه و اشتیاق بود! یک گریزی هم بزنم به بچه های لشگر خودمان.من با جرات می‌گویم که بچه های غواص لشگر عاشورا از هر نظر بین غواصان دیگر لشگرها تک بودند! در کربلای چهار بچه‌های ما به خاطر رعایت استتار حتی تا چشم هایشان زیر آب می‌رفتند، اما غواصان یگان‌های دیگر را می‌دیدیم که گاها تا سینه شان هم از آب بیرون بودند!

اینها بحث های مهمی بود که بچه‌های لشگر ما علی رغم سختی کار، به خوبی رعایت می‌کردند و البته همه اینها در سایه سختی تمرین ها بود، که چند ماه آن هم در فصل پاییز در آب سرد کارون تمرین کرده بودند.می‌دانید که زمان جنگ ما امکان تولید لباس غواصی را نداشتیم و به سختی آنها را از طریق واسطه ها خریده بودیم.لباس غواصی هم طوری است که باید دقیقا اندازه غواص باشد تا خاصیت عایق بودن در برابر سرمای آب را داشته باشد.خیلی اتفاق می افتاد که این لباس ها به جثه کوچک بچه ها بزرگ بودند، این لباس گشاد دیگر عایق سرما نبود و بچه ها از شدت سرمای آب یخ می‌زدند! حرفی است که من می زنم و شما هم می شنوید...خدا می داند این بچه ها از لحظه ورود به آب تا آخر تمرین می لرزیدند، اما با صبر و استقامت تحمل می‌کردند! چه چیز باعث این صبر و تحمل عجیب بود؟

نه یک روز و دو روز...تا چند ماه شب و روز با همین وضعیت تمرین ها ادامه داشت! باز اگر تابستان بود یک چیزی، اما پاییز و زمستان سوز سرمای آب واقعا شدید بود.مجموع این شرایط و سختی های تمرین باعث می‌شد که رزمنده‌های عادی نسبت به غواص ها احساس احترام و غبطه داشته باشند، چون واقعا تحمل این شرایط ایمان و استقامت خاصی می‌خواست! حتی سردار اصانلو تعریف می‌کرد که یکی از بچه‌های غواص موقع روبرو شدن با ایشان فوری دستهایش را پشت سرش قایم کرده بود! چون می ترسید ایشان دستهای سرمازده اش را که کبود شده بود، ببیند و از ادامه غواصی محرومش کند! می بینید! حتی به خاطر سرمازدگی احتمال قطع شدن دستهایش وجود داشت، اما باز نمی خواست از غواصی دست بکشد! حتی گریه و التماس می‌کرد که مبادا او را از رفقای غواصش جدا کنند! این طور بود عشق و علاقه بچه ها به غواصی.

آناج: به عنوان آخرین موضوع کمی هم به کربلای چهار بپردازیم.به قول شما اگر والفجر هشت را نقطه اوج حماسه غواصان بدانیم، بی شک کربلای چهار هم اوج مظلومیت آنهاست! در کربلای چهار چه اتفاقی افتاد که این عملیات، تراژدی غواصان جنگ نام گرفت؟

سردار عباسقلیزاده: در عملیات کربلای چهار، لشگر عاشورا هم حضور داشت و ما خودمان درگیر شناسایی مواضع دشمن بودیم.در آن شرایط فهم و احساس خود ما این بود که دشمن از حضور و شناسایی ما خبر دارد.حتی یادم هست دو نفر از بچه های شناسایی یکی از لشگرها اسیر گشت های عراقی شدند، یا مثلا هواپیماهای عراقی گاه و بیگاه فیلر (منور هوایی که کل منطقه را روشن می کرد) می زدند! با توجه به این شرایط وقتی به شناسایی می رفتیم این احساس را داشتیم که احتمال لو رفتن و حتی اسیر شدن ما هم وجود دارد.موقعیت شط العرب که ما داخل آن حرکت می کردیم، طوری بود که اولا از دو طرف آب تحت دید مستقیم دشمن بود،ثانیا دشمن از جزیره ماهی و از طرف گلوگاه اروند در سمت مشرف به بصره اسکله زده بود و داخل آب جلو آمده بود و به همه منطقه دید و اشراف داشت.

ما مجبور بودیم هربار از این منطقه باریک و تحت اشراف دشمن عبور کنیم و برای شناسایی مواضع دشمن جلوتر برویم.علی رغم شناسایی موفق مواضع دشمن شامل سنگرهای کمین،نیروها،خاکریزها و... که در گزارشهای شناسایی می نوشتیم، این برداشت را هم داشتیم که دشمن احتمالا از وقوع عملیات اطلاع دارد.

 در عملیات شناسایی والفجر هشت در محور لشگر ما، یک مورد هم پیش نیامد که دشمن از حضور ما خبردار شود و اصلا قرائن و شواهدی هم ندیدیم که از لو رفتن عملیات شناسایی و غواصی حکایت کند.اما در کربلای چهار به نظرم فعالیت‌های شناسایی ما برای دشمن مشخص بود، تا جایی که روز عملیات اطلاع دشمن از وقوع عملیات برای همه ما قطعی شده بود و حتی این بحث مطرح شد که عملیات انجام نشود! اما نهایتا تصمیم فرماندهی این شد که علی رغم چنین ریسک بالایی عملیات آغاز شود.چون برداشت این بود که اگر تا کانال زوجه پیشروی شود، کار بصره و درنتیجه صدام به نوعی تمام خواهد شد.

آناج: یعنی تصور فرماندهان این بود که حتی با فرض لو رفتن عملیات، احتمال پیروزی و فتح مواضع دشمن وجود دارد؟!

