• 4:37 بعد از ظهر

  • 1399-12-23

  • کد خبر: 8114

حاشیه‌نگاری آناج از همایش شیخ محمد خیابانی؛

پـارادوکسیکـال پـزشکیان!/ معضلی بنامِ ردیف اول

همایش شیخ محمد خیابانی که صبح امروز با حضور رئیس مجلس شورای اسلامی‌و مسئولان ارشد در تبریز برگزار شد با حواشی همراه بود.

گروه سیاسی آناج؛ در کنار همه مراسمات بزرگ، حاشیه‌هایی وجود دارد که بیشتر از متن در خود مراسم به چشم می‌آیند اما چندان در خبرهای رسمی‌به آن‌ها بها داده نمی‌شود. حاشیه‌هایی که آن را حاضران در برنامه بخوبی لمس میکنند.

افتادن لیوان از روی سِن، تپق مجری، برخی تیکه‌های سخنرانان به یک دیگر یا اتفاقی غیر منتظره حین برگزاری مراسم، همگی می‌توانند جزئی از حواشی باشند که چندان خبری از آنان نیست.

مراسم امروز گرامیداشت شیخ محمد خیابانی هم از این قائده مسثنی نبود. خبرنگار آناج، با ثبت برخی از اتفاقات به بازخوانی آن میپردازد.

پارادوکسیکال پزشکیان!

شاید یکی از اصلی ترین حواشی امروز مراسم، نشستن مسعود پزشکیان در ردیف وسط صندلی‌های تالار وحدت دانشگاه تبریز بود. وی برخلاف دیگر نمایندگان استان که در جست‌وجوی صندلی اول مراسم بودند، بی توجه به این مرسومات، وسط سالن نشست!

چند نفر از مسئولان نیز برای حضور پزشکیان در صف اول اصرار کردند اما جواب نماینده تبریز منفی بود. روح الله متفکر آزاد نیز تا اواخر مجلس و تا زمانی که پزشکیان مراسم را ترک نکرده بود، کنار همکار خود نشست.

حرکت پزشکیان در این فقره مردمی‌به نظر میرسید. او حتی با چندین نفر از مهمانان برنامه هم خوش و بش کرد اما از آنجایی که پزشکیان معمولان پارادوکسیکال عمل میکند، این حرکتش بیشتر از آنکه نشان از مردمی‌بودن داشته باشد، نشان از بی توجهی به قالیباف بود.

بخواهیم با نخواهیم، پزشکیان با قالیباف به لحاظ فکری اختلافات عمیقی دارد و این برخورد او نیز از این اختلاف نشات میگرفت چراکه اگر پزشکیان واقعا مشی مردمی‌داشت، زمانی که روحانی یا لاریجانی در تبریز حضور داشتند هم در میان مردم حضور می‌یافت اما در واقعیت از کنارشان جُم نمیخورد!

البته به نظر میرسید پزشکیان به زور در مراسم حضور یافته چراکه درست چند دقیقه بعد از پایان سخنان قالیباف، سالن را ترک کرد و رفت.

معضلی بنامِ صندلی ردیف اول

از اینها که بگذریم، نمیدانم چه وَلعی برای نشستن در ردیف اول وجود دارد؟ اصلا چرا قسم خورده‌ایم که مسئولان در ردیف اول بنشینند؟ اتوبوس بین شهری نیست که نشستن در ردیف اول، پشت راننده محسنات داشته باشد. اخیرا هم با توجه به افزایش تصادفات شاخ به شاخ، خطرش بیشتر از پیش است. حتی وقتی مسئولی ولو درجه چندم در بین مردم می‌نشیند، برخی با نیتی نامعلوم، هِی اصرار میکنند که اِلا و بالله باید بیایی و اول صف باشی.

بعضی مواقع کار به پاره شدن کت و شلوار مسئول هم میرسد، بس که از متقاضی اصرار بوده و از مسئول بی نوا انکار! به یاد دارم چند ماه پیش در یکی از مراسم شهدای گمنام که در مصلی امام خمینی(ره) تبریز برگزار میشد، صفری، مدیرکل صدا و سیما آذربایجان‌شرقی، آرام و بیصدا با یک ماسک بزرگ که کسی او را نشناسد در بین جمعیت نشسته بود اما بیش از 8 نفر آمدند و گفتند بیایید جلو بنشینید! آن افراد مسئول خاصی هم نبودند شاید فوقش میزبان برنامه، اما مدام اصرار میکردند که نه، باید صفری جلو بنشیند و آخر سرهم این مرحله را با موفقیت سپری کردند!

البته به نظرم دلیل اشتیاق برای نشستن در صف اول، تعداد زیاد صندلی‌های ردیف اول است. به هرحال عیب است که ردیف اول مراسمات خالی از مسئولین باشد!

مرغ همسایه غاز است؟

امان از مجری پروازی! خنده‌دار است که در تبریز به این بزرگی با اینهه مجری کاربلد، مجری همایش را از تهران بیاورند. وقتی از تهران برای تبریز مجری می‌آورند، دادِ مجری‌های خودمان بلند میشود که آقای مسئول، مرغ همسایه غاز است؟! حالا، اگر آن مجری واقعا توانمند باشد، اندکی قابل قبول؛ کار دقیقا جایی افتضاح میشود که مجری چنان نگاه از بالا به پایینی دارد که انگار آسمانِ خدا دهان باز کرده و او را به روی سِن تالار وحدت دانشگاه تبریز انداخته تا برای این مراسم مجری‌گری کند!

تُپُق، نمکِ اجراست. آن را همه قبول دارند اما پر گویی را نه. اغراق را هرگز و تملق را مطلقا! فکر کنم در یکی از برنامه‌های خیلی وقت پیش بود که یکی از مجری‌ها، از امام جمعه تبریز تعاریفی کرد که برای جمع حیرت انگیز بود. درست است که همه مردم تبریز، حاج آقای آل‌هاشم را دوست دارند اما اینگونه اغراق و تملق نه توصیه دین است و نه خوشایند بزرگان. از این رو بود که حاج آقا موقع شروع سخنرانی‌اش به مجری آن برنامه تذکر داد و از آن پس کمتر مجری برای گرم کردن مجلس، تملق میکرد به این و آن. اما این مجری…؛ بگذریم.

تملق ممنوع

به نظرم، البته به تصدیق بسیاری که در برنامه حضور داشتند، مجری برنامه نمره‌اش پایین تر بود از همه آنهایی که دستی به اجرا داشتند. به نظرم بهتر است از این بعد مسئول برگزاری مراسم قبل از این ریز برنامه را به مجری بدهد، با فونت درشت بالای کاغذ بنویسد، تملق ممنوع حتی شما دوست عزیز! به هرحال، اگر این مجری نبود، چه برای نوشتن داشتیم ما خبرنگار جماعت.

طرحِ بنر مقوا؛ آرم‌های درشت، مقواتر!

چشمتان روز بد نبیند، تا دلتان بخواهد آرم بود روی بنر همایش. فکر کنم طراح بنر، یکی از اصلی ترین هنرنمایی‌هایش، آرم‌ها بود! اینهمه آرم؟ مراسم بزرگ بود قبول، اما خداوکیلی آنهمه آرم درشت را حتما باید میزدید جلو چشم مدعوین؟ از قدیم گفته‌اند اعتبار همایش‌های علمی، به محتوای آن است نه ظاهرش.

گیرم در این همایش چند دستگاه و اداره کمک مهمی‌کرده باشند، آخر برنامه هم که ازشان تجلیل شد! چه لزومی‌داشت اینهمه آرم بازی؟ البته که بنر طراحی شده برای همایش نیز حرف‌ها داشت برای گفتن که صاحبان تخصص باید نظر دهند.

به نظر اگر مسعود فراستی منتقد طراح‌های گرافیکی بود، با آن دَک و پوزش یک جا لَم میداد و میگفت طرح بنر مقوا بود، آرم‌های بی‌ریخت و درشت، مقواتر!

پیشاپیش، عذر نویسنده را بخاطر این مدل از انتقادات پذیرا باشید. میدانم که بجای حاشیه نگاری انتقاد میکنم اما خُب اینها هم بخشی از برنامه بوده که باید گفته میشد!

برگردیم به روایت حواشی. خوشبختانه به جز یک سخنران، همه آنهایی که پشت تریبون رفتند، به موقع حرف زدند و مخلص کلامشان را گفتند الا یک نفر که فکر کنم یکی دوبار هم کاغذ دادند که تمام کن!

کلاس تاریخ در بیست دقیقه

داودی نماینده مردم سراب به عنوان رئیس مجمع نمایندگان استان، یکی از سخنرانان مراسم بود. واقعیتش به قدری تاریخ خواند و نام پادشاهان قجر را بهم مخلوط کرد و آخر سر رساند به شیخ محمد خیابانی که حاضران همگی هاج واج نگاهش میکردند. اصلا یکی از نشانه‌های سخنرانی گیرا، توجه مخاطب است. سخنران وقتی از بالا میبیند که مخاطب بجای گوش دادن به او سرش توی گوشیست یا با بغل دستی‌اش حرف میزند، یعنی بند را آب داده و سخنانش برای دیوار بهتر تاثیر دارد تا مخاطب!

درست است که داودی در دامپزشکی متخصص است و قبل از نمایندگی کلی به گاو و گوسفندان سراب رسیدگی کرده اما حق الانصاف تدریس تاریخش هم بد نیست. تاریخ دوران مشروطه را عرض بیست دقیقه چنان به گوش اندک مستمعین خود رساند که خسرو معتضد در چندین سال حضورش در صدا و سیما نتوانسته بود.

تفاوت قالیباف با روحانی و لاریجانی

و اما مهمان ویژه! آقای قالیباف و تیم همراهش نسبت به دیگر روسای قوا، بسیار ساده‌تر و بی تکلف‌تر در تبریز حضور یافت. حداقل که در تالار وحدت اینطور بود. هرچند برخی منتقد بودند از مواجهه مسئولان امنیتی، اما آنهایی که حضور روحانی یا لاریجانی و حتی آیت الله رئیسی را تجربه کرده بودند، میدانستند که آنچنان هم حلقه امنیتی شدید نبود حداقل برای خبرنگاران.

برخلاف روحانی و لاریجانی که هنگام حضورشان در تبریز، نصف شهر قفل میشد، با حضور قالیباف از این خبرها نبود. وقتی مراسم تمام شد به نظر دو خودرو فقط او را همراهی کردند. زمان حضور روحانی و لاریجانی که وضعیت واویلا بود. البته اگر منصفانه بگویم، وقتی آقای رئیسی هم در تبریز حضور داشت اندکی سخت گیری بود اما نه به شدت روحانی و لاریجانی!

به یاد دارم، وقتی لاریجانی وارد تبریز شد و قرار بود به بستان‌آباد و سراب سفر کند بیش از 6 بار ما را از ایکس رِی و بازرسی بدنی و چک و خنثی رد کردند. عکاسان خبری شاید بهتر منظورم را متوجه شوند و تفاوت را احساس کنند.

الغرض قالیباف با دو نفر هم به گرمی‌خوش و بش کرد. که در نوبه خود جالب بود. اولی قاری قرآن که نوجوان می‌نمود و دومی‌مسئول گروه سرودی که از قضا روشندل بود. به نظرم اگر کرونا نبود کلی بغلشان هم میکرد!

شیخِ شهید‌ها کم نیستند

در هرحال اینکه همایشی برای بزرگان این دیار برگزار شود، اقدام خوب و مهمی‌است. یکی از اصلی ترین محورهای سخنرانان همین بود. یک قرن از شهادت کسی که در نهضت مشروطه اقدام بزرگی کرده میگذشت اما هنوز برایش هیچ مراسمی‌برگزار نشده بود البته کم نیستند از این بزرگان تاریخ که نامشان در حال فراموشی است. کاش فکری هم به حال آنها بکنند این مسئولان گرامی.

نویسنده: نوید اسماعیلی

انتهای پیام/

 

دیدگاه ها:

    “برخلاف روحانی و لاریجانی که هنگام حضورشان در تبریز، نصف شهر قفل میشد، با حضور قالیباف از این خبرها نبود. ”

    حالا نصف نصف هم شاید نباشد آقا نوید! چون ما هم در همان شهری که شما هستید هستیم! روحانی حداقل 4 سال آینده نیست! شما باشید و مجلس و دولت انقلابیتان ! سرباز ها را سیلی بزنید و سپس از آنها دلجویی کنید و بگویید عذر خواهی بکنند!
    شما هم در پیام نور تبریز حلقه ی مفصلی داشتید که ورود به آن و انتقاد از اقدامات اندکی نابجایش کار هیچکس نبود.چون مثل برخی از مسیولین دانشگاه ، پرونده هایشان ساخته میشد و باید در مسندی دیگر به دانشجویان خدمت میکردند!
    خلاصه… ایله بو… ببخشید اگر انتقاد شد نه حاشیه نگاری! اما ایکاش در این جایگاه از حقوق کارگرانی که 14 ساعت شیفت هستند و کارفرماهایشان بعنوان کار آفرین برتر تجلیل میشوند یا مردمی از استان که حتی نمیتوانند به دیدار حاج آقا آل هاشم هم راه پیدا کنند کمی بنگارید! جناب نوید اسماعیلی!موفق باشید…

    مشکل فرهنگی ما در تجلیل از شخصیتهای تاریخی این است که آن را سیاسی کرده و بنوعی از این موضوع به نفع خود بهره برداری میکنیم و به همین علت است که شخصیت واقعی این افراد در زیر پای سیاستمداران لگد مال میشود ای کاش اینگونه مجالس که بیشتر رنگ و بوی سیاسی دارند تا مراسم بزرگداشت و تجلیل اصلا برگزار نشود سوال دیگر هم اینکه چرا اینگونه مراسمات در آستانه انتخابات برگزار میشود ؟! سخن آخر هم به مسولین و متولیان امر این است که نسل حاضر تا جاییکه ممکن است چوب اشتباهات و خطاهای شما را میخورند حداقل با مردگان کاری نداشته باشید و بگذارید در قبر راحت بخوابند و اساسا شخصیتهایی چون خیابانی و ثقه الاسلام ها با طناب همین سیاستمداران به دار آویخته شدند .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *