• 08:07

  • 1401-05-17

  • کد خبر: 41586

به بهانه فرارسیدن عاشورای حسینی؛

عاشورا یعنی تا فرصت ظهور حسینی بمانیم/ عاشورای 1401 آمد و عن قریب باید در بدرقه اش بسوزیم

عاشورا یعنی جولان جلوۀ صبر خدا در زمین وقتی خواهری زبان به عشق و بندگی می گشاید و چیزی جز زیبایی در کربلا نمی بیند.

گروه دین و مذهب آناج/ فاطمه حبیب پور؛ امروز روز حسین فاطمه است…

کاش من باشم و حرمت و یک دل سیر اشک برای شستن شش گوشۀ زخم هایت.

برای سرودن تو همۀ سؤال هایم سکوت کرده اند، نامت را می نویسم شاید طلسم سرد احساس های در غفلتم شکسته شود.

می نویسم حسین و هوای چشم هایم بارانی می شود؛ می نویسم حسین و در حسرت کربلا ناگاه هوایش به سرم می زند؛ می نویسم حسین و عطر عجیب سیب احوال پرس ثانیه های دلتنگی ام می شود.

عاشورا از راه رسیده، چندمین عاشورا است بعد از هزار و چند سال تاریخ غریب و مظلوم کربلا، چندمین تعزیه و مرثیه و عاشقانه است…

نمی دانم در تکرار کدام بهانه، کدام بها، کدام بهشت، کدام ایثار، گم گشته ایم؟!

حسین را از کجا سراغ بگیریم که خود را گم کرده ایم…

یا حسین، این سرگشتگی را به کدام ضریح متوسل شویم؟! به که گوییم درد جدائی مان را وقتی چاره ای برای بیچارگی مان نمی یابیم.

یا حسین عاشورا از راه رسیده است…

همۀ این همه دهه عاشقی و نوحه و عزا و مرثیه به جای خود، اما آقا، روی کدام صراط مستقیمیم که به تو نمی رسیم!

کدام امر به معروف و نهی از منکر ساختگی دنیامان، ما را زمین گیر کرده؛ شیطان ما را به کدام نماز تو خالی مان غافلگیر کرده؟ ناگواریهای حوالیِ افکار ما نتیجۀ کدام سستی ماست.

یا امام حسین عاشورای 1401 آمد و عن قریب باید در بدرقه اش بسوزیم، چشم ها به آب و جاروی محبت تو دلتنگ تر شده اند، دست ها از سر سینه های تنگ دست بر نمی دارند؛

سیاه جامه ها چه به تن ها می آیند؛ برای این همه و ان یکاد خواهم خواند.

نگرانی چشم هایم بی خود نیست…

نکند خدا نکرده، اصلاً “خدا هر آنچه کند از توام جدا نکند”.

می ترسم از اینکه یاد و نامت و راهت فراموشم شود تا محرم سال بعد.

یا امام حسین…

آنهایی که کربلایت آمدند دلشان نیامد قتلگاهت را زیارت کنند، اما خودت خوب میدانی من در همان حوالی در همان گودال، در همان دلبستگی، در همان بهشت به عطر سیب عاشق شدم.

آری به سبب همین عشق است که نجوایت می کنم “خدا هرآنچه کند از توام جدا نکند”

امروز عاشوراست…

همان نیم روزی که به وسعت تاریخ گسترده است.

عاشورا یعنی پای منبر حنجر بریده بنشینی و تلاوت آیه های آزادگی را از زبان فرزند طه و یاسین بشنوی،

عاشورا یعنی جولان جلوۀ صبر خدا در زمین وقتی خواهری زبان به عشق و بندگی می گشاید و چیزی جز زیبایی در کربلا نمی بیند.

عاشورا یعنی تا فرصت ظهور حسینی بمانیم…

یا رب الحسین بحق الحسین اشفع صدر الحسین بظهور الحجه

انتهای پیام/

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.