سردار قلیزاده: بله دقیقا! با این تصور چنین ریسکی انجام گرفت و عملیات آغاز شد.اما در ادامه عملیات  بحث نفوذ و پیشروی نیروهای ما به شکل طراحی شده پیش نرفت و درگیری ها در همان محدوده ام رصاص باقی ماند.وظیفه لشگر ماهم که عبور از جزیره ماهی و حمله به عقبه ام رصاص بود عملا انجام نشد.لشگر امام حسین هم، هم جوار ما بود.من فکر می کنم اکثر آن 175 غواص شهید هم از بچه های لشگر امام حسین باشند که قبل از ما به خط ام رصاص زده بودند.

وقتی پیشروی ممکن نشد، بسیاری از غواص هادر همان ام رصاص شهید و یا اسیر شدند! البته از لشگر ما اسیر خیلی کم داشتیم.بچه های زخمی هم که امکان حرکت نداشتند همراه شهدا با جریان آب رفتند و به اسکله های خرمشهر گیر کردند!اطلاع و آمادگی دشمن آنقدر زیاد بود که برخی از بچه ها درست یا غلط نقل می کنند که خودشان دیده بودند ژنرال ماهر عبدالرشید آمده بود روی خاکریز و با غرور و احساس پیروزی به سمت نیروهای ما نگاه می کرد! شما اگر فیلم سرباز رایان را دیده باشید، باور کنید حجم آتش و تیری که سمت نیروهای ما می ریخت اصلا قابل قیاس با صحنه های آتش آن فیلم هم نیست! در فیلم سرباز رایان لااقل سنگرهای دشمن کمی از سطح زمین بالاتر بودند و نیروهای پیشروی کننده کمی امکان مانور داشتند.اما در صحنه کربلای چهار همه دوشکاها،تیربارها و شیلیکاهای دشمن درست روی سطح آب شلیک می‌کردند و بچه های غواص هم امکان هیچ نوع عکس العملی نداشتند! به خاطر همین من معتقدم اینکه بعد دستور عقب نشینی، 70 یا 80 درصد غواصهای ما از آن مهلکه سالم بیرون آمدند، خودش یک معجزه بود!  البته از یک طرف هم نجات اکثریت بچه ها مدیون خط شکن هایی بود که در محور ام رصاص خط دشمن را شکستند و بخشی از آتش دشمن را خاموش کردند.

اما بالاخره دستور تخلیه فوری منطقه و عقب نشینی صادر شد و ما عملا در این عملیات شکست خوردیم! در مجموع سرنوشت غواصان کربلای چهار تلخ بود،هنوز هم سرنوشت بعضی از غواصهای این عملیات نامعلوم مانده است.در استان خودمان هم مثلا شهید حسین یوسفی و چند نفر دیگر از مفقودان این عملیات هستند.احتمال قوی هم این است که پیکرهای این شهدا را اروند برای همیشه با خودش برده است...!

آناج: ابعاد فرهنگی موضوع غواصی باعث شده محصولات فرهنگی و هنری خوبی هم در این راستا تولید شود.منظومه بی نظیر غواصلار صمد قاسمپور،چندین فیلم سینمایی مثل افق، داستان های کوتاه و حتی رمان بسیار جذاب «جمجمه ات را قرض بده برادر!» از مرتضا کربلایی لو، رجعت 175 غواص شهید دست بسته هم که خودش به منزله یک قیام فرهنگی بود! انعکاس این موضوع در فضای مجازی واقعا عجیب و کم نظیر بود،پوسترهای فوق العاده ای طراحی شد،شعرهای زیبایی سروده شد، متن های بسیار تاثیرگزاری نوشته شد و حتی چند بازی کامپیوتری خوب طراحی شد...شما به عنوان یک غواص دفاع مقدس چه قدر با این محصولات فرهنگی ارتباط برقرار کرده اید؟ اصلا به نظرتان چنین آثاری در ادای دین به غواصان شهید موفق بوده اند؟

سردار عباسقلیزاده: واقعیت این است که اوج مظلومیت غواص‌ها در کربلای چهار اتفاق افتاد! اسارت و شهادت غریبانه 175 غواص هم که اکثرا دست بسته بودند و بدون زخم و گلوله به شهادت رسیده بودند، چیزی است که روی همه انسانها تاثیر می‌گذارد و برداشت های زیادی را هم می‌تواند باعث شود.از طرفی تاثیر گزاری عکسها و تصاویر و آثار هنری معمولا بیشتر از بیان و صحبت است و به نظرم همین  عکسها و خبرهایی که در رسانه ها و فضاهای مجازی و... منتشر شد باعث یک تاثیرگزاری عمومی در سطح جامعه شد و کمتر کسی را می توان پیدا کرد که با دیدن این آثار متاثر نشده باشد و خودش را نسبت به این شهدا مدیون نداند!

در مجموعه سپاه هم کارهایی در این رابطه انجام شده، مثلا کتاب عکس غواصان که در مرکز حفظ آثار لشگر به همت آقای حبیب الهی منتشر شده و به عنوان یک کار اولیه خوب هم درآمده است.هر چند به نظرم می توانست خیلی بهتر از این هم باشد.همه این آثار فرهنگی و هنری علی رغم قوت و تاثیرشان، هنوز هم نتوانسته حقیقت و حماسه غواصان را به طور کامل منعکس کند و باید بیش از اینها به این موضوعات پرداخته شود.

گفت‌وگو و تنظیم: مهدی نورمحمدزاده

چاپ خبر