• 08:06

  • 1401-05-25

  • کد خبر: 42278

یادداشت آناج؛

ساختار بخشنامه نویسیِ معیوب!

آقای ابتهاج بدون اطلاع قبلی روز چهارشنبه فوت کرد که روز آخر کاری سفارتخانه بوده. خانواده ایشون باید میت را ول می کردند و از شهر کلن (محل زندگی) سریع خود را به برلین میرساندند تا گواهی فوت را تقدیم سفارت کنند و بعد از پروسه ای برگردند آلمان و صبر کنند تا نتیجه حاصل شود!

گروه سیاسی آناج/ امیر تقوی؛ جنازه مرحوم هوشنگ ابتهاج روز چهارشنبه تشییع خواهد شد.

و جنازه مرحوم از آلمان به ایران منتقل شد.

اما جالب است بدانید طبق سیاست های ارزی بانک مرکزی (بند 28) بخشنامه 10 مرداد 1401 مخارج ارزی انتقال جنازه جزو هزینه های مورد قبول بانک مرکزی است و خانواده متوفی میتوانست به سفارت ایران در آلمان مراجعه کند و با ارائه گواهی فوت نامه ای به وزارت امور خارجه بگیرد و با تایید معاونت مالی وزارت امورخارجه به بانک عامل مراجعه کرده و درخواست ارز براساس سامانه نیما کند.

اغلب سفارتخانه های ایران از روز 5شنبه تا یکشنبه تعطیل رسمی هستند. چون پنجشنبه و جمعه وزارت امورخارجه در ایران تعطیل است و شنبه و یکشنبه تعطیلات آخر هفته در عموم کشورهاست.

عملا روز کاری در سفارتخانه های ایران صرفا دوشنبه و سه شنبه و چهارشنبه است.

آقای ابتهاج بدون اطلاع قبلی روز چهارشنبه فوت کرد که روز آخر کاری سفارتخانه بوده. خانواده ایشون باید میت را ول می کردند و از شهر کلن(محل زندگی) سریع خود را به برلین میرساندند تا گواهی فوت را تقدیم سفارت کنند. بعد بلیط تهیه میکردند و می آمدند ایران و به تایید واحد مالی وزارت امورخارجه می رساندند و بعد از تایید به بانک عامل یا موسسه مالی مراجعه و درخواست ارز میکردند و دوباره بلیط تهیه میکردند که برگردند آلمان و صبر کنند تا نتیجه حاصل شود.

پروسه خرید ارز برای واردات کالاهای اساسی یکهفته و برای سایر کالاها یکماه الی 40 روز است. (حالا نمیدانم جنازه یا میت جزو کالاهای اساسی در سیستم بانک مرکزی ثبت شده یا گروه کالایی 21 و 22 و 23 الی 27)

حداقل 10 فرم بانکی نیز باید پر شده و انواع تضامین مالی و سپرده اخذ میشود.

یعنی تامین ارز بر اساس ETS یک پروسه دوهفته الی دوماه است و در این مدت خانواده متوفی بایستی میت را رها کرده و در بروکراسی اداری که بانک مرکزی تبیین کرده چرخ بزنند.

البته هیچ عقل سلیمی با لحاظ فشار روحی ناشی از دست دادن عزیزان و اینکه میتواند طی چند دقیقه با مراجعه به کف بازار ارز مورد نیاز خود را تامین کند به بخشنامه “فانتزی و شیک” بانک مرکزی تن در نمیدهد. و همین میشود پایه خرید و فروش ارز در بازار سیاه و پولشویی.

یعنی بخشنامه در یک اتاق دربسته و در فضایی تخیلاتی تنظیم شده و توسعه دهنده بازار غیر رسمی و نه حلال مشکلات مردم است.

ساختار بخشنامه نویسی در ایران  همین قدر احمقانه و عقب افتاده است. رئیس بانک مرکزی نهیب میزند که نباید ارز در کف خیابان فردوسی و یا هرات یا سلیمانیه یا دبی یا استانبول معامله شود و دست هرکس بالای دوهزار دلار ببینیم مصداق قاچاق ارز است. ولی همزمان بخشنامه ای را امضا میکند که قطعا تمام 38 صفحه را نخوانده است و بقدری معیوب است که توسعه و شتاب دهنده حکمرانی اقتصادی معیوب است.

آنچه واضح و مبرهن است ساختار و بدنه بخشنامه و قانون نویسی با تغییر دولت ها تغییری نمیکند و کسی هم حوصله مطالعه این بخشنامه ها را ندارد که در درونش تضادها و بی عدالتی ها را قانونمند میکند.

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.