• 11:12 بعد از ظهر

  • 1400-07-29

  • کد خبر: 18390

تحلیل مربی جوان تبریزی از فاجعه سیرجان: چرا تراکتـور زمین‌گیر شد؟

استارت تراکتور در لیگ بیست‌و‌یکم با یک شکست سنگین رقم خورد که تحلیل فنی این باخت را از دیدگاه مربی جوان و خوش‌فکر تبریز می‌خوانید.

به گزارش آناج، تراکتور فصل را به بدترین شکل ممکن آغاز کرد. دریافت 4 گل در یک نیمه غیرمنتظره بود و شوک بزرگی برای پرشورها. این تیم در نیمه اول با گل‌گهر دیدار حرفی برای گفتن نداشت اما در نیمه دوم شرایط تغییر کرد و شاگردان فیروز کریمی‌در لحظات پایانی توانستند یکی از گل‌ها را هم جبران کنند. البته این گل مرهمی‌برای زخم شکست سنگین نشد. شکستی که برای هواداران این تیم قابل هضم نبود.

رضا فرج‌پور، مربی جوان و خوش فکر فوتبال تبریز عملکرد تراکتوری‌ها را در گام نخست تحلیل کرده است که آنالیز فنی او را در ادامه می‌خوانید: 

ترکیب اولیه تراکتور در بازی با گل‌گهر 4-4-2 خطی بدون هولدر ثابت بود و دو فوروارد ما در نقش پرس کننده نفر اول ظاهر شدند. یعنی فتحی و عباس‌زاده از حالت مهاجم خارج شده و به عنوان بازیکن پشت مهاجم، خطوط و نیم‌فضاهای بین دو خطوط دفاعی و میانی حریف را پرس می‌کردند و در واقع در یک سوم میانی‌مان، به عنوان نفر اول تیم دفاعی ظاهر می‌شدند.

تا دقیقه 10 که توپ دست ما بود این استراتژی خوبی بود. اما مطمئناً نمی‌توانستیم در شرایطی که میهمان هستیم و فشار حریف بروی ما وجود دارد، نود دقیقه آن حالت را حفظ کنیم.

در مرکز خط میانی در ابتدای کار اکبر ایمانی و سامان نریمان جهان بازی می‌کردند و واسعی در کنار خط به کار گرفته شده بود. به نظر می‌رسد در شرایطی که خظ دفاعی‌مان دارای مشکل بود و نفرات تخصصی در آن حضور نداشتند، این ارنج بدون هولدر ثابت، ارنج مناسبی نباشد.

در این بازی اگر با رویه ابتدای بازی جلو می‌رفتیم ممکن بود نتیجه نهایی بیشتر از 4 گل هم باشد ولی فیروز کریمی‌در نیمه دوم توانست با یک تغییر تاکتیکی، اشتباهات ارنج نیمه اول را جبران کند. از این رو امیدواریم با افزوده شدن تعدادی از بازیکنان غایب، این تیم نتایج بهتری بگیرد.

باید در نظر داشت که بازی با النصر با این بازی تفاوت داشت زیرا تک بازی بود و انگیزه بازیکنان متفاوت؛ ولی طبیعی بود که کیفیت آن بازی به لیگ انتقال نیابد. زیرا لیگ یک ماراتن است و با تک بازی فرق دارد.

در حالت کلی گپ نیمه اول ما این بود که تمامی‌فورواردهای تیم سیرجان به راحتی پشت هافبک‌های ما در منطقه 14 حریف صاحب توپ می‌شدند. پوشش این منطقه از لحاظ تئوری فوتبال بر عهده هافبک دفاعی است. تقریبا تمام گل‌های بعدی را از این ناحیه خوردیم.

بهزاد سلامی‌در بازی‌های امید سابقه بازی در پست مدافع آخر را در چند بازی داشت. ولی بنده متوجه فلسفه تعویض سعید ایرانخواه نشدم. زیرا او پست تخصصی‌اش مدافع مرکزی بود و فصل قبل آنجا بازی کرده بود و سابقه بازی آسیایی هم داشت. ضمن اینکه با توجه به پنجره بسته، ما یک فصل بر روی ایرانخواه برنامه‌ریزی کرده‌ایم. در این شرایط ما جای سعید، از باستانی در آن پست استفاده کردیم که سابقه بازی در تیم در این سطح نداشت.

از طرفی ایرانخواه نهایتا 30 درصد روی گل‌های خورده اشتباه داشت و 70 درصد اشتباهات مربوط به هافبک‌های دفاعی ما مخصوصا اکبر ایمانی بود که با توجه به اینکه تخصص بازی‌اش هافبک دفاعی است، انتظارات زیادی از او وجود داشت.

اگر به هیت‌مپ بازی ایمانی نگاه کنید متوجه می‌شوید که وقتی توپ در اختیار حریف است، او بعد از توپ قرار دارد و در تلاش است که به توپ برسد، در حالیکه باید بین توپ و دروازه خودی می‌بود. اوج بی‌تحرکی او نیمه دوم بود که نه تنها در فاصله طولی جا می‌ماند، بلکه در فاصله عرضی هم زمانی که توپ به کناره‌ها می‌رفت، به سمت توپ کشیده می‌شد ولی بعد از اینکه دریبل می‌خورد یا از توپ جا می‌ماند، قادر به پوشش منطقه 14 حریف پشت محوطه خودی نبود و تقریبا تمام گل‌ها را از این ناحیه دریافت کردیم.

در تمام سی دقیقه ابتدایی، همیشه برتری عددی در یک سوم دفاعی ما با تیم حریف بود. در حالیکه در ترکیب 4-4-2، خط دفاع باید 4 بازیکن آنها را پوشش دهد، ما حتی نتوانستیم محدوده پشت محوطه جریمه را حفظ کنیم.

گل اول: مهدی تیکدری بازیکن ارزشمند فصل گذشته ما نقش بسیار مهمی‌در این گل داشت. در فضای بین نریمان جهان و ایمانی و دو دفاع تخصصی، آنها توانستند به راحتی وارد محوطه جریمه ما شوند. عدم ارتباط کلامی‌بین خط دفاعی و خط هافبک ما، باعث شد این گل را دریافت کنیم. البته اخباری می‌توانست در این صحنه بهتر ظاهر شود ولی از این قبیل اتفاقات در فوتبال پیش می‌آید.

گل دوم: بلافاصله همین اشتباهات فردی باعث گل دوم شد. در صحنه گل دوم تمام چهار هافبک ما مخصوصا دو هافبک میانی، از توپ عقب هستند. مشکل ما این بود که از لحاظ تراکمی‌وارد فار دفاعی شده بودیم ولی از لحاظ مسئولیتی نه. در گل دوم تیم حریف به سادگی در این ناحیه صاحب توپ شدند و موفقب به گلزنی شدند.

گل سوم: در صحنه این گل، وقتی توپ به سمت سلامی‌می‌آید، او ضربه سر اول را به قصد ارتفاع دادن می‌زند تا هافبکهای ما وارد ناحیه دفاعی شوند وتوپ دوم را جمع کنند. توپ به زمین می‌خورد ولی هافبکهای ما حضور ندارند. در صحنه آهسته گل سوم می‌توان دید که بعد از اینکه توپ وارد دروازه ما شده، هنوز خبری از هافبکهای دفاعی ما نیست.

گل چهارم: درباره صحنه این گل، سوالی که وجود دارد این است که در دقیقه 37 چه لزومی‌دارد در شرایطی که تیم‌مان شکننده است، فاصله بین خطوط مان به قدری زیاد باشد که دفاع چپ و راست‌مان را بی‌محابا آزاد کنیم. در گل چهارم رزاق‌پور تنها مدافع تخصی‌مان، در حالت تهاجمی‌است و توپ لو می‌رود و در ضد حمله با سه پاس، به پشت محوطه ما می‌رسد و گل چهارم را دریافت می‌کنیم.

در حالتی که طول تیم ما شکننده است، خط دفاع عقب مانده، خط میانی در سمت هجوم است، فورواردهای‌مان مشغول پرس هستند، چرا باید فاصله بین مسلمی‌پور و رزاق‌پور 60 متر باشد؟ چرا باید بین سلامی‌و رزاق‌پور 30 متر فاصله باشد؟ اینگونه بود که عرض زمین را هم از دست دادیم و در شرایطی که بنا به دلایل گفته شده طول زمین را هم قبلا از دست داده بودیم، این گل را هم دریافت کردیم. در گل چهارم سه نفر در خط دفاعی ما حضور دارند، رزاق پور جا مانده و مسلمی‌پور و دو دفاع مرکزی مشغول دفاع کردن بودند، اکبر ایمانی هم ترک پست کرده بود.

در حالت کلی به نظر در این بازی باید به جای سیستم 4-4-2 از ارنج 4-2-3-1 یا 4-1-4-1 استفاده می‌کردیم زیرا خط دفاعی ما شکننده بود و باید با دو هافبک دفاعی هولدر این ضعیف را پوشش می‌دادیم و به ضد حمله‌ها چشم می‌بستیم. باید در نظر داشت که هرچه تعداد خطوط در طول زمین زیاد باشد، می‌توانیم فضاها را بیشتر پوشش بدهیم.

علی فتحی و یا نریمان جهان هر وقت صاحب توپ شدند توانستند توپ را نگه دارند تا بقیه نفرات تیم به فاز هجومی‌برسند. خوشبختانه آقای کریمی‌در نیمه دوم استدلال خود را تغییر داد و اشتباه اولیه را جبران کرد و سیستم بازی را 4-1-4-1 کرد. ما در این نیمه وظایف طراحی اکبر را از او گرفتیم و خواستیم جلوی 4 مدافع قرار بگیرد و منطقه 14 حریف را پوشش دهد.

در نیمه دوم زیاد اجازه طراحی حمله را به حریف ندادیم. البته نباید نقش اخباری را نادیده گرفت که چند موقعیت تک به تک را از حریف گرفت و اجازه نداد نتیجه بدتر از این شود. حضور علی فتحی در خط میانی باعث شد خلاقیت و حفظ توپ در این منطقه زیاد شود و صحنه پنالتی منجر به تک گل ما هم از این ناحیه طراحی شد.

انتهای پیام/

دیدگاه ها:

    امروزه در دنياي ورزش و بويژه فوتبال مربياني كه دانش و بينش علمي و توان تحليل و آگاهي و دانائي به برنامه ريزي براساس بررسي وضعيت موجود از جميع جهات از بعد عوامل داخلي كه همان قوت ها و ضعف هاست و تحليل عوامل بيروني يعني تهديد ها و فرصت هايي كه از بركت دانش تحليل شناسايي كرده باشد موفق خواهد شد اين موفقيت ها از بركت مديران جوان تحصيل كرده و كارآزموده و متعهد و علاقمند و عاشق خدمت حاصل مي گردد نه از بكار گيري مربيان و كادر فني كه به ورزش بعنوان تجارت نگاه مي كنند و با لابي گري و رابطه هاي غير معقول بكار گماده ميشوند حاصل اش جز باخت هاي اين چنيني و مواردي كه بارها و بارها ديده شده و مي بينيم عايدي جز باخت بارمغان نخواهند آورد.
    اميد است مسئولين و صاحبان تيم ها بخاطر پيشگيري از پايمال شدن سرمايه هاي مادي و معنوي و آزردگي هواداران و عاشقان راستين فوتبال دور مربيان حرفه اي كه به پول و قرادادهاي آنچناني و دلال بازي كنان مي انديشند خط بطلانً كشيده و از وجود مربيان جوان و عاشق خدمت همانند فرج پور ها بهره ببرند تا بتوانند به اهداف عاليه خودشان نايل شوند نمونه بارز تيم قطري كه با يك مربي نسبتا بي نام و نشان چندين سال تيم ملي قطر را از پايه تربيت كرد و در نهايت در نا باوري قهرمان شد. اميد است تفكر علمي ورزشي و مديريتي در جامعه ورزش جايگزين تفكرات سطحي نگر گردد. موفق باشيد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *