• 4:11 بعد از ظهر

  • 1399-11-04

  • کد خبر: 4543

خمینی چی لر

خــمینـی‌چـی‌لر-بخش اول/ روایت ‌حاج‌علی اکرام از اوج اختناق و اعدام علما

سلسله مقالات خمینی‌چی‌لر به قلم مهدی نعلبندی و با هدف بازخوانی جریانِ اسلامیِ آذربایجان در دوره معاصر، ارائه می‌شود.

آناج-گروه قفقاز و ترکیه؛ شناخت واقعی از جریان ریشه‌دار اسلامی‌در باکو و آذربایجان به جهت جلوگیری از تحریف تاریخ و بهره‌مندی از مشترکات فرهنگیِ آن‌سوی ارس، از اولویت‌های کارشناسان فرهنگی و ادبی قفقاز محسوب می‌شود.

جریان هویت‌خواه شیعی یا همان خمینی‌چیلر در حصار و فشار حکومت فعلی جمهوری آذربایجان قرار دارد اما تحولات اخیر این کشور نشان داد که مسلمانان آذری از رشد فکری و فرهنگی بی‌سابقه‌ای برخوردار گشته‌اند.

به منظور آشنایی مختصر، سلسله مقالات خمینی‌چی‌لر به قلم مهدی نعلبندی و با هدف بازخوانی جریانِ اسلامیِ آذربایجان در دوره معاصر، ارائه می‌شود.

بخش اول این بازخوانی که برای اولین بار منتشر می‌شود، به شرح زیر است:

خمینی‌چی‌لر یک شبه و یک باره ظهور نکرد. این جریان برآیند سال‌ها ایستادگی در برابر دین‌ستیزی بود که علمای دین را تبعید کرد و مساجد را تعطیل. دین‌ستیزان حتی از اهانت به مساجد و محراب مسجد را آغول خوک و گاو کردن هم کوتاه نیامدند. آیت‌الله شیخ عبدالغنی بادکوبه‌ای رهبر “جمعیه الدعوه الالهیه” را در سال 1931 به دار کشیدند و آیت الله سید محمد بادکوبه‌ای را راهی سیبری کردند.

شیخ عبدالغنی درس خوانده نجف بود و از شاگردان ملامحمد فاضل ایروانی و میرزا حبیب‌الله رشتی و مجتهدی مسلم.


شیخ عبدالغنی بادکوبه‌ای؛ شهید راه ذلت‌ناپذیری

علامه امینی در شُهَداءُ الفَضیلَه در باب دین‌ستیزی دهه 30 میلادی و حیات شیخ بادکوبه می‌نویسد: “چون این جریان به قفقاز کشید، جمعی از روشن‌رأیان، از آن جمله همین شخصیت به مخالفت با آن برخاسته و در این راه از هیچ تهدید و آزاری نهراسیدند. سرانجام دستگیر شد و به زندان افتاد. پس از چهار سال و به سال 1350قمری شهید گشت. شهید راه علم و عمل، قربانی پرهیز و پارسایی، جان‌باخته راه دلیری و ذلت ناپذیری، شهید راه افتخار و فضیلت خدایش بیآمرزد. روحش شاد و راهش پررهرو باد”.

و اما آیت الله سید محمد بادکوبه‌ای پس از سیبری آمد اردبیل و سپس تبریز و مسجدش در خیابان دارایی تبریز هنوز به نام او پابرجاست. آیت‌الله بادکوبه‌ای اهل مشدآغا بود و در تبریز مشهور شد به “نوشون آقا” چرا که “نه‌اوچون” یا همان “نیه”‌ی تبریزی‌ها در لهجه نارداران و مشدآغا، تکیه کلام این فقیه سید اولاد پیغمبر بود.

عالم تبعید کشیده با خدمات علمی‌و مبارزات سیاسی

علامه امینی باز در شهداء الفضیله در باب حیات آیت‌الله سید محمد بادکوبه‌ای می‌نویسد: “از خدمات علامه سید محمد یکی تأسیس دانش‌سرای دینی بود که تعداد زیادی دانشجو داشت و خود در آن تدریس می‌کرد و علی‌رغم حمله ضد دینی بلشویک‌ها رونق روز افزون یافت”.

آقای بادکوبه‌ای هم طعم تبعید به سیبری را کشید و هم طعم تبعید به تبریز از اردبیل را. این عالم مبارز، هم از معترضین تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی بود و هم مدافع حقوق فلسیطین و نامش زیر اعلامیه کمک به آوارگان مسلمان فلسطینی در کنار نام آیت‌الله سید ابوالفضل خسروشاهی، آیت‌الله سید مرتضی مستنبط غروی، آیت‌الله سید کاظم موسوی شبستری و آیت‌الله شهید سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی. عالمی‌که در روز سی مرداد 1348 و 21 آگوست 1969 دیده بر جهان فرو بست و در تبریز به خاک سپرده شد.

روایت حاج علی‌اکرام از اوج اختناق و اعدام علما

مرحوم حاج علی‌اکرام که بنیانگذار جریان خمینی‌چی‌لر در جمهوری آذربایجان است از دوران اختناق چنین می‌گوید: “در دوران سیاه استبداد و اختناق استالین، حوزه‌های علمیه، مراکز مذهبی، مدارس دینی و مساجد موثر را برچیدند و به موزه، اداره، انبار و … تبدیل کردند و عالمان آزاده و فقیهان بزرگ و مبارز را اعدام نمودند و از بین بردند. سال 1937میلادی اوج این قتل‌عام‌ها و اعدام و تصفیه‌حساب‌های سیاسی بود. از این نظر «سال 37» در ادبیات سیاسی ما به‌عنوان نماد استبداد و قتل و غارت حکومتی و پایمال شدن مظلومان در آمده است”.

و اما جمهوری آذربایجان؛
سرزمینی است در شمال رود ارس و جنوب رشته‌کوه‌های قفقاز. و این دیار شاید هم قافقاز باشد و همان قله قاف سیمرغ عطار با کوه‌هایی که دور دستی‌اش سبب شده در ادبیات ایرانی «قاف» نامیده شود.
جمهوری شیعه قفقاز که در سال ۱۹۱۸ آذربایجان نامیده شد، در شرق قفقاز و غرب دریای خزر است. سفر به مشهد، قم، تبریز و نیز کربلاء، آرزوی هر آذربایجانی است. در دو سوی پایتخت جمهوری آذربایجان دو مسجد با شکوه قرار دارد که یکی در ورودی باکوست «بی‌بی هیبت» نام گرفته است، و دیگری در نارداران است که بیست کیلومتر بیشتر با باکو فاصله ندارد و مزار «رحیمه خاتون» و خواهر امام رضا علیه السلام را دردخود دارد.

ناردارانی‌ها این حرم را «پیر» و «غریب خانیم» هم می‌نامند. حاج مایل علی‌اف برای حرم نارداران چنین سروده:
تانری ائتمیش اعتبار سنده امام ناموسونو
سن نئجه یئرسن اونو گوستردی سبحان نارداران
سوز ـ سوزو چکدیکده یازسام، خامه توتماز تعریفون
بیرجه آرزوم؛ گورمه‌ییم بو یئری ویران نارداران
مادری اولموش اوشاق تک مایلی آغوشه آل
دویماسا سیزلاییب اولسون پریشان نارداران

و گنجه نیز میزبان امامزاده ابراهیم بن محمد باقر علیهم‌السلام است. مجموعه‌ای مدهبی که تربت آبی رنگ امامزاده در آن است و در زبان مردم به گنجه امامزاده‌سی، امامزاده توربه‌سی، گوی امامزاده، گوی مسجد یا گوی امام مشهور است.

ادامه دارد..

انتهای پیام/

کلید واژه‌ها:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